بررسی و نقد کتاب"نقد کتب حدیث"(نوشته مصطفی طباطبایی) -1

آقای طباطبایی در کتاب خود می نویسد:

"در کتاب «عیون اخبار الرضا» اثر شیخ صدوق آمده است:

و بهذا الإسناد قال قال رسول الله - صلی الله علیه و{ آله } و سلم- یا علی إن الله تعالی قد غفر لک و لأهلک و لشیعتک و محبی شیعتک و محبی محبی شیعتک....[1] الحدیث

یعنی: «با این اسناد (که قبلاً ذکرش گذشت) پیامبر خدا -صلی الله علیه وسلم- فرمود: ای علی، همانا خداوند متعال تو را آمرزید و خاندانت و پیروانت و دوستان پیروانت و دوستان دوستان پیروانت (همگی را آمرزید)»!

در این حدیث چنانکه ملاحظه می‌کنید مبالغه‌ای شگفت صورت گرفته است، اعلام می دارد که هر کس (هر چند کافر و ظالم و فاسق باشد) دوستان دوستان شیعیان را دوست بدارد نزد خدای سبحان آمرزیده می‌شود! بی‌شک این سخن، کلام نبوی -صلی الله علیه وسلم- نیست و دروغ آن چنان آشکار است که نیاز به بررسی سند ندارد."

مقدمه:

قبل از پرداختن به پاسخ، ضروری است به این نکته اشاره کنیم که هدف آقای طباطبایی از بیان این مطالب، به هیچ وجه معرفی احادیث ناصحیح به زعم ایشان در کتب روایی معتبر شیعه نیست، بلکه بروز حقد و کینه و حسد در باب فضایل و مناقب اهل بیت علیهم السلام می باشد.

با این مقدمه،به کالبد شکافی نقد آقای طباطبایی پیرامون روایتی که ایشان بدون دلیل آن را دروغ آشکار می داند، می پردازیم.

افزودن ذهنیات و قضاوت پیشین به ترجمه روایت توسط آقای طباطبایی:

ایشان عبارات ( هرچند کافر و ظالم وفاسق باشند) و (صرفاً با ادّعای دوستی) را از ناحیه خود به ترجمه روایت افزوده و می گوید:

"در این حدیث چنانکه ملاحظه می‌کنید مبالغه‌ای شگفت صورت گرفته است، اعلام می دارد که هر کس (هر چند کافر و ظالم و فاسق باشد) دوستان دوستان شیعیان را دوست بدارد نزد خدای سبحان آمرزیده می‌شود!"

ضرب المثلی می گوید: خود گویی وخود خندی؟عجب مرد هنرمندی!

"ایشان در ترجمه روایت، قضاوت خود را اضافه می کند و می گوید خداوند متعال"بدون هیچ قید وشرطی"هر کافر و ظالم وفاسقی را"صرفاً با ادّعای"دوستی با دوستان شیعیان امیرالمومنین علیه السلام می آمرزد؛در حالی که سیاق این روایت واساساً این گونه روایات به هیچ وجه مبیّن چنین ادّعایی نیست."

حالا برای روشن ترشدن مفهوم روایت، به نکات ذیل توجه فرمایید:

اعتقاد شیعه بر آنست:

1) دست خداوند متعال در افعالش باز است، فلذا اگر بخواهد کسی را به هر دلیل بیامرزد و یا عذاب نماید احتیاج به بیان آن دلیل ندارد[1].

2) افعال خداوند متعال حکیمانه است، ولی لازم نیست که ما از حکمت او مطلع باشیم و اساساً ظرف وجودی انسان چنین استعدادی ندارد.[2] ولی هرکجا لازم باشد این حکمت ها بیان می شود[3].

3) خداوند متعال وعده فرموده است که بندگان از رحمت او نا امید نشوند زیرا او همه کناهان رامی بخشد[4] و اگر کسی توبه کند علاوه بر بخشش گناهان توبه کننده را به ثواب مبدّل می فرماید[5].

حال با ذکر مطالب فوق و با توجه به این که دست خداوند متعال را برای افعالش باز می دانیم به آیات ذیل که هریک مبیّن شرایط و استثنایات در امر مغفرت الهی است توجه فرمایید.

خداوند متعال شرک را بالاترین ظلم ها معرفی فرموده[6] و مشرک وکافر را از دایره مغفرت خود خارج کرده است.[7]

خداوند متعال،شرط محبت را تبعیّت از پیغمبر خود قرارداده است[8] و در محلی دیگر، اطاعت و تبعیّت از اولی الامر را که انطباق آن با امیرالمومنین و یازده فرزند بزرکوارشان علیهم السلام در محل خود اثبات شده است را هم سنگ محک اطاعت و تبعیّت از خود و پیامبر خود بیان فرموده[9]؛ لذا بسیار بی معنی است که ما کسی را محبّ بدانیم ولی رنگی از محبوب نداشته باشد و اگر این محبوب، محبوب خداوند متعال باشد با دعای او محب را مورد مغفرت خود قرار می دهد.[10] و این دعا و طلب مغفرت از طرف دیگر نیز مقبول است لذا مشاهده می شود که دوستان دوستان دوستان...شیعیان و مومنین نیز اگر هم سنخ باشند مورد رحمت و مغفرت الهی قرار خواهند گرفت[11] و آقای طباطبایی مایل نبوده به این نکات توجه نماید.

در اینجا از آقای طباطبایی سوال می کنیم که:

آیا همواره کسانی که مورد مغفرت خداوند متعال قرار گرفته اند"کافر و ظالم و فاسق"هستند که در تعبیر خود از دوستان شیعیان چنین برداشتی را بیان می کند؟ (به رابطه محب و محبوب توجه فرمایید) .

اگر چنین باشد چه قضاوتی _العیاذ بالله_ در باره آیه"لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِکَ وَ ما تَأَخَّرَ"[12] _خطاب به پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلّم_ و همچنین سایر کسانی که خداوند متعال،در قرآن مجید به ایشان وعده مغفرت و یا امر به طلب مغفرت فرموده است باید داشت؟

سوال دیگر اینکه آیا محبّ شیعه ی مومن، الزاماً کافر وظالم وفاسق است؟

برای روشن شدن پاسخ این سوال، بهتر است به این روایات که نظیر آن فراوان در

منابع شیعی ذکر گردیده است توجه فرمایید.

امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمودند:

«شیعیان ما کسانی هستند که در راه ولایت ما به یکدیگر بخشش می‏کنند و در راه

دوستی ما با همدیگر دوستی می‏نمایند و برای زنده کردن فرهنگ ما به دیدار یکدیگر

می‏روند و در حال خشم ستم نمی‏کنند و در حال رفاه اسراف نمی‏ نمایند و مایه

برکت همسایگان می‏باشند و با مردم معاشرت آمیخته با صفا و صمیمیت دارند.[13]»

«از شیعیان ما نیست کسی که در شهری زندگی کند و در آنجا شخص(غیرشیعه) از

او با تقواتر باشد.[14]»

مردی به همسرش گفت: به محضر حضرت زهرا سلام الله علیها برو و از او بپرس که

آیا من از شیعیان آنها هستم یا نه.

او نزد حضرت زهرا سلام الله علیهاآمد و پیام همسرش را ابلاغ کرد،

حضرت زهرا سلام الله علیها به او فرمود:

«به شوهرت بگو اگر به آنچه ما دستور می‏دهیم عمل کنی، و از آنچه نهی می‏کنیم

ترک کنی، از شیعیان ما هستی و گرنه از شیعیان(حقیقی) ما نیستی.»

....شیعیان از برترین‏های بهشت هستند، و آنان (از محبّان ما) که رفتار خلاف کنند

گرچه جزء شیعیان(حقیقی) ما نیستند، ولی گناهانشان بر اثر گرفتاری‏ها و بلاها یا

انواع سختی‏ها در عرصه‏های قیامت یا در طبقه اعلاء دوزخ پاک می‏گردد، و سرانجام

حـب ما آنها را نجات داده و از دوزخ به بهشت نزد ما می‏آورند.[15]»

امام رضا علیه السلام فرمودند:

"احدی از شیعیان ما نیست که مرتکب گناه یا خطایی شود مگر آنکه به او غمی

رسد که گناهان او را از او ببرد و کفاره گناهانش شود[16]."


از روایات فوق چنین نتیجه می شود که:

اولاً شیعیان ومحبین آن ها باید متخلّق به اخلاق محبوب خود _اهل بیت علیهم

السلام_ باشند.

ثانیاً استبعادی نداردکه محبّین مرتکب گناه نشوند ولی چنانجه خطایی از ایشان

سرزد،موفق به توبه می شوند و خداوند متعال نیز وعده مغفرت به توّابین فرموده

است.

ثالثاً برای کسانی که محب اهل بیت علیهم السلام بوده و مرتکب خطایی شوند واز

توبه غفلت نمایند

به شرطی مورد مغفرت الهی واقع می شوند که هزینه های گناه خود را در دنیا،

برزخ وقیامت به صورت ابتلایات و عذاب پرداخت نماید(البته همان گونه که قبلاً ذکرشد

دست خداوند متعال برای بخشش باز است و اگر بر اساس حکمت خود بخواهد بدون

هیچ هزینه ای بندگان گناهکار را مورد رحمت ومغفرت

خود قرار می دهد.)

حبّ به اهل بیت علیهم السلام وثمرات آن در روایات منقول از اهل سنت:

در اینجا برای اطلاع آقای طباطبایی و برای روشن شدن این مطلب که روایت مورد

تعجب و نقد آقای طباطبایی،چندان عجیب نبوده است، به ذکر روایات منبع اهل سنت

که درجات بالاتری از مناقب اهل بیت علیهم السلام را در بر دارد و به طریق اولی

ممکن است اسباب تحیّر ایشان را فراهم نماید می پردازیم تا سهم کوچکی در این

عرض ارادت داشته باشیم.

1. عن ابن مسعود قال: عن رسول الله صلی الله علیه وآله قال:

حب آل محمد صلی الله علیه وآله یوما خیر من عبادة سنة[17]

2. ابن مردویه، أخبرنا عبد الباقی بن قانع، أخبرنا محمد بن زکریا بن دینار، أخبرنا

عمیر بن عمران، أخبرنا سلیمان بن عمرو النخعی، عن ربعی بن خراش، عن حذیفة

، قال: رأیت رسول الله (صلی الله علیه وآله) أخذ بید الحسین بن علی فقال:"أیها

الناس، جد الحسین أکرم علی الله من جد یوسف

بن یعقوب، وإن الحسین فی الجنة، وأباه فی الجنة، وأمه فی الجنة،وأخاه فی

الجنة، ومحبهم فی الجنة، ومحب محبهم فی الجنة"[18].

3. قال رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم)

من مات علی حب آل محمد مات شهیدا

ألا ومن مات علی حب آل محمد مات مغفورا له

ومن مات علی حب آل محمد مات تایبا

ومن مات علی حب آل محمد مات مغفورا له مؤمنا مستکملا للإیمان

ألا ومن مات علی حب آل محمد بشره ملک الموت بالجنة ثم منکر ونکیر

ألا ومن مات علی حب آل محمد یزف إلی الجنة کما تزف العروس إلی بیت زوجها

ألا ومن مات علی حب آل محمد فتح الله له فی قبره بابین إلی الجنة

ألا ومن مات علی حب آل محمد جعل الله قبره مزارا لملایکة الرحمة

ألا ومن مات علی حب آل محمد مات علی السنة والجماعة، ألا ومن مات علی بغض

آل محمد جاء یوم

القیامة مکتوب بین عینیه آیس من رحمة الله

ألا ومن مات علی بغض آل محمد مات کافرا

ألا ومن مات علی بغض آل محمد لم یشم رایحة الجنة[19]

4. روی أحمد بن حنبل فی مسنده (ج 1، ص 77). قال: حدثنا عبد الله، حدثنی نصر بن علی الأزدی

، أخبرنی علی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی، حدثنی أخی موسی بن جعفر، عن أبیه جعفر بن محمد، عن أبیه، عن علی بن حسین (رضی الله عنه)، عن أبیه، عن جده أن رسول الله

(صلی الله علیه وسلم) أخذ بید حسن وحسین - رضی الله عنهما - فقال "من أحبنی وأحب هذین وأباهماوأمهما،کان معی فی درجتی یوم القیامة[20]".

5. اخرج الترمذی فی صحیحه عن علی بن أبی طالب (علیه السلام) ان رسول الله صلی الله علیه (وآله) وسلم اخذ بید حسن وحسین فقال:

من أحبنی وأحب هذین وأباهما وأمهما کان معی فی درجتی یوم القیامة[21]

آقای طباطبایی حقایق کتاب و سنت را دروغ می پندارند:

با اشاره ای مختصر به نقل روایت مورد انتقاد، از منابع اهل سنّت، روشن می گردد که نه تنها این روایت دروغ نیست بلکه متفقٌ علیه بین شیعه وسنّی است و آقای طباطبایی به دلیل نامعلومی!؟ خود را به تجاهل زده است.

قال الرسول صلی الله علیه و آله وسلم:"یا علی إن الله قد غفر لک ولذریتک و ولدک و لأهلک ولشیعتک ولمحبی شیعتک".

الصواعق المحرقة لابن حجر الشافعی ص 96 و 139 و 140 ط المیمنیة بمصر وص 159 و 130 و 233 ط

المحمدیة بمصرینابیع المودة للقندوزی الحنفی ص 270 وص 301 ط اسلامبول وص 361 ط الحیدریة النهایة لابن الأثیر ج 3 ص 276 ط الخیریة بمصر

فراید السمطین ج 1 / 308 ح 247.

الحافظ ابن المغازلی فی «المناقب»

العلامة الخطیب الخوارزمی فی «المناقب» (ص 234 ط تبریز)

العلامة الحموینی فی «فراید السمطین»

العلامة ابن حجر الهیتمی فی «الصواعق» (ص 96 ط المیمنیة بمصر)

العلامة المولی محمد صالح الترمذی فی «المناقب المرتضویة» (ص 99 ط بمبیی)

العلامة المناوی فی «کنوز الحقایق» (ص 202 ط بولاق)

العلامة البدخشی فی «مفتاح النجا» (ص 61)

العلامة القندوزی فی «ینابیع المودة» (ص 270 ط اسلامبول)

العلامة المحدث السید أبو بکر بن شهاب الدین العلوی الحضرمی من علماء القرن

الرابع عشر فی «رشفة الصادی» (ص 81 ط مصر) و منهم العلامة الأمر تسری فی

«أرجح المطالب» (ص 475 ط لاهور)

و فی (ص 660، الطبع المذکور)

مجمع البیان فی تفسیر القرآن 9 / 28 - 29،

شواهد التنزیل 1 / 141 - 142. 2)

فراید السمطین ص 38 - 39.

و ده ها ناقل و کتاب دیگر، که ذکرآن در این مجال ممکن نیست و برای دسترسی به

آن منابع بهتر است به کتب و نرم افزارهای[22] مربوطه مراجعه شود.

همان گونه که ملاحظه شد، این روایت و روایات مشابه، متفق القول فی مابین

شیعه و سنی است و از تایید عقلی و سندی برخوردار می باشد.و کسی که این

رابطه روشن را درک نکند باید در علم خداشناسی خود تجدید نظر نموده و قدرت و

اختیار وعظمت خداوند متعال و همچنین، عزت و ارج ایمه طاهرین را با عقل و ترازوی

حقیر خود نسنجد.


[1] - سوره آل عمران (3) آیه 129

وَ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ یَغْفِرُ لِمَنْ یَشاءُ وَ یُعَذِّبُ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ غَفُورٌ

رَحیمٌ و برای خدا است آنچه در آسمانها و زمین است هر که را بخواهد میآمرزد، و هر

که را بخواهد عذاب میکند، و خدا آمرزنده مهربان است. (و اینکه بیان نکرده چه

کسی را میآمرزد و چه کس را عذاب میکند برای آنست که مکلّف در خوف و رجاء و

ترس و امید بوده از عذاب خدا ایمن و از رحمت او نومید نباشد، حضرت صادق (علیه

السّلام) فرموده: لو وزن رجاء المؤمن و خوفه لاعتدلا یعنی اگر امید و ترس مؤمن وزن

شده و سنجیده گردد هر آینه برابر خواهد بود، و اینکه آمرزش و کیفر را بمشیّت و

خواست خود موکول ساخته برای آنست که مشیّت او از روی حکمت است، پس

نمی خواهد مگر آنچه را که حکمت اقتضاء کند و سزاوار گرداند)

[2] -مراجعه کنید به آیات 65 تا 82 سوره کهف در ملاقات حضرت موسی وخضر

علیهما السلام

[3] -به آیاتی که خداوند متعال خودرا حکیم معرفی فرموده مراجعه نمایید.

[4] - سوره زمر(39)آیه 53

قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلی‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ

جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ

بگو: ای بندگان من آن چنان بندگانی که بر خودشان اسراف و زیاده روی کرده اند، از

رحمت و مهربانی خدا ناامید نشوید که البتّه خدا همه گناهان را میآمرزد، محقّقا او

بسیار آمرزنده مهربان است‏.

[5] -سوره فرقان(25)آیه70

إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلیِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّیاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ کانَ اللَّهُ

غَفُوراً رَحیماً

مگر آن کس که توبه و بازگشت نماید و (بخدا و رسول) ایمان آورد، و کار شایسته

انجام دهد، پس خدا تبدیل و عوض گرداند بدیهای آن گروه را به خوبیها و خدا آمرزنده

مهربان است‏.

[6] - ْ قالَ لُقْمانُ سوره لقمان(31)آیه 13

وَ إِذلاِبْنِهِ وَ هُوَ یَعِظُهُ یا بُنَیَّ لا تُشْرِکْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظیمٌ

13- ویادآور هنگامی که لقمان به پسرش در حالی که او را پند میداد گفت: ای پسرک

من، بخدا شرک نیاور زیرا شرک) هر آینه ظلم و ستم بزرگی است

[7] - سوره نساء (4) آیه 48

إِنَّ اللَّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَ یَغْفِرُ ما دُونَ ذلِکَ لِمَنْ یَشاءُ وَ مَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَری‏

إِثْماً عَظیماً

براستی خدا نمیآمرزد کسی را که برایش شریک و انباز قرار دهد (مگر آنکه توبه کرده

بتوحید و یگانه دانستن او باز گردد) و جز شرک (هر گناهی) را (اگر چه کبیره و بزرگ و

بی توبه باشد) میآمرزد (لیکن نه برای هر کس بلکه) برای کسی را که بخواهد (او را

بیامرزد، و او کسی است که قابلیّت و شایستگی دارد که از رحمت خدای تعالی

بهره‏مند گردد) و (پس از آن سبب نیامرزیدن مشرک را یاد آوری نموده میفرماید:)

کسی که بخدا شرک آورد و برای او انباز گیرد پس بدروغی که بافته گناه بزرگی را

(که همه گناهان پیش آن کوچک است) بجا آورده است‏

[8] - سوره آل عمران(3) آیه 31

قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونی‏ یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ

31- (ای محمّد صلّی اللَّه علیه و آله به یهود که میگویند: ما دوستان خدا هستیم، و

بنصاری که میگویند: ما برای اینکه خدا را دوست داریم حضرت عیسی (علیه السّلام)

را بزرگ میشماریم) بگو: اگر شما خدا را دوست دارید پس (دین و آیین) مرا پیروی

کنید تا خدا هم شما را دوست بدارد، و گناهانتان را بیامرزد، و خدا بسیار آمرزنده

(گناهان پیروان من و) مهربان (بایشان) است‏

[9] -سوره نساء (4) آیه 59

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ

ای کسانی که (بخدا و رسول) گرویده‏اید از (اوامر و نواهی) خدا و (دستورهای)

پیغمبر صلّی اللَّه علیه و آله و اولو الامر و فرمانداران از خودتان (دوازده امام: امیر

المؤمنین و یازده فرزندش علیهم السّلام) اطاعت و پیروی کنید.

(مراد از اولو الامر ایمّه و پیشوایان دین مقدّس اسلام «صلوات اللَّه علیهم اجمعین»

هستند برای علم و دانش و فضل و برتری و عصمت و پاکی ایشان از هر گناهی، و

قطعا مقصود از آن امراء و پادشاهان و جز آنان نیستند، زیرا خدای تعالی منزّه و پاک

است از اینکه مردم را امر نماید به پیروی کسی که او را معصیت و نافرمانی کند)

[10] -سوره نساء (4) آیه 64

وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِیُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا

اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحیماً

و هیچ فرستاده شده و پیغمبری را نفرستادیم مگر برای اینکه بسبب اذن و فرمان خدا

از (اوامر و نواهی) او فرمان برند، و اگر ایشان (منافقین) آن گاه که بخود ستم کردند

(پشیمان شده و) نزد تو آیند و از خدا آمرزش (گناهانشان را) بخواهند و پیغمبر صلّی

اللَّه علیه و آله هم برای ایشان آمرزش بخواهد (و تو برای آنان آمرزش بخواهی)

هرآینه خدا را توبه پذیر (از گناهکاران و) مهربان (بر آنها) مییابند.

[11] -سوره حشر(59)آیه 10

وَ الَّذینَ جاؤُ مِنْ بَعْدِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا وَ لِإِخْوانِنَا الَّذینَ سَبَقُونا بِالْإیمانِ وَ لا تَجْعَلْ

فی‏ قُلُوبِنا غِلاًّ لِلَّذینَ آمَنُوا رَبَّنا إِنَّکَ رَؤُفٌ رَحیمٌ

و کسانی (مؤمنین و گرویدگانی) که پس از ایشان (مهاجرین و انصار تا روز قیامت)

آمدند (پیشینیان از خودشان را بسبب ایمان آوردن بخدا و رسول دوست میدارند، و

برای خودشان و اینان دعاء میکنند و خدای تعالی را میخوانند و) میگویند: پروردگارا

(گناهان) ما را و (گناهان) برادران (همکیشان) ما را که بایمان آوردن و گرویدن (بخدا و

رسول) بر ما پیشی گرفته‏اند بیامرز، و در دلهای ما برای آنان که (بتو و بپیغمبرت)

ایمان آورده‏اند کینه و دشمنی قرار مده، پروردگارا محقّقا تو بخشاینده بسیار مهربانی

(که خواسته ما را روا سازی)

[12] -سوره فتح(48)آیه 2

لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِکَ وَ ما تَأَخَّرَ...

تا خدا گناه گذشته و آینده‏ات را (گناهی که مشرکین آن را گناه میدانستند) بیامرزد

(چنان که حضرت رضا علیه السّلام بمأمون فرمود: کسی نزد مشرکین از آن حضرت

گناهکارتر نبود، زیرا مشرکین سالها سیصد و شصت بت را میپرستیدند، و چون پیغمبر

اکرم ایشان را به کلمه توحید «لا آله الّا اللَّه» دعوت نمود گفتند: أَ جَعَلَ الْآلِهَةَ إِلهاً

واحِداً إِنَّ هذا لَشَیْ‏ءٌ عُجابٌ...

[13] -اصول کافی، ج2، ص 236و237

[14] - بحارالانوار، ج۶۸، ص۱۶۴

[15] -بحارالانوار، ج۶8، ص 1۵۵

[16] -عیون اخبارالرضا علیه السلام ج 1 ص 262

[17] - مسند أحمد ج 1 ص 77

[18] - مناقب علی بن أبی طالب (ع) وما نزل من القرآن فی علی (ع) - أبی بکر

أحمد بن موسی ابن مردویه الأصفهانی - ص 73

[19] - شرح إحقاق الحق - السید المرعشی - ج 33 - ص 69 - 71

منابعی که این روایت را نقل کرده اند:

العلامة أحمد علی محمد علی الأعقم الأنسی الیمانی فی (تفسیر الأعقم) (ص 625

ط 1 دار الحکمة الیمانیة)

ذکر الکلام المتقدم فی الکشاف. ومنهم الفاضل المعاصر الأستاذ أحمد أبو کف فی

کتاب (آل بیت النبی صلی الله علیه ‹ صفحه 70 › وآله فی مصر) (ص 233 ط دار

المعارف - القاهرة)

الشیخ محمد خیر المقداد فی (مختصر المحاسن المجتمعة فی فضایل الخلفاء الأربعة

- للصفوری) (ص 183 ط دار ابن کثیر)

[20] - مقتل الحسین، ص 67. قال الخوارزمی: وبه [ أی: بالإسناد المتقدم فی

کتابه، قال: عن محیی السنة هذا، أخبرنا الشریف المفضل بن محمد الجعفری

بأصبهان فی سکة الخوز، أخبرنا الحافظ أبو بکر أحمد بن موسی ابن مردویه.

[21] - مسند أحمد ج 1 ص 77 - تاریخ بغداد ج 2 ص 287 - تهذیب التهذیب ج 10 ص 430

- کنز العمال ج 6 ص 217 وقال: أخرجه الطبرانی عن علی علیه السلام وفی ج 7

ص 102 قال: أخرجه الترمذی وغیره - فضایل الخمسة من الصحاح الستة ج 1 ص 300

[22] -مانند نرم افزار کتابخانه اهل بیت علیهم السلام



وبلاگ حسینی ورجانی