بخاری در ترازوی نقد «بخش اول»

تضعیف بخاری به دلیل اعتقادش در مساله لفظ قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم ادیان و مذاهب همواره در راه حفظ منابع اعتقادی خود کوشیده اند. اهمیت این عمل نیز بسیار بر کسی پوشیده نیست. در این میان علمای هر قوم به اندازه میزان علم و دانایی نسبت به دین و آیین شان، دست به جمع آوری و حفظ منابع اعتقادی خود زده اند. اصلی ترین شاخصه ای که این علما باید داشته باشند این است که در خصوص موضوعی که در آن فعالیت می کنند (اعم از تاریخ و حدیث و تفسیر و غیره) دارای علم کافی و واسع باشند. در میان اهل تسنن و وهابیت نیز علمایی (!) وجود دارند که به زعم خود از اعتقادات این قوم محافظت کرده اند تا این میراث را به آیندگانشان برسانند. یکی از معروف ترین و مقبول ترین علمای این قوم همانا"محمد بن اسماعیل بخاری"می باشد. بخاری دارای کتابی است به نام"الجامع الصحیح المختصر"که در نزد اهل تسنن و وهابیان به"صحیح بخاری"معروف می باشد. قدر و ارزش این کتاب در نزد اهل تسنن بحدی است که بعد از قرآن مجید، این کتاب بعنوان صحیح ترین کتاب روایی ایشان است تا جایی که معتقدند مطالب این کتاب 100 % صحیح می باشد. بعلاوه هر راوی ای که بخاری در کتابش از او روایت کرده، از پل گذشته است و به تعبیر ابوالحسن مقدسی: جاز القنطره!! (مقدمه فتح الباری ص 381). اهمیت دادن این قوم به صاحب کتاب صحیح یعنی بخاری نیز کمتر از کتابش نیست تا جایی که گفته اند بخاری آیه ای از آیات الهی بوده که بر زمین راه می رفته است!!! یا در مورد اخلاص بخاری در تالیف کتابش گفته می شود که بخاری ادعا کرده برای نگارش هر حدیث و روایت، ابتدا غسل می کرده و 2 رکعت نماز می خوانده و سپس روایت را می نگاشته است! ما در این سلسله مقالات بنا داریم تا شخص بخاری را به لحاظ علمی مورد بررسی قرار دهیم و ببینیم که آیا او واقعا آنقدر عالم بوده است که دست به نگارش کتابی بزند که هم اکنون بعنوان صحیح ترین کتاب اهل تسنن باشد! و آیا بخاری اصلا مقبول علمای اهل تسنن بوده و یا علمای سلف اهل تسنن اصلا چنین عقیده ای که خلف اهل تسنن به بخاری دارند را داشته اند یا خیر!!! تضعیف بخاری به دلیل اعتقادش در مساله لفظ قرآن مساله لفظ قرآن یکی از عجیب ترین گرفتاری های مسلمین در طول تاریخ بوده است. عده ای قایل به این هستند از آنجا که سخن و قول خدای متعال است و خدا ازلی است، لذا الفاظ قرآن هم قدیم و ازلی است. اما عده دیگر بر خلاف این نظریه حکم کرده و گفته اند که الفاظ قرآن مخلوق است، بنابر این ازلی نیست. اختلاف نظر علمای اهل سنت در این باره چنان بالا گرفته که موجب شده هر گروه دسته دیگر را به دلیل همین اعتقادش تکفیر کرده و او را مطرود و متروک نماید!! چون بخاری هم پیرو یکی از این دو نظریه بوده، لذا از سوی علمای مخالف عقیده اش به شدت مورد طعن و بدگویی قرار گرفته است. در اینجا تعدادی از علمای مخالف اعتقاد بخاری را از نظر می گذرانیم. *** ذهلی یکی از علمایی که در حق بخاری قدح کرده و وی را بخاطر عقیده در مورد خلقت قرآن مورد ذم قرار داده عالمی است به نام: محمد بن یحیی الذهلی. ذهبی در"سیر اعلام النبلاء"چنین می گوید: "وقال الحاکم أخبرنا أبو عبد الله محمد بن یعقوب بن الأخرم سمعت ابن علی المخلدی سمعت محمد بن یحیی (ذهلی) یقول قد أظهر هذا البخاری قول اللفظیة واللفظیة عندی شر من الجهمیة " (ذهلی می گفت: بخاری قول لفظیه را اظهار کرده و لفظیه در نزد من از جهمیه بدتر می باشند!!!) "سیر أعلام النبلاء ج 12 ص 459، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز الذهبی أبو عبد الله، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقیق: شعیب الأرناؤوط, محمد نعیم العرقسوسی " همچنین در مورد ذهلی چنین می گوید: "کان الذهلی شدید التمسک بالسنة قام علی محمد بن إسماعیل لکونه أشار فی مسألة خلق العباد إلی أن تلفظ القاریء بالقرآن مخلوق " (ذهلی به شدت متمسک به سنت نبوی بود. او علیه محمد بن اسماعیل بخاری سخن گفت، بخاطر سخن بخاری در مساله خلق عباد و اینکه تلفظ قاری به قرآن، مخلوق است ) "سیر أعلام النبلاء ج 12 ص 284 - 285، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز الذهبی أبو عبد الله، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقیق: شعیب الأرناؤوط, محمد نعیم العرقسوسی " *** ابوحاتم و ابوزرعه رازی ابن ابی حاتم رازی، نام بخاری را در کتاب خود"الجرح و التعدیل"آورده و چنین می گوید: "1086 - محمد بن إسماعیل البخاری أبو عبد الله قدم علیم الری سنة مایتین وخمسین روی عن عبدان المروزی وأبی همام الصلت بن محمد والفریابی وابن أبی أویس. سمع منه أبی وأبو زرعة ثم ترکا حدیثه عندما کتب إلیهما محمد بن یحیی النیسابوری انه أظهر عندهم ان لفظة بالقرآن مخلوق " (محمد بن اسماعیل بخاری به سال 250 به ری رفت و از عبدان مروزی و ابی همام صلت بن محمد و فریابی و ابن ابی اویس روایت کرد. پدر من – ابو حاتم رازی – و ابوزرعه از بخاری روایت استماع می کردند ولی بعدا حدیث او را ترک کردند، و آن زمانی بود که ذهلی به ایشان نوشت: بخاری نزد آن ها اعلام کرده که تلفظ به قرآن مخلوق است ) "الجرح والتعدیل ج 7 ص 191، اسم المؤلف: عبد الرحمن بن أبی حاتم محمد بن إدریس أبو محمد الرازی التمیمی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت - 1271 - 1952، الطبعة: الأولی " *** ابی بکر الاعین از علمای دیگری که بر بخاری در امر مخلوق بودن لفظ قرآن اعتراض کرده اند، می توان به ابی بکر الاعین اشاره کرد. ذهبی در"سیر اعلام النبلاء"چنین می گوید: "وأما البخاری فکان من کبار الأیمة الأذکیاء فقال ما قلت ألفاظنا بالقرآن مخلوقة وإنما حرکاتهم وأصواتهم وأفعالهم مخلوقة والقرآن المسموع المتلو الملفوظ المکتوب فی المصاحف کلام الله غیر مخلوق وصنف فی ذلک کتاب افعال العباد مجلد فأنکر علیه طایفة وما فهموا مرامه کالذهلی وأبی زرعة وابی حاتم وأبی بکر الأعین وغیرهم " (و اما بخاری از بزرگان ایمه می باشد و می گفت: من نمی گویم که الفاظ قرآنی ما مخلوق اند بلکه حرکات و اصوات و افعال آنها مخلوق اند، و قرآن ِ شنیده شده و مورد تلاوت و مکتوب در مصاحف، کلام خدا و غیر مخلوق است. وی در این باب کتابی به نام"افعال العباد"تالیف کرد که گروهی از علما این عمل وی را مورد انکار قرار داده و مرام و هدف او را نفهمیدند همانند ذهلی و ابی زرعه و ابی حاتم و ابی بکر اعین و غیر آن ها ) "سیر أعلام النبلاء ج 11 ص 511، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز الذهبی أبو عبد الله، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقیق: شعیب الأرناؤوط, محمد نعیم العرقسوسی " *** ابن الطبری وی نیز قایل به مخلوق بودن کلام الله را کافر می داند، یعنی در نظر او بخاری کافر است. ذهبی در"سیر اعلام النبلاء"چنین می گوید: "وقال محمد بن موسی المصری سألت أحمد بن صالح فقلت إن قوما یقولون إن لفظنا بالقرآن غیر الملفوظ فقال لفظنا بالقرآن هو الملفوظ والحکایة هی المحکی وهوکلام الله غیر مخلوق من قال لفظی به مخلوق فهو کافر " (محمد بن موسی مصری می گوید: از احمد بن صالح سوال کردم و گفتم گروهی هستند که می گویند تلفظ ما به آیات قرآن غیر آیات قرآن است. او گفت: تلفظ ما به قرآن همان ملفوظ است و حکایت کردن همان حکایت شونده است. لفظ ما همان کلام الله می باشد که غیر مخلوق است و هر کس بگوید که لفظ من به قرآن، مخلوق می باشد کافر است ) "سیر أعلام النبلاء ج 12 ص 177، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز الذهبی أبو عبد الله، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقیق: شعیب الأرناؤوط, محمد نعیم العرقسوسی" بخاری در شمار ضعفا! ذهبی – عالم بزرگ و مشهور جرح و تعدیل نزد اهل تسنن – در کتاب معروفش به نام"المغنی فی الضعفاء"که به موضوع افراد ضعیف در حدیث اختصاص دارد، نام بخاری را آورده است: "5311 - أبو عبد الله محمد بن إسماعیل البخاری مولی الجعفیین فحجة إمام ولا عبرة بترک أبی زرعة وأبی حاتم له من أجل اللفظ لأنه مجتهد فی المسألة بل ومصیب" (ابو عبد الله محمد بن اسماعیل بخاری مولی جعفیان. حجت و امام است، و به ترک کردن حدیث او توسط ابی زرعه و ابی حاتم به خاطر مساله لفظتوجهی نمی شود. زیرا بخاری در این مساله اجتهاد کرده و لذا - نه تنها مردود نیست - بلکه درست هم اجتهاد کرده است) " المغنی فی الضعفاء، ج 2 ص 557، اسم المؤلف: الإمام شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان الذهبی، دار النشر:، تحقیق: الدکتور نور الدین عتر" البته ذهبی از بخاری دفاع کرده و ترک حدیث او توسط ابی زرعه و ابی حاتم را به خاطر مساله لفظ قرآن دلیلی بر ضعف او ندانسته است ؛ لیکن با آوردن نام بخاری در این کتاب و ذکر ترک حدیث او توسط ابی زرعه و ابی حاتم، به طور غیر مستقیم تضعیف بخاری توسط این دو عالم بزرگ حدیث و رجال را تایید نموده است. از همین روست که نام او را در شمار ضعفا آورده است. همین عمل ذهبی سبب اشکال کردن دیگر علمای اهل تسنن بر او شده است. مثلا مناوی در"فیض القدیر"صراحتا به این عمل ذهبی اعتراض کرده و می نویسد: "وقال الذهبی:"کان من أفراد العالم مع الدین والورع والمتانة"هذه عبارته فی الکاشفومع ذلک غلب علیه الغض من أهل السنة فقال فی کتاب الضعفاء والمتروکین:"ما سلم من الکلام لأجل مسألة اللفظ ترکه لأجلها الراویان"هذه عبارته وأستغفر الله نسأل الله السلامة ونعوذ به من الخذلان" (ذهبی درباره بخاری گفته: او از نوادر روزگار و با دیانت و ورع و متانت بود. این عبارت ذهبی در کتاب کاشف است ؛ با این وجود، کاستن از مقام اهل سنت بر او غلبه کردهو در کتاب ضعفا و متروکین گفته: بخاری به خاطر مساله لفظ قرآن، از بدگویی مصون نمانده و لذا دو راوی (یعنی ابی زرعه و ابی حاتم) او را بخاطر این امر ترک کرده اند. این عبارت اوست، از این کلام به خداوند استغفار کرده و از خداوند سلامت در دین خواسته و از خذلان به او پناه می بریم ) "فیض القدیر شرح الجامع الصغیر ج 1 ص 32، اسم المؤلف: عبد الرؤوف المناوی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت، تحقیق: تصحیح أحمد عبد السلام" به همین ترتیب سبکی در"طبقات الشافعیه الکبری"چنین می گوید: "ومما ینبغی أن یتفقد عند الجرح حال العقاید واختلافها بالنسبة إلی الجارح والمجروح فربما خالف الجارح المجروح فی العقیدة فجرحه لذلک.... وقد وقع هذا لکثیر من الأیمة جرحوا بناء علی معتقدهم وهم المخطیون والمجروح مصیب. قلت ومن أمثلة ما قدمنا قول بعضهم فی البخاری ترکه أبو زرعة وأبو حاتم من أجل مسألة اللفظ فیالله والمسلمین أیجوز لأحد أن یقول البخاری متروک وهو حامل لواء الصناعة ومقدم أهل السنة والجماعة " (و از جمله مطالبی که باید در هنگام جرح به آن توجه شود همانا احوال عقیدتی می باشد و اختلاف جارح و مجروح در آن می باشد. چه بسا جارح در مساله ای عقیدتی با مجروح محالفت داشته باشد و بر این اساس او را جرح نماید.... و بسیار این امر اتفاق افتاده است که بسیاری از امامان اهل تسنن، راویان را جرح کرده اند بخاطر معتقدات ایشان، در حالی که آن ها (یعنی ایمه جارح) اشتباه کرده و کسی که مورد جرح قرار گرفته درست گفته است. - من ِسبکی - می گویم: از جمله این اقوال، سخن برخی از آنان در مورد بخاری می باشد که ابوزرعه و ابوحاتم، بخاری را بخاطر سخن وی در مورد لفظ قرآن ترک کرده اند. شما را به خدا! آیا کسی می تواند بگوید که بخاری متروک است در حالی که او صاحب لوا و پرچم این صناعت (یعنی حدیث) و رهبر اهل سنت و جماعت در این امر است؟ ) "طبقات الشافعیة الکبری، ج 2 ص 12 – 13 ،اسم المؤلف: تاج الدین بن علی بن عبد الکافی السبکی، دار النشر: هجر للطباعة والنشر والتوزیع - 1413هـ، الطبعة: ط2، تحقیق: د. محمود محمد الطناحی د.عبد الفتاح محمد الحلو " این سخن سبکی دقیقا اشاره به سخن استادش ذهبی دارد که در کتاب"المغنی فی الضعفاء"نام بخاری را آورده است. ضمنا معلوم می شود که اقدام ذهبی در ذکر نام بخاری در کتاب ضعفا، اصلا مورد قبول دیگر علما (همانند خود سبکی) نبوده است و او نیز اعتراضش را همانند مناوی بیان کرده است. البته سبکی از آوردن نام ذهبی پرهیز نموده است. نویسنده: مقداد علوی

سایت اسلام تکس