اهل سنت می گویند بیعت علی (ع) با ابوبکر از روی رغبت و رضایت بوده است و اگر نص و وروایتی از پیامبر در عدم بیعت کردن داشت بیعت نمی نمود.

پاسخ 1: اولا همه میدانند که حضرت مدتی از بیعت با خلفا سر باز زد واگر حضرت بر جانشینی خود , بعد از پیامبر نصی نداشت هرگز با خلفا مخالفت نمی کر د و یا در نهایت با زور بیعت نمی کرد! ومامی دانیم که حضرت حداقل تا ششماه بعد از پیامبر با ابوبکر بیعت ننمود

پاسخ 2: این تهمتی بر ساحت مقدس حضرت است که بی اساس و نص بدنبال کسب حکومت برای خود بوده است!

پاسخ 3: واقعه غدیر نقل شده در کتب اهل سنت خود نصی بر حقانیت حضرت است باید دید که چگونه حضرت وادار به کنار کشیدن از حق مسلم و الهی خود شده است.

پاسخ 4: در اصل بیعت کردن علی (ع) با با ابوبکر نیز محل کلام است. زیرا چنانکه از سطور تاریخ مشهود است در آن شرایط و جو سیاسی حاد باینکه اول حضرت را جهت بیعت کردن تحت فشار قرار دادند.
اما حضرت بیعت نکرد تا پس از 6 ماه وبعد از شهادت حضرت زهرا , آن هم به روش ویژهای از آن حضرت بزرور بیعت گرفتند.
اگر بیعت واقع شد براساس اختیار آن حضرت نبوده است چه رسد به رضایت.
در صحیح بخاری میگوید بعد از آنکه حضرت زهرا نتوانست حق ارث (فدک) خود را از ابوبکر بستاند دیگر با ابوبکر حرف نزد تا از دنیا رفت و بعد از آن علی (ع) اجازه حضور ابوبکر و عمر را در مراسم تجهیز وتدفین فاطمه (ع) را نداد. تا فاطمه زنده بود مردم به علی توجه میکردند , اما بعداز فاطمه(ع), مردم به او بی توجهی کردند (ناچار) امام علی (ع) در صدد مصالحه وبیعت با ابوبکر شد در حالی که در آن مدت شش ماه بیعت نکرده بود (1)
نه تنها علی (ع) با ابوبکر بیعت سریع نکرد بلکه اگر بیعت نیز کرده از سر ناچاری و اجبار شدید و نداشتن یاور بوده است.

پاسخ 5: روایت ((علی مع الحق و الحق مع علی))(2) نشان میدهد که اعتقاد ما و اهل سنت این است که آن حضرت همواره با حق بوده و از آن روی گردان نمیباشد و اگر ششماه با ابوبکر بیعت نکرده و نهایتا با عدم رضایت تن به بیعت داده است پس باید دانست آن بیعت به اختار نبوده که موجب فخر و یا اعتباری برای بیعت گیرنده باشد.


1) صحیح بخاری /ج5/ص177/ باب غزوه خیبر – صحیح مسلم / ج3/ ص1380 /کتاب الجهاد و السیر باب 16 قول النبی (ص) لا نورث / حدیث 53

2) مجمع الزواید /ج7 / ص235 باب فیما کان فی الجمل وصفین و غیر هما – مناقب ابن مغازلی /ص117 - المناشده یوم الشوری- تاریخ بغداد /ج14 /ص321 - ترجمه یوسف بن محمد المؤدب - مستدرک الصحیحین /ج3/ص119



سایت فطرت