آیا لعن یزید بن معاویه، جایز است؟

 

به طور کلی لعن بر دشمنان بر چه اساس است؟

آیا یزید توبه کرده است یا نه؟ و اگر کرده باشد، آیا می توان او را لعن کرد؟

پاسخ:

۱- لعن نوعی نفرین کردن و نشانه جدا بودن و دوری مسیر طرفین (حق و باطل) از یکدیگر است.

در قرآن کریم در بیش از ۲۵ آیه از لسان خداوند یا فرشتگان یا مومنین دشمنان ایشان را لعن می کند:

۱- إنّ الله لعن الکافرین وأعدّ لهم سعیرا

(الاحزاب۶۴)

۲- فنردها علی أدبارها أو نلعنهم کما لعنّا أصحاب السبت

(النساء۳۸)

۳- فبما نقضهم میثاقهم لعنّاهم

(المایدة۱۳)

۴- وغضب الله علیه ولعنه وأعدّ له عذابا عظیما

(النساء۹۳)

۵- لعنه الله وقال لأتخذن من عبادک نصیبا مفروضا

(النساء۱۱۸)

۶- من لعنه الله وغضب علیه وجعل منهم القردة والخنازیر و عبد الطاغوت

(المایدة۶۰)

۷- بل لعنهم الله بکفرهم

(البقرة۸۸)

۸- اولیک الذین لعنهم الله ومن یلعن الله فلن تجد له نصیرا

(النساء۵۲)

۹- ولکن لعنهم الله بکفرهم

(النساء ۴۶)

۱۰- وعد الله المنافقین والمنافقات... نار جهنم هی حسبهم ولعنهم الله

(التوبة۶۸)

۱۱- إنّ الذین یؤذون الله و رسوله لعنهم الله فی الدنیا والآخرة

(الاحزاب ۵۷)

۱۲- فهل عسیتم ان تولیتم ان تفسدوا فی الارض و تقطعوا ارحامکم اولیک الذین لعنهم الله فأصمهم وأعمی أبصارهم

(محمد۲۲و۲۳)

۱۳- و یعذب الله المنافقین والمنافقات... وغضب الله علیهم و لعنهم جهنم وسایت مصیرا

(الفتح ۶)

۱۴- ملعونین اینما ثقفوا أخذوا وقتّلوا تقتیلا

(الاحزاب۶۱)

۱۵- إنّ الذین یکتمون ما أنزلنا من البینات والهدی من بعد ما بیّنّاه للناس فی الکتاب اولیک یلعنهم الله ویلعنهم اللاعنون

(البقرة۱۵۹)

۱۶- لعن الذین کفروا من بنی اسراییل علی لسان داود وعیسی بن مریم

(المایدة۷۸)

۱۷- وقالت الیهود ید الله مغلولة علت أیدیهم ولعنوا بما قالوا

(المایدة۶۴)

۱۸- إنّ الذین یرمون المحصنات الغافلات المؤمنات لعنوافی الدنیا والآخرة

(النور۲۴)

۱۹- فلما جاءهم ما عرفوا کفروا به فلعنة الله علی الکافرین

(البقرة۸۹)

۲۰- إنّ الذین کفروا وماتوا وهم کفار اولیک علیهم لعنة الله والملایکة والناس اجمعین

(البقرة۱۶۱)

۲۱- فأذّن مؤذّن بینهم أن لعنة الله علی الظالمین

(الاعراف۴۴)

۲۲- ثمّ نبتهل فنجعل لعنة الله علی الکاذبین

(آل عمران ۶۱)

۲۳- اولیک جزایهم أنّ علیهم لعنة الله والملایکة والناس اجمعین

(آل عمران۸۷)

۲۴- ألا لعنة الله علی الظالمین

(هود۱۸)

۲۵- ویفسدون فی الارض اولیک لهم اللعنة و لهم سوء الدار

(الرعد۱۳)

همچنین در قرآن در مورد حضرت ابراهیم علیه السلام می گوید:


قَدْ کَانَتْ لَکُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِی إِبْرَاهِیمَ وَالَّذِینَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآَءُ مِنْکُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ کَفَرْنَا بِکُمْ وَبَدَا بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّی تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ

سوره ممتحنه آیه ۴

قطعا برای شما ابراهیم و کسانی که با او یند سرمشقی نیکوست: آنگاه که به قوم خود گفتند: ما از شما و آنچه به جای خدا می پرستید بیزاریم. به شما کفر می ورزیم و میان ما و شما دشمنی و کینه همیشگی پدیدار شده تا وقتی که به خدا ایمان آورید.

خداوند از ابراهیم و قوم وی به خاطر اینکه از دشمنان خدا ابراز بیزاری کردند ستایش می کند و ایشان را اسوه مومنین قرار می دهد. 
و وقتی ما ایشان را به عنوان نمونه های فساد لعن کنیم و در زبان از ایشان دوری کنیم، به تدریج سیره ما از سیره ایشان جدا خواهد شد.

۲- هیچ دلیلی بر توبه کردن یزید موجود نیست، نه نزد شیعه و نه حتی نزد اهل سنت ؛ و بلکه روایات بر ضد آن است چه نزد شیعه و چه نزد اهل سنت. و حتی کسانیکه از اهل سنت می خواهند به نحوی منکر لعن یزید شوند می گویند: شاید در آخر عمر توبه کرده باشد!!!


۳- در مورد لعن وی باید گفت که: اکثر علمای اهل سنت نیز لعن یزید را جایز و حتی واجب می دانسته اند. حتی ابن جوزی از علمای بزرگ اهل سنت در این زمینه کتاب دارند:

الرد علی المتعصب العنید المنکر للعن یزید

رد بر شخص متعصب وکینه توزی که لعن یزید را قبول ندارد!!!

وی در کتاب خویش در این زمینه می گوید:

ان انکاره علی من استجاز ذم المذموم ولعن الملعون من جهل صراح، فقد استجازه کبار العلماء، منهم الامام احمد بن حنبل (رضی اللّه) وقد ذکر احمد فی حق یزید ما یزید علی اللعنه.

الردّ علی المتعصّب العنید ص ۱۳.

اینکه (ابن تیمیه) منکر جایز بودن بدگویی از این شخص ناپاک و لعن کردن این شخص ملعون شده است، گمراهی آشکار است ؛ زیرا این عمل را بزرگان علما از جمله احمد بن حنبل لعن او را جایز دانسته اند ؛ و احمد بن حنبل در مورد یزید کلامی گفته است که از لعنت نیز بیشتر است.

کلام ذهبی از علمای بزرگ اهل سنت نیز جالب است. وی در مورد لعن یزید از احمد بن حنبل رییس فرقه حنابله روایتی نقل می کند بدین مضمون که:

وتوقف جماعة فی لعنته یعنی یزید مع أنه عندهم ظالم وقد قال تعالی ألا لعنة الله علی الظالمین وقد سأل منها أحمد بن حنبل عن یزید فقال هو الذی فعل ما فعل

وقال له ولده صالح إن قوما ینسبوننا إلی تولی یزید فقال یا بنی وهل یوالی یزید أحد یؤمن بالله والیوم الآخر فقال لم لا تلعنه قال وکیف لا ألعن من لعنه الله قال تعالی فهل عسیتم إن تولیتم أن تفسدوا فی الأرض وتقطعوا أرحامکم أولیک الذین لعنهم الله فأصمهم وأعمی أبصارهم فهل یکون فساد أعظم من نهب المدینة وسبی أهلها وقتل سبعمایة من قریش والأنصار وقتل عشرة آلاف ممن لم یعرف من عبد أو حر حتی وصلت الدماء إلی قبررسول الله صلی الله علیه وسلم وامتلأت الروضة ثم ضرب الکعبة بالمنجنیق وهدمها وأحرقها

وقال رسول الله صلی الله علیه وسلم إن قاتل الحسین فی تابوت من نار علیه نصف عذاب أهل النار وقد قال صلی الله علیه وسلم إشتد غضب الله وغضبی علی من أراق دم أهلی وآذانی فی عترتی

فیقال القول فی لعنة یزید کالقول فی لعنة أمثاله من الملوک والخلفاء وغیرهم

المنتقی من منهاج الاعتدال ذهبی، ج۱، ص۲۸۹

عده ای در لعن یزید توقف کرده اند با اینکه ایشان او را ظالم می دانند و خداوند گفته است: آگاه باشید که لعنت خداوند بر ظالمین است. و از احمد بن حنبل در مورد یزید سوال شد پس گفت: او کسی است که آنچه کرد انجام داد (کنایه از بزرگ بودن گناهان وی که حتی ذکر آنها هم قبیح است)

و فرزند وی، صالح به وی گفت: بدرستیکه عده ای ما را به محبت یزید منسوب می کنند. پس گفت ای فرزند و آیا کسی که به خدا و روز آخر ایمان دارد یزید را دوست می دارد؟

پس گفت: پس چرا او را لعنت نمی کنی؟

پاسخ داد: و چگونه کسی را که خداوند در قرآن او را لعنت کرده است، لعنت نکنم؟"(ای منافقان) آیا امید بستید که چون سرپرست مردم شدید در روی زمین فساد کنید؟ و خویشاوندی های خود را از هم بگسلید؟ اینان همان کسانند که خدا آنان را لعنت نموده وایشان را ناشنوا و چشم هایشان را نابینا کرده است"پس آیا فسادی بزرگتر از غارت مدینه و به اسارت گرفتن مردم آن وکشتن هفتصد نفر از قریش و انصار و کشتن هزاران نفر از کسانیکه شناخته نشدند از بنده و آزاد تا اینکه خون به قبر پیغمبر رسید و سپس کعبه را با منجنیق هدف قرار داد و آن را خراب کرد و سوزانید. و رسول خدا گفته اند: بدرستیکه قاتل حسین در تابوتی از آتش است که بر وی نصف عذاب اهل جهنم است و ایشان که درود خدا بر ایشان باد فرموده اند غضب خداوند و غضب من شدید شده است بر کسی که خون خاندان من را بریزد و من را در اهل بیتم آزار دهد.

پس کلام در مورد لعن یزید مانند کلام در مورد امثال وی است از پادشاهان و خلفا (که اگر ظالم باشند اشکالی ندارد)

ابن عماد حنبلی نیز می گوید:

قال التفتازانی فی (شرح العقاید النسفیه): (اتفقوا علی جواز اللعن علی من قتل الحسین، او امر به، او اجازه، او رضی به، والحق ان رضا یزید بقتل الحسین واستبشاره بذلک واهانته اهل بیت رسول اللّه (ص) مما تواتر معناه وان کان تفصیله آحادا، فنحن لا نتوقف فی شانه، بل فی کفره وایمانه، لعنه اللّه علیه وعلی انصاره واعوانه).

شذرات الذهب ۱: ۶۸ - ۶۹.

تفتازانی در شرح عقاید نسفی خویش گفته است: همه این نظر را دارند که می توان کسانی را که حسین را کشته اند یا به این کار دستور داده اند، یا اجازه این کار را داده اند، یا به این کار راضی شده اند را لعنت کرد. و درست آن است که یزید به قتل حسین علیه السلام راضی بود ؛ و شادی او از قتل حسین و اهانت کردن او به اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم از مطالبی است که به حد تواتر معنوی رسیده است ؛ اگر چه تفاصیل آن به صورت خبر واحد نقل شده است ؛ بنا بر این ما در مورد یزید سکوت نمی کنیم ؛ بلکه حتی در کافر یا مومن بودن او شک نداریم ؛ لعنت خدا بر او و یاوران و همکارانش.

این کلام از احمد بن حنبل و ذهبی و ابن عماد حنبلی و ابن جوزی حنبلی (که همه از بزرگان علمای حنابله هستند)، در مورد یزید و جواز لعن وی و تطبیق دادن روایت قاتل حسین بر وی توسط ایشان نشانگر توبه نکردن وی در نظر بزرگان علمای اهل سنت نیز می باشد.

 

 

 

منبع خبر: مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج) 
 



سایت شیعه نیوز