آیا غیبت به معنای حاضر نبودن است؟

((الانتفاع بی فی غیبتی فکالانتفاع بالشمس اذا غیبها عن الابصار السحاب.)) (1)
بهره بردن از من در عصر غیبتم، مانند بهره بردن از آفتاب است هنگامی که زیر ابرها باشد.
اصولا آن حضرت را غایب نامیده اند، چون ((ظاهر)) نیست، نه آن که((حاضر)) نیست. غیبت به معنای ((حاضر نبودن))، تهمت ناروایی است که به آن حضرت زده اند، و آنان که بر این پندارند، فرق میان ((ظهور)) و ((حضور)) را نمی دانند. آمدن آن حضرت به معنای ((ظهور)) است، نه ((حضور)) و شیفتگان آن حضرت، ظهورش را از خدا می طلبند نه حضورش را. همین است که وقتی ظاهر می شود همه انگشت حیرت به دندان می گزند و با تعجب می گویند که او را پیش از این هم دیده اند.
برای به دست آوردن ((سیرت)) آن حضرت در دوران غیبت می توان از برخی روایات، دعاها، زیارت نامه ها، توقیعات و نامه های آن حضرت به بعضی از شیعیان و یا نقل قول های متواتر از افراد کاملا مورد وثوق که به شرف حضور نایل آمده اند، استفاده برد.
آنچه بیش از همه در میان ادعیه، توقیعات و... به چشم می خورد، عنایت خاص آن حضرت به وضعیت شیعیان و گرفتاری های آنان در ((عصر غیبت)) است. به برخی از نکاتی که در این متون آمده، اشاره می شود.

1 – آگاهی از وضعیت و احوال شیعیان
در توقیعی که برای((شیخ مفید)) صادر شده، آمده است:
((فانا نحیط علما بانبایکم و لا یعزب عنا شی من اخبارکم.))(2)
ما بر اخبار و احوال شما آگاهیم و هیچ چیز از اوضاع شما بر ما پوشیده و مخفی نمی ماند.

2- حفظ و نجات شیعیان از گرفتاری ها و شر دشمنان
نیز در همان توقیع این گونه آمده است:
((انا غیر مهملین لمراعاتکم و لا ناسین لذکرکم، و لو لا ذلک لنزل بکم اللا واء و اصطلمکم الاعداء.)) (3)
ما در رسیدگی و سرپرستی شما کوتاهی و اهمال نکرده و یاد شما را از خاطر نبرده ایم، که اگر جز این بود، دشواری ها و مصیبت ها بر شما فرود می آمد، و دشمنان، شما را ریشه کن می نمودند.(4)
از جمله این موارد، نجات مردم ((بحرین)) از دست نوکران و دست نشاندگان استعمار است. آنگاه که نخست وزیر این کشور حیله و نقشه ای ریخت تا با شیعیان همچون کفار حربی از اهل کتاب رفتار شود؛ یا((جزیه)) پرداخته و ذلت پرداخت آن را تحمل کنند، و یا مردانشان کشته و زنان و کودکانشان به اسارت گرفته شوند، که آن حضرت در خنثی ساختن این توطیه نقش بزرگی داشت.(5)

1- بحار الانوار ج 53.ص 181. ("ابر"، کنایه از مخفی بودن عنوان و شخصیت است و "خورشید"، کنایه از تاثیر سود بخش آن حضرت در جامعه انسانی). تاریخ الغیبه الکبری، سید محمد صدر، ص 51.
2- الاحتجاج، طبرسی، ج2، ص 596.
3- همان.
4- دفع گرفتاری ها و بلاها ممکن است مستقیما توسط خود آن بزرگوار، ویا از طریق وسایط و یاران مخصوص وی،و یا به وسیله دعای آن حضرت صورت گیرد (تاریخ الغیبه الکبری،سید محمد صدر، ص 153). می دانیم که حضرت، مستجاب الدعوه است (این المظطر الذی یجاب اذا دعا). دعای ندبه.
5- النجم الثاقب، ص 314؛ بحار الانوار، ج 52. ص 178؛ منتهی الامال، ج2، ص 316، (به نقل از: تاریخ الغیبه الکبری، سید محمد صدر،ص 116 -117).

منبع: کتاب"پیدای پنهان"/مسعود پور سید آقایی/قم:مؤسسه انتشارات حضور/صفحه 30 تا 33




سایت فطرت