آیا عقیده ی شیعه در این که پیامبر بر عالم تکوین ولایت و تسلط دارد به معنای رب دانستن پیامبر بوده و کفر است؟

توضیح پرسش: خداوند در آیه ی 80 سوره ی آل عمران می فرماید: ولا یامرکم ان تتخذوا الملایکه و النبیین اربابا من دون الله ایامرکم بالکفر بعد اذ انتم مسلمون. یعنی خدا شما را امر نمی کند که فرشتگان و پیغمبران را ارباب و مربی خود بگیرید آیا خدا به چنین کفری امر می فرماید؟

پاسخ 1- موضوع آیه این است که اگر کسی ملایکه یا پیامبران و ایمه ی هدی را خدا بداند کافر است و عقیده به ولایت تکوینی انبیاء و ایمه ی هدی به معنی خدا دانستن آنان نیست.

آیه ی 79 مراد آیه 80 را روشن تر می نماید: ما کان لبشر ان یؤتیه الله الکتاب و الحکم و النبوه ثم یقول للناس کونوا عبادا لی من دون الله (ولکن کونوا ربانیین بما کنتم تعلمون الکتاب و بما کنتم تدرسون ) ولا یامرکم ان تتخذوا الملایکه و النبیین اربابا من دون الله ایامرکم بالکفر بعد اذ انتم مسلمون

با توجه به سیاق این دو آیه معنای آیات شریفه چنین است: هیچ بشری که خداوند او را به رسالت برگزیده و به او کتاب و حکمت و نبوت بخشیده, او را نرسد که به مردم بگوید شما بندگان من باشید نه بندگان خدا.(بلکه به مردم می گوید به واسطه ی تعلیم و درس کتاب, شما ربانی باشید.) و شما را امر نمی کند که فرشتگان و پیغمبران را خدایان خود بگیرید. آیا چگونه این بشر شما را به کفر امر نماید بعد از آن که او شما را به خداوند دعوت فرموده و شما اسلام آورده باشید؟

همچنین در تفسیر قمی در بیان این دو آیه ی شریفه آمده است: جمعی از مردم ملایکه را عبادت می کردند و گروهی از نصاری, عیسی را پروردگار می دانستند. یهود نیز عزیر را پسر خدا گفتند. پس خداوند آنان را تکذیب و این آیه را نازل فرموده است.

و در آیه ی 64 سوره ی آل عمران نیز آمده است: قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمه سواء بیننا و بینکم الا نعبد الا الله و لا نشرک به شییا و لا یتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله.

یعنی همه ی ما باید خداوند را عبادت کنیم و چیزی را برای او شریک قرار ندهیم. پس کسانی که مقام ربوبیت و الوهیت را برای ملایکه و انبیاو ایمه ی هدی قایل شوند کافرند, ولی قایل شدن مقام ولایت تکوینی به معنای قایل شدن مقام ربوبیت و الوهیت برای ایشان نیست.

پاسخ 2- کلمه ی رب معانی مختلف دارد و همیشه مراد از رب خداوند متعال نیست بنابراین رب دانستن پیامبر و ایمه ی هدی صلوات الله علیهم اجمعین لزوما غلط نیست.

معنای اول رب پروردگار جهانیان است و از اسماء مقدسه ی الاهی است. معنای دوم رب پادشاه است ؛ مثل معنای رب در آیه ی 41 سوره ی یوسف « اما احدکما فیسقی ربه خمرا... » یا آیه ی 42 سوره ی یوسف « اذکرنی عند ربک... » و آیه ی 50 سوره ی یوسف « ارجع الی ربک ...» معنای سوم رب مالک است که در لغت به این معنا بسیار آمده است. واز آن جمله در قضیه ی اصحاب فیل که حضرت عبد المطلب فرمود: « انا رب الابل و للبیت رب .» معنای چهارم رب مطاع (پیروی شده) می باشد.

خداوند در آیه ی 31 سوره ی توبه می فرماید: « اتخذوا احبارهم و رهبانهم اربابا من دون الله...» البته این معنا از فرمایشات امام باقر و امام صادق صلوات الله علیهما استفاده می شود.

همچنین رب به معنای مدبر و مصلح نیز آمده است.

گذشته از این ها در برخی موارد نیز رب معنای تاویلی دارد مانند آیه ی 69 سوره ی زمر « واشرقت الارض بنور ربها.» و آیه ی 23 سوره ی قیامت « وجوه یومیذ ناضره. الی ربها ناظره.»



سایت فطرت