چرا خلیفه در کوچه و بازار پی پاسخ می‌گردد؟
 

دو نفر نزد خلیفه می‌آیند، از طلاق کنیز پرسش می‌کنند، خلیفه راه می‌افتد…

او به دنبال پاسخ است؟ او به دنبال کسی می‌گردد؟ به هر حال دو مرد به دنبالش رهسپار می‌شوند… تا آن که علی‌بن‌ابی‌طالب را در حلقه‌ای در مسجد پیدا می‌کنند. 

خلیفه بانگ ‌بر می‌دارد: «ای اصلع! حکم طلاق کنیز چیست؟»

امیرمؤمنان علی‌بن‌ابیطالب با دو انگشت سبابه و وسط اشاره ‌می‌کند. جناب عمر به این ترتیب، پاسخ آن دو را می‌دهد…: «دو طلاق»

آن دو فرد از دانش خلیفه مسلمین و بسنده‌ کردن وی به اشاره مردی درشگفت ‌می‌شوند…(۱) مگر می‌شود خلیفه مسلمین برای پاسخ به سؤالی ساده مجبور باشد کوچه و بازار را به دنبال مردی زیر پا گذارد؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ـ تاریخ مدینه دمشق – ابن عساکر – ج ۴۲ – ص ۳۴۱
أخبرناه أبو بکر محمد بن عبد الباقی نا أبو محمد الجوهری إملاء نا أبو الحسن علی بن عمر بن (۳) أحمد الحافظ نا محمد بن القاسم بن زکریا المحاربی بالکوفه نا أبو الطاهر محمد بن تسنیم الوراق نا جعفر بن محمد بن حکیم الخثعمی عن إبراهیم بن عبد الحمید عن رقبه بن مصقله عن عبد الله بن ضبیعه العبدری عن جده قال أتی عمر بن الخطاب رجلان سألاه عن طلاق الأمه فقام معهما فمشی حتی أتی حلقه فی المسجد فیها رجل أصلع فقال أیها الأصلع ما تری فی طلاق الأمه فرفع رأسه إلیه ثم أومأ إلیه بالسبابه (۴) والوسطی فقال له عمر تطلیقتان فقال أحدهما سبحان الله جیناک وأنت أمیر المؤمنین فمشیت معنا حتی وقفت علی هذا الرجل فسألته فرضیت منه أن أومأ إلیک فقال لهما ما تدریان من هذا قالا لا قال هذا علی بن أبی طالب أشهد (۵) علی رسول الله (صلی الله علیه وسلم) لسمعته وهو یقول إن السماوات السبع والأرضین السبع لو وضعتا فی کفه ثم وضع إیمان علی فی کفه میزان لرجح إیمان علی 
 

اشتراک‌ها:
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *