ایشان راضی نبودهاند!اگر موارد ذیل محقق شده باشند، میتوان گفت امیرالمؤمنین علیه السلام از دستگاه خلافت رضایت داشتهاند:۱-گزارشهای معتبر تاریخی از سخنان مردم آن دوره، رضایت ایشان را نقل کرده
سخن در مورد"مولا" سخن در مورد"مولا"زیاد است. اهل تسنن میگویند: پیامبر [صلی الله علیه و آله] آنهمه آدم را زیر آفتاب غدیر جمع کردند که بگویند هرکه من را دوست
پذیرفتم پذیرفتی؟ گفت: آری پذیرفتم. دوباره پرسیدم: یعنی قبول کردی که هر چه او بگوید میگویی «بهروی چشم»؟ گفت: آری، میگویم «بهروی چشم». گفتم: او نگفت که از خودت بهتو سزاوارتر
آیت الله ابراهیم امینی در یکی از بیانات خود پیرامون شخصیت بی نظیر و مقدس امیرالمومنین حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) مطالب سودمندی را مطرح کرده اند که به شرح زیر
متن زیر نامه حضرت علی (علیه السلام) است به مالک اشتر نخعی:این فرمان راامام علیه السلام برای«اشتر نخعی»به هنگامی که او را فرماندار«مصر»قرار داد نوشته است.و این زمانی بود که
مولوی علی احمد سلامی» مشهور به «مولوی نذیر احمد» در سال ۱۳۲۴ ش. در دهستان"کیشکور"شهرستان سرباز استان سیستان و بلوچستان در خانواده روحانی متولد شد. دوره ابتدایی را در این
رحـمت امـام علیه السلامقال الرضا (علیه السلام):الامام....الاخُ الشَّقیِقُ وَ الأ ُمُّ البَرَّةُ بِالوَلَدِ الصَّغیرِامام (همچون) برادری دلسوز و مادری مهربان نسبت به فرزند کوچک است. دیوارهای شهر طوس کم کم از
«اسماعیل بن جابر» میگوید: امام صادق(علیه السلام) نامه ای به یارانش نگاشت و به آنها فرمان داد آن را مطالعه کرده و به عنوان برنامه زندگی به کار بندند. اصحاب،
وقتی حضرت امیرالمومنین علی (علیه السلام)، مالک اشتر نخعی از یاران خود را به امارت مصر منصوب نمود، به او فرمانی در قالب یک نامه نوشت. این نامه بی تردید
می شنوید؟؟؟ انگار هنوز هم ندایش میآید... هنوز هم میگوید مولا جان اینجا نیا. مولای من! اینجا مردمانش عوض شدهاند و دیگر آنانی نیستند که چندی قبل خواسته بودند که

