پرسش:
نظرآقای مصطفی طباطبایی در باره زندگی شخصی پیامبر چیست

پاسخ:
او اعتقاد دارد پیامبر فقط در ابلاغ رسالت معصوم است. اما در مسایل زندگی شخصی پیامبر معصوم نیست. من به او گفتم: شما بفرمایید کدام کار رسول خدا کار شخصی او ست و ربطی به شرع ندارد! شما هر چیزی که از پیامبر نام ببرید شخصی نیست و حکم شرعی اوست.

آقای طباطبایی ماجرایی را از رسول خدا نقل کرده که ایشان از باغات مدینه گذر می کردند دیدند مردم گرده افشانی درخت خرما را انجام می دهند در آن جا امده که حضرت فرمودند احتیاج به این گرده افشانی نیست و سال بعد دیدند درخت ها خرما نداد و حضرت فرمودند من اشتباه کردم!

بنا به گفته طباطبایی پیامبر معصوم نیست و امکان خطا هم دارد و در این جا اشتباه کرده است.

. در رابطه با مطلب فوق باید بگوییم:

اولا:حدیث گرده افشانی از جابر بن سمره نقل شده و خبر واحد است.و حتی اهل سنت هم این حدیث را از ریشه رد کرده اند.

ثانیاً: حتی اگر پیامبر با وحی هم ارتباط نداشته باشدحداقل فردی فهمیده و عاقل است و بنا به خصوصیات اخلاقی با افراد آن اجتماع قابل قیاس نیست. چگونه می شود انسانی عاقل و فهمیده در کاری که تخصص ندارد دخالت کند چه برسد به رسول خدا حتی آن افراد هم سوال نکنند که یا رسول الله این مطلب وحی است که خدابه شما نازل کرده یا نظر شخصی خودتان است مردم مطلب را بشنوند و انجام بدهند و ضرر کنند و بعد ازضرر متوجه شوند که اشتباه کرده اند. این مطلب نشان دهنده ساختگی بودن آن حدیث است.

ثالثاً: آقای طباطبایی از این نکته غافل است که امور شخصی و شرعی در زندگی رسول خدا(ص) قابل تفکیک نمی باشد لذا پیامبر اصلا کاری که شخصی او باشد و زیرذره بین خدا نباشد ندارد حتی لباس پوشیدنش. در مورد لباس پوشیدن ایشان هم خداوند می فرماید: (وثیابک فطهر) لباس تو تمیز باشدتنگ نباشد لباس فخر نباشد.شما مطلبی در زندگی رسول خدا نداری که شرع به آن نظر نداشته باشد. این ممکن نیست که پیامبر امری در زندگی شخصی داشته باشد که خارج از دینش باشد. پیامبر تمام زندگیش دین است. پیامبر بادین زندگی می کند از این روست که سیره پیامبر حجت است چرا چون دین زندگی پیامبر است.

حدیثی از عایشه است که از او سوال کرده اند: اخلاق پیامبر چگونه بوده است عایشه گفته بود: (خلقه خلق القران). قرآن اخلاق پیامبر است هر چه قران گفته پیامبر همان را اجرا و پیاده نموده است. پس ما نمی توانیم در زندگی پیامبر نکته ای را بیابیم که بگوییم این زندگی شخصی رسول خدا بوده و شرع درآن دخالت نداشته است.

رابعاً: اساساً وقتی آیه ای بر پیامبر ص نازل می شد حضرت می فرمودند آیه بر من نازل شد. یعنی حتی درعملی که از پیامبر بخواهد عمل شخصی رسول خدا باشدباید خود پیامبر اعلام کند که اینها الناس این کار من وحی نیست زیرا مردم خودشان نمی توانند تشخیص دهندکه کاری راکه رسول خدا الان دارند انجام میدهند آیا امر خداست یا امر خدا نیست

پس اصل بر آن است که تمام اعمال رسول خدا شرعی است مگر خودشان اعلام بکنند.

خامساً: دستور به اطاعت مطلق از رسول خدا قید وشرط واستثناء ندارد:

خداوند فرموده که پیامبر اسوه حسنه است و دنبال آن هم آمده است که: من یطع الرسول فقد اطاع الله و در اسوه بودن هیچ شرطی هم بیان نشده است. اگر پیامبر در تمام جهات معصوم نباشد خدا نمی فرماید: و من یطع الرسول فقداطاع الله

اگر پیامبر در طول زندگی یک مورداشتباه داشته باشد به آیه استثنا می خورد وکارآیی آن ایه از بین می رود و آیه از اطلاق خارج می شود. وما ارسلنا من رسول الی لیطاع باذنه یعنی خداوند اذن اطاعت کامل را داده و این اطاعت مطلق است.

با آقای طباطبایی یک بار من همین صحبت را کردم به او گفتم اگر پیامبر در طول زندگیش هزار کار خوب انجام دهد و فقط یک کار بد بکندآیا او می تواند اسوه باشد حتی اگر به قول شما آن کار شخصی رسول خدا هم باشد (در صورتی که پیامبر کار شخصی ندارد). اگر پیامبردر کار شخصی هم خطا بکند دیگر اسوه نمی تواند باشد.به عنوان مثال اگر فردی سرهنگ ارتش باشد و با لباس شخصی یک بار کار خلاف بکند آیا او قابل اعتماد است

اثبات عصمت پیامبر از طریق دستور به اطاعت مطلق اثبات می شود.

پس پیامبر در کار شخصی زندگیش هم نمی تواندخطا کند و از این راه عصمت پیامبر ثابت می شود و امامان جانشین او هم همین حالت را دارند.


وبلاگ آقای حسینی ورجانی
<<< لینک مبدأ >>>