آیا اهل سنت واقعا اهل سنت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) هستند؟
پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در زمانها و مکانهای مختلف و با بیانهای گوناگون نسبت به اهل بیت(علیه السلام) و لزوم تمسک به ایشان سفارش نموده اند:
«انی تارک فیکم ما ان تمسکتم به لن تضلوا: کتاب الله و عترتی»
من در بین شما چیزی باقی گذاشتم که اگر به آن متمسک شوید هرگز گمراه نخواهید شد «کتاب خدا و عترتم».
«فلا تقدموهما فتهلکوا و لا تقصروا عنهما فتهلکوا و لا تعلموهم فانهم اعلم منکم»
و از آن ها پیش نیفتید که هلاک میشوید و در مورد آنان کوتاه نیایید (از آنها عقب نمانید) که هلاک میشوید، به آن ها چیزی نیاموزید که از شما داناترند.
سخنانی این چنین به وفور در کتب علمای اهل سنت نقل گردیده ولی ایشان به رغم این که فضایل اهل بیت(علیه السلام) را در کتب خود آوردهاند، در عمل به هیچ یک از آنها پایببند نبوده و اعتقادی نداشتهاند.
شاهد بر این موضوع ابن حجر عسقلانی است که گرچه در کتاب الصواعق خود فضایل مختلف از اهل بیت(علیه السلام) روایت کرده است، اما در مقام عمل، به آنها پایبند نبوده، به ابوابی غیر از باب مدینه پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) مراجعه نموده است.به عنوان مثال:
الف- ابوالحسن اشعری را در اصول دین بر عترت مقدم داشته است.
ب- در فروع دین، فقهای مذاهب اربعه را بر ائمهی اهل بیت ترجیح داده است.
د- در تفسیر، مقاتلبن سلیمان، که به جسمانیت خدا قایل است را بر ابواب علوم پیامبر مقدم کرده است.
هـ – معروف و امثال او را در علم اخلاق، سلوک و داروهای روحی، بر عترت پیامبر مقدم داشته است.
و- در خلافت و نیابت از پیامبر، برادر پیامبر و ولی او را بعد از دیگران میشمارد.
ز- ابناء وزغ را در خلافت از فرزندان پیامبر مقدم میدارد.
حال این سؤال مطرح است، کسی که به رغم وحی واحادیث متواتر و متعدد در فضیلت عترت و لزوم اطاعت ازایشان، از آن ها اعراض کند و در تمام مراتب بلند و وظایف دینی از مخالفان آنها تبعیت کند، باید مورد انتقاد باشد یا خیر؟

