ماه ربیع الاول سومین ماه تاریخ هجری قمری و از ماههای معروف و سرنوشت ساز تاریخ اسلام است.
حوادث و رویدادهای مهمی در این ماه به وقوع پیوست که سرنوشت بشریت را دگرگون ساخت بدین جهت از جایگاه مهم و ویژهای برخوردار است و مسلمانان عالم همیشه آن را با دیدگاه خاصی مینگرند.
گرچه ربیع الاول بسان سایر ماههای سال توأم با حوادث تلخ و شیرین و رویدادهای تأسف بار و سرورآفرین است ولیکن با وجود چند رویداد حزنانگیز در نزد شیعیان اما به خاطر وقایع شادی آفرین از ایام مسرت بخش و دلنواز محسوب میگردد.
بدین منظور در این مقال تنها به چند رویداد خاطرهانگیز و شادی آفرین در صدر اسلام و تاریخ پرافتخار تشیّع اشاره میکنیم و آنها عبارت اند از:
۱ ـ میلاد فرخنده پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم)
۲ـ ازدواج حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) با حضرت خدیجه(سلام الله علیها)
۳ـ هجرت سرنوشت ساز رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)
۴ـ نزول آیه جان نثاری در شأن امام علی(علیه السلام)
۵ـ میلاد مسعود امام جعفر صادق(علیه السلام).
میلاد فرخنده پیامبر اسلام حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم)
(۱۷ ربیع الاول نخستین سال عام الفیل ـ ۵۳ سال پیش از هجرت ـ)
حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) آخرین پیامبر الهی در ۱۷ ربیع الاول از پدری به نام عبدالله بن عبدالمطلب و مادری به نام آمنه بنت وهب دیده به جهان گشود و با انوار رخسار و جمال منوّرش جهان تیره و تاریک به ویژه عربستان را روشن گردانید.
پدرش عبدالله پیش از تولدش به همراه سایر بازرگانان قریش جهت سفری تجاری عازم شام گردید و در بازگشت از شام در یثرب (مدینه منوّره) بیمار شد و در همان جا درگذشت و به دیدار نوزاد خویش توفیقی نیافت.
وفات عبدالله دو ماه و به روایتی هفت ماه پیش از تولد فرزندش حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) بود.
آمنه که به تقوا عفت و پاکیزگی در میان بانوان قریش معروف بود پس از تولد نور دیدهاش چندان در این دنیای فانی زندگی نکرد. وی دو سال و چهار ماه و به روایتی شش سال پس از میلاد رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) در بازگشت از یثرب در مکانی به نام «ابوا» بدرود حیات گفت و در همان مکان مدفون شد.
رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) پس از تولد در کفالت جدش عبدالمطلب ـ بزرگ و سید قریش مکه ـ قرار گرفت. عبدالمطلب ابتدا جهت شیر دادن آن حضرت را به «ثویبه» (آزاد شده ابولهب) سپرد ولی پس از مدتی وی را به «حلیمه دختر عبدالله بن حارث سعدیه» واگذار کرد.
حلیمه در ظاهر اگرچه دایه وی بود ولی در حقیقت به مدت پنج سال از او مراقبت و در حقّش مادری کرد.
پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) از دوران کودکی دارای دو نام بود: یکی «محمد» (که جد بزرگوارش برای وی برگزید) و دیگری «احمد» (که مادر ارجمندش آن را انتخاب کرده بود).از امام صادق(علیه السلام) روایت شد که ابلیس پس از رانده شدن از رحمت الهی میتوانست به هفت آسمان رفت و آمد کند و خبرهای آسمانی را گوش دهد تا این که حضرت عیسی(علیه السلام) دیده به جهان گشود از آن پس ابلیس از سه آسمان فوقانی ممنوع شد و تنها در چهار آسمان پایینتر رفت و آمد میکرد. ولی چون حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) به دنیا آمد ابلیس از تمام آسمانها رانده شد و رفت و آمدش ممنوع گردید و غیر از او تمامی شیاطین نیز با تیرهای شهاب از آسمان رانده شدند.
هم چنین روایت شده است که هنگام ولادت فرخنده حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) چند مسئله اتفاق افتاد:
ایوان کسرا شکاف برداشت و چند کنگره آن فرو ریخت آتش آتشکده بزرگ فارس خاموش شد دریاچه ساوه خشک گردید بتهای مکه سرنگون شدند نوری از وجود آن حضرت به سوی آسمان بلند شد که شعاع آن فرسنگها را روشن کرد انوشیروان (پادشاه ساسانی ایران) و مؤبدان بزرگ دربار وی خوابهای وحشتناکی دیدند
آن حضرت ختنه شده و ناف بریده به دنیا آمد و پس از استقرار در زمین گفت: «الله اکبر و الحمد لله کثیرا سبحان الله بکرهً و اصیلاً»
گفتنی است که تاریخ نگاران و سیرهنویسان شیعه و اهل سنت با این که در سال و ماه تولد آن حضرت اتفاق نظر داشته و میگویند که آن حضرت در اول عامالفیل برابر با سال ۵۷۰ میلادی و در ماه ربیع الاول دیده به جهان گشود ولی درباره روز تولد اختلاف نظر دارند. شیعیان معتقدند که رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) در روز جمعه مصادف با ۱۷ ربیع الاول به دنیا آمد و اهل سنت میگویند که تولد وی روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول بوده است.۱
در نظام جمهوری اسلامی ایران به خاطر احترام به دیدگاه علمای شیعه و اهل سنت و جهت ایجاد وحدت و هم دلی میان تمام مسلمانان جهان از ۱۲ تا ۱۷ ربیع الاول هفته وحدت اعلام گردیده و مسلمانان عالم این هفته را گرامی میدارند.
اما این که سال تولد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را عامالفیل مینامند بدین جهت است که دو ماه و هفده روز پیش از تولد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) یعنی در نخستین روز محرم سال ۵۷۰ میلادی فیل سواران «ابرهه» به مکه هجوم آورده و قصد نابودی کعبه و مسجدالحرام را نمودند ولی با معجزه شگفت الهی سرکوب شدند.
ماجرای این واقعه عظیم از این قرار بود که ابرهه بن صباح یکی از جنگ جویان حبشی که با پشتیبانیهای بیدریغ نجاشی حبشه و قیصر روم بر یمن استیلا یافته و درصدد ترویج و تبلیغ مسیحیت در یمن و تمامی شبه جزیره عربستان برآمده بود کعبه را مانع هدفهای خویش میدید. بدین جهت برای تخریب آن و وادار کردن عربهای حجاز به مسیحیت به مکه هجوم آورد و سپاهیان بینزاکت وی در حالی که سوار بر فیل بودند به سوی خانه خدا کعبه یورش بردند ولی هنوز پای آنان به مسجدالحرام نرسیده بود که فوجی از پرندگان از سمت دریا پدیدار شده و آنان را از آسمان سنگ باران کردند. در اندک مدتی تمامی سپاهیان وی به وضع فجیعی کشته شدند و تنها تعداد اندکی از آنان با زخمهای جانکاه عقب نشینی کرده و به سوی یمن فرار نمودند.۲
قرآن کریم به داستان ابرهه و فیل سواران حبشی اشاره کرد و سوره ویژهای را به نام الفیل نازل فرمود.
ماجرای اصحاب فیل یکی از بزرگترین رویدادهای عصر جاهلیت در عربستان بود بدین لحاظ مبدأ تاریخ عربها قرار گرفت و تا پیش از تعیین تاریخ هجری قمری از این تاریخ استفاده مینمودند.
ازدواج حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) با حضرت خدیجه(سلام الله علیها)
(۱۰ ربیع الاول سال ۲۵ عام الفیل ـ ۲۸ سال پیش از هجرت ـ)
حضرت خدیجه دختر خویلد بن اسد پیش از ازدواج با رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) در آغاز با عتیق بن عایذ ازدواج کرد و از او دارای فرزندی به نام جاریه شد. پس از مرگ عتیق با ابوهاله بن منذر اسدی ازدواج نمود و از او نیز دارای فرزندی به نام هند بن ابی هاله شد. پس از مرگ ابوهاله خدیجه بنت خویلد از داراییهای خویش و داراییهای شوهران گذشتهاش اقدام به سرمایه گذاری تجاری و اقتصادی کرد. لذا داراییهای خود را به مضاربه داد و ثروت زیادی به دست آورد و از توانگران و ثروتمندان معروف عرب شد. آن چنان که نقل شد تعداد هشتاد هزار شتر کالاهای بازرگانی کاروانهای او را جا به جا میکردند.
بزرگان قریش و ثروتمندان عرب تمایل زیادی به ازدواج با وی نمودند. از جمله عقبه بن ابی معیط ابوجهل و ابوسفیان از وی خواستگاری نمودند ولی همه آنان را رد کرد و دست رد به سینه شان زد و هیچ تمایلی به ازدواج دیگر از خود نشان نداد. اما از روزی که حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) با پیشنهاد عمویش حضرت ابوطالب (علیه السلام) حاضر شد که با خدیجه بنت خویلد پیمانی بسته و از مقداری از داراییهای وی به شرط مضاربه تجارت کند قضایا دگرگون شد و خدیجه برای ادامه زندگی خویش راه دیگری برگزید. حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) با دارایی خدیجه و به همراه دو تن از غلامان وی اقدام به سفر بازرگانی به سرزمین شام نمود و در این سفر خریدو فروش خوبی به عمل آورد و سود فراوانی به دست آورد و همه آنها را پس از بازگشت به مکه تحویل خدیجه نمود و تنها به سهم خویش قناعت کرد.
خدیجه که از امانت داری امین قریش و صفا و صمیمیت وی به وجد آمده و خوشرفتاری و خوش اخلاقی وی را از دو غلام خویش شنیده بود مبهوت رفتار و کردار حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) گردید و عشق وی را در قلب خویش زنده کرد. از آن سو حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) به سنینی رسیده بود که میبایست ازدواج میکرد. عمویش «حضرت ابوطالب(علیه السلام)» و همسر عمویش حضرت فاطمه بنت اسد(سلام الله علیها) در پی یافتن همسری شایسته برای او بودند.
خدیجه (سلام الله علیها) که از تصمیم آنها باخبر شده بود نفیسه دختر علیه را به نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرستاد و عشق و علاقه خویش نسبت به آن حضرت و آمادگی ازدواج با وی را ابراز نمود. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) با عمویش ابوطالب(علیه السلام) در این باره مشورت کرد و همگی از آن استقبال کردند.
بدین منظور ابوطالب(علیه السلام) به همراه تعدادی از بزرگان بنیهاشم به نزد خویلد بن اسد و به روایتی نزد ورقه بن نوفل عموی خدیجه رفت و خدیجه را برای حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) خواستگاری کردند.
درخواست آنان از سوی خدیجه و عمویش پذیرفته شد وعقد نکاح آن دو جاری شد و مهریه خدیجه چهارصد دینار تعیین گردید که خود وی آن را ضامن شد. بدین ترتیب در دهم ربیع الاول سال ۲۵ عام الفیل (۲۸ سال پیش از هجرت) ازدواج آن دو بزرگوار برگزار شد.
خدیجه به هنگام ازدواج با رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) چهل ساله بود و پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بیست وپنج ساله.
خدیجه کبری در خانه پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) دارای شش فرزند شد که عبارتند از:
قاسم عبدالله رقیه زینب ام کلثوم و فاطمه زهرا (سلام الله علیهم اجمعین) که تمام آنها جز فاطمه زهرا (سلام الله علیها) پیش ازبعثت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به دنیا آمده بودند و تنها فاطمه(سلام الله علیها) پس از بعثت به دنیا آمد و خیر کثیری برای عالمیان شد.۳
هجرت سرنوشت ساز رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) از مکه به مدینه منوّره
(اوّل ربیع الاوّل نخستین سال هجری قمری)
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) سیزده سال در مکه معظمه مردم را به یکتا پرستی و دین مبین اسلام دعوت کرد و در این راه سختیهای فراوانی متحمل گردید و اهالی مکه به ویژه قریش (که طایفه بزرگ و سرآمد طایفههای دیگر بود و خود پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز به همین طایفه نسبت داشت) با آن حضرت و یارانش به مخالفت و دشمنی پرداخته و با شدیدترین وجه ممکن آنان را آزار و شکنجه دادند. پی آمد چنین سختگیریهایی سه سال محاصره پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و آلعبدالمطلب در شعب ابی طالب دوبار مهاجرت مسلمانان به حبشه و کشته شدن چندین تن از یاران پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و شکنجه توان فرسای گروهی از آنان به دست قریشیان مشرک بود.
اهالی مکه پس از درگذشت حضرت خدیجه(سلام الله علیها) و حضرت ابوطالب(علیه السلام) بر دشمنی خویش افزودند و حتی قصد جان پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را نمودند. از سوی دیگر تعدادی از اهالی یثرب در همان سالهای غربت و تنهایی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در ایام حج با وی و اهداف بلند دینش آشنا شده و پس از بازگشت به یثرب به تبلیغ آن پرداختند. مردم یثرب رفته رفته به اسلام علاقه نشان داده و در مراسم سال بعد تعداد زیادی به نزد رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) رسیدند و به دست مبارک وی مسلمان شده و با آن حضرت پیمان بستند. امّا در مراسم حجّ سال سیزدهم بعثت گروهی از حاجیان یثربی که تعدادشان هفتاد و سه مرد و زن بود در اواسط ایام تشریق و در محل عقبه در سرزمین منی ایمان آورده و با آن حضرت پیمان بستند تا از وی و یارانش همانند خانواده و طایفه خویش پشتیبانی کنند.۴
پس از گذشت ایام حج و بازگشت اهالی یثرب به سرزمین خویش مهاجرت مسلمانان مکه به سوی یثرب آغاز گردید. آنان به دستور پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به دور از چشم مشرکان قریش به صورت فردی و گروهی عازم یثرب شدند. به طوری که در مکه معظمه جز پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و تعدادی اندک از یارانش و گروهی از زنان و مردان کهن سال و از کار افتاده کسی باقی نماند. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بیش از هر زمان دیگر در یکی دو ماه آخر اقامتش در مکه احساس تنهایی و خطر میکرد. سرانجام سران قریش در واپسین روزهای ماه صفر تصمیم به کشتن پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) گرفتند.
آنان در «دارالنّدوه» که مجلس شورای اعیان و اشراف آنان بود جلسهای برگزار کرده و پس از تبادل نظر و گفتوگوهای زیاد به کشتن پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) از سوی نمایندگان تمام طوایف قریش رأی دادند و شب اوّل ربیع الاوّل را برای این کار برگزیدند.
شب موعود فرا رسید پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) برای فریب مشرکان حضرت علی(علیه السلام) را به جای خویش در بسترش خوابانید و خود از خانه خارج و با ابوبکر از مکه گریخت و در غار «ثور» که در جنوب مکه و در نقطه مقابل مدینه قرار داشت پناه گرفت.
مشرکان پس از هجوم به خانه پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و مشاهده علی بن ابی طالب(علیه السلام) در رختخواب آن حضرت خشمناکتر شده و به تعقیب آن حضرت پرداختند و برای پیدا کردن وی صد شتر جایزه تعیین نمودند ولی هرچه تلاش کردند به وی دست نیافتند.
آن حضرت پس از سه شب پنهان ماندن در غار ثور در شب چهارم ربیع الاول به سوی مدینه هجرت کرد و در دوازدهم همین ماه وارد مدینه شد و مورد استقبال باشکوه اهالی مدینه قرار گرفت.۵
درباره تاریخ هجرت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) حدیثی از ذریّه پاکش حضرت امام علی بن الحسین(علیه السلام) نقل میکنیم:
مرحوم کلینی(ره) در کتاب شریف «الکافی» از ابن محبوب از هشام بن سالم از ابی حمزه و او از سعد بن مسیّب روایت کرد: از امام علی بن الحسین(علیه السلام) پرسیدم: روزی که علی بن ابی طالب(علیه السلام) مسلمان شد چند ساله بود
آیا وی هیچ گاه مبتلا به کفر و شرک شده بود امام فرمود: هنگامی که خداوند سبحان پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) را به نبوت برانگیخت علی(علیه السلام) ده ساله بود و در آن زمان کفر و شرکی نداشت و در لحظه نخست به خدا و پیامبرش ایمان آورد و بر تمامی مردم در ایمان به خداو رسولش و نماز خواندن با پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به مدت سه سال پیشی گرفت. وی نخستین کسی بود که با پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نماز میخواند و نماز مسلمانان در آن زمان در هر وقت دو رکعت بود.
البته این نماز تا آخرین روزهای حضور پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در مکه معظمه به همین مقدار بود و پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) علی(علیه السلام) را جانشین خویش در اموری که از عهده دیگران بیرون بود قرار میداد و بیرون رفتن پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و تمامی کسانی که با وی بودند از نخستین روز ربیع الاول سال سیزدهم بعثت که مصادف با روز پنج شنبه بود آغاز گردید و دوازدهم ربیع الاول به هنگام ظهر وارد سرزمین مدینه شدند. آن حضرت در آغاز در روستای «قبا» فرود آمد و دو رکعت نماز ظهر و دو رکعت نماز عصر به جا آورد. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) هم چنان نماز پنجگانه خویش را دو رکعت دو رکعت میخواند و در خانه عمرو بن عوف به مدت ده روز اقامت گزید و منتظر رسیدن علی(علیه السلام) و سایر مهاجران مکه ماند.
علی علیه السلام پس از چندی از مکه به قبا رسید و در خانه عمرو بن عوف به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) پیوست. از آن پس پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) تصمیم گرفت به سوی یثرب حرکت کند. روز جمعه هنگام طلوع خورشید در محله بنی سالم بن عوف فرود آمد و برای آنان نقشه مسجدی را پیریزی کرد و قبله آن را تعیین نمود و دو رکعت نماز جمعه به جای آورد و برای نمازگزاران دو خطبه خواند. سپس همان روز به سوی یثرب روان شد و در این هنگام علی(علیه السلام) همراه وی بود. آن حضرت سوار بر شتر بود و به هر قبیلهای از اهالی یثرب که میرسید آنان تقاضا میکردند که آن حضرت در محله آنان فرود آید. استقبال شایانی از آن حضرت به عمل آوردند و آن حضرت به آنان فرمود: مهار شتر را رها کنید و او مأمور است.
شتر هم چنان به پیش میرفت تا به مکانی رسید که هم اکنون مسجدالنبی (صلی الله علیه و آله و سلم) در آن است. در آن جا شتر زانو زد و پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)پیاده شد. ابوایّوب انصاری که در آن نزدیکی خانه داشت اسباب و اثاث آن حضرت را به خانه خود برد و پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) همراه با حضرت علی(علیه السلام) وارد خانه وی شدند تا این که مسجدالرسول(صلی الله علیه و آله و سلم) ساخته شد و پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) برای خویش و علی خانهای ساخت و از آن پس به خانههای خود رفتند.
سعید بن مسیّب به امام زین العابدین(علیه السلام) عرض کرد: فدایت گردم هنگامی که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به سوی مدینه میآمد ابوبکر همراه وی بود از کجا از وی جدا شد امام فرمود: هنگامی که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) از مکه به قبا آمد ابوبکر همراه وی بود. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در قبا به انتظار علی(علیه السلام) نشست. ابوبکر به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) گفت: برخیز با هم به مدینه برویم زیرا اهالی آن از دیدن تو خوشحال میشوند. آنان منتظر ورود تو به این شهرند. پس به سوی آنان رویم و در این جا به انتظار علی(علیه السلام) توقف مکن زیرا گمان نمیکنم که علی(علیه السلام) تا یک ماه دیگر به تو رسد. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در پاسخش فرمود: هرگز از جایم حرکت نمیکنم تا پسر عمو و برادرم در نزد پروردگار متعال و دوستداشتنیترین فرد خاندانم همان کسی که با در خطر گذاشتن جانش مرا از دست مشرکان رهایی داد به من بپیوندد.
امام زین العابدین(علیه السلام) فرمود: در این هنگام ابوبکر به خشم آمد و ناراحت گردید.و حسادت علی(علیه السلام) بر وی عارض گردید و این نخستین دشمنی وی نسبت به رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) درباره علی(علیه السلام) بود و نخستین سرپیچی وی از فرمان رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم).
ابوبکر هنگامی که اصرار پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در باقی ماندن در محله قبا تا رسیدن حضرت علی(علیه السلام) را مشاهده کرد از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) جدا گردید و خود به سوی مدینه رفت. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز در آن جا توقف کرد تا حضرت علی(علیه السلام) به همراه سایر خاندان نبوی از جمله حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) به او پیوستند و به اتفاق هم به سوی مدینه حرکت نمودند.۶
از این حدیث شریف و احادیث دیگر به دست میآید که هجرت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) از مکه معظمه از شب پنج شنبه نخستین شب ربیع الاول آغاز گردید و پس از سه شب پنهان ماندن در غار ثور در شب چهارم ربیعالاول به سوی یثرب حرکت کردند و در روز دوشنبه دوازدهم همین ماه به روستای قبا (که در دو فرسنگی یثرب قرار داشت) وارد شدند و پس از چند روز توقف در این محل (و به روایت امام زین العابدین(علیه السلام) به مدت ده روز توقف در قبا) و با رسیدن حضرت علی(علیه السلام) در روز جمعه ۲۳ ربیع الاول وارد شهر یثرب گردید و این شهر از آن پس به مدینهالرسول(صلی الله علیه و آله و سلم) شهرت یافت.
ولی برخی از مورّخان اهل سنّت ورود حضرت علی(علیه السلام) را پانزدهم ربیع الاوّل ذکر کردهاند.
نزول آیه «جان نثاری» در شأن امام علی بن ابی طالب(علیه السلام)
(اول ربیع الاول نخستین سال هجری قمری)
نخستین شب ربیع الاول مصادف با شب پنج شنبه رویداد عظیمی در جهان بشریت به ویژه در عالم اسلام به جود آمد و به «لیله المبیت» معروف گردید.
ماجرای تاریخی آن را در صفحات پیش بیان کردیم و در این جا تنها به بحث قرآنی آن میپردازیم:
خداوند متعال برای تحسین و تقدیر از کارکرد امیرمؤمنان علی بن ابی طالب(علیه السلام) که در شب هجرت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) خطر را به جان خویش خرید و برای فریب مشرکان قریش در بستر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آرمید تا آن حضرت به راحتی از خانه خود و از شهر مکه بگریزد آیهای بر پیامبرش نازل کرد و جاننثاری فداکاری تعهد و ایمان حضرت علی(علیه السلام) را ستود:
«وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَوءُوفٌ بِالْعِبَادِ»۷ برخی از مردم (با ایمان و فداکار هم چون علی(علیه السلام) در لیله المبیت به هنگام خفتن در جایگاه پیامبر«ص») جان خود را در برابر خشنودی خدا میفروشند و خداوند نسبت به بندگانش مهربان است.
تمامی مفسّران شیعه و اکثر مفسران اهل سنت معتقدند که شأن نزول این آیه فداکاری حضرت علی(علیه السلام) در لیله المبیت و در بیان فضیلت و مقام آن حضرت است.
صاحب تفسیر شریف «مجمع البیان» میگوید: این آیه در میان راه مکه و مدینه به هنگام هجرت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بر آن حضرت نازل گردید.۸
هم چنین این مفسّر گرانقدر روایت میکند: هنگامی که حضرت علی(علیه السلام) در بستر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) خوابید تا پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) از دسیسه مشرکان بگریزد جبرییل در بالای سر حضرت علی(علیه السلام) و میکاییل در پایین پاهایش قرار گرفته (و او را محافظت مینمودند) و جبرییل به آن حضرت میگفت: آفرین و خوشا به افرادی مانند تو ای پسر ابیطالب! که خداوند متعال در میان فرشتگانش به تو مباهات میکند و به تو مینازد.۹
این آیه همان طوری که مؤمنان و خداجویان عالم را خشنود و به رسیدن مقام رضایتمندی پروردگارشان از آنان امیدوار و دلگرم میگرداند به همان سان منافقان و دشمنان اهل بیت(علیه السلام) را ناراحت و ناامید میکند.
به عنوان نمونه روایت شده که معاویه بن ابی سفیان دشمن سرسخت خاندان پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) چنان از این فضیلت ناراحت بود که «سمره بن جندب» را با چهار صد هزار درهم تطمیع کرد که آن را با جعل یک حدیث دروغین درباره «عبدالرحمن بن ملجم مرادی» (قاتل امام علی«ع») تفسیر کند و آن منافق نیز همین کار را انجام داد ولی همان طوری که انتظار میرفت حتی یک نفر حدیث وی را نپذیرفته و بهایی برای حدیث جعلی وی قایل نشدند.۱۰
آری فداکاری حضرت علی(علیه السلام) در آن شب بزرگ موجب رهایی وجود شریف رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) از کید و کین مشرکان و هجرت سرنوشت ساز آن حضرت از مکه به مدینه و حیات مجدّد دین مبین اسلام شد و این فضیلتی است که پس از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) تنها شایسته وجود نازنین امیرمؤمنان میباشد. ما نیز با جبرییل امین هم نوا شده و به آن حضرت عرض میکنیم: بَخٍّ بَخٍّ مِنْ مثلک یابن ابی طالب یُباهی الله بک الملایکه.
میلاد مسعود امام جعفر صادق(علیه السلام)
(۱۷ ربیع الاول سال ۸۳ هجری قمری)
روز جمعه هنگام طلوع فجر (به روایتی در روز دوشنبه) هفدهم ربیع الاول سال ۸۳ قمری از امام محمد باقر(علیه السلام) فرزندی دیده به جهان گشود و عالم انسانی را با انوار طیّبه خویش تابناک نمود. او را به نام عموی نیاکانش جعفر طیّار(علیه السلام) «جعفر» نام نهادند. حضرت جعفر بن محمد(علیه السلام) دارای یک کنیه معروف به نام «ابوعبدالله» و دو کنیه غیر معروف به نامهای ابو اسماعیل و ابوموسی بود. هم چنان آن حضرت دارای القابی چند بود که معروفترین آنها عبارت است از: صادق صابر طاهر و فاضل.۱۱
شیعیان و محبّان اهل بیت(علیه السلام) وی را به صادق آل محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) میشناسند زیرا آن حضرت هرگز سخنی جز راست و درست چیزی نفرمود.
بنا به روایتی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در حیات خویش تولد امام جعفر صادق(علیه السلام) را پیش بینی و پیش گویی و لقب «صادق» را برای وی برگزید. امام زین العابدین(علیه السلام) جد بزرگوار امام جعفر صادق(علیه السلام) فرمود: پدرم از پدرش و او از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) روایت کرد که آن حضرت فرمود: هنگامی که فرزندم جعفر بن محمد بن علی بن حسین(علیه السلام)به دنیا آمد وی را «صادق» بنامید زیرا فرزندی از نسل پنجم او نیز نامش جعفر است و به دروغ ادعای امامت و پیشوایی مینماید و در نزد خدای سبحان به «جعفر کذّاب» و افتراکننده به خدا معروف شده است.
آن گاه امام زین العابدین (علیه السلام) گریست و فرمود: گویا جعفر کذّاب را میبینم که خلیفه غاصب و ستم گر عصر خویش را برمیانگیزاند تا از امام غایب (حضرت مهدی«ع») تفحّص کرده و از وی جستوجو به عمل آورد.۱۲
مادر گرامی امام جعفر صادق(علیه السلام) فاطمه معروف به «اُمّ فروه» از زنان نیکوسرشت نیکوکار و نیکورفتار عصر خویش بود. این بانوی باتقوا و متدیّن از جهت فضیلت و منقبت سرآمد زنان روزگار خود به شمار میآمد وامام صادق(علیه السلام) در شأن و مقام وی فرمود: مادرم از زنانی بود که ایمان داشت تقوا پیشه کرده و نیکوکاری مینمود و خدا نیکوکاران را دوست دارد.۱۳
اُمّ فروه دختر «قاسم بن محمد بن ابی بکر» و از خاندان معروف صدر اسلام است. پدرش قاسم بن محمد از فقهای هفت گانه معروف مدینه و از معتمدان و دوستان امام زین العابدین (علیه السلام) بود و پدر بزرگش «محمد بن ابی بکر» از یاران فداکار امام علی بن ابی طالب(علیه السلام) و از مخالفان سرسخت عثمان بن عفان بود و در راه وفاداری به مولا و مرادش حضرت علی(علیه السلام) در مصر مورد هجوم سپاهیان معاویه بن ابی سفیان قرار گفت و به طرز فجیعی به شهادت رسید.
بدین گونه امام جعفر صادق(علیه السلام) هم از سوی پدر و هم از سوی مادر به شهیدان بزرگ و سرافراز اسلام اتصال پیدا میکند.
امام جعفر صادق(علیه السلام) مدت دوازده سال حیات بابرکت جدّ گرامی اش امام زینالعابدین(علیه السلام) را درک کرد و از مکتب تربیتی و علمی وی بهره وافر یافت.
هم چنین آن حضرت مدت ۳۲ سال از وجود شریف پدرش امام محمد باقر (علیه السلام) برخوردار بود و در تمام رویدادهای مهم در کنار پدر ارجمندش قرار داشت. مدت امامت امام جعفر صادق(علیه السلام) ۳۳ سال و ده ماه (از ذی حجه سال۱۱۴ تا ۲۵ شوال سال ۱۴۸ قمری) بود و در ایّام زندگی بابرکت خویش با خلاف غاصبانه چند تن از خلفای اموی و دو تن از خلفای عباسی به شرح ذیل معاصر بود:
۱ ـ عبدالملک بن مروان (۸۶ ـ ۶۵ ق)
۲ـ ولید بن عبدالملک (۹۹ ـ ۸۶ ق)
۳ ـ سلیمان بن عبدالملک (۹۹ ـ ۹۶ق)
۴ ـ عمر بن عبدالعزیز (۱۰۱ ـ ۹۹ ق)
۵ ـ یزید بن عبدالملک (۱۰۵ ـ۱ـ۱ ق)
۶ ـ هشام بن عبدالمک (۱۲۵ ـ ۱۰۵ق)
۷ ـ ولید بن یزید (۱۲۶ ـ ۱۲۵ ق)
۸ ـ یزید بن ولید (۱۲۶ ـ ۱۲۶ ق)
۹ ـ مروان بن محمد (۱۳۲ ـ ۱۲۶ ق)
۱۰ ـ ابوالعباس سفاح (۱۳۶ ـ ۱۳۲ق)
۱۱ ـ منصور دوانیقی (۱۵۸ ـ ۱۳۶ ق).
گفتنی است که نُه نفر اول از طایفه بنی امیه و دو نفر آخر از خاندان بنیعباس بودند و آن حضرت از هر دو طایفه سختیها و بیمهریهای فراوانی دید اما چون آن امام بزرگوار در انتهای دوران خلافت ستم کارانه امویان و در آغاز خلافت فریب کارانه عباسیان میزیست فرصت مناسبی به دست آورد تا در زمان انتقال خلافت از یک طایفه غاصب به طایفه غاصب دیگر و سرگرم شدن آنان به یکدیگر مکتب اهلبیت(علیه السلام) را به مسلمانان بشناساند و زمینه ترویج و تبلیغ این مکتب را مهیّا سازد و از این راه بیشترین بهره را نصیب اسلام و مسلمانان نماید.
آن حضرت با تشکیل حوزه علمیه و تعلیم شاگردانی مبرز چون: هشام زراره و محمد بن مسلم تحوّل شگرفی در جهان اسلام و مذهب شیعه پدید آورد و جهانیان را با اسلام ناب محمدی(صلی الله علیه و آله و سلم) و مکتب حیات بخش اهل بیت(علیه السلام) آشنا ساخت. به همین جهت وی را پایه گذار مذهب «امامیّه» دانسته و شیعیان امامی اثنی عشری را شیعه جعفری میگویند. سرانجام این امام همام در سن ۶۵ سالگی به وسیله زهری که منصور دوانیقی به واسطه عوامل و مزدوران خود در مدینه به آن حضرت خورانید مسموم شد و به خاطر شدت زهر به شهادت رسید.
تاریخ شهادت وی ۲۵ شوال سال ۱۴۸ قمری میباشد.
۱ـ نک: فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) ص۵۷ منتهی الآمال ج۱ ص۱۳ المبعث والمغازی ص۳۴ الامتاع ص۳ تاریخ الیعقوبی ج۲ ص۵ بحارالانوار ج۱۵ ص۲۴۸ تاریخ ابن خلدون ج۱ ص۳۸۳ تاریخ دمشق ج۳ ص۷۰ ۷۲و ۷۵.
۲-نک: تاریخ ابن خلدون ج۱ ص۶۳ بحارالانوار ج۶۵ ص۲۳۲ روز شمار تاریخ اسلام (ماه محرم) ص۴۵.
۳ـ نک: العامل فی التاریخ ج۲ ص۳۹ فرازهایی از تاریخ اسلام ص۷۷ منتهیالآمال ج۱ ص۴۵.
۴ـ تاریخ ابن خلدون ج۱ ص۳۹۲.
۵ـ نک: مسار الشیعه ص۲۷ تاریخ ابن خلدون ج۱ ص۳۹۶ فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) ص۱۹۱ زندگانی چهارده معصوم(علیه السلام) ترجمه اعلام الوری ص۸۸ الارشاد ص۴۵ تاریخ دمشق ج۱ ص۳۷ و ۴۷ تاریخ الطبری ج۲ ص۳۹۴ الکامل فی التاریخ ج۲ ص۱۰۱.
۶ ـ الکافی ج۸ ص۳۳۸ حدیث۵۳۶.
۷ـ سوره بقره آیه۲۰۷.
۸ـ مجمع البیان فی تفسیر القرآن ج۲ ـ ۱ ص۵۳۵ تفسیر نمونه ج۲ ص۴۷.
۹ـ مجمع البیان فی تفسیر القرآن ج۲ ـ ۱ ص۵۳۵ تفسیر نمونه ج۲ ص۴۶ تاریخ الیعقوبی ج۱ ص ۳۵۸
۱۰ـ تفسیر نمونه ج۲ ص۴۸.
۱۱ـ تاج الموالید (از مجموعه نفیس) ص۴۳ الارشاد ص۵۲۵ و کشف الغمه ج۲ ص۳۶۹.
۱۲ـ منتهی الآمال ج۲ ص۱۲۱.
۱۳ـ همان.

