در فضایل خلیفه ی دوم!
ابن اثیر مورّخ معروف در تاریخ خود هنگامی که از شکنجه شدگان برای اسلام سخن میگوید و آنها را معرّفی میکند، از «لبیبه» کنیزی از بنی مؤمّل نام میبرد، که کنیز عمر بود. درباره او مینویسد: «أسلمتْ قبل إسلام عمر بن الخطّاب، وکان یعذّبها حتّی تُفتن، ثمّ یدعها ویقول: إنّی لم أدعک إلاّ سآمه; آن کنیز قبل از عمر بن خطّاب اسلام آورده بود; عمر او را شکنجه میداد که از دینش برگردد، سپس (وقتی که خسته میشد) او را رها میکرد و به او میگفت: من تو را رها کردم، چون از زدن تو خسته شدم».(۱)
ابن هشام نیز آن را نقل میکند و مینویسد: آن قدر عمر او را میزد که خودش خسته میشد، آنگاه میگفت: «إنّی أعتذر الیک. إنّی لم أترکک إلاّ ملالهً; من عذرخواهی میکنم (که نمیتوانم بیش از این تو را کتک بزنم) من تو را رها نکردم (و از زدن تو دست نکشیدم) مگر بدلیل خستگی»..(۲)
۱.الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، ابوعمر یوسف بن عبدالله بن محمد بن عبدالبر، تحقیق علی محمد البجاوی، دارالجیل، بیروت، چاپ اوّل، ۱۴۱۲ق.
۲. اسدالغابه فی معرفه الصحابه، عزّالدین بن الاثیر الجزری، دارالفکر، بیروت، ۱۴۰۹ق.

