بر شیخین روا و بر علی(ع) مکروه؟

نقل است که عمربن‌خطّاب به ابن‌عبّاس می‌گوید مردم کراهت‌ داشتند که نبوّت و خلافت در شما جمع‌شود. (1)


پس چرا خود او در سقیفه، هم‌عشیره بودن مهاجرین با پیامبر صلّی‌الله‌علیه‌وآله را یک امتیاز بلکه حقّی بلامنازع برای تصدّی منصب خلافت بر می ‌شمارد و به آن احتجاج می‌کند؟ (2)

______________________

پی نوشت:

1ـ تاریخ طبری ـ ج 3 ـ ص 288 – 290و الکامل فی التاریخ - ابن الأثیر - ج 3 - ص 62 - 63

... عن ابن عباس قال خرجت مع عمر فی بعض أسفاره... قال اللهم غفرا یکرهون أن تجتمع فیکم النبوة والخلافة فیکون بجحا بجحا

2ـ تاریخ طبری ـ ج 2 ـ ص 457

فبدأ أبو بکر فحمد الله وأثنی علیه ثم قال...فخص الله المهاجرین الأولین من قومه بتصدیقه... فهم أول من عبد الله فی الأرض وآمن بالله وبالرسول وهم أولیاؤه وعشیرته وأحق الناس بهذا الامر من بعده ولا ینازعهم ذلک إلا ظالم