آشنایی با فرزانگان:آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی- 2

سیدابوالحسن اصفهانی در سال 1284 قمری در دهکده کوچکی در لنجان اصفهان به دنیا آمد. ایشان از سادات موسوی شهر بهبان بود. جدش سید عبدالحمید از بهبهان به اصفهان نقل مکان کرده بود. سید عبدالحمید از عالمان وارسته نجف و از شاگردان آیت الله شیخ محمد حسن نجفی صاحب جواهر بود.

تحصیلات و مرجعیت

سید ابوالحسن پس از فراگیری مقدمات، در زادگاه خود، عازم اصفهان شد و بیش از ده سال در مدرسه صدر، که در آن روزگار یکی از پایگاه‏های برجسته علمی محسوب می‏شد، به تحصیل و تحقیق پرداخت و از محضر اساتیدی چون آخوند کاشی، آقا سید محمد باقر دُرچه‏ای، جهانگیرخان قشقایی، میرزا ابوالمعالی کلباسی و... بهره گرفت و همزمان به تدریس ادبیات، فقه اصول پرداخت.

در سن بیست و چهار سالگی به منظور بالا بردن معلومات خویش در سطح عالی و بهره‏گیری از دانش شخصیتهای علمی حوزه بزرگ نجف و سامرا در سال 1307 رهسپار کشور عراق گردید. حضرت آیت الله اصفهانی در عتبات از محضر بزرگان اساتیدی چون آیات عظام: میرزا محمد حسن شیرازی، میرزا حبیب‏الله رشتی، فاضل شربیانی، شیخ محمد حسن مامقانی، سید محمد کاظم یزدی، آخوند خراسانی، میرزا محمد تقی شیرازی و آیت الله شریعت اصفهانی بسیار استفاده برد.

پس از رحلت آیت الله میرزا محمد تقی شیرازی، آیت الله نایینی و آیت الله اصفهانی، هر دو به عنوان‏ مرجع تقلید معروف و مشهور گردیدند، تا اینکه آیت الله نایینی نیز در سال 1355 فوت کرد و مرجعیت ‏به صورت تمام به‏ آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی در نجف و اغلب بلاد شیعه، محرز و مسجل گردید.

خصوصیات اخلاقی

فروتنی، بزرگواری، خویشتن‏داری، ایثار، ساده زیستی و توکل بر خداوند و توسل به ایمه اطهار از جمله فضایل اخلاقی این عالم نستوه بود، که در اینجا نمونه‏ای از این صفات را ذکر می‏کنیم:

صبر و بخشش

او صاحب روح بزرگ پایداری و عفو در راه خدا بود. معروف است که‏ فرزند رشیدش حجة الاسلام و المسلمین سید محمد حسن اصفهانی در بین نماز مغرب وعشاء، به دست ‏یک فرد دیوانه و تعلیم دیده به قتل رسید و این پدر هفتاد ساله خم به‏ابرو هم نیاورد و حتی از قاتل فرزند خود نیز گذشت.

وفای به عهد سید ابوالحسن اصفهانی، مصداق بارز یک عالم ربّانی بود. نقل کرده‏اند: فردی که برای پرداخت اجاره منزل خود دچار مشکل شده بود، مسأله را با مرحوم آیت الله اصفهانی در میان نهاد، ولی فردای آن روز با شهادتِ فرزند ایشان مواجه شد و پنداشت که با این واقعه هولناک، دیگر جایی برای حلّ مشکلش نیست. با این حال، در مراسم تشییع جنازه، دید که سید به طرف وی می‏آید و چون به او رسید، مبلغ در خواستی را به ایشان پرداخت نمود. ساده زیستی آیت الله اصفهانی زندگی بسیار ساده‏ای داشت و به دور از هرگونه مظاهر فریبنده مادی می‏زیست. در اوایل طلبگی مجبور بود خود را با شرایط سخت و نامناسب مالی که بر حوزه‏های علمیه حاکم بود، تطبیق دهد. فشار مالی و شرایط سخت معاش به حدی بود که او مجبور شد به مدت پانزده شبانه روز با خانواده خویش در یک خرابه زندگی کند. یکی از علما در این‏باره می گوید: در خدمت آقا سید ابوالحسن اصفهانی بودم، وقتی از کوچه‏ای که در آن خرابه‏ای وجود داشت، گذر کردیم، فرمود: من با خانواده‏ام پانزده روز در این خرابه ساکن بودیم. چون صاحبخانه ما به من گفته بود که دیگر راضی نیست در خانه‏اش باشیم. به ناچار آنجا را تخلیه کردیم و به این خرابه منتقل شدیم. تا اینکه بالاخره موفق شدم خانه‏ای دیگر اجاره کنم. نوشته اند: هنگامی که رهبر انقلاب عراق آیت الله میرزا محمد تقی شیرازی ازتنگدستی سید ابوالحسن اصفهانی با اطلاع شد، 500 لیره طلا برای او فرستاد تا با آن مبلغ‏، برای خود منزلی بخرد، ولی آیت الله اصفهانی آن 500 لیره را در کمال تنگدستی خود به تعدادی از نانوایان شهر داد، تا با آن مبلغ نان مصرفی طلاب علوم دینی و تهیدستان تهیه شود. فتاوای تاریخی آیت الله اصفهانی در بیان احکام الهی و آنچه به نظرش صحیح می رسید، بسیار با شهامت بود و از کسی باکی نداشت. از جمله فتواهای آیت الله اصفهانی که جنجال زیادی بر پا نمود، نظریه وی در مورد پاره‏ای از مراسم ماه محرم و عاشورا بود. به این صورت که فرموده بودند:"به کار بردن شمشیرها (قمه‌زنی) و زنجیرها و طبل‌ها و بوق‌ها و کارهایی مانند این امور که امروزه در دسته‌های عزاداری و در روز عاشورا معمول است همه حرام و غیر شرعی است."چون این فتوا به سنت مردم در ماه محرم پشت پا می‏زد و از طرفی با عقاید بسیاری از روحانیون و علمای آن زمان نجف هماهنگی نداشت، باعث اختلافات و سر و صدای شدید شد و برخی از وعاظ در سخنرانیهای خود آیت الله اصفهانی را به سختی مورد انتقاد و حتی اهانت قرار دادند. ولی وی هرگز حاضر نشد از فتوا و عقیده خود دست بردارد و خوشایند جاهلان و بی خردان سخن بگوید و فتوا صادر کند. در فتوای دیگری علیه لشکرکشی انگلیسیها به عراق می‏فرماید:"سلام بر همه، بالخصوص برادران عراقی. وظیفه دینی‏بر همه مسلمانان لازم می‏گرداند که در حفظ حوزه اسلام و بلاد اسلامی تا آنجا که‏ قدرت دارند بکوشند و بر همه ما واجب و لازم است که سرزمین عراق را که مشاهد ایمه هدی(ع) و مراکز دینی ما در آنجا است، از تسلط کفار حفظ نموده و از نوامیس دینی آن دفاع کنیم. من شما را بر این موضوع دعوت کرده و ترغیب می‏نمایم. خداوند ما و شما را برای خدمت‏به اسلام و مسلمین موفق فرماید." شاگردان و آثار حوزه پربرکت آیت الله اصفهانی دست پروردگان بسیاری را به اجتماع مسلمین‏ ارایه داد. سیره نویسان، بیش از 250 تن از بزرگان را از شاگردان آیت الله اصفهانی ذکر نموده‏اند. که در اینجا به برخی از اعاظم این شاگردان اشاره خواهیم کرد: حضرات آیات حکیم، میلانی، شیخ عبد النبی اراکی، میرزا هاشم آملی، میرزا محمد تقی آملی، شیخ محمد حسین خیابانی (پدر آیت الله جعفر سبحانی)، شیخ محمد تقی بروجردی، سید محمد حجة کوه کمری، سید عبدالهادی شیرازی، سید جمال الدین گلپایگانی، سید محمود شاهرودی، سید صدر الدین صدر، سید عبدالله شیرازی، سید عبدالاعلی سبزواری، علامه طباطبایی، سردار کابلی، سید علی یثربی کاشانی، میرزا آقا اصطهباناتی و.... اما آثار مکتوب ایشان: مشهورترین اثر آیت الله اصفهانی، کتاب جامعی در فقه به نام"وسیلة النجاة" است که شامل اکثر مسایل فقهی مورد نیاز مسلمانان آن عصر بود. بسیاری از فقها و مراجع بزرگ بر این کتاب حاشیه زده و شرح نوشته اند. دیگر تالیفات آیت الله اصفهانی عبارت است از: انیس المقلدین، حاشیه بر تبصره علامه، حاشیه برالعروة الوثقی، حاشیه بر نجاة العباد، ذخیرة العباد، شرح کفایة الاصول، منتخب الرسایل، مناسک حج، وسیله النجاة الصغری و ذخیرة الصالحین. وفات وضعیت مزاجی مرحوم آیت الله اصفهانی در ماه‏های آخر عمر بابرکتشان وخیم شده بود، به همین منظور به ایشان پیشنهاد شد که محلی دیگر را غیر از عراق که دارای هوایی مناسب‏تری است، برگزیند. او ایران را انتخاب کرد اما خیلی زود از سفر به ایران منصرف شد و سفر به بعلبک لبنان را برگزید پس از مدت زمان کوتاهی که ایشان در بعلبک بود بسیاری از بزرگان و دانشمندان جبل عامل، بعلبک، بیروت، دمشق و دیگر نقاط لبنان و سوریه با وی دیدار کردند. پس از اینکه وضعیت مزاجی وی تا اندازه‏ای بهبود یافت، روزی در اثر سانحه‏ای به زمین خورد و پس از بازگشت به کاظمین در روز عرفه نهم ذیحجه سال 1365 قمری دعوت حق را لبیک گفت. رحلت این عالم ربانی چنان‏شور و غوغایی در مردم عراق، ایران، پاکستان و هندوستان و تمام بلاد شیعه‏نشین ایجادکرد که تا آن روز بی‏سابقه بود. مجالس پرشکوه و پرجمعیت ترحیم او در تهران و شهرستانها رعب و وحشتی عظیم در دل دشمنان اسلام افکند. پیکر شریف آیت الله اصفهانی از کاظمین به نجف منتقل و آیت الله شیخ محمد حسین کاشف الغطاء بر ایشان نماز خواندند و خطاب به جنازه آن عالم وارسته گفتند:"گوارا باد بر تو نزول بر معبود خویش. زندگی سعادتمندانه و مرگ و رحلت‏ پسندیده‏ای داشتی. زندگی تو آن‏چنان با‏شکوه و توام با تدبیر بود که بزرگان گذشته را به بوته فراموشی سپردی و آیندگان را به تعب افکندی. گویا تو دوبار به جهان آمده ‏بودی. یک بار تجربه و درایت کسب نموده و بار دیگر آن را به کار بسته بودی." سرانجام بدن پاکش در صحن مطهر امیرالمؤمنین(ع) در کنار قبر فرزند شهیدش سید محمد حسن و آرامگاه آیت الله خراسانی به خاک سپرده شد. منابع فرهنگ معین، بخش اعلام. گلبرگ، شماره سی و هشتم. یغما، سال سوم، شماره سوم. دایرة المعارف تشیع، نشرشهید سعید محبی. نهضت روحانیون، علی دوانی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی. یکصد سال مبارزه روحانیت، عبدالرحیم عقیقی بخشایشی، دفتر نشر نوید اسلام. گردآوری و تنظیم: سیدمحمد ناظم‏زاده قمی

سایت ابنا