21 : 6   پنج شنبه 30 خرداد ماه 1392
کلام معصوم

حضرت فاطمه (س) فرمودند:

بهترین شما کسی است که در شدائد و گرفتاریها نرمخو تر باشد و گرامیترین رفتار را با همسرش داشته باشد

جستجو
وقايع روز

امروز 9 شعبان سال 1434 هجری است

دراین روز که هفتمین روز ولادت امام حسین (علیه السلام) است حضرت رسول(صلی الله علیه وآله) گوسفندی را برای فرزندش بعنوان عقیقه قربانی کرد سپس سر آن حضرت را تراشید و هم وزن موی سراو نقره صدقه داد

Email
فضائل اهل بيت

رسول خدا (ص) فرمودند:

اى بنى هاشم!همانا برادر من،وصى من و وزير من و جانشين من در ميان خانواده‏ام على بن ابى طالب است.او دين مرا مى‏پردازد و وعده‏ام را به كار مى‏بندد

 امالي الطوسي:602/1244

1392/03/29 : بروز رساني

شیخ حسنعلی اصفهانی(نخودکی)-5


شیخ علی مقدادی اصفهانی، تنها پسر مرحوم حاج شیخ حسنعلی نخودکی است. با او ساعت 10 شب قرار مصاحبه گذاشته شد و به همراه «محمد رعدی» به قیطریه رفتم تا تنها بازمانده مرد صاحب کرامات را ببینم و از او درباره مرحوم والد بپرسم. مدتی دست به سینه در کنار جایگاه شیخ که ساده و بی آلایش بود نشستیم تا ایشان از راه رسید؛ پیرمردی 85 ساله که توان جسمی لازم را نداشت تا کامل و جامع پاسخ پرسش هایم را دهد، اما روی گشاده او این جسارت را به من داد که نزدیک او بروم و با صدایی بلند از مرحوم نخودکی بپرسم. اگرچه صدای بلند به نوعی بی ادبانه به نظر می رسید، اما شنیدن پاسخ های تنها یادگار مرحوم نخودکی که همچون او آنچنان به آداب رایج در مراودات حوزویان اعتنایی نداشت، مسیر گفت وگو را گشود. او آنگونه سخن می گفت که گویی مرحوم نخودکی در کنارم نشسته است. شیخ علی مقدادی را ساعت نزدیک به 12 نیمه شب ترک گفتیم و از مزاحمت های روزنامه نگارانه عذر خواستیم. اما گویی دیگران هم در رجوع به دفتر شیخ وقت شناس نیستند؛ چراکه در لحظه خداحافظی فردی نامه ای را به منزل شیخ آورده بود تا او بخواند و حاجتش را روا کند.
    
    مرحوم حاج شیخ حسنعلی نخودکی در علوم حوزوی بیشتر متاثر از کدامیک از علما و اساتیدشان بودند؟
    ایشان آنچنان تمایلی نداشتند که خود را با نام برخی اساتیدشان مطرح کنند و کمتر به این مسائل می پرداختند. اما با این حال، ایشان در نجف و اصفهان در نزد برخی اساتید تلمذ کردند. در علوم متنوعی هم صاحبنظر بودند و حتی تدریس هم می کردند، اما آنچنان از اساتیدشان یاد نمی کردند. مرحوم والد در نجف فقه را بیشتر در نزد مرحوم فشارکی تحصیل کردند و در اصفهان در نزد مرحوم آخوند کاشی و حکمت را نزد مرحوم جهانگیرخان.
    
    آیا شیخ حسنعلی نخودکی با مرحوم قاضی هم آشنایی داشتند؟
    خیر، ایشان بیشتر در نزد مرحوم کشمیری تلمذ کردند و از ایشان سیر و سلوک را آموختند. مرحوم کشمیری جایگاه بالاتری از مرحوم قاضی داشتند و قبل از ایشان بوده اند و همه علما ایشان را قبول داشتند.
    
    کدامیک از فقهای هم عصر مرحوم نخودکی، با ایشان مرتبط بودند؟
    مرحوم آقا نجفی در اصفهان از اعاظم وقت با ایشان بسیار مرتبط بودند. همچنین با مرحوم آقاسیدابوالحسن اصفهانی و آقای نائینی در نجف و مرحوم آیت الله مهدی آشتیانی، حاج آقاحسین قمی و مرحوم حاجی فاضل در مشهد ارتباط داشتند. مرحوم حاج آقا حسین قمی پس از مرحوم حاج شیخ به مشهد آمدند. در مجلسی که عده ای از علما، حضور داشتند، فرمودند که شما از حاج شیخ کراماتی نقل کرده اید ولی من کرامتی بالاتر از ایشان سراغ دارم و آن این است که اگر حاج شیخ ادعای نبوت می کرد، از او قبول می کردند ولی ایشان هرگز چنین ادعایی نکرد و معتقد بود که این کرامات که برای ائمه(ع) و رسول اکرم(ص) نقل می کنند، شان تربیت شدگان ایشان است. شان ائمه بسیار بالاتر از این مراتب است. همانطور که ما درک کارهای خدا را نمی کنیم. درک ائمه نیز برای ما غیرممکن است. امیرالمومنین علی(ع) می فرمایند: «ظاهری ولایتی و باطنی غیب لایدرک».
    
    ارتباط مرحوم والد با مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری چگونه بود؟
    این نوع ارتباط ها چیز نادری نبود. علمای نجف هم با ایشان مرتبط بودند. خیلی از علما زمانی که مشکل و گرفتاری ای داشتند، به ایشان مراجعه می کردند تا مشکلشان حل شود. آقاسید ابوالحسن اصفهانی با ایشان نامه نگاری هایی در این زمینه داشتند.
    
    رابطه ایشان با شیخ عباس قمی چگونه بود؟
    روابط بسیار نزدیک بود. به یاد دارم که جمعه ها با پدرم بیرون از شهر می رفتیم و ایشان هم می آمد.
    
    با مرحوم شیخ علی زاهدقمی چطور؟
    بله، این ارتباط آنقدر قوی بود که هرگاه فردی از ایران به دیدن مرحوم شیخ علی زاهد در نجف می رفت، ایشان به او می گفت که وقتی به ایران رفتید، به نزد حاج شیخ نخودکی بروید و از طرف من با ایشان دیدار کنید.به یاد دارم، هنگامی که مرحوم شیخ علی زاهد، مشهد آمده بودند، با پدرم خدمت ایشان رسیدم و پدرم از من خواست تا دست ایشان را ببوسم.
    مرحوم آیت الله العظمی نجفی مرعشی هم از مرحوم نخودکی یاد می کردند. روابط فی مابین این دو بزرگوار چگونه بود؟
    آقای مرعشی نجفی از روابط عمیقشان با ایشان برایم نقل کرده بودند.
    
    آیت الله العظمی موسوی اردبیلی در جایی نقل کرده اند که مرحوم نخودکی مروج آیت الله العظمی بروجردی بودند. مگر آیت الله بروجردی، ایشان را می شناختند؟
    بله، خیلی با یکدیگر مرتبط بودند. این ارتباط باز می گردد، به زمانی که آقای بروجردی از نجف به بروجرد بازگشته بودند و زمانی که برای زیارت به مشهد آمده بودند، با مرحوم والد آشنا شدند و ارتباط عمیقی میان این دو برقرار شد؛ قبل از زمان مرجعیت ایشان در قم.
    
    هر کدام از بزرگان با یک برخورد کوچک با مرحوم نخودکی، ارتباط عمیقی میانشان به وجود می آمد. مگر در این دیدارهای کوتاه چه مسائلی مطرح می شد که آنان اینگونه مجذوب می شدند؟
    در این دیدارها، آقایان از برخی مسائل که برایشان قابل حل نبود، می پرسیدند و جواب می گرفتند. بنابراین اینگونه روابط عمیق می شد.
    
    ایشان پاسخ این سوالات را چگونه یافته بودند؟
    در نزد اولیای مورد توجه خداوند، همواره علومی است که دیگران ندارند. هرگاه فردی ارتباطی قوی با خداوند یافت، خیلی از پرسش ها را می داند و پاسخ می دهد.
    
    شاگردی شیخ محمود حلبی، موسس انجمن حجتیه نزد مرحوم نخودکی تا چه حدی صحیح است؟
    در زمان حیات مرحوم حاج شیخ، انجمن حجتیه وجود نداشت. البته ایشان از منسوبین (اقوام) ما هم هستند و با پدرم روابط نزدیکی داشتند.
    
    دیگر شاگرد ایشان، مرحوم آیت الله مروارید بود. روابط ایشان با مرحوم والد شما چگونه بود؟
    ایشان نیز روابط نزدیکی با ما داشتند و پدر ایشان با پدر ما خیلی مرتبط بود؛ به گونه ای که پدر ما وصی پدر آقای مروارید شد.
    
    چرا مرحوم نخودکی آنچنان شاگردی نداشت و نگاه او، پس از او بسط نیافت؟
    به هر حال مردم بیشتر دنبال دنیا هستند، اگر راهی برای آنان سود دنیایی نداشته باشد، به سوی آن نمی روند. همچنین اینگونه استعدادها در سیر و سلوک نادر بود و کمتر فردی می توانست در این راه گام بردارد.
    
    اگرچه از مرحوم نخودکی یاد می کنند که به مقام اجتهاد رسیده و صاحبنظر بودند، اما هیچگاه ایشان در مقام مرجعیت و ارائه فتوا قرار نگرفتند. چرا؟!
    مرحوم والد تمایل نداشتند که کسی از ایشان درخواست استفتاء کند. از صدور فتوا پرهیز می کردند.
    
    چرا از فتوا دادن اکراه داشتند؟
    براساس این روایت از امام صادق(ع) که می فرمایند: از فتوا دادن فرار کنید؛ همچون فرار کردن از شیر.
    
    آیا ایشان شرع را بر اساس نظر خودشان استنباط کردند یا از مراجع تقلید می کردند؟
    در ابتدا ایشان تقلید می کردند، اما پس از اینکه به جایگاه اجتهاد رسیدند، براساس نظر خودشان عمل می کردند. اما همانطور که گفتم، از دادن فتوا و قرار گرفتن در جایگاه مرجعیت پرهیز می کردند و در ابتدا در مشهد که بودند، مردم را به مرحوم آقای نائینی و مرحوم آقا سیدابوالحسن اصفهانی در نجف و مرحوم حاج آقا حسین قمی در مشهد ارجاع می دادند.
    گویا ایشان با علم اصول آنچنان موافقتی نداشتند و باعث ایجاد بازدارندگی برای فقه می دانستند. تا چه حدی این مساله درست است؟
    تا حدودی اینگونه اعتقاد داشتند.
    
    مراجع از استدلال و قیاس در استنباط احکام استفاده می کنند. آیا ایشان این مساله را قبول داشتند که به مراجع ارجاع می دادند؟ یا اینکه بیشتر به نص احادیث، روایت و کتاب معتقد بودند؟
    به هر حال انسان که معصوم نیست. وقتی معصوم نباشد، نمی تواند به طور قاطع بر استدلال خود تکیه کند. همچنین برخی احکام فقهی همچون حکم قصاص با استنباط عقلی قابل تفسیر و تحلیل نیست.
    
    پس مرحوم نخودکی بیشتر به اخباری ها نزدیک بودند تا اصولی ها؟
    بله، تا حدودی این مطلب درست است.
    
    پس چگونه به مراجع ارجاع می دادند؟
    ایشان اصول را هم قبول داشتند؛ اما نه به صورت مطلق. همچنین همه علما همچون یکدیگر نبودند و برخی بیشتر به احادیث و روایت استناد می کردند؛ تا استنباط عقلی. ایشان استناد می کردند به فرمایش مرحوم ملامحسن فیض که می فرمود: «اصول سه جزء است؛ اصول و فضول و غیرمعقول».
    
    ایشان با فلسفه هم مخالف بودند؟
    مرحوم والد خودشان فلسفه خوانده بودند، اما موافق فلسفه خواندن محض نبودند. می گفتند: اگر کسی می خواهد فلسفه بخواند، باید اول با علم طب آشنایی داشته باشد، بعد باید تمامی احادیث و روایات را مطالعه کرده باشد. به علاوه مشغول تزکیه نفس هم باشد، والانباید فلسفه بخواند.
    
    آیا مخالفت برخی علما در مشهد با فلسفه متاثر از ایشان است؟ آیا بزرگان مکتب تفکیک، شاگرد ایشان نبودند؟
    خیر، به هیچ وجه، اصلاآرای آنان درست نیست.
    جایگاه معنوی مرحوم نخودکی که نقل شده است (همچون چشم برزخی یا طی الارض)؛ آیا متاثر از احکام شریعت بوده است یا برآمده از نوعی سلوک جدا از احکام شرعی و فقهی؟
    دین اسلام و احکام شرعی یکی است که متاثر از شریعت و فقه است. اگر فردی تمام اینها از جمله اجرای واجبات و مستحبات و پرهیز از محرمات و مکروهات را عمل کند، به چنین جایگاهی می تواند برسد.
    اغلب فقها نسبت به برخی رفتارهای عرفانی و سیروسلوک خاص موضع گرفته و می گیرند و صاحبان این روش ها را طرد می کنند اما برابر مرحوم نخودکی نه تنها این اتفاق رخ نداد، بلکه برعکس خیلی از آنها موید ایشان بودند. نقل می کنند که مرحوم آیت الله سیداحمد خوانساری هم جایگاه معنوی ایشان را به صراحت تایید و تشریح کرده بودند. دلیل برخورد بسیار مثبت علما با مرحوم نخودکی چه بود؟
    مهم ترین ویژگی ایشان که باعث اینگونه تاییدات بود، این مساله بود که تمام اعمال و رفتار مرحوم والد مطابق شرع بود.
    آیا نظر خاص اجتماعی ـ سیاسی هم ابراز کرده و در این باره هم موضع گرفته بودند؟
    ایشان معتقد به عدم دخالت در این مسائل بودند. چراکه می گفتند افراد باید در مسائلی وارد شوند که در آن صاحبنظر بوده و اطلاعات دقیق داشته باشند. به عبارتی باید فرد اهلیت داشته باشد.
    
    گویا برخی از ایشان خواسته بودند که با توجه به جایگاه معنوی ایشان، کاری بکنند تا رضاخان از بین برود، اما مرحوم نخودکی مخالفت می کنند؟
    بله، این نقل درست است. ایشان گفته بودند، فعلاصلاح نیست او برود، چون وضعیت بدتر می شود، بگذارید خودش چهار سال دیگر خواهد رفت. از ایشان سوال شد: چگونه؟ فرمودند: خارجی ها وارد ایران می شوند و این اتفاق می افتد.
    
    برخی نقل کرده اند که مرحوم نخودکی قطب یکی از سلسله های تصوف بوده است. این ادعا تا چه حدی درست است؟ اگر این ادعا نادرست است، بفرمایید ایشان تا چه حد در سیروسلوک معنوی خود متاثر یا آموزش دیده برخی از شیوخ یا قطب های تصوف بوده اند؟
    این ادعا درست نیست. ایشان معتقد بودند: در راه خدا این سخنان و قیودات بیهوده است. البته ممکن است که ارتباط ها و برخوردهای عادی وجود داشته باشد. اما این به معنای تاثیرپذیری یا ارتباط عمیق مرید و مرادی نیست. ایشان سفرهای گوناگونی به شهرهای مختلف کرده بودند که در حین سفر هم با افراد معنوی مرتبط شدند؛ مثل مرحوم سیدجعفر قزوینی. ایشان با هیچ یک از متصوفه ارتباط نداشتند.
    
    گفته شده لقب طریقتی ایشان «بنده علی» بوده است و لقب شما که به عنوان قطب پس از ایشان نام برده شده است، «نجم الدین» است؟
    لقب «بنده علی» از سوی استاد ایشان (مرحوم حاج محمدصادق) به ایشان داده شده است. «نجم الدین» هم کنیه من است. ایشان هرگز ادعای قطبیت نکرده اند و این قبیل ادعاها در راه خدا بی معناست.
    
    یعنی ایشان به سلسله مراتب صوفیه معتقد نبود؟ انسان کامل یا پیرمراد نداشتند؟
    به صوفیه به معنای مصطلح آن معتقد نبودند. البته فقها هم در نقل حدیث از اساتید خود اجازه می گیرند و ایشان هم اینگونه معتقد بود، اما روش های صوفیه را نمی پذیرفتند.
    
    سوالی که در این روزگار مطرح می شود، این است که چرا اکنون در میان عالمان دینی کمتر افرادی را در زمره مرحوم نخودکی می توان یافت؟
    زمان ها متفاوت است؛ گاهی تابستان است و سرسبزی و گاهی زمستان است و میوه ای یافت نمی شود. همچنین برخی اوقات اینگونه افراد ظاهر بودند و دیده می شدند و گاهی این افراد مخفی بودند. در این 60 و 70 سال اینگونه افراد، با این جایگاه کمتر دیده می شوند. یعنی امروز هم اینگونه افراد هستند؛ اما پنهانند.
    
    وجهه تمایز دهنده میان افراد حقیقی این مقام با افراد غیرحقیقی چیست؟
    هیچگاه افراد واقعی، از موقعیت خود سود نمی بردند و نمی برند. اگر از این جایگاه برای مقاصد خاصی استفاده شود آن فرد مقام حقیقی ندارد. اگر فردی با خداوند ارتباط عمیق داشته باشد، اصلااهل ادعا نیست. البته تشخیص افراد حقیقی از غیرحقیقی بسیار مشکل است. باید در اعمال و رفتار آنان توجه کرد و دید آیا با مسائل شرعی تطبیق دارد یا نه؟ این بهترین ملاک برای تشخیص است. احکام شرع همچون پوست میوه برای دین است، اگر پوست لطمه بخورد، میوه فاسد می شود. ایشان می فرمودند: شرع مقدس مثل میوه است که ظاهر اعمال شرعی مثل پوست میوه است و حقیقت آن مثل مغز میوه. اگر پوست لطمه بخورد، اصل میوه در معرض فساد قرار می گیرد.


نویسنده: فرید مدرسی



روزنامه اعتماد ملی 25/5/88
ارسال اين مطلب به دوستان
پست الکترونيک گيرنده :
نام و نام خانوادگي فرستنده :

نظر شما در باره این مطلب :
نام :
متن :
Email :
نظرات کاربران :
مرتضی
شیخ علی مقدادی اصفهانی، به رحمت حق پیوست. روحش شاد
شنبه 14 فروردين ماه 1389 ساعت 22 : 3
علی
مطلب صفحه 7 روزنامه بهار مورخ 18/01/89 با عنوان غریب وطن نشان میدهد که مرحوم شیخ علی مقدادی اصفهانی چگونه و در کجا جه غریبانه دفن گردید. خدایش بیآمرزد.
سه شنبه 24 فروردين ماه 1389 ساعت 0 : 3
عزیز
با سلا م دوست عزیز ای کاش مردم میدانستند که زمین فارمد چه گوهر یگانه ای را در خود جای داده وبه آن می بالد شاید به دور از گزاف نباشد در دوریش قالب تهی کرد خاوند کریم رحمتش کند روحش شاد باد
پنج شنبه 09 ارديبهشت ماه 1389 ساعت 38 : 11
حسین
بهتر است راجع به مرحوم حاج میرزا علی آفای قاضی رضوان الله علیه ،کتابهای مطلع انوار و اسرار ملکوت را بخوانید تا بفهمید میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است .
سه شنبه 22 تير ماه 1389 ساعت 9 : 10
خانم ولی پور
با سلام تشکر از متن بسیار زیبا . اگر ممکن است نام کتاب های حاج اقای حسن علی نخودکی را برایم ایمیل کنید یا بفرمایید چگونه انها را تهیه کنم با تشکر فراوان
يک شنبه 28 شهريور ماه 1389 ساعت 53 : 15
بسیار عالی است سرهنگ آزاده سید اکبر دخانچی 09151111850
سلام بر شما یکی ان عارفان ناشناخته که به نظر حقیر ایت الله نخودکی ثانی است حضرت ایت الله شیخ منصور ( عبد الرحیم ) ابزاهیمی جرجانی است که از سلسله جلیله عارفانی است که به ملا حسین قلی همدانی ختم می شود سلسه اساتید ایشان . مولف کتاب مقدمه ای بر اخلاق و کتاب ارزشمند تاج الفضائل و المناقب للامام علی ابن ابی طالب که در مشهد مقدس منتشر شده است . به وبلاگ seyrosolook می توان مراجعه کرد . حقیر شخصا" در خدمت شما هستم و ادعا دارم . چو ن ایشان خود هیچ ادعائی ندارند. توصیه من این است خودتان اذ نذدیک تحقیق کنید اذ بیمار هائی که ایشان شفا داده اند و......
دوشنبه 01 آذر ماه 1389 ساعت 42 : 18
سید اکبر دخانچی 09151111850
یکی اذ ارذشمند ترین کتاب هی روی زمین کتاب : نشان از بی نشان ها است که شرح احوال و کرامات ایت الله نخودکی است
دوشنبه 01 آذر ماه 1389 ساعت 47 : 18
سید اکبر دخانچی 09151111850
بسم الله الرحمان الرحیم با سلام و درود بر شما برای تلاش شما در مصاحبه با فرزند ایت الله حسن علی نخودکی اصفهانی . استد ایت الله حسن علی . حاج محمد صادق تخت فولادی همان است که قبرستان تخت فولاد در اصفهان به نام این بزرگوار است و بزرگانی در تخت فولاد هستند . حقیر خواستم در مورد معرفی کتاب نشان از بی نشان ها بیشتر عرض کنم : این کتاب به وسیله اقای علی مقدادی اصفهانی بعد از فوت ایت الله حسن علی نوشته شده است و تا کنون بیش از بیست بار منتشر شده است. بیش از بیست سال هر سال تجدید چاب شده است که خود نشانه استقبال مردم می باشد . در دو جلد منتشر شده و فقط در جلد اول کتاب حدود 97 داستان مستقیما" و دست اول از قول افرادی نقل شده است که ایت الله نخودکی مشکل انها را حل کرده است یا بیماری انها را شفا داده است . ایشان مانند دکتر در اتاق عمل از راه دور در بدن مریض ها تصرف می کرد وانها را شفا می داد .ایشان عارفی بس والا مقام بود که اکثر شب ها تا به صبح نمی خوابیدند . فقط روز ها حدود 2 ساعت می خوابیدند . هیهات که ادم های با دید ظاهری بتوانند ایشان را بشناسند . روح قوی داشت . چند مورد به اذن خداوند مرده زنده کرده است . از ملک بالاتر رفته بود . حضرت عزرائیل سلام الله علیه گاهی به فرمان او بود . نشان از بی نشان ها را با دقت بخوانید تا بدانید که چنین بوده است . و السلام علی عباد الله الصالحین و العارفین . سرهنگ آزاده فرغ التحصیل دانشگاه اصفهان دارای لیسانس ادبیات و زبان عربی . عضو کانون زندانیان مسلمان قبل از انقلاب --- مشهد مقدس -جوار ما فوق ملکوتی امام هشتم علیه صلوات الله -سید اکبر
يک شنبه 07 آذر ماه 1389 ساعت 10 : 20
با سلام . خدمت حیسن اقا که می گوید : میان ماه من تا ماه گردون ... باید عرض کنم : نه این طور که می فرمائید نیست . این هر دو نفر از بزرگان و اجله عارفان هستند که با ریاضت های خود عالم جن و ملک و ارواح را فتح نموده اند و به جا هائی و مقاماتی دست یافته اند که برای خیلی از افراد عادی مثل ما تصور ان هم ممکن نیست . هر دو عزیزند و از اولیاء خداوند . من تضادی میان این ها نمی بینم . هر کسی از ظن خود شد یار انها و از درون انها نجست اسرار انها . والسلام علی من اتبع الهدی . الحقر - سید اکبر
دوشنبه 08 آذر ماه 1389 ساعت 31 : 1
حسین
"هو العلیم" حناب سید اکبر آفا ، برای ما آفای نخودکی بسیار محترم است . ولی این آقای مفدادی که میگوید سید کشمیری از آقای قاضی بالا تر است صد در صد غلط است .مثل آقای قاضی با سید کشمیری، مثل کبریت و شخاطه است عزیز من . توحید نمیگوید مریض را شفا بده ، توحید میگوید در مقابل امر مولا کالمیت فی یدی الغسال باش .توحید نمیگوید روبروی امام رضا دفن شو ، توحید میگوید زیرپای امام رضا دفن شو . توحید خیلی تا این جا فاصله دارد سید جان . کشف و کرامات نشان دادن از نظر اهل توحید کار بچه مکتبی هاست . توحید یعنی میرزا جواد ملکی تبریزی (روحی لتراب مقدمه الفدا) که فرزندش جلوی چشمش جان داد و او خم به ابرو نیاورد و او را نجات نداد . نه همین اهل زمین را همه باب اللهیم نه فلک در دورانند به گرد سر ما گر چه ما خاک نشینان مرقع پوشیم صد چو جم خفته به دریوزه گری بر در ما چشمه خضر بود تشنه شراب ما را آتش طور شراری بود از مجمر ما .................................... این جهان و آن جهان مرا مطلب کاین هر دو گم شد در آن جهان که منم
يک شنبه 01 اسفند ماه 1389 ساعت 55 : 14
سید اکبر دخانچی www.arefoon.mihanblog.com
به نام او - سلام به شما - امام سجاد علیه السلام فرمود : هلک من لیس له حکیم یرشده - بنا بر این حدیث شریف افراد بشر به سه دسته تقسیم می شوند : یا عارف و حکیم هستند - یا سالک یعنی در حال عارف و حکیم شدن زیر نظر یک حکیم و عارف - یا هالک هستند یعنی در تصرف نفس خود و یا شیطان ملعون قرار دارند . حقیر بیماری سرطان داشتم و جهار سال قبل عارف ربانی آیت الله منصور عبد الرحیم جرجانی شاهرودی به من دعا دادند و دو ماه بعد فهمیدم که ایشان مرا شفا داده است . همان طور که آِیت الله نخودکی اصفهانی بیماران بسیاری را شفا دادند . قدرت شفا را و قدرت تصرف در عالم و آدم را خداوند به عارفان می دهد . و السلام علی العارفین و السالکین . الاحقر : سید اکبر - ویراستار کتب عارف ربانی آیت الحق ابراهیمی جرجانی .
دوشنبه 02 اسفند ماه 1389 ساعت 46 : 16
ناصر مودت
آقاي سيد اكبر عزيز من با شما موافقم كتاب نشان از بي نشانها را خواندم در من دگرگوني خاصي بوجود آمد فقط نميدانم ايا عارفي كه مثل مرحوم نخودكي باشد ايا در ايران در قيد حيات است فقط خواهشمندم چون ساكن مشهد مقدس هستيد سر مزار شيخ نخودكي التماس دعا دارم تا اقا امام رضا بواسطه شفاعت اين بزرگوار مددي كند (مودت از اصفهان)
شنبه 21 اسفند ماه 1389 ساعت 31 : 13
نوید
سلام. خدا رحمت کنه ایشون . بله شاگرد ایشون با یک واسطه (یعنی یک شاگرد دیگر) الان در قید حیات با برکتشون هستند در تهران. تجریش -خیابان رمضانی .
چهارشنبه 22 تير ماه 1390 ساعت 24 : 17
حسین
هوالعلیم اگر کسی به اساتید ما در سلسله جولا توهین کنه ، بنده تو دهنش میزنم . هر کی میخواد باشه .
شنبه 25 تير ماه 1390 ساعت 36 : 3
حسینی
با سلام وعرض تشکر مطلب خوب و مفید است
دوشنبه 14 شهريور ماه 1390 ساعت 18 : 7
lمهدي
سلام عليكم. استاد جرجاني نسبت به شيخ علي نخودكي نظر مثبتي دارند امام نسبت به پسر ايشان اقاي مقدادي نظر منفي دارند.
پنج شنبه 24 شهريور ماه 1390 ساعت 58 : 6
Farsad Imani
انشاءالله خداوند توفیق دهد راه این بزرگواران را ادامه دهیم
يک شنبه 06 فروردين ماه 1391 ساعت 44 : 14
آقا نويد سلام لطفا آدرس شاگرد مرحوم مقداد را دقيق تر بنويس
پنج شنبه 09 شهريور ماه 1391 ساعت 0 : 10
مرتضی
سلام مطلبی از شیخ محمود حلبی یا دست نوشته ای یا نواری ندارید که پخش نشده باشه
دوشنبه 08 آبان ماه 1391 ساعت 1 : 21
با سلام وتشکر از حضور جنابعالی خواهشمندم بدلیل داشتن مشکل بزرگم وغم فراوانی که دارم ادرس پسر اقای نخودی که با ایشان مصاحبه کردید برایم لطفا بفرستید
شنبه 05 اسفند ماه 1391 ساعت 34 : 7
بنده خدا
خوب است
چهارشنبه 09 اسفند ماه 1391 ساعت 22 : 16
بنده خدا
باسلام یاعلی باید عرض کنم که مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی عارف واصل بودند که ایشان درویشی در لباس روحانی وبسیار پاک و موئن بودند واستاد این عارف آگاه شخصی بنام درویش حاج محمد صادق تخت فولادی که اوهم شاگرد شخصی بنام درویش بابا رستم بودند. ایشان هم در طریقت وهم در شریعت اساتید والا مقام داشتند .البته باید خاطر نشان کنم که نام طریقی ایشان بنده علیشاه است که درویشی ایشان همانند دراویش خاکسار امروز پیرو 14 معصوم و از تصوف وصوفیگری جدا میباشد کلمه علی شاه یعنی قبول ولایت بر حق علی (ع)شاه دین است وبنده علیشاه بمعنی بنده ومرید ولایت حق وسلطان دین علی علیه السلام اگر بخواهیم درجات درویشی وفقری ایشان را بیان کنیم باید بگوییم ایشان دارای لنگ شریعت طریقت حقیقت و معرفت بودند ایشان دارای مدارک حوزوی و طریقتی بودند که حضرت آقا مورد قبول امام زمان و سرباز ایشان بودند که مردان خدا همه او را میشناسند و خداوند او را رخمت کند که هنوز هم مشغول گره گشایی از مشکلات مردم میباشند .هو ختم کلام برایش ذولفقار نیستی جان اشرار بد وبلا از بلاداسلام دور باد حاجت حاجتمندان روا مرضهای ظاهر وباطن شفا خداوندا بحق این عارف مرحوم مردم ایران اسلامی را کمک بفرما و ولایت و اسلام رادر این سرزمین حفظ بفرما و میهن عزیزمان ایران را در سایه شمشیر مقدس ذولفقارحفظ و ایمن بدار آمین.
چهارشنبه 09 اسفند ماه 1391 ساعت 55 : 16
رضا
چرا به ایشون نخودکی میگفتن ؟
چهارشنبه 14 فروردين ماه 1392 ساعت 46 : 17
تعداد بازديد از سايت : 7571743