به گزارش «شيعه نيوز» روز دهم رمضان المبارك مصادف با سالروز وفات مادر امت و همسر نبوت حضرت خديجه كبري(سلام الله عليها) است.

به مناسبت اين روز حزين مروري بر زندگي اين اسوه ايمان فداكاري مجاهدت نجابت و حيا داريم:

شناسنامه حضرت خديجه سلام الله عليها

حضرت خديجه(سلام الله عليها) از قبيلة قريش بود. پدرش «خُوَيلد» و مادرش «فاطمه بنت زايده» بود كه هر دو از ريشه دارترين و اصيل ترين خاندان هاي عرب در حجاز به شمار مي رفتند.

خويلد بن اسد بن عبد العزي بن - قصي بن كلاب از تيره اي معروف و از محترمان قريش است. خويلد در دوره جاهليت مهتر طايفه خود بود. در جنگ فجار دوم در روزي كه بنام شمطه معروف است و در آن روز قريش آماده جنگ با كنانه شد رياست طايفه اسد را داشت.

نوشته اند هنگامي كه تبع مي خواست حجر الاسود را به يمن ببرد خويلد با او به نزاع برخاست. اين ايستادگي نشان دهنده موقعيت ممتاز او در آن عصر است.

پسر عموي خديجه ورقة بن نوفل از كاهنان عرب بوده است و چنانكه نوشته اند از كتابهاي اديان پيشين اطلاع داشت.

فرزندان حضرت خديجه سلام الله عليها

در تعداد فرزندان حضرت خديجه (سلام الله عليها) ميان مورخان اختلاف است. به گفته مشهور: ثمره ازدواج رسول خدا و خديجه شش فرزند بود. 1- هاشم 2- عبدالله به اين دو «طاهر» و «طيب »مي گفتند. 3- رقيه 4- زينب 5- ام كلثوم 6- فاطمه

رقيه بزرگترين دخترانش بود و زينب ام كلثوم و فاطمه به ترتيب پس از رقيه قرار داشتند. پسران خديجه پيش از بعثت پيامبر (صلي الله عليه و آله) بدرود زندگي گفتند. ولي دخترانش نبوت پيامبر (صلي الله عليه و آله)را درك كردند.

گروهي از محققان معتقدند: قاسم و همه دختران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)پس از بعثت به دنيا آمدند و چند روز پس از پيامبر خدا (صلي الله عليه و آله)به مدينه هجرت كردند.

زندگينامه حضرت خديجه سلام الله عليها

خديجه پيش از ظهور اسلام از زنان بر جسته قريش بشمار مي رفته است تا آنجا كه او را طاهره و سيده زنان قريش مي خواندند. پيش از آنكه به عقد رسول اكرم در آيد نخست زن ابو هاله هند بن نباش بن زراره و پس از آن زن عتيق بن عايذ از بني مخزوم گرديد. وي از ابو هاله صاحب دو پسر و از عتيق صاحب دختري گرديد. اينان برادر و خواهر مادري فاطمه (عليه السلام)اند.

پس از اين دو ازدواج با آنكه زني زيبا و مالدار بود و خواهان فراوان داشت شوي نپذيرفت و با مالي كه داشت به بازرگاني پرداخت. تا آنگاه كه ابو طالب از برادرزاده خود خواست او هم مانند ديگر خويشاوندانش عامل خديجه گردد و از سوي او به تجارت شام رود و چنين شد. پس از اين سفر تجارتي بود كه به زناشويي با محمد (صلي الله عليه و آله)مايل گرديد و چنانكه ميدانيم او را به شوهري پذيرفت.

چنانكه بين مورخان شهرت يافته و سنت نيز آنرا تاييد ميكند خديجه به هنگام ازدواج با محمد (صلي الله عليه و آله)چهل سال داشت. ولي با توجه به تعداد فرزنداني كه از اين ازدواج نصيب او گشت مي توان گفت تاريخ نويسان رقم چهل را از آن جهت كه عدد كاملي است انتخاب كرده اند. در مقابل اين شهرت ابن سعد باسناد خود از ابن عباس روايت مي كند كه سن خديجه هنگام ازدواج با محمد (صلي الله عليه و آله)بيست و هشت سال بوده است.

ازدواج با پيامبر صلي الله عليه و آله

نجابت محمد بن عبدالله كه از اصيل ترين قبايل عرب «بني هاشم» بود و استعداد و لياقت و شخصيت ممتاز و شهرتي كه در امانت داري داشت او را زبانزد خاص و عام كرده بود. به طوري كه «محمد امين» خوانده مي شد. اين اخبار و گزارش ها باعث شد كه خديجه شيفته حسب و نسب و لياقت و سخصيت و خصال پسنديده او شود. همين جهات نيز موجب گرديد كه خديجه زني به نام «نفيسه» دختر «عليه» را واسطه قرار دهد تا آمادگي او را براي ازدواج با محمد به اطلاع وي برساند.

بعضي از مورخان معتقدند كه خديجه خود موضوع را با «محمد امين» در ميان گذاشت و به گفته «ابن هشام» مورخ مشهور به وي گفت: «عموزاده من! به واسطه خويشاوندي كه ميان من و تو وجود دارد و عظمت و احترامي كه در نزد قوم خود داري و امانت و خوينيكو و راستگويي كه در تو هست مي خواهم صريحا به تو بگويم كه مايلم به همسري تو درآيم».

پيغمبر موضوع را با ابوطالب عمويش در ميان گذاشت و ابوطالب نظر موافق خو را اعلام داشت «نفيسه» بانوي واسطه نيز آمادگي «محمد امين» را به خديجه خبر داد و به دنبال آن مجلس عقد باشكوهي در خانه خديجه تشكيل شد.

نخستين بانوي مسلمان

در نقل علي بن ابراهيم-از محدثين شيعه-آمده است كه در تفسير آيه مباركه: «فاصدع بما تيمر و اعرض عن المشركين» چنين گويد: اين آيه در مكه نازل شد پس از گذشت سه سال از نبوت رسول خدا (صلي الله عليه و آله)و ماجرا از اين قرار بود كه مقام نبوت روز دوشنبه بر رسول خدا (صلي الله عليه و آله)نازل شد وعلي عليه السلام روز سه شنبه مسلمان شد و پس از او خديجه دختر خويلد همسررسول خدا (صلي الله عليه و آله)مسلمان شد...

و در نقل كتاب «طرف» سيد بن طاووس كه از كتاب وصية عيسي بن مستفاد از حضرت موسي بن جعفر از پدرش امام صادق عليهما السلام روايت كرده اينگونه است كه رسول خدا (صلي الله عليه و آله)آن دو را با يكديگر به اسلام دعوت فرمود و آن دو با همديگر يكباره ايمان آورده اسلام را پذيرفتند...

تولد حضرت فاطمه سلام الله عليها

امام صادق عليه السلام مي فرمود: «وقتي خديجه عليهاالسلام پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله را به همسري برگزيد زنان مكّه به دليل دشمني با آن حضرت از او دور شدند آنان نه تنها به خديجه عليهاالسلام سلام نمي كردند حتّي از رفت و آمد زنان ديگر هم جلوگيري مي نمودند. به اين ترتيب وحشتي عجيب بر وجود خديجه مستولي شد البته او بيشتر از اين مي ترسيد كه به پيامبر صلي الله عليه و آله آسيبي برسانند.

وقتي خديجه به فاطمه حامله شد فاطمه در شكم مادر با او سخن مي گفت و مونس مادر بود و او را به صبر توصيه مي فرمود امّا خديجه اين حالت را از پيامبر مخفي مي داشت تا آن كه روزي حضرت داخل شد و شنيد كه خديجه با كسي سخن مي گويد. حضرت به اطراف نگريست امّا كسي را نديد پرسيد:, اي خديجه! با چه كسي سخن مي گويي خديجه در پاسخ به كودكي كه در شكم داشت اشاره كرد و پاسخ داد:, فرزندي كه در شكم دارم با من سخن مي گويد و مونس من است. حضرت فرمود: در همين لحظه جبرييل به من خبر داد كه اين فرزند دختر است. او و نسل او طاهر بابركت و خجسته است و خداوند نسل مرا از او به وجود خواهد آورد. از نسل او امامان دين متولّد مي شوندو حق تعالي بعد از قطع وحي آن ها را جانشين خود در زمين قرار مي دهد.

خدمات حضرت خديجه سلام الله عليها به اسلام

حضرت خديجه عليها السلام در 24 سال زندگي مشترك با پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) خدمات بسياري براي آن بزرگوار و دين اسلام انجام داد. حمايت هاي مالي روحي عاطفي از حضرت محمد صلي الله عليه و آله تصديق و تأييد پيامبر در روزگاري كه هيچ كس تأييدش نمي كرد و ياري ايشان در برابر آزار مشركان گوشه هايي از اين خدمات ارزشمند است. حضرت خديجه عليها السلام پس از ازدواج با پيامبر دارايي اش را به ايشان بخشيد تا آن را هرگونه مي خواهد مصرف كند. رسول گرامي اسلام در اين زمينه مي فرمايد: «هيچ ثروتي به اندازه ثروت خديجه عليهاالسلام براي من سودمند نبود.»

حضرت خديجه عليها السلام اين بانوي بزرگوار نه تنها از عمق جان به رسالت پيامبر ايمان آورد بلكه او را در برابر سختي ها و تكذيب مشركان و بدخواهان ياري داد. تا زنده بود اجازه نداد آزار و شكنجه مشركان بر رسول خدا صلي الله عليه و آله سخت آيد. هنگامي كه رسول الله صلي الله عليه و آله با باري از مصيبت و اندوه به خانه مي آمد خديجه او را دلداري مي داد و نگراني را از ذهن و خاطرش مي زدود.

اموال حضرت خديجه عليها السلام به عنوان ابزاري مناسب از همان ابتدا در خدمت اسلام و پيشرفت آن قرار گرفت. جالب اين كه آخرين بخش از دارايي خديجه توسط امير ميمنان (عليه السلام)در سفر هجرت به مدينه صرف شد.

سفر اكثر مسلمانان با اموال خديجه ممكن شد. آخرين آن ها هم قافله اي بود كه امير الميمنين (عليه السلام)آن را سرپرستي كرد.

وفات حضرت خديجه سلام الله عليها

حضرت خديجه(سلام الله عليها) سه سال قبل از هجرت بيمار شد. چون بيماري خديجه شدت يافت عرض كرد: يا رسول الله! چند وصيت دارم: من در حق تو كوتاهي كردم مرا عفو كن.

پيامبر(صلي الله عليه و آله)فرمود: هرگز از تو تقصيري نديدم و نهايت تلاش خود را به كار بردي. در خانه ام بسيار خسته شدي و اموالت را درراه خدا مصرف كردي.

عرض كرد: يا رسول الله! وصيت دوم من اين است كه مواظب اين دختر باشيد و به فاطمه زهرا (سلام الله عليها) اشاره كرد. چون او بعد ازمن يتيم و غريب خواهد شد. پس مبادا كسي از زنان قريش به اوآزار برساند. مبادا كسي به صورتش سيلي بزند. مبادا كسي بر اوفرياد بكشد. مبادا كسي با او برخورد غير ملايم و زننده اي داشته باشد.

اما وصيت سوم را شرم مي كنم برايت بگويم. آن را به فاطمه عرض مي كنم تا او برايت بازگو كند. سپس فاطمه را فراخواند و به وي فرمود: نور چشمم! به پدرت رسول الله بگو: مادرم مي گويد: من از قبر در هراسم از تو مي خواهم مرا درلباسي كه هنگام نزول وحي به تن داشتي كفن كني.

پس فاطمه زهرا (س) از اتاق بيرون آمد و مطلب را به پيامبر (صلي الله عليه و آله)عرض كرد. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)آن پيراهن را براي خديجه فرستاد و او بسيار خوشحال شد. هنگام وفات حضرت خديجه پيامبراكرم (صلي الله عليه و آله)غسل و كفن وي را به عهده گرفت. ناگهان جبرييل درحالي كه كفن از بهشت همراه داشت نازل شد و عرض كرد: يا رسول الله خداوند به تو سلام مي رساند و مي فرمايد: ايشان اموالش را در راه ما صرف كرد و ما سزاوارتريم كه كفنش را به عهده بگيريم.

حضرت خديجه (سلام الله عليها) در سن 65 سالگي در ماه رمضان سال دهم بعثت در خارج از شعب ابوطالب جان به جان آفرين تسليم كرد. پيغمبر خدا (صلي الله عليه و آله)شخصا خديجه را غسل داد حنوط كرد و با همان پارچه اي كه جبرييل از طرف خداوند عزوجل براي خديجه آورده بود كفن كرد. رسول خدا (صلي الله عليه و آله)شخصا درون قبر رفت سپس خديجه را در خاك نهاد و آنگاه سنگ لحد را در جاي خويش استوار ساخت. او بر خديجه اشك مي ريخت دعا مي كرد و برايش آمرزش مي طلبيد. آرامگاه خديجه درگورستان مكه در «حجون » واقع است.

فضايل حضرت خديجه سلام الله عليها

از فضيلت هاي حضرت خديجه عليها السلام مقامي است در بهشت كه از سوي خداوند به ايشان وعده داده شده است. پيامبراكرم صلي الله عليه و آله نيز بارها اين مسيله را به خديجه بشارت مي داد و مي فرمود: «در بهشت خانه اي داري كه در آن رنج و سختي نمي بيني.» امام صادق عليه السلام نيز مي فرمايد: هنگامي كه خديجه وفات يافت فاطمه خردسال بي تابي مي كرد و گرد پدرش مي گشت و سراغ مادر را از او مي گرفت. پيامبر از اين حالت دخت كوچكش بيشتر محزون مي شد و دنبال راهي بود تا او را آرام كند. فاطمه همچنان بي تابي مي كرد تا اينكه جبرييل بر پيامبر (صلي الله عليه و آله)نازل شد و فرمود: «به فاطمه (سلام الله عليها) سلام برسان و بگو مادرت در بهشت خانه اي كنار آسيه همسر فرعون و مريم دختر عمران نشسته است.» هنگامي كه فاطمه (سلام الله عليها) اين سخن را شنيد آرام گرفت و ديگر بي تابي نكرد.

سبك زندگي و الگوهاي رفتاري حضرت خديجه سلام الله عليها

مطالعه تاريخ زندگي حضرت خديجه عليها السلام نشان مي دهد كه او هم در دوران جاهليت و هم بعد از بعثت خاتم الانبياء صلي الله عليه و آله داراي فضايل اخلاقي و كمالات معنوي بوده است. او در جامعه خود به عنوان يك الگوي زن برتر تاثير بسزايي در گسترش صفات نيك انساني داشته است. سخاوت كرامت ايثار و فداكاري عفت و پاكدامني دورانديشي و درايت و توجه به مستمندان عطوفت و مهرباني و صبر و استقامت از جمله فضيلت هاي پسنديده ايست كه صفحات تاريخ اين زن نمونه را نشان مي دهد.

وفاداري اين بانوي آسماني در راه رسيدن به اهداف والاي همسر خويش مورد توجه سيره نويسان و محققان قرار گرفته است. او از اولين لحظات بعثت به رسولخدا صلي الله عليه و آله ايمان آورد و تا آخرين لحظات برايمان خود پاي فشرد و لحظه اي شك و ترديد به دل راه نداد.

گذشته از فضايل اخلاقي او از كمالات علمي نيز برخوردار بود. تاريخ گواهي مي دهد كه خديجه در مورد دانش عصر خود اطلاعات فراواني داشت و از كتاب هاي آسماني آگاه و از نظر عقل و درايت و زيركي بر تمام زنان حتي بسياري از مردان معاصر برتري داشت. بنابراين او داراي تمام كمالات و امتيازهايي بود كه يك زن مي تواند داشته باشد.

حضرت خديجه سلام الله عليها كانون محبت در خانواده نبوي صلي الله عليه و آله

خداوند به جاي شهر مكه مردم مكه و مهر و محبت آن ها و استقبال ايشان از دعوت به توحيد حضرت خديجه را به پيامبر رضي الله عنه عطا كرد و او هنگامي كه حضرت به خانه مي آمد به استقبال ايشان مي شتافت و از حال شان پرسش مي كرد و از آن حضرت دل جويي مي نمود و رحمت و نصرت و لطف خدا را به ياد ايشان آورده گرد وغبار را از چهره درخشانشان مي شست و ملالت آزار قوم را با تسلاهاي گرم از دلشان مي زدود. «ابن اسحاق» مي گويد: سخني از قوم در رد و تكذيب كه موجب اندوه و آزردگي فكر و خاطرش شود نمي شنيد مگر آن كه خدا آن اندوه را به واسطه حضرت خديجه برطرف مي ساخت. حضرت خديجه سنگيني سخنان سخت را بر او سبك مي كرد و او را تصديق مي نمود. و رفتار و جسارت هاي مردم را بي ارزش و بي اهميت مي شمرد.

دكتر «بنت الشاطي» مي گويد: آيا همسري غير از حضرت خديجه اين استعداد را دارا بود كه دعوت تاريخي شوهرش را وقتي از غارحرا آمد با ايمان قوي و آغوش باز و مهر و عطوفت استقبال كند بي آن كه در راستي او و اين كه خداوند او را تنها نخواهد گذاشت شكي در دل راه بدهد آيا جز حضرت خديجه هيچ بانوي ثروتمندي كه در ناز و نعمت و آسايش و احترام زيسته مي توانست با كمال رضايت و خرسندي از زندگي اشرافي اموال بسيار و عزت و توانگري چشم بپوشد تا در دشوارترين لحظات زندگي كنار همسرش بايستد و او را در بلايا و مشكلات موجود در راه تحقق هدفي كه به حقانيت آن ايمان داشت ياري كند حاشا و كلا! فقط حضرت خديجه چنين بود و زنان ديگر چون او نيستند مگر آن كه در طبقه و رتبه او باشد.

منزلت حضرت خديجه سلام الله عليها نزد پيامبر صلي الله عليه و آله

از عايشه روايت كرده اند كه گويد:هيچگاه نمي شد كه رسول خدا از خانه بيرون رود جز آنكه خديجه را يادمي كرد و ستايش و مدح او را مي نمود تا اينكه روزي طبق همان شيوه اي كه داشت نام خديجه را برد و او را ياد كرد دراينوقت رشك و حسد مرا گرفت و گفتم: خديجه جز پيرزني بيش نبود در صورتي كه خداوند بهتر از او بهره تو كرده.!

عايشه گويد: در اينوقت رسول خدا-كه اين سخن مرا شنيد غضبناك شد به حدي كه از شدت غضب موهاي جلوي سر آن حضرت حركت كرد آنگاه فرمود: بخدا سوگند خداوند بهتر از او زني به من ندادهاو بود كه بمن ايمان آورد هنگامي كه مردم كفر ورزيدندو او بود كه مراتصديق كرد و مردم مرا تكذيب نموده (و دروغگويم خواندند) واو بود كه در مال خود با من مواسات كرد (و مرا بر خود مقدم داشت) در وقتي كه مردم محرومم كردندو از او بود كه خداوند فرزنداني روزي من كرد و از زنان ديگر نسبت بفرزند محرومم ساخت.

حضرت خديجه سلام الله عليها از نگاه ديگران

«ابن حجر عسقلاني»: از امتيازات خديجه آن بود كه پيامبر را تكريم مي كرد و سخن او را چه قبل و چه بعد از بعثت تصديق مي نمود.

«ابن اسحاق» مي گويد: «خديجه اولين كسي است كه به خدا و رسولش ايمان آورد و آن چه را پيامبر فرمود تصديق كرد. خداوند اندوه پيامبر را توسط خديجه برطرف مي كرد و راه را براي ادامه ي رسالت او هموار مي ساخت. او مي افزايد: «خديجه براي اسلام وزير صداقت بود. اين بانو دورانديش شريف و خردمند بود و خداوند برايش مقام باكرامتي را در نظر گرفت.»

«هشام بن محمد» گفته است: «رسول خدا(صلي الله عليه و آله)در كارها با خديجه مشورت مي كرد. او يار صديق و درستي براي پيامبر بود و حضرت محمد(صلي الله عليه و آله)به وي احترام مي-گذاشت.»

«عزالدين ابن اثير»: «خديجه زني اهل خرد و باشرافت بود. تمام افراد قومش در ازدواج با او بر يك ديگر سبقت مي گرفتند ولي نپذيرفت و توسط شخصي پيش نهاد ازدواج با رسول الله(صلي الله عليه و آله)را داد.»

«محمد بن احمد ذهبي»: «او مادر ميمنان و سرور زنان جهانيان در عصر خويش است و در تقويت امر رسالت شويش ميثر بود و به وي اميدواري مي داد. خديجه متدين پاك بزرگوار و اهل بهشت بود. پيامبر اين همسرش را ستايش مي كرد و بر ديگر زنان ميمن رجحان مي داد.»

«عبدالرحمن بن جوزي»: «چون امر نبوت آشكار گرديد خديجه بر گرويدن به پيامبر از ديگران سبقت گرفت. همه ي فرزندان پيامبر به جز ابراهيم از خديجه اند.»

انتهاي پيام/ 852

منبع: ابنا

شيعه نيوز