شهادت حضرت فاطمه (س) در روايات اهل سنت

((فتكون اول من يلحقني من اهل بيتي فتقدم علي محزونه مكروبه مغمومه مقتوله))
فرايد السمطين ج 2 ص 34

مقدمه:
مظلوميت فاطمه زهرا و شهادت جانگداز او در عالم اسلام امري است كه از نور خورشيد هم واضحتر است. با اين وصف از كسي كه نمي خواهد خورشيد را نظاره كند و يا اصولا چشم ديدن خورشيد را ندارد نبايد انتظار داشت به چنين حقيقتي اعتراف كند. زيرا خداوند در قرآن درباره اينان فرموده است: ((لهم أعين لا يبصرون بها)) براي آنان چشم هست ولي نمي بينند.
آري پروردگار ما از قدرت بينايي اين افراد خبر داده است و ديگر نيازي نيست كه ما اصرار بر ديدن و اعتراف اينها داشته باشيم. اما با گفتن حقيقت شايد بتوانيم دل سوخته مادرمان را شاد كنيم. و محبت خودمان را نسبت به او ثابت كنيم. پيشاپيش از در گاه مادر پهلو شكسته مان عذر خواهي مي كنم اگر بيش از اين نمي توانم در مسير او قدم بردارم. از او دفاع كنم و مرهمي بر زخم او بگذارم.

1) تهديد عمر به آتش زدن خانه حضرت فاطمه:
عده‌اي از بيعت سرپيچي كرده بودند و در نزد علي در خانه فاطمه‌ جمع شده بودند. پس ابوبكر عمر را به دنبال آنها فرستاد. و اين هنگامي بود كه حضرت علي و زبير براي مشورت در امر خلافت نزد حضرت زهرا رفت و آمد مي كردند عمربن خطاب با خبر شد و گفت:
((اي دختر رسول خدا! به خدا در نزد ما كسي محبوبتر از پدرت نيست و پس از او محبوبترين تويي! و به خدا قسم اين امر مرا مانع نمي شود كه اگر علي و زبير نزد تو جمع شوند دستور دهم كه خانه را با آنها به آتش بكشند.))
اسلم گفت: چون عمر از نزد فاطمه بيرون رفت حضرت علي و زبير به خانه برگشتند. پس فاطمه فرمود: ((مي دانيد كه عمر نزد من آمد و به خدا قسم ياد كرده اگر شما (بدون اينكه با ابوبكر بيعت كنيد) به خانه برگرديد خانه را با شما آتش مي زند؟؟ و به خدا سوگند كه او به سوگندش عمل خواهد كرد.

1-كتاب المصنف ابن ابي شيبه ج 7 ص 432 حديث 37045.
2-سيوطي مسند فاطمه ص 36.
3-ابن عبدالبر در كتاب الاستيعاب ج3 ص 975
4-تاريخ طبري ج 1 ص 1118.
5-الامامه و السيامه، ابن قتيبه، ج 1 ص 20-19
6-ازالة الخلفا، دهلوي هندي، ج 362/2
7-عقدالفريد، ابن عبدربة المالك، ج 2 فصل سقيفه
8- تاريخ ابن اثير، ج 2 ص 335.
9-شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد ج 2 ص 56 چاپ بيروت از قول جوهري عالم قرن 4 و صاحب كتاب ((السقيفه و فدك))

2) آمدن عمر با آتش به سوي خانه حضرت زهرا:
ابوبكر به علي پيام فرستاد تا با وي بيعت كند اما علي نپذيرفت. پس عمر با مشعلي آمد. فاطمه ناگاه عمر را با مشعلي در خانه اش يافت. پس فرمود:
((يابن خطاب اتراك محرقا علي بابي؟! قال نعم.))
ترجمه: ((يابن خطاب! آيا من نظاره گر باشم و حال آنكه تو در خانه ام را بر من به آتش مي كشي؟ عمر گفت: بلي...))

1-تاريخ ابي الفداء ج 1 ص 156.
2-عقدالفريد، ابن عبدربه ج 3 ص 64 چاپ مصر.
3-كنز العمال ج 13 ص 140 كه همين موضوع را تاييد مي كند.
4-انساب الاشراف ج 1 ص 586حديث 1184.
5-اسماعيل عماد الدين در كتاب ((المختصر في اخبار البشر)) ج 1 ص 156 چاپ مصر.

3) هجوم عمر و عده اي به در خانه حضرت زهرا:
اسامي تعدادي از افراد كه به خانه فاطمه الزهرا (س) هجوم آوردند.
((عمربن خطاب، خالدبن وليد، عبدالرحمن بن عوف، ثابت ابن عميس شماس، زيدن بن لبيد، سلمة بن سالمة بن وقش، زيدبن ثابت، اسيربن حضير))
علماي اهل سنت نوشته اند:
((همه افراد داخل خانه بيرون آمدند مگر علي كه گفت: من قسم خورده‌ام كه در خانه بمانم تا قرآن را جمع‌آوري كنم. عمر قبول نكرد ولي اعتراض فاطمه باعث شد تا عمر برگردد. او برگشت و ابوبكر را تحريك كرد تا پيگير مسيله باشد و او قنفذ غلام خود را چندين بار دنبال علي فرستاد ولي جواب منفي شنيد. بالاخره عمر با جمعي از مردم به خانه فاطمه رفتند. تا فاطمه صداي آنها را شنيد، ناله كرد. اي پدر، يا رسول الله، بعد از تو عمربن خطاب و ابوبكر بن ابي قحافه چگونه با ما رفتار مي‌كنند.))
1-عقدالفريد، ج 28 ص 322 و ج 3 ص 163.
2-تاريخ ابن شحنه، ج7 ص 164.
3-الامامه و السياسة، ج 1 ص 13.
4-اعلام النساء، ج 3 ص 1207.
5-شرح نهج‌البلاغه ابن ابي الحديد، ج 1 ص 134 و ج 2 ص 19.
6-اثبات الوصيه مسعودي ص 123
7-الملل و النحل ج 1 ص 57 چاپ بيروت كه عقيده نظام را در اين رابطه بيان كرده است.

4) تذكر به عمر! و بي اعتنايي او در آتش زدن خانه:
عمر به خانه علي و فاطمه رسيد و آنها را صدا زد اما آنها اعتنايي نكردند و از خانه خارج نشدند. عمر هيزم خواست و گفت: سوگند به خدايي كه جان عمر در دست اوست يا بيرون مي‌آييد و يا خانه را با اهلش به آتش مي‌كشم.
به عمر گفتند: يا اباحفص! فاطمه در اين خانه است، حتي اگر فاطمه داخل خانه باشد؟ عمر جواب داد. ((اگر چه فاطمه باشد))
و نيزمقاتل ابن عطيه مي‌نويسد: ((هنگامي كه ابوبكر از مردم با تهديد و شمشير وزير بيعت گرفت، عمر، قنفذ و جماعتي را به سوي خانه علي و فاطمه فرستاد و عمر بر خانه فاطمه هيزم جمع كرد و در خانه را آتش زد.))
1-اعلام النساء عمر رضا كحاله چاپ بيروت در قسمت حرف فاء ذيل نام فاطمه
2-الرياض النضره محب طبري ج 1 ص 167 و 341.
3- تاريخ الخميس ديار بكري ج 1 ص 178.
4-الامامه و السياسه ابن قتيبه ج 1 ص 12.
5- الامه و الخلافه مقاتل ابن عطيه ص 160

5) گريه فاطمه و به زور بيرون كشيدن حضرت علي از خانه و تهديد او به قتل:
در روايات اهل سنت آمده است كه:
((... تا آنكه (عمر و اصحابش) پشت درب خانه فاطمه جمع شدند و دق الباب كردند. پس چون مردم صداي فرياد و گريه فاطمه را شنيدند در حالي كه گريه مي كردند متفرق شدند لكن عمر و اصحابش همانجا ماندند پس علي را با زور از خانه خارج كرده و او را به طرف ابوبكر كشاندند پس به او گفتند بيعت كن! علي گفت: اگر بيعت نكنم چه مي كنيد؟ گفتند: اگر بيعت نكني به خدايي كه جز او خدايي نيست گردنت را خواهيم زد؟!))

1-الامامه و السياسه، ابن قتيبه ج1 ص 13.
2-اعلام النساء، عمررضا كحاله ج 4 ص 115.
3-انساب الاشراف بلاذري ج 1 ص 587.
4-اثبات الوصيه مسعودي ص 142.
5-شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد معتزلي ج 6 ص 48.
6-السيره النبويه ابن كثير ج 4 ص 495.
7-السقيفه و الخلافه عبدالفتاح عبدالمقصود ص 15.

6)لگد عمر بر حضرت زهرا:
ابن ابي دارم كه ذهبي وي را ((الامام الحافظ الفاضل.. كان موصوفا بالحفظ و المعرفه)) خوانده، نقل كرده است:
((ان عمر رفس فاطمه حتي اسقطت بمحسن))
ترجمه: ((عمر لگدي بر حضرت زهرا زد تا محسن سقط گرديد.))
و او اين حديث را مورد تقرير و تاييد خود قرار داده است.
1-سير اعلام النبلاء ج 15 ص 578
2-اثبات الوصيه مسعودي ص 142 تحت عنوان حكايه السقيفه.

7) شهادت حضرت محسن:
عبارات و احاديث مختلفي از علماي اهل سنت در اين قسمت نقل شده كه دو نمونه از آن ها را عينا نقل مي كنيم و براي بقيه آدرس كتاب موردنظر را مي نويسيم. قابل ذكر است كه برخي از جاها ((علت شهادت حضرت محسن ضربه قتفذ و برخي از جاها ضربه عمر)) ذكر شده است:
ابن شهرآشوب سروي نقل مي كند:
((فرزندان فاطمه عبارتند از حسن و حسين و زينب و ام كلثوم و همانا محسن كه از ضربه قنفذ عدوي كشته شد.))
مسعودي در اثبات الوصيه مي نويسد:
((.. آنان در هجوم به خانه فاطمه سيده زنان را در پشت درب چنان فشار دادند كه محسن را سقط كرد.))
و نظام معتزلي معتقد است كه بدون شك عمر در روز بيعت چنان فاطمه را زد كه محسن را از شكم انداخت.
1- كتاب المناقب ج 3 ص 132 به نقل از كتاب ((المعارف)) ابن قتيبه دينوري
2-اثبات الوصيه مسعودي ص 142.
3-((الملل و النحل)) شهرستاني ج 1 ص 57 چاپ بيروت.
4-ذهبي در كتاب الميزان الاعتدال ج 1 ص 139 رقم 552.
5-صفدي در الوافي بالوفيات ج 6 ص 17.
6-الاسفراييني التميمي در الفرق بين الفرق ص 107.
7-الحمويي الجويني الشافعي در فرايد السمطين ج 2 ص 35.
8-ابن ابي الحديد معتزلي در شرح نهج البلاغه ج 14 ص 192 چاپ بيروت.

8) غضب حضرت زهرا بر ابوبكر:
علماي اهل سنت نقل كرده اند كه حضرت زهرا فرمودند:
((آنان (ابوبكر و عمر) جرمي مرتكب شدند كه خدا خود بازخواستشان مي كند و آنان را به حساب مي كشد.))
1-تاريخ خلفا ابن قطيبه ج 1 ص 19.
و از ديگر مطالبي كه گواه خشم و غضب حضرت فاطمه بر ابوبكر و عمر و... مي باشد خطبه ايشان در مسجد است كه فرمودند:
((... اي پسر ابوقحافه (ابوبكر) آيا در كتاب خداست كه تو از پدرت ارث ببري و من از پدرم ارث نبرم! عجب افتراي بزرگي و چه بدعتي است كه در دين مي گذاريد؟... به زودي خواهيد ديد كه هر خبري را جايگاهي و هر مظلومي را پناهي خواهد بود.))
1-بلاغات النساء ابوالفضل احمد ابن ابي طاهر متولد 204 ص 23 و 24 چاپ بيروت.
2- شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد ج 4 ص 78.
3-المناقب احمد ابن موسي كه سند آن منتهي به عايشه است.
4-السقيفه ابوبكر احمد بن عبدالعزيز جوهري كه به سندهاي مختلف اين خطبه را نقل كرده است.
و نيز در كتب مختلف اهل سنت نقل شده است كه:
((... فوجدت فاطمه علي ابي بكر في ذلك فهجرته فلم تكلمه حتي توفيت...))
ترجمه: ((فاطمه بر ابوبكر غضب نمود. پس با وي قهر كرد و با او سخني نگفت تا وفات كرد.))
1-بخاري ج 5 ص 177 چاپ احياء التراث وج 3 ص 38 كتاب المغازي و نيز در ج 2 ص 504 كتاب الخمس مشابه همين عبارت آمده است.
2-سنن الكبري بيهقي ج 6 ص 300 چاپ بيروت.
3-و نيز در كتاب مسلم ج 4 ص 30 كتاب الجهاد و السير مشابه همين آمده است. و ج 1 ص 72 و ج 5 ص 153.
4-كفايه الطالب گنجي شافعي ص 225.
5-تيسير الوصول الي جامع الاصول شيباني ج 1 ص 209.
6-الكامل في التاريخ ابن اثير ج 2 ص 126.
7-تاريخ الرسل و الملوك ج 2 ص 448.
8-شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد ج 1 ص 122.
9-مروج الذهب مسعودي ج 2 ص 144.
10-تنبيه و الاشراف ص 250.
11-الصواعق المحرقه ابن حجر الهيثمي ج 1 ص 12.
12- الاستيعاب ابن عبد البر ج 2 ص 144.
13-تاريخ الخميس الديار البكري ج 1 ص 193.
14الامامه و السياسه ابن قتيبه ج 1 ص 14.
15-البداء و التاريخ المقدسي ج 5 ص 66.

9)نفرين ابوبكر توسط حضرت زهرا:
ابن قتيبه در كتاب الامامه و السياسه ص 14 مي نويسد حضرت زهرا خطاب به ابوبكر فرمودند:
((و الله لأدعون عليك في كل صلاه أصليها))
ترجمه: ((به خدا سوگند در هر نمازي كه بخوانم تو را نفرين مي كنم.))
و نيز علماي اهل سنت در كتب خودشان نقل كرده اند كه حضرت زهرا خطاب به آن دو نفر فرمودند:
((إني أشهد الله و ملايكته أنكما أسخطتماني و ما أرضيتماني لين لقيت النبي لأشكونكما))
ترجمه: ((خداوند و ملايكه او را شاهد و گواه مي گيرم كه شما دو نفر (ابوبكر و عمر) مرا به غضب آورديد و رضايت مرا فراهم نكرديد. اگر پيامبر را ملاقات كنم از شما شكايت خواهم كرد.))

1-الامامه و السياسه ابن قتيبه ص 14.
2-كفايه الطالب گنجي شافعي باب 99.

10) غضب حضرت زهرا بر ابوبكر و عمر و اجازه ندادن به آن ها براي شركت در تشييع جنازه و دفن شبانه او:
و باز علماي اهل سنت نقل كرده اند كه:
((فلما توفيت دفنها زوجها علي ليلا و لم يوذن بها ابابكر و صلي عليها))
ترجمه: ((هنگامي كه فاطمه وفات كرد همسرش او را شبانه دفن كرد و ابوبكر را خبردار نكرد و به او اجازه خواندن نماز بر او را نداد.))
و در كتابهاي ديگر كه آدرس داده مي شود باز يا مشابه و يا عين همين مطلب نقل شده است.
1-كتاب بخاري ج 3 ص 36 و ج 5 ص 9 و ج 7 ص 87..
2-كتاب مسلم ج 3 ص 1380 چاپ مصر.
3-المصنف حافظ عبدالدين محمد بن ابي شيبه ج 4 ص 141.
4-شذرات الذهب ابي فلاح الحنبلي ج 1 ص 15 چاپ قاهره.
5-الثغور الباسمه سيوطي ص 15 چاپ بمبيي.
6-تاريخ ابي ذرعه عبدالرحمان بن عمرو الدمشقي ج 1 ص 290 چاپ دمشق.
7-شرح نهج البلاغه اين ابي الحديد ج 6 ص 50.
8-تاريخ يعقوبي ج 2 ص 115.
9-اكمال الرجال خطيب تبريزي ص 735 چاپ دمشق.
10-انسان العيون الشهيره بالسيره الجليه شيخ علي ابن برهان الدين شافعي ج 3 ص 361 چاپ قاهره.
11-سنن الكبري بيهقي ج 4 ص 29 چاپ حيدر آباد.
12-مقتل الحسين ابوالمويد موفق ابن احمد ص 83.
13-مجمع الزوايد الهيثمي ص 211.
14-طبقات الكبري ابن سعد ذهبي ج 2 ص 128 چاپ بيروت.
15-تهذيب الاسماء حافظ النوري ج 2 ص 353.
16-حليه الاولياء ابي نعيم اصفهاني ج 2 ص 42 چاپ مصر.

11) اعتراف ابوبكر به اين جنايت عظيم:
در اين قسمت به گفته هاي خود ابوبكر كه به انجام اين جنايت اعتراف كرده مي پردازيم:
متقي هندي مي گويد ابوبكر گفت:
((اي كاش به خانه فاطمه حمله ور نشده بودم و آنجا را به حال خود وا مي گذاشتم اگر چه عليه من پيمان جنگ مي بستند.))
و در آدرس هايي كه در پايين مي آوريم مشابه همين عبارات و يا عين عبارات ايوبكر ذكر شده است.
1-كنز العمال ج 5 ص 631.
2-تاريخ الامم و الملوك ابن جرير طبري ج 2 ص 619.
3- مروج الذهب مسعودي ج 2 ص 194.
4-المعجم الكبير طبراني ج 1 ص 62.
5-شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد ج 2 ص 47.
6-ازاله الخلفاء دهلوي هندي ج 2 ص 29.
7-ميزان الاعتدال ذهبي ج 2 ص 215.
8-لسان الميزان ابن حجر عسقلاني ج 4 ص 219.
9-الامامه و السياسه ابن قتيبه دينوري ج 1 ص 18.
10-الاموال حافظ ابوعبيد ص 194.

وبلاگ آخرين ستاره (با اندكي تلخيص)