پاسخي به ابن تيميه

ابن تيميّه٬ از جمله علماي سني است كه در آثار خود نسبت به فضايل اهلبيت (عليهم السلام) به ديده منفي نكاه ميكند و نام او براي اهل تحقيق نامي آشناست.
اين شخص در جايي٬ به هزار ركعت نماز گزاردن اميرالمؤمنين (عليه السلام) در هر شب٬ اشكال وارد كرده است! از جمله اينكه:
۱. اين كه انسان شب تا صبح مشغول نماز شود مكروه است و فضيلت حساب نمي شود چون حضرت رسول (صلي الله عليه و آله وسلم) هر شب بيش از ۱۳ ركعت نماز نمي خواند و تمام شب را بيدار نمي ماند. پس مداومت به شب زنده داري نه تنها مستحب نمي باشد بلكه مكروه است.
۲. خواندن هزار ركعت نماز در هر شب و روز خارج از قدرت بشري است. و در آخر مي گويد:
((شب زنده داري و تهجد و قرايت كل قرآن در يك ركعت نماز ثابت شده است و عثمان اين كار را انجام مي داد. پس شب زنده داري و تلاوت قرآن عثمان از ديگران (يعني اميرالمؤمنين) آشكار تر است!...))
عالم پر افتخار شيعه مرحوم علامه اميني (رحمة الله عليه) در كتاب الغدير (جلد پنجم) جواب مناسبي به اين مخالفت داده است:
اولآ «مكروه» دانستن اين عمل با سنت نبوي در تناقض است:
اينكه ايشان گفته اند حضرت رسول هر شب بيش از ۱۳ ركعت نماز نمي خوانده٬ مخالف احاديث و تاريخ است و ايشان در محكمه تاريخ رو سياه است. رواياتي در كتب شيعه و سني نقل شده كه دلالت بر كثرت عبادت حضرت رسول (ص) در شبها دارد. از جمله در مصباح الشريعة و صحيح مسلم آورده شده كه رسول اكرم (صلي الله عليه و آله وسلم) آنقدر نماز مي خواندند كه پاهاي مباركشان از كثرت ايستادن ورم مي كرد (...يُصلي حتي يتوّرم قدماه...).
امام صادق (عليه السلام) مي فرمايند كه ايشان اينكار را براي عبرت امت در عبادات انجام مي دادند.
در باب كثير العباده بودن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله وسلم) مطالب عجيبي نقل شده است. از جمله اينكه حضرت در دهه آخر ماه مبارك رمضان دستور مي دادند كه رختخوابشان جمع شود. بايد در اينجا از ابن تيميه سؤال كرد كه چگونه است كه اين عمل در كتب اهل سنت جزو فضايل بزرگان آنان بشمار آمده است؟ مثلا در مورد ابوالحسن اشعري مي نويسند كه بيست سال نماز صبح را با وضوي نماز عشاء مي خوانده است (طبقات الاخيار٬ ج٬۲ ص۱۷۲) و در مورد ديگر مي نويسند كه چهل سال نماز صبح را با وضوي نماز عشاء مي خوانده ولي به اميرالمؤمنين (ع) كه مي رسند اين عمل فضيلت حساب نمي شود و يك عمل مكروه تلقي مي شود!!
نكته ديگري كه در پاسخ ابن تيميه بايد متذكر شد اين است كه طبق عقيده اهل تسنن٬ «سنت» تنها با فعل شخص رسول اكرم (صلي الله عليه و آله وسلم) «سنت» نيست بلكه رفتار هر فردي از مسلمين مي تواند سنت قرار بگيرد چنانكه عمر بن خطاب «نماز تراويح» را سنت قرار داد و طبق تصريح علماي سني او نخستين كسي بود كه بجا آوردن نمازهاي مستحبي را با جماعت در ماه رمضان بدعت كرد و اين سنت امروزه مورد پيروي اهل تسنن مي باشد. مگر خود اهل سنت از پيامبر (ص) نقل نمي كنند كه فرمود:
«بر شما باد عمل كردن به سنت من و سنت خلفاي راشدين»؟
اگر چنين حديثي از پيامبر (ص) رسيده باشد پس چرا ابن تيميه و هم كيشان او آنرا اختصاص مي دهند به خلفاي راشدين منهاي علي بن ابيطالب (ع)...؟؟!
اما جواب اينكه اين عمل مقدور نمي باشد: علامه اميني (رحمة الله عليه) در كتاب الغدير مي فرمايند: «ما هم اكنون از يارانمان كساني را مي شناسيم كه گاهي در شب و گاهي در شبانه روز در كمتر از هفت ساعت٬ هزار ركعت نماز مي خوانند. بنا براين بجا آوردن هزار ركعت در شبانه روز هيچگاه تمام وقت را اشغال نمي كند و مخالف سنت پيامبر (ص) هم نمي باشد.» قابل ذكر است كه خود مرحوم علامه مكرر اين عمل را انجام داده بود و در يك شب هزار ركعت نماز را در كنار قبر امام رضا (عليه السلام) بجا آورده بود.
همچنين يكي از علماي سني بنام محمد عبد الحي حنفي٬ براي رفع پندارهاي مغرضانه ابن تيميه كتابي نوشته و نام آنرا اقامة الحجة علي ان الاكثار في التعبد ليس ببدعة (اقامه دليل بر اينكه زيادي عبادت بدعت بشمار نمي آيد) گذاشته است و در آن نام عده اي از صحابه و تابعين را كه كوشش فراوان در بندگي خدا داشته اند ذكر مي كند.
اين عالم سني در فرازي از كتابش در جواب ابن تيميه مي گويد: «اما اينكه گفته چنين كاري مقدور نمي باشد منشأ آن كسالت روحي او از انجام عبادت زياد است و كساني كه در تمام عمرشان نشاط انجام چنين عبادتي را نداشته و از رفتار پسنديده و عادت خدايي پارسايان بي بهره اند مي پندارند كه چنين كاري مقدور نيست ولي كساني كه شيريني اطاعت و بندگي خدا را چشيداه ند اين گونه اعمال براي آنها جزو امور عادي است.»
نكته قابل توجه اينكه ابن تيميه اين عمل را براي اميرالمؤمنين (عليه السلام) غير مقدور مي داند و خودش براي عثمان نقل مي كند كه در هر شب يك ختم قرآن مي نمود و ساير علماي سني براي ابو حنيفه مي نويسند كه در هر شبانه روز ماه رمضان دو ختم قرآن مي نمود و براي برخي در هر شب تا چهار ختم قرآن ذكر مي كنند. چگونه اينها در برابر چشم ابن تيميه بوده و كوچكترين اعتراضي نداشته و آنهارا شايسته نقل در كتابهايش دانسته ولي به مجاهده اميرالمؤمنين (عليه السلام) در عبادت خدا ايراد وارد مي كند؟
خوش بود گر محك تجربه آيد به ميان تا سيه روي شود هر كه در او غش باشد
و اينجا اين بيت حافظ به يادمان مي آيد كه:
اي مگس عرصه سيمرغ نه جولانگه توست عرض خود مي بري و زحمت ما ميداري

والسلام


سايت فطرت