آيت­الله سيد حسين بروجردي (رضوان الله تعالي عليه)

در آخرين روزهاي ماه صفر سال 1292هـ. ق، در خانه­اي از خاندان طباطبايي، در شهر تاريخي بروجرد، كودكي چشم به جهان گشود كه او را حسين ناميدند. او از همان ايام كودكي، مورد مهر و علاقه سرشار پدرش، سيد علي قرار گرفت و در سايه توجهات او تعليم، تربيت و رشد يافت.

فصل اول:

1 - ولادت

در آخرين روزهاي ماه صفر سال 1292هـ. ق، در خانه­اي از خاندان طباطبايي، در شهر تاريخي بروجرد، كودكي چشم به جهان گشود كه او را حسين ناميدند. او از همان ايام كودكي، مورد مهر و علاقه سرشار پدرش، سيد علي قرار گرفت و در سايه توجهات او تعليم، تربيت و رشد يافت.

2 - والدين

پدر بزرگوار ايشان، مرحوم حجت الاسلام و المسلمين حاج سيد علي طباطبايي، عالمي جليل القدر، موصوف به علم و تقوا، مرجع حوايج مردم، ساعي در اعلاي كلمه دين و عارف به نسب بيت شريف خويش بود.2

مادرش سيده آغابيگم، دخت ارجمند مرحوم سيد محمدعلي طباطبايي(رحمه الله) است كه بانويي متدينه، زاهده، عابده، متحفظ بر انجام مستحبات و ترك مكروهات و عالمه و پاكدامن بود.

3 - نسب

نسب ايشان، با سي و دو واسطه به حضرت امام حسن مجتبي (عليه السلام) مي­رسد. گذشته از شخصيت علمي و ديني و موقعيت بسيار ممتاز ايشان، از جانب پدران، نياكان مادري، وارث مرجعيت و رياست ديني مي­باشد.3

شجره نامه آيت­الله العظمي بروجردي(ره)4

« هو السيد حسين بن السيد علي بن السيد احمد بن السيد علي نقي بن السيد محمد جواد بن السيد مرتضي بن السيد محمد الطباطبايي بن السيد عبدالكريم بن السيد مراد بن الشاه اسدالله بن جلال الدين­ امير بن الحسن بن مجدالدين بن قوام­الدين بن اسمعيل بن عباد بن ابي المكارم بن عباد بن ابي المجد بن عباد بن علي بن حمزه بن طاهر بن علي بن محمد بن احمد بن محمد بن احمد بن ابراهيم طباطبا بن اسمعيل الديباج بن ابراهيم الغمر بن حسن المثني بن حسن بن علي بن ابي طالب عليهم الاف التحيه والثناء.

فصل دوم:

تحصيلات

ايشان در هفت سالگي وارد مكتب خانه شد و كتاب «جامع المقدمات» را به خوبي آموخت و در ميان شاگردان از امتياز مخصوصي بر خورد دار شدند، به طوري كه ذكاوت و تيزهوشي و متانت وي زبانزد خاص و عام گرديد.

پدرش چون پيشرفتش را ديد، او را به حوزه علميه نوربخش بروجرد برد و از معلم خواست تا بقيه علوم مقدماتي را به پسرش بياموزد. بدين گونه صرف و نحو، معاني بيان، بديع و منطق، فقه و اصول را در بروجرد آموخت.

هجرت به اصفهان

از آن جا كه حوزه‏ علميه‏ بروجرد، نياز علمي او را پاسخ‏گو نبود،به توصيه بزرگان و صلاحديد پدر، در سال هزار و سيصد و ده قمري به اصفهان مهاجرت كرد.

اساتيد ايشان در اصفهان

ايشان، پس از ورود به اصفهان، در درس مرحوم حاج سيدمحمدباقر درچه‏اي شركت كرد.

آن استاد گران‏مايه، به حضرت آيت‏الله‏العظمي بروجردي، بسيار اظهار مهر و علاقه مي‏كرد؛ حضرت آيت الله العظمي بروجردي(ره) تا آخرين لحظات حيات، اين استاد ارزش‏مند را فراموش نكرد.

ايشان هم چنين در درس‏ جناب ميرزا ابوالمعالي كلباسي و جناب سيدمحمدتقي مدرس5 شركت مي كردند. علاوه بر فقه و اصول و رجال، در درس فلسفه‏ دو فحل اين فن، يعني آخوند كاشي و جهانگيرخان قشقايي، حاضر شد.

بازگشت به بروجرد

ايشان بعد از چهار سال تحصيل در اصفهان، در ربيع الاول سال 1319هـ. ق، نامه­اي از طرف پدر در يافت نمود كه از او خواسته بود كه به بروجرد بر گردد.ايشان گمان مي كرد پدرش مي خواهد او را براي ادامه تحصيل به نجف اشرف بفرستد، ولي بر خلاف تصورشان، پس از ديدار پدر و بستگان، مشاهده مي كند كه مقدمات ازدواج او را فراهم كرده اند.

فصل سوم:

ازدواج

آيت الله بروجردي در مدت زندگي پر بارشان سه بار ازدواج كردند.

ازهمسر نخست‏شان، دو پسر و سه دختر داشتندكه همه‏ در كودكي وفات كردند، به جز يكي از دختران، به نام آغا نازنين كه پس از دو سال ازدواج با عموزاده خود به نام مرحوم آقا بهاء الدين طباطبايي، هنگام زايمان، وفات يافت.

اين بانوي مجلله پس از گذشت مدتي، به دليل بچه دار نشدنش به آيت الله بروجردي پيشنهاد كردند كه شما بايد صاحب اولاد باشيد، لذا اجازه دهيد كه براي شما همسر دوم اختيار نمايم. با اجازه آيت الله اين كار انجام شد. ايشان با دختر حاج محمد جعفر روغني اصفهاني(از تجار متدين بروجرد) ازدواج كرد كه نتيجه اين ازدواج دو دختر و دو پسر مي باشد.

همسر اول ايشان در سال 1326 شمسي در قم بدرود حيات گفت و در ايوان آيينه حضرت معصومه (س) به خاك سپرده شد.

بانوي دوم ايشان هم در بروجرد در سال 1364 شمسي وفات يافت و در همان جا مدفون گرديد.

همسر سوم آيت الله بروجردي نيز دختر مرحوم سيد عبدالواحد طباطبايي عموزاده ايشان است كه پس از وفات در صحن حضرت معصومه (س) درمقبره­ پروين اعتصامي به خاك سپرده شد.6

فرزندان

همان گونه كه قبلاً متذكر شديم ؛ از همسر دوم آيت الله بروجردي دو پسر و دو دختر باقي ماند.

حجت الاسلام و المسلمين سيد محمدحسن طباطبايي بروجردي در سال 1346هـ. ق (1304 ش.) در بروجرد متولد شد. «او از همان روزهاي اول زندگي تحت توجه مستقيم والد ماجد خود پرورش يافته، و ادبيات عرب و سطح را در محضر پدر آموخت، سپس در حوزه درس خارج ايشان حاضر شد. نوشتن اكثر امور استفتايي آيت­الله العظمي بروجردي نيز بعهده ايشان بود. وي در سال 1327 ش. با يكي از بني اعمام خود ازدواج نموده و صاحب چهار فرزند گرديد.

آيت الله زاده گرامي، جواني مؤدب، متين، محجوب و مورد علاقه پدر و علما و فضلاي حوزه بودند. آقاي سيد محمد حسن در صورت و سيرت و طرز برخورد و رفتار و مخصوصاً وقار و گفتار شباهت فوق العاده اي به پدر بزرگوارشان داشت.»7 سيد محمد حسن احمدي طباطبايي صاحب سه فرزند پسر به نام سيد محمدصادق و سيد محمدباقر و سيد محمدرضا و دو فرزند دختر مي باشند.

او در سال 1356 ش. در شهر مقدس قم دار فاني را وداع گفت و در ايوان آيينه حرم مطهر فاطمه معصومه (س) به خاك سپرده شد.

حجت­‏الاسلام والمسلمين سيد احمد طباطبايي بروجردي (ره) در سال 1316 ش. در بروجرد متولد شد. ايشان نيز جواني مؤدب، متين، محجوب و مورد علاقه پدر و اقوام و علماي بزرگ بود، متأسفانه در سن جواني در سال 1352ش. درگذشت و در مقبره ميرزاي قمي در گلزار شيخان قم به خاك سپرده شد.

سيداحمد احمدي طباطبايي، صاحب چهار فرزندپسر به نام سيد مجيد و سيد مهدي و سيدحسين و سيد رضا و يك فرزند دختر مي باشند.

حجت­ الاسلام و المسلمين سيد محمدرضا (مجيد) احمدي (دام عزه) از فضلاي محترم حوزه علميه قم مي‏باشد.

حاجيه خانم، آغا فاطمه احمدي طباطبايي، دختر بزرگ ايشان و همسر مرحوم آيت‏الله سيد جعفر احمدي (ره)، صاحب دو فرزند پسر به نام سيد محمد جواد و سيد محمدرضا (معروف به دكتر محمد باقر) و دو فرزند دختر مي باشند. او در سال 1372 شمسي و در 80 سالگي در قم دار فاني را وداع گفته و در مقبره آيت الله شهيد حاج شيخ فضل الله نوري به خاك سپرده شد.

حاجيه خانم، آغا سكينه احمدي، دختر دوم ايشان است. سال 1312 به دنيا آمد.

او در سال 1328 شمسي به عقد آقاي سيد محمد حسين علوي طباطبايي بروجردي درآمد و در سال 1330در شب ميلاد حضرت جواد الايمه صاحب اولين فرزند خود شد و او را سيد محمد جواد ناميدند. ايشان، بعد از اخذ ديپلم در رشته طبيعي (زمين شناسي)، در هجده سالگي (سال 1348) وارد حوزه علميه قم شد و در سال 1350 با دختر دايي خودش، (دختر مرحوم آقا سيد محمد حسن، پسر بزرگ آقاي بروجردي)، ازدواج نمود.. ثمره اين ازدواج دو پسر و يك دختر بود كه پسر اولشان سيد محمود، بر اثر تصادف دار فاني را وداع گفت. حضرت آيت الله حاج سيد محمد جواد علوي بروجردي پس از طي مدارج عاليه امروز يكي از اميدهاي حوزه علميه قم به شمار ميروند.

ايشان غير از سيد محمد جواد، صاحب دو پسر به نام سيد محمد رضا و سيد محمد تقي و چهار دختر ديگر هم شد.

اين بانوي پارسا بعد از فوت پدر، همراه همسرش راهي تهران شد و هم اكنون در قيد حيات مي باشد.

فصل چهارم:

هجرت به نجف

زماني كه آيت الله بروجردي در اصفهان مشغول به تحصيل بودن، بار ديگر نامه اي ازطرف پدر به دستش رسيد كه از وي خواسته بود به نجف عزيمت كند، لذا در بيست و هفت سالگي به همراه برادر كوچكش سيد اسماعيل، روانه نجف شدند.

زندگي و درس

آيت الله بروجردي پس از ورود به نجف اشرف، به حوزه درس مرحوم آيت الله العظمي آخوند ملا محمد كاظم خراساني وارد شده و نه سال از محضر پر فيض آن فقيه بزرگ و علماي ديگري چون: آيت الله العظمي آقا سيد كاظم يزدي، و آيت الله شريعت اصفهاني (شيخ الشريعة) در فقه و اصول و رجال كسب فيض كردند

ايشان در ايام تحصيل در نجف اشرف، بعد از اتمام درس مرحوم آخوند، بحث همان روز را براي جمع كثيري تقرير مي‌فرمودند.

اجازات آيت ­الله بروجردي

از جمله راه­هاي شناخت مقام والاي علمي آيت ­الله العظمي بروجردي، اجازات مشايخ بزرگوار ايشان است كه عبارتند از:

الف) اجازه نامه مرحوم آخوند خراساني(پيوست 1-2)

توصيف آخوند خراساني (م 1329 ق.) درباره اين شاگرد برازنده­‌اش، بالاترين گواهي يك استاد درباره شاگرد خود به شمار مي‌آيد.

ب) اجازه نامه آيت‌الله شيخ الشريعه اصفهاني (پيوست 1- 2- 3- 4 - 5- 6)

مرحوم آيت­الله العظمي ملا فتح­الله نمازي شيرازي ملقب به شيخ الشريعه اصفهاني، در اجازه­نامه خود خطاب به ايشان، مراتب فضل و استعداد آيت­الله العظمي بروجردي را ستوده است

ج) اجازه­نامه سيد ابوالقاسم دهكردي (پيوست 1-2)

ايشان اگر چه از اساتيد آيت‌الله بروجردي(ره)نبوده است، اما با آگاهي از مراتب دانش و فضيلت ايشان، در سالِ (1320ق.) كه آيت ­الله العظمي بروجردي از اصفهان قصد مهاجرت به دارالعلم علوي نجف اشرف را داشت، ايشان را مفتخر به صدور اجازه­اي از سوي خود مي­كند.

اجازات روايي آيت ­الله العظمي بروجردي

مرحوم آيت­الله بروجردي علاوه بر اجازات اجتهاد، داراي شش فقره اجازه روايتي از علماي طراز اول نيز بوده است.8

1- آيت­الله العظمي آخوند ملا محمدكاظم خراساني.

2- آيت­الله شيخ فتح­الله نمازي شيرازي، (معروف به شريعت اصفهاني).

3- آيت­الله شيخ محمدتقي اصفهاني. (معروف به آقا نجفي).

4- آيت­الله سيد ابوالقاسم دهكردي اصفهاني.

5- مرحوم علامه شيخ آقابزرگ تهراني.

6- مرحوم علم­الهدي ملايري.

بازگشت از نجف به بروجرد و مرگ پدر و استاد

ايشان در اواخر سال 1328 ق، به اصرار و تأكيد پدر از نجف اشرف به وطن خويش مراجعت و در ميان استقبال پر شور علما و عموم اهالي بروجرد وارد اين شهر شدند. شش ماه بعد از ورود ايشان، پدرش از دنيا رفت. چند ماه بعد، (سال 1329) آيت الله آخوند خراساني هم دار فاني را وداع گفت.

آيت الله بروجردي حدود سي و سه سال در بروجرد اقامت داشتند. و در تمام اين مدت به طور مستمر مشغول به تحصيل، تاليف، تدريس فقه واصول بودند. اكثر آثار مكتوب و ابتكارات علمي ايشان در فقه مانند حاشيه بر عروةالوثقي، اصول، حديث و رجال، حاصل تلاش اين دوره اقامت در بروجرد است.

اعتراض به رژيم پهلوي

در سال 1345 ق. رييس اداره ثبت احوال بروجرد، شخصي بهايي را به معاونت خود منصوب كرد. همچنين مراسمي با حضور زنان برهنه و وضعيت شرم­آور، در سطح شهر به راه افتاده بود. اين اخبار به گوش آيت الله بروجردي رسيد، ايشان به عنوان اعتراض به اين اعمال ناروا، بروجرد را به مقصد عتبات عاليات ترك نمودند.

فرماندار بروجرد و ديگر مسيولين شهر، مسيول اداره ثبت احوال و معاونش را بركنار و تنبيه نمودند و حضرت آيت الله بروجردي را به شهر برگرداندند. ولي آيت الله فقيد بعد از چند ماه، بر اثر دلتنگي و اعمال خلاف شرع مسيولين كشوري، به طرف عتبات رفته و در نجف اشرف ساكن گرديد.

شش ماه بعد مردم اصفهان به رهبري آيت الله حاج آقا نور الله اصفهاني و برادرشان حاج آقا جمال الدين، به عنوان اعتراض به اعمال رضاخان به قم مهاجرت مي كنند. با هجرت حاج آقا نورالله بسياري از علماي بلاد نيز هجرت نموده و به آنها مي پيوندند.

توجه عمده علما و متحصنين قم به نجف اشرف و پشتيباني آيات عظام و مراجع عالي قدر عتبات: آيت الله سيد ابوالحسن اصفهاني، آيت الله ميرزا محمد حسين ناييني و آيت الله ميرزا علي آقا شيرازي بوده است.

مرحوم آيت الله بروجردي به علت آگاهي و اطلاع كاملي كه از اوضاع كشور و وضعيت حوزه هاي علمي، خصوصاً قم و مشهد و شرايط خاص مردم داشتند، طرف مراجعه و مشورت زعماي نجف قرار مي گرفت.

علماي نجف با دريافت تلگراف علماي متحصن در قم به حمايت از آنان برخاسته و تصميم گرفتند اعتراض خود را به گوش رضاخان برسانند، بنابراين آيت الله بروجردي و شيخ احمد شاهرودي را به نماينده خود انتخاب نمودند تا با علماي قم ديدار كنند و به تهران رفته و خواسته هاي علما و مهاجرين را به گوش مقامات حكومتي برسانند.

بازداشت آيت الله بروجردي

همزمان با اوج گيري اعتراض­هاي مردم عليه رضاخان و هجرت اعتراض آميز روحانيان كشور به قم، آيت الله بروجردي به مرز ايران گام نهاد. مزدوران دربار، كه از پيوستن او به مهاجران و رساندن پيام مراجع نجف به معترضان هراس داشتند، در قصر شيرين وي را دستگير كردند و به پايتخت بردند.

در تهران رضا خان به ديدارش آمد. آيت الله بروجردي رضاخان را به همراهي با روحانيت و عمل به دستورات الهي دعوت مي كند و چون مي‎دانست اجازه سفر به قم و بروجرد را به او نمي‎دهند، فرمود بر آنم به مشهد سفر كنم.

اندكي پس از خروج رضاخان، تيمورتاش پنجاه هزار تومان نزد آن مرجع وارسته آورد. آيت الله العظمي بروجردي از پذيرش هديه دربار خودداري كرد.

سفر به مشهد مقدس

ايشان پس از اين ماجرا مستقيماً از تهران به سوي مشهد مقدس حركت كردند و مدت هشت ماه در مشهد اقامت داشتند.

ورود ايشان به مشهد مقدس با استقبال بسيار گرم بزرگان حوزه علميه مشهد و فضلا و مدرسين مواجه شد.

به درخواست علماي بزرگ مشهد از جمله مرحوم آيت الله حاج آقا محمد كفايي، (معروف به آقازاده) و مرحوم آيت الله آقاي حاج آقا حسين طباطبايي قمي، شبها در مسجد گوهرشاد، اقامه جماعت نمودند. آقايان ايمه جماعات مسجد گوهر شاد و بسياري از مساجد ديگر، نماز خود را تعطيل و به جماعت ايشان حاضر شدند. از جمله مرحوم آيت­الله آقازاده با آن وجاهت و شخصيت عظيم علمي و گروهي ديگر، از ملتزمين جماعت ايشان بودند. مرحوم آيت­الله قمي نيز گه­ گاه در اين جماعت شركت مي­كردند.

پس از گذشت مدت حدوداً هشت ماه (به قولي سيزده ماه)، ايشان تصميم به ترك مشهد و بازگشت به بروجرد مي گيرد. در بازگشت از مشهد، در قم توقف نمودند و به گرمي از سوي حوزه قم مورد استقبال قرار مي گيرد. مرحوم آيت الله حايري يزدي، مصراً از ايشان تقاضاي اقامت در قم و شروع تدريس را مي نمايند. مباحثات ايشان، با استقبال فضلاي قم مواجه مي شود. مرحوم آيت الله حايري نيز، طلاب و فضلا را به شركت در درس ايشان ترغيب مي كنند.

فصل پنجم:

بازگشت به بروجرد

اصرار طبقات مختلف بروجرد و درخواست­هاي مكرر از معظم له براي بازگشت به بروجرد، باعث شد ايشان تصميم به بازگشت بگيرند.

در بازگشت به بروجرد، بيش از سابق مورد استقبال و توجه مردم مسلمان واقع مي شوند. كمي بعد از مراجعت از سفر، رساله عمليه ايشان به فارسي چاپ شده و بدين وسيله روز به روز بر تعداد مقلدين و ارادتمندان ايشان افزوده مي شود.

دوران مصيبت­بار

يكي از مشكل ترين ايام اقامت ايشان در بروجرد سال­هاي 1350 تا 1360 هجري قمري (1310 تا 1320 شمسي) و دوران فشار و اختناق رضاخان است. اين دوران مصادف بود با تلاش حكومت براي برداشتن عمامه، تعطيلي حوزه هاي علميه، كشف حجاب و تعطيلي مجالس ديني و مذهبي. به گفته خود مرحوم آيت الله بروجردي، اين دوران يكي از مصيبت بار ترين ايام زندگاني ايشان بوده است.

حفظ شخصيت­ها

مرحوم آيت الله بروجردي با درك شرايط خاص زمان، ابتدا سعي مي كرد با نصيحت رؤساي محلي، امتحان دادن طلاب براي گرفتن جواز عمامه و امثال آن، از شدت فشارها تا حدي بكاهند، هدف اساسي ايشان در اين ايام، حفظ شخصيت هاي روحاني، طلاب و مردم متدين بود.

فصل ششم:

كسالت و بيماري

آيت­الله العظمي بروجردي در سال 1364 هـ.ق براي معالجه از بروجرد به تهران آمدند و در بيمارستان فيروزآبادي مورد عمل جراحي قرار گرفت. علماي اعلام از قم، تهران و... به عيادت ايشان شتا فتند. در اين هنگام چند نفر از فقهاي سرشناس حوزه علميه قم خصوصا امام خميني(ره) فرصت را مغتنم شمرده از آيت­الله بروجردي جهت اقامت در قم و قبول مرجعيت جهان تشيع و رهبري و مديريت حوزه علميه قم دعوت كردند.9 اين موضوع با اصرار آقايان و استخاره به قرآن مجيد، مورد قبول واقع شد. آيت­الله بروجردي پس از تشرف به مشهد مقدس، عصر پنج شنبه 26 صفر 1364 ق. در ميان استقبال بي نظير مراجع، علما و مردم قم، وارد اين شهر مقدس شد.

تجليل علماي عاليقدر قم

اغلب فضلا و­مدرسين سرشناس از جمله امام خميني(ره) و آيت الله سيد محمد محقق داماد و حاج آقا مرتضي حايري براي نشان دادن اهميت دروس ايشان و تشويق فضلا به حضور درآن دروس، همراه با شاگردان خود در مجالس درس ايشان حضور مي­يافتند.10

آيت­الله سيد صدرالدين صدر (از مراجع تقليد)كه در صحن بزرگ حضرت معصومه(عليها السلام) اقامه جماعت مي­كرد، جايگاه نماز خود را به آيت­الله بروجردي واگذار كرد.

مرحوم آيت­الله سيد محمد حجت (يكي ديگر از مراجع وقت)، جايگاه تدريس خود را در اختيار ايشان قرار داد.

مرحوم آيت­الله سيد محمد­تقي خوانساري با رغبت و نشاط به عنوان احترام در درس ايشان شركت مي كرد. 11

آخرين مسافرت

ايشان در اين زمان يك بار ديگر، راهي مشهد مقدس شدند و به تقاضاي مردم مشهد، ماه رمضان آن سال در جوار حرم ملكوتي حضرت امام رضا (ع) ماندند و در شبستان بزرگ مسجد گوهرشاد به جاي مرحوم حاج شيخ علي­اكبر نهاوندي اقامه جماعت فرمودند.

ايشان در اين سفر كتابخانه آستانه مقدسه حضرت علي بن موسي رضا (عليه السلام) را فهرست نگاري نموده و به نسخه اصلي خطي كتاب رجال شيخ طوسي دست پيدا كردند و بعد از سه ماه توقف، به قم مراجعت كرد. اين آخرين مسافرت ايشان به خارج از قم بود.

فصل هفتم:

ويژگي­هاي منحصر به فرد

آيت الله بروجردي از هوش و ذكاوتي سرشار، بهره مند بود و داراي استعداد قوي و فوق العاده­اي بود به طوري كه در حل اكثر مسايل سياسي و اجتماعي بصير و توانا بود و همواره از امور مملكت مطلع بود. بسيار دورانديش، مدير و مدبر بود.

ويژگي­هاي اخلاقي

شناخت ويژگي­هاي اخلاقي آيت­الله العظمي بروجردي، چراغي پر نور فراروي كساني است كه سلوك در مسير أولياءالله را تنها راه هدايت و سعادت خود مي دانند:

1. اخلاص:

آيت­الله العظمي بروجردي خدا را با تمام وجود باور كرده بود، هر وقت سخن از خدمات ايشان به ميان مي آمد مي­فرمودند: اخلص العمل فان الناقد بصير 12عمل خود را خالص كن زيرا بازرس عمل بسيار بيناست.

2. اشتياق به دانش و معرفت:

ايشان تا آخر عمر لحظه­اي دست از كسب علم 13و معرفت برنداشت. در سال­هاي پاياني عمر، چون دوران جواني، شب­هاي بسياري تا صبح غرق در مطالعه بود. ايشان فرموده بود كه: «من از مطالعات علمي خسته نمي­شوم، بلكه هر گاه از كارهاي ديگر خسته مي­شوم، با مطالعات علمي خستگي خود را رفع مي­كنم.»14

3. روح سماحت و بزرگواري:

حضرت علي (عليه السلام) درحديث شريفي مي­فرمايد: « آلة الرياسة سعة الصدر؛ 15 ابزار رياست ومديريت سعهء صدر [ودوري از تنگ نظري] است.

از مطالبي كه در زندگي ايشان بسيار قابل توجه است، روح سماحت و بزرگواري آن زعيم بزرگوار است. او در عين قدرت و توانايي، تملك نفس نشان داده، بي مهري­هاي مخالفان خود را با شرح صدر شگفت­انگيزي ناديده مي گرفت و از لغزش­هاي آنان صرف نظر مي كرد و اين خود يكي از عوامل بسيار مهم و شديد التأثير در سازمان يافتن رياست كامل و و بلامنازع براي او بود.16

4. عزت نفس:

آيت­الله بروجردي خود را وقف عزَت اسلام و مسلمين كرده بود و در اين راه از هيچ امري دريغ نكرد. او در تمام عمر عزت نفس خود را حفظ كرد و هيچ گاه دست كمك و ياري به سوي كسي دراز نكرد و تنها پناهگاهش خدا بود.

5. اهتمام به شوكت اسلام:

در آخرين روزهاي عمرشان وقتي خبر دادند پرفسور موريس متخصص قلب، از پاريس براي معالجه ايشان به قم آمده است. ايشان را به حضور نپذيرفتند و از همراهان خواستند اتاق را مرتب كنند و شانه­اي به ايشان بدهند تا محاسن خود را مرتب كند و وقتي به ايشان عرض كردند، اشكالي ندارد، چون حال شما خيلي خوب نيست!! فرمود: « من امروز پيشواي مسلمين هستم، نبايد در مقابل يك بيگانه به اين حال باشم.»17

6. مبارزه با عوام زد گي:

در مسايل مربوط به عزاداري امام حسين(ع) كه گاه آلوده با كارهاي خلاف مي­شد و بعضي حاضر نيستند تذكر لازم را به اين افراد بدهند، آن مرد بزرگ، وظيفه خود را انجام مي­داد، و از هيچ چيز باك نداشت.18

.7ايمان قوي به رابطه دين و سياست:

آيت­الله بروجردي گر چه به خاطر حوادث دردناك مشروطيت كه سياست­ بازان عامل دست اجانب، سر رشته كار را از دست روحانيت خارج ساختند و بر كيان مسلمين ايران ضربه زدند، نسبت به بسياري از حركت­هاي سياسي بدبين بود، ولي اين امر در نگرش كلي او نسبت به مسايل سياسي و حكومت اسلامي تأثيري نداشت به همين جهت با استفاده از مقام ولايت فقيه، كارهايي انجام مي­داد كه گاه در نظرافراد عادي عجيب به نظر مي­رسيد!19

8. كظم غيظ:

آيت­الله بروجردي وقتي مصلحت اسلام و دين به ميان مي­آمد، اگر خطايي مي­ديد به شدت عصباني مي­شد. اما در امور دنيايي با خود عهد كرده بود، اگر عصباني شود يك سال تمام روزه بگيرد و يك بار كه عصباني شد، يك سال تمام (به غير از روزهاي حرام) روزه گرفت.20

9. آرزوي شهادت:

آن آيت الهي تا دقايق پاياني عمر در اشتياق شهادت بود. مرحوم آيت­الله العظمي گلپايگاني(رحمه الله) مي­فرمودند:

«مرحوم آيت­الله بروجردي بسيار اظهار تأسف مي­كردند، به سبب اين كه با فراهم شدن زمينه شهادت اين فيض بزرگ را درك نكردند و به مقام شهادت نايل نشدند.»21

10. اتصال به غيب:

مرحوم آيت­الله بروجردي در عرفان وعمل و سلوك الي الله و تهذيب نفس و... سابقه درخشاني داشته­اند.

11. توسل وسيع و عميق:

از حالات ايشان، شدت توجه به خاندان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است. منزل ايشان در بروجرد مركز اقامه عزا و سوگواري حضرت سيد الشهداء (عليه السلام) بود و دسته­هاي سينه­زن و زنجيرزن در آن بيت شريف به عزاداري­ پر شور مي­پرداختند.

آيت الله مفتح (ره) از قول مرحوم آيت الله كمالوند نقل مي كند: يك بار چشم ايشان بسيار درد مي كرد، به طوري كه نياز به عينك پيدا كردند. از قضا آن ايام متقارن با ايام محرم بود و دست هاي سينه زني و زنجيرزني آغشته به گل به منزل ايشان مي آمدند. ايشان دستور دادند كه قدري از گلي را كه عزاداران حسين به سر خود مي مالند، براي ايشان بياورند. ايشان تيمنا مقداري از آن گل ها را برداشتند و به چشم خود ماليدند. چشمان ايشان شفا پيدا كرد، به طوري كه تا آخر عمر هم بي نياز از عينك بودند و كتاب هاي خط ريز را هم به خوبي مطالعه مي كردند.22

در دوران اقامتشان در شهر مقدس قم نيز همواره توسل به خاندان عصمت و طهارت (عليهم السلام) را ادامه مي­دادند. به زيارت مرقد مطهر فاطمه معصومه، (عليها السلام)، اهتمامي شديد داشتند و در تفخيم و تعظيم شأن والاي آن بانوي معظمه، بسيار كوشا و جدي بودند.23

12. در اوج معرفت:

روزي جمعي به ديدار ايشان آمده بودند؛ يكي با صداي بلند گفت: براي سلامتي امام زمان(عج) و آيت­الله بروجردي صلوات. ايشان ناراحت شدند وگفتند: « اين شخص را از اينجا بيرون كنيد! چرا اسم مرا در كنار نام مبارك امام زمان (عج) قرار مي­دهد؟24

سالي كه پادشاه عربستان به تهران آمده بود، ضمن ارسال هدايايي از ايشان درخواست ملاقات كرده بود. آيت­الله بروجردي اين پيشنهاد را نپذيرفتند و در جواب اطرافيان گفته بودند: « اين شخص اگر به قم بيايد و به زيارت حضرت معصومه(س) نرود، توهين به آن حضرت خواهد شد و من چنين امري را به هيچ وجه تـحمل نمي­كنم.25

13. دقت در صرف بيت المال:

آن حضرت با آن كه در سخاوت و بلندي طبع بي نظير بود، در صرف بيت المال، دقتي ما فوق تصور داشت.

آيت­الله سيد مرتضي مبرقعي در اين باره مي­گويد:

آيت­الله بروجردي، به تمام معنا آقا بود، طبع بسيار بلندي داشت و بزرگ منش بود... نسبت به آقايان احتياط را در جانب نيازمند و محتاج، مراعات مي­كرد. با اين حال، در اداره زندگي و مصارف شخصي، از صرف بيت المال پرهيز مي­كرد. فقط از پول بيت المال، در بيروني براي مراجعين يك چاي مي­دادند....

14. روشن بيني:

متفكر شهيد، استاد مطهري در اين باره مي­نويسد: «يكي از مزاياي برجسته معظم­له كه نماينده طرز تفكر روشن وي بود، علاقه­مندي وي به تأسيس دبستان­ها و دبيرستان­هاي جديد تحت نظر سرپرستان متدين بود كه دانش آموزان را هم علم بياموزند و هم دين. معظم­له ديانت مردم را در بي­خبري و بي­اطلاعي و بي­سوادي جستجو نمي­كرد، بلكه معتقد بود كه اگر مردم عالم شوند و دين هم به طور صحيح و معقول به آنها تعليم گردد، هم دانا خواهند شد و هم متدين. آن مقداري كه من اطلاع دارم، مبالغ زيادي از وجوه و سهم امام را اجازه داد كه صرف تأسيس بعضي از دبيرستان­ها شود.26

15. ادب ويژه و برجسته:

از مزاياي بزرگ انسان ادب است كه از عوامل سعادت و موفقيت به شمار مي رود. حضرت آيت الله بروجردي در اين زمينه نيز سرآمد بود. ادب ايشان در زندگي پر افتخار آن بزرگوار، زبان زد آشنايان و معاشران و شاگردان اوست.27

16. تنفر از تملق گويي:

از خطرات عظيمي كه حاكمان و زعما و رهبران ديني را تهديد مي كند، ميدان دادن به تملق گويان و چاپلوسان است. مرحوم آيت الله بروجردي با درايت خاص خود اهميت اين موضوع خطرناك را دريافته بود. از اين رو از چنين اشخاصي متنفر و بيزار بودند و تنفر خود را هم به شدت اظها مي­كرد.

فصل هشتم:

ويژگي هاي علمي

درس ايشان، ويژگي­هاي منحصر به فردي داشت كه حتي بسياري از علماي بزرگوار با اشتياق در درس­هاي خارج فقه واصول ايشان حاضر مي­شدند وهرگز فرصت بهره­گيري از نعمت وجود او را از دست نمي­دادند.

مواردي از ويژگي­هاي منحصر به فرد دروس ايشان:

1- اهميت به درس

الف) مداومت: شهيد مطهري مي­نويسد:

«مرحوم آيت­الله بروجردي به درس خيلي اهميت مي­داد، حتي تا يك هفته پيش از رحلت، درس ايشان ادامه داشت. »28

ب) كيفيت: آيت­الله سيد جواد علوي بروجردي به نقل از برخي شاگردان ايشان مي­نويسد: «بعضي از فضلا كه به منظور شركت در درس ايشان از قم به بروجرد رفته­اند، نقل مي­كردند: كه مرحوم آيت­الله بروجردي، هيچ گاه به خاطر بي توجهي شاگرد و يا عدم دقت كافي و يا قلت تعداد آنان، سطح درس را تنزل نمي­دادند. به نحوي درس مي­گفتند كه گويي شركت كنندگان درس ايشان، همه سيد مرتضي، شيخ مفيد و شيخ طوسي هستند.»29

2- برخورداري از الطاف الهي

شهيد مطهري مي­گويد: «روزي بعد از طرح درس فرمود: من توجهي به روايات اين مسيله نداشتم، اما همين امروز صبح قبل از شروع درس يادداشت­ها را مطالعه مي­كردم كه (ناخواسته) يادداشت­هاي اين بحث آمد جلوي دستم و روايات را خواند و چه قدر روايات جالبي بود ؛ من اين را از الطاف الهي مي­دانم، چرا كه آيت­الله العظمي بروجردي از اول قصد نشر فقاهت براي خداي متعال را داشت.»30

3- سبك ابتكاري: حاج شيخ مجتبي عراقي(رحمه الله)مي­گويد: «افزون بر بعد معنوي و حالات ملكوتي آن مرحوم، سبك ابتكاري در تدريس و استنباط را داشت كه طلاب را جذب مي­كرد، ايشان هر فرعي را به مبدأ آن بر مي­گرداند.»31

فصل نهم:

مكتب هاي علمي

مكتب اصولي:

روش ايشان در تدريس علم اصول، ساده­گويي وكوتاه كردن مطالب واجتناب از مباحث زايد بود؛ از اين رو، اول هر بحث اصولي، مسألـه اصلي را مطرح مي‌كرد، سپس درباره آن به تفصيل بحث مي‌كرد.

مكتب فقهي:

ايشان همچون علماي سلف مثل شيخ مفيد، سيد مرتضي، شيخ طوسي، شيخ طبرسي وعلامه بحرالعلوم، در علوم اسلامي داراي جامعيت بود. در فقه شيوه­اي استنباطي را به كار برد. علاوه بر اين، به تتبع و جستجو در اقوال پيشينيان و نظريات قدما در فقه (چه شيعه و چه سني) مي­پرداختند.

به طور كلي شيوه مرحوم بروجردي در فقه، بر چند نكته اساسي استوار است:

الف) اهميت آگاهي از فتاواي قدما

ايشان در تدريس فقه، داراي ابتكارات فراواني بود. به آراي قدماي شيعه و شهرت فتوايي آنان اهميتي فوق العاده مي­داد. ايشان در مسايل مورد بحث، ابتدا به اقوال علماي اهل سنت توجه مي­كرد، سپس اقوال علماي شيعه را از كتب آنان (بدون واسطه) نقل كرده و مورد بحث قرار مي­دادند.

ايشان مسايل فقهي را به دو دسته تقسيم مي‌كرد: يك دسته، مسايل متلقّات. دستـه ديگر، مسايل مشروحه. يعني، آنچه را بعداً فقها شرح وتفصيل داده­اند. اين تقسيم بندي، غير از تقسيم فقه به فقه منصوص وفقه تفريعي است.

ب) اهميت آگاهي از فتاواي اهل سنّت براي فقهاي اماميه

ايشان معتقد بود: با مراجعه به روايات وفتاواي رايج علماي اهل سنتِ معاصر با ايمه (عليهم السلام)، بهتر مي‌توان روايات و اقوال ايمه (عليهم السلام) را فهميد ومي‌فرمود: «فقه شيعه حاشيه بر فقه اهل سنت است» ؛ زيرا در آن عصر، بنا به دلايل سياسي فتاواي مورد عمل مسلمانان همان فتواي اهل سنت بود، راويان واصحاب ايمه با توجه به فتاوي آنان از ايمه سؤال مي‌كردند، وايمه هم با توجه به آنها پاسخ مي‌گفتند.

ج) تكيه بر روايات و روش بيان آنها در درس

آيت‌الله بروجردي به اصول عمليه كمتر تمسك مي­جست، اما نسبت به كنجكاوي در روايات واستفاده از آنها، دقت و حوصله بسياري را به خرج مي‌داد.

ايشان در فن درايه الحديث وشناخت راويان ورجال حديث، تحقيقات و تسلط عجيب داشت.

د) ريشه‌يابي مسايل مورد اختلاف

ايشان مسايل مهم اختلافي بين شيعه وسنّي را بررسي، وتاريخچه آن را دنبال مي‌فرمود وريشه اختلاف را به طور معقول ودور از هر گونه تعصب مذهبي، بيان مي‌كرد.

مكتب رجالي

حضرت آيت­الله العظمي بروجردي (ره) در علم رجال، سرآمد و بي­ نظير بود.ايشان در اين علم، روشي منحصر به فرد وابتكاري داشت. سندهاي احاديث كتاب كافي، تهذيب، استبصار و... را از متون آنها جدا كرده وبا دقت مطالعه مي كرد و اين كار دست آوردهاي ارزشمندي نصيب محققان مي كرد.

تكريم علماي سلف

آيت الله واعظ زاده خراساني مي­نويسد يكي از فضلاي حوزه براي من نقل مي­كرد:

حضرت آيت‌الله در اثناي درس فقه به يكي از حاضران درس كه به قبر حاج شيخ، تكيه كرده بود، فرمود: « به قبر، پشت نكنيد. براي اسلام زحمت كشيده‌اند!».

فصل دهم:

تأليفات حضرت آيت­الله العظمي بروجردي 32

مرجع روشن بين شيعه در كنار تدريس و كارهاي روزانه، به تحقيق مي‎پرداخت و نتايج پژوهشهاي خويش را ثبت مي‎كرد. آن بزرگوار در پاسخ علاقه‎منداني كه در پي بهره گيري از نوشته­هاي ايشان بودند فرمود: زياد چيز نوشته‎ام... بعضي از آنها بر اثر نقل و انتقال از بروجرد به قم مفقود شده است. آثار علمي آن مرجع وارسته نشانه تلاش فراوان وي در اين باره است.

نمونه­اي از اين آثار:

الف: كتب عربي:

1– ترتيب اسانيد من لايحضره الفقيه. 2 – ترتيب رجال اسانيد من لايحضره الفقيه.3 – ترتيب اسانيد امالي الصدوق. 4 – ترتيب اسانيد الخصال. 5 – ترتيب اسانيد علل الشرايع. 6 – ترتيب اسانيد تهذيب الاحكام. 7 – ترتيب رجال اسانيد التهذيب. 8 – ترتيب اسانيد ثواب الاعمال و عقاب الاعمال. 9 – ترتيب اسانيد عدة كتب. 10 – ترتيب رجال الطوسي. 11 – ترتيب اسانيد رجال الكشي. 12 – ترتيب اسانيد رجال النجاشي. 13 – ترتيب رجال الفهرستين. 14 – بيوت الشيعة. 15 – حاشية علي رجال النجاشي. 16 – حاشية علي عمدة الطالب في انساب آل ابي طالب (از ابن عنبه).17 – حاشية علي منهج المقال. 18 – ترتيب فهرست منتجب الدين. 19 – رسالة في ترجمة بعض اعاظم اسرته و اجداده. 20 – طبقات الرواة. 21 – حاشية علي رجال الشيخ طوسي. 22 – رسالة حول سند الصحيفة السجادية. 23 – حاشية علي فرايد الاصول للشيخ انصاري. 24 – حاشية علي كفاية الاصول. 25 – الاحاديث المقلوبة و جواباتها. 26 – حاشية علي وسايل الشيعة. 27 – جامع احاديث الشيعة (31جلد) 28 – حاشية علي مبسوط الشيخ الطوسي. 29 – حاشية علي خلاف الشيخ الطوسي 30 – حاشية علي عروة الوثقي. 31 – الفقه الاستدلالي 32 – رسالة في المواسعة و المضايقة 33– رسالة في منجرات المريض 34 – رسالة في المهور 35 – حاشية علي نهاية الشيخ الطوسي 36 – رسالة في المنطق 37 – تعليقة علي الاسفار لملاصدرا الشيرازي 38 – حاشية علي منهج الرشاد 39 – المهدي، عليه السلام، في كتب اهل السنة 40 – الاثار المنظومة 41 – حاشية علي مجمع المسايل 42 – حاشية علي وسيلة النجاة 43 – الاعتقادات 44 – حاشية علي منتخب الرسايل 45 – صراط النجاة 46 – مجمع الفروع 47 – حاشية علي تبصرة المتعلمين 48 – انيس المقلدين

ب: كتب فارسي:

1 – توضيح المناسك 2 – توضيح المسايل 3 – مناسك حج

آن بزرگوار در سال­هاي اقامت در بروجرد، همواره در انديشه نگارش مجموعه‎اي بود كه فقيهان را در استنباط احكام ياري دهد و آنها را از مراجعه به كتاب­هاي روايي متعدد بي‎نياز سازد. وقتي به قم آمدند. و شاگردان خبره­اي تربيت كرد، اين انديشه را با آنها در ميان گذاشت و به ياري گروهي از آنان در مدت هشت سال، اثر 31جلدي «جامع احاديث الشيعه» را آماده چاپ كرد.33

فصل يازدهم:

شاگردان

حضرت آيت الله العظمي بروجردي (ره) در طول حيات علمي­اش شاگردان بسياري را تربيت نمود كه هر كدام از آن­ها منشأ خير و بركات فراواني براي حوزه­هاي علميه، كشور اسلامي ايران و جهان اسلام شدند. برخي از شاگردان ايشان از مراجع طراز اول و برجسته جهان تشيع شدند. همانند حضرات آيات امام خميني (ره)، سيستاني، صافي گلپايگاني، فاضل لنكراني، مكارم شيرازي، شبيري زنجاني و....

فصل دوازدهم:

معاصران آيت الله بروجردي

بعضي از معاصران آيت الله بروجردي، فقهاي نامي و مجتهدين بزرگ و مراجع تقليد شيعيان بودند. بزرگاني همانند: حاج شيخ عبدالكريم حايري، آقا ضياء عراقي، مرحوم ناييني، حاج آقا حسين قمي، كاشف الغطاء، علامه شرف الدين عاملي و....

فصل سيزدهم:

نامه‌هاي آخوند خراساني به والد آيت‌الله بروجردي(پيوست 1-2)

علاوه بر اجازاتي كه ذكر شد، دو نامه از آخوند خراساني، به والد ايشان، در اسناد تاريخي موجود است كه مرحوم آخوند خراساني، بر مراتب فضل و اجتهاد آيت‌الله تأكيد كرده است. و در يكي از آنها به والد ايشان امر كرده كه مراتب علم ودانش فرزندش را به مردم اعلام كند.34

مرحوم آخوند خراساني، نامه اول را هنگامي كه آيت‌الله بروجردي در نجف در حال تحصيل بودند، به عنوان توصيه و سفارش براي والد ايشان نوشته است. نامه دوم را هنگام مراجعت آيت‌الله به ايران و به درخواست والدش و توصيه وي بر ترويج مراتب علمي فرزندش به مردم، مرقوم داشته است.

فصل چهاردهم:

مرجعيت

الف) مرجعيت خاصه: غرب كشور با مركزيت بروجرد

گر چه بسياري از مردم و عده­اي از بزرگان، در مدتي كه آيت­الله العظمي بروجردي در بروجرد بودند، ايشان را به عنوان مرجع تقليد خويش قرار داده بودند، امّا به طور رسمي، با انتشار رساله عمليه، دوره نخست از مرجعيت ايشان آغاز شد. مراجع محلي كه با ايشان آشنايي داشتند، مقلدين خود را به ايشان ارجاع مي­دادند.

ب) مرجعيت عامه

يك سال پس از اقامت آيت­الله بروجردي در قم و بعد از ارتحال غمبار مرحوم آيت­الله العظمي آقا سيد ابوالحسن اصفهاني، اكثر مقلدين ايشان به آيت­الله بروجردي رجوع كردند. اكثر وكلاي مرحوم آقا سيد ابوالحسن اصفهاني بعد از كسب اجازه از آيت­الله بروجردي به عنوان وكلاي ايشان به كار خود ادامه دادند. بعد از رحلت ناگهاني آيت­الله العظمي حاج آقا حسين طباطبايي قمي، آيت­الله العظمي بروجردي، زعيم علي الاطلاق جهان تشيع شدند، مرجعي كه شيعه تا كنون مانند او را كمتر به خود ديده است.

فصل پانزدهم:

اقدامات آيت الله بروجردي در بروجرد

الف) حمايت از نيازمندان

در سال­هاي آخر حضور ايشان در بروجرد به علت جنگ دوم جهاني، قيمت آذوقه و مواد غذايي، افزايش سرسام آوري پيدا كرده بود و مردم در تنگنا قرار گرفته بودند، از اين رو همه بزرگان شهر را به خانه خود دعوت و تشويق كرد به بيچارگان كمك كنند و بيشترين كمك توسط شخص ايشان و از ما يملك پدري تأمين گرديد.

ب) تجديد حيات حوزه علميه بروجرد

شهر كهن بروجرد از دير باز محل اقامت و سكونت عالمان ومجتهدان بزرگي بوده است، به گونه­اي كه به شهادت تاريخ، در برهه­اي از زمان، بيش از هفتاد نفر مجتهد مسلم همزمان در اين شهر مي­زيستند؛ اما به علل مختلف، اين رونق و شكوه در حال از ميان رفتن بود، از اين رو، بازگشت آيت­الله العظمي بروجردي به بروجرد، فرصت مغتنمي براي احياي مجدد اين حوزه به شمار مي­رفت.

ج) تأسيس كارخانه برق

در زمان حضور ايشان، شهر بروجرد از نعمت برق محروم بود. با درايت و مديريت ايشان و نيز پيگيري و حمايت برخي از خيرين متدين، اين شهر، داراي كارخانه برق شد كه در روزگار خود، يكي از مجهزترين و بهترين كارخانه‌هاي برق در غرب كشور به شمار مي­آمد.

فصل شانزدهم:

اقدامات آيت­الله بروجردي در قم

الف) انسجام واداره حوزه علميه قم وگسترش كمي وكيفي آن

با مديريت واحد و­مدبرانه آيت­الله العظمي بروجردي، تحولات عظيمي از نظر سياسي، اجتماعي در زمينه تأليف، تصنيف و­ترجمه، چاپ كتب فقهي و... و همين طور در اداره حوزه­هاي علميه و سازماندهي آن پديد آمد. از همه مهم­تر نوعي وحدت و انسجام چشم­گيري در ميان حوزه، روحانيت واقشار مختلف مردم به وجود آورد.

ب) سرپرستي حوزه نجف و رسيدگي به امور آن

ايشان براي حوزه علميه نجف، ارزش و قداست خاصي قايل بود و به دنبال مجد و عظمت اين ميراث كهن و ارزشمند شيعه بود، لذا براي تجديد حيات اين حوزه مقدسه، از هيچ تلاشي دريغ نمي­كرد. حتي شخصيتي مانند آيت الله العظمي آقا سيد عبدالهادي شيرازي با كمال افتخار، از شهريه اي كه آيت­الله العظمي بروجردي به صورت نان به طلاب نجف پرداخت مي­كرد، مي­گرفتند. وقتي برخي از افراد به اين كار اعتراض كردند فرمودند: بگذاريد نان آقاي بروجردي در سفره ما هم باشد.

ج) اعزام مبلغان توانا

1– تبليغ داخل كشور؛ زعيم روشن ضمير، براي پايداري دين اسلام، مبلغان را به ميان مردم مي فرستادند، تا اولاً تلاشي كه در آن زمان براي به انزوا كشيدن روحانيت، صورت مي­گرفت، خنثي شود، ثانياً روحانيون همچون گذشته در بين توده­هاي مردم حضور داشته باشند و به نيازهاي ديني و اعتقادي مردم جامعه خود، آشنا باشند.

2- تبليغ خارج از كشور؛ ايشان علاوه بر تبليغ در داخل كشور، به نشر معارف بلند و تابناك شيعه در خارج از كشور نيز اهميتي فوق­العاده مي­داد و نمايندگاني را به اقصي نقاط دنيا روانه مي­كرد.

از جمله: آقاي محققي در هامبورگ آلمان، آقاي صدر بلاغي در انگلستان، آقاي حاج شيخ مهدي حايري در آمريكا، آقاي شريعت در پاكستان، آقاي صدر در لبنان و آقاي فقيهي در مدينه و....35

د) تربيت و تشويق محققان و نويسندگان حوزوي

ايشان براي شكوفايي استعداد­هاي نهفته طلاب جوان و تثبيت امر مهم پژوهش در نسل­هاي نوخاسته حوزه، اهميتي بسيار قايل بود. در حوزه تحت زعامت ايشان، صدها بلكه هزارها طلبه ساعي و سخت­كوش، مدارج عالي علم و كمال را كسب كردند.

هـ) نشر مجلات و كتب با محتواي ديني اسلامي

آيت الله العظمي بروجردي براي ترويج افكار توحيدي مكتب تشيع، ارزش و اعتباري عظيم قايل بود به همين منظور، هر تلاشي كه در اين جهت مقدس، قرار داشت، حمايت مي كرد. نخستين نشريات علمي حوزوي از جمله نشريه وزين مكتب اسلام كه توسط جمعي از فضلاي خوشفكر و روشن انديش منتشر مي­شد، از اين قبيل بود.

و) ايجاد روابط حسنه بين مذاهب اسلامي

در زماني كه استعمار گران به چپاول ملل اسلامي چشم داشتند و اختلاف بين فرق مختلف اسلامي، گسترش مي­يافت، وحدت ميان مذاهب مختلف اسلامي آرزوي ديرين تمام مصلحان مسلمان بود. تلاش­هاي مختلفي نيز براي رسيدن به اين هدف بزرگ، صورت مي گرفت. تأسيس دارالتقريب بين المذاهب الاسلاميه، از مهم­ترين و پايدارترين اين اقدامات بود.

آيت الله بروجردي به عنوان پناهگاه مسلمانان جهان، به خصوص شيعيان به همراه بزرگاني چون شهيد محمد باقر صدر، شيخ محمود شلتوت، شيخ عبد المجيد سليم ومحمد عبده از ايجاد تفرقه جلو گيري مي­كردند. ايشان معتقد بودند كه در قرآن، سنت پيامبر اكرم، سيره اهل بيت و مشي علماي سلف مي توان موارد بسيار زيادي را يافت كه در آنها به نقش تقريب مذاهب وجلوگيري از تفرقه تاكيد شده است.

راه­هاي دستيابي به وحدت از ديدگاه ايشان پيوند علماي اسلام،احياي شخصيت اسلامي مسلمانان،وجود دشمن مشترك براي مسلمانان و احترام متقابل فرقه هاي اسلامي به يكديگر بود.

علاوه بر اينها آيت­الله بروجردي تقريب مذاهب اسلامي را فرصتي براي معرفي شيعه و ارايه معارف شيعه به جهان تسنن مي­دانست.

ز) ايجاد ابنيه­ بزرگ مذهبي و تأسيس كتابخانه‌هاي بزرگ در ايران و جهان

مهم­ترين آنها عبارتند از:

1. مسجد اعظم قم. 2. مدرسه نجف. 3. مدرسه كربلا. 4. مسجد بغداد. 5. بيمارستان نجف. 6. حسينيه و حمام سامرا. 7. مدرسه بقعه كربلا. 8. مدرسه كرمانشاه. 9. مسجد بزرگ ايرانشهر. 10. مسجد بزرگ و زيباي طرابلس لبنان. 11. مدرسه و مسجد درود. 12. مسجد صحنه كرمانشاه. 13. مسجد شاهرود. 14. چهار مسجد بزرگ در آفريقا. 15. ساختمان مسجد نور آباد لرستان. 16. مسجد سيد بروجرد. 17. قبرستان وادي السلام قم. 18. مدرسه آيت­الله بروجردي در قم. 19. بيمارستان نكويي قم. 20. مسجد و مركز اسلامي هامبورگ آلمان. 21. كتابخانه شخصي آيت­الله فقيد. 22. كتابخانه مسجد اعظم. 23. كتابخانه مدرسه نجف. 24. كتابخانه مدرسه كرمانشاه. 25. كتابخانه مدرسه جديد الاحداث قم.

فصل هفدهم:

انديشه سياسي آيت الله بروجردي

حضرت آيت الله بروجردي (ره) سياست را از اسلام جدا نمي­دانست و مسايل سياسي را با فكري باز و پويا دنبال مي­نمود. ملاقات­ها و حمايت­هاي ايشان از آيت الله سيد ابوالقاسم كاشاني كه در آن عصر، رادمرد بزرگ سياسي ديني و سمبل سياست اسلامي بود، نيز دليل روشني بر مشروعيت و لزوم كارهاي سياسي و دخالت در سياست براي دفاع از دين است.36

ايام مرجعيت آيت­الله العظمي بروجردي مصادف با هجمه­هاي مختلف سياسي، اجتماعي و فرهنگي به ساحت دين مقدس اسلام بود.

اين هجمه­ها به دو بخش تقسيم مي­شد:

1ـ مواردي كه حاكميت سياسي كشور به صورت آشكار و پنهان در آن دست داشت همانند:

ايجاد محدوديت براي بزرگان و علما ي ديني.

نفوذ فرقه گمراه بهاييت در اركان سياسي و اقتصادي كشور.

تلاش براي محو و قطع ارتباط با فرهنگ اسلامي.

نفي و انكار دين و آموزه­هاي آن، خصوصاً حمله به مذهب حقه جعفري.

ترويج و گسترش منكراتي نظير: شرب خمر، زنا و... براي نشان دادن بي اعتنايي مردم به دين و....

2- مواردي كه فراتر از مرزهاي داخلي كشور بود مانند: مسأله فلسطين.

موضع آيت الله العظمي بروجردي درقبال اشغال قدس شريف و سرزمين فلسطين، توسط متجاوزان صهيونيست، موضعي غيرتمندانه بود. ايشان در سال 1327 ش. بيانيه پر محتوايي را در محكوميت صهيونيسم بين­الملل و غاصبان فلسطين صادر فرمود و در آن از مجاهدان فلسطيني با احترام ياد كرده و براي پيروزي آنها دعا مي­كرد.37

دفاع آيت­الله العظمي بروجردي از ساحت دين

ايشان با تمام امكانات و توان، از ساحت دين دفاع مي­كرد و به هيچ عنوان در مسايل مربوط به دين، اهل مماشات و مسامحه نبود.38

منابع موجود نشان مي‎دهد كه آن پير فرزانه در كمك به انقلابيون مؤمن، سياستي بسيار دقيق داشت، و زمان را براي رويارويي مستقيم با دربار مناسب نمي‎ديد. از سوي ديگر رها كردن شاه و راندنِ كامل وي موجب فرو غلتيدن فزونتر او در دامان بيگانگان مي‎شد،پس گاه با وي مدارا مي‎كرد تا آن جوان مغرور جاي پاي خود را سست نبيند و براي حفظ خويش به بيگانگان پناه نبرد. 39

مرحوم آيت­الله فاضل لنكراني در اين باره مي­گويد:

«به نظر من آيت­الله بروجردي و تلاش­هاي آن بزرگوار، زمينه سازانقلاب اسلامي بود، زيرا آيت­الله بروجردي به حوزه قم رشد و شخصيت داد. مبارزات حضرت امام در پرتو اين شخصيت حوزه بود كه به ثمر نشست. اگر اين هويت و عظمت حوزه كه آيت­الله بروجردي بدان بخشيده بود، وجود نداشت، مسلماً انقلاب و حركتي سازنده پا نمي­گرفت. »

مبارزه با فرقه­هاي ضاله

رهبران بهايي در دوره نخستين ايجاد آيين دروغين خويش با جعل شريعتي ساده كه در عين حال داراي مشكلات اساسي حقوقي و متضاد با تعاليم ادعايي آنان است، به ارايه احكامي مانند: نماز، روزه، حج و... ساير آداب اسلامي پرداخته تا با اين شبيه سازي كودكانه كارهاي خود را دين معرفي كند.ايشان با آگاهي كامل از تعاليم تحميق كننده بهاييت و انگيزه­هاي شيطاني بيگانگان در حمايت از اين نحله ساختگي، خطر بهاييت را بسيار جدي ‌دانسته و اهمال و كوتاهي در جلوگيري از خطر آنان را جايز نمي­دانستند.

دفاع از رسم الخط فارسي

رسم الخط كنوني فارسي عامل مهمي براي ارتباط ملت­ و نسل­هاي مسلمان كشورمان است. قرآن و ساير كتب اسلامي نيز با اين خط نوشته شده است ؛ به عبارت ديگر اين رسم الخط، نشانه هويت ديني و ملي مردم اين سرزمين است. با تحريك بيگانگان و به بهانه اين كه رسم الخط فارسي اشكالات فراواني دارد مدعي شدند كه تنها راه حل، جايگزيني خط كنوني با رسم الخط لاتين است. رهبر فرهمند و شريعتمدار اسلام با بيداري و آگاهي، نقشه پليد شياطين را شناخته و با شجاعت در برابر آن موضع گرفت و فرمود:

«هدف اينان از تغيير خط، دور كردن جامعه ما از فرهنگ اسلامي است. من تا زنده­ام اجازه نمي­دهم اين كار را عملي كنند. به هر جا كه مي­خواهد منتهي شود....»40

الزامي كردن درس تعليمات ديني

در پي اعلام دولت، براي اجراي لايحه تعليمات اجباري در دوره ابتدايي، آيت­الله العظمي بروجردي خواستار گنجاندن درس تعليمات ديني در اين دوره شد و نماينده خود، آقاي فلسفي را مأمور مذاكره با دولت كردند. با تلاش ايشان درس تعليمات ديني براي دانش­آموزان اين دوره، لازم الاجرا گرديد.41

ستيز با مظاهر آتش پرستي

رژيم پهلوي به منظور اجراي دستورات حاميان بيگانه خود و بيزاري از شريعت اسلام، با سوء استفاده از برخي رسوم باقي­مانده از قبل از اسلام، نظير: چهارشنبه سوري، تلاش مي­كرد توجه مردم را به آيين زردشت جلب كند.42 آيت­الله العظمي بروجردي اين بار نيز آگاهانه در برابرآنان ايستاد. نمونه هايي ازاين مقابله:

الف): فرماندهان لشكرآذربايجان، تحت عنوان چهارشنبه سوري قصد داشتند بر فراز دو كوه مقابل هم، آتش افروخته و نيروهايشان را به احترام آتش به رژه وادارند، آيت­الله العظمي بروجردي با اعزام چند تن از روحانيون و ارسال نامه­اي خطاب به شاه او را از اين كار بر حذر داشت، ايشان نوشته بودند:

«... شما پادشاه كشور اسلامي هستيد، اگر بنا باشد پادشاه ما به آتش پرستي بگرايد، همان مبارزه­اي كه در صدر اول اسلام با آتش پرستان انجام گرفت اكنون نيز شروع خواهد شد.»43

ب): بنا به مناسبتي قرار بود جشن بزرگ تجليل از آتش با حضور رجال لشكري و كشوري، از جمله شخص شاه در تهران برگزار گردد. آيت­الله بروجردي، توسط صدر­الاشراف رييس مجلس سنا، در پيامي شاه را مجبور به لغو اين برنامه كرد.44

ج): مراسم ويژه روشن كردن مشعل در آغاز مسابقات ورزشي، توسط برگزار كنندگان مسابقات يك رسم پذيرفته شده است. مخالفان مكتب اهل­بيت (عليهم السلام)، تبليغ مي­كردند كه آتشي را كه پيامبر(ص) هزار و چهارصد سال پيش در ايران خاموش كرده بود، دوباره در ايران روشن مي شود.

آيت­الله بروجردي، آقاي فلسفي را نزد شاه فرستاد تا مانع اين كار شود.

فصل هجدهم:

شوال 1380 ق. فرا رسيد و بيماري بر پيكر مرجع جهان اسلام، پنجه افكند. در چنين روزهايي گروهي از ارادتمندان به عيادتش شتافتند. استاد، كه بسيار اندوهگين مي‎نمود، سربلند كرد و گفت: عمر ما گذشت. ما رفتيم و نتوانستيم چيزي براي خود از پيش بفرستيم و عمل با ارزشي انجام دهيم.!!

يكي از حاضران گفت: آقا، شما ديگر چرا؟ بحمدالله اين همه آثار نيك از خود بر جاي نهاده‎ايد؛ شاگردان پرهيزگار، كتابهاي پرارزش. مسجدها و كتابخانه‎ها ساخته‎ايدو....ما بايد چنين سخني بر زبان برانيم.

فقيه پارساي شيعه فرمود: خَلِّصِ العَمَل فَانَّ الناقِدَ بصير بصير.45

سرانجام در سيزدهم شوال 1380 هـ.ق برابر با دهم فروردين 1340 هـ.ش، براي هميشه چشم از جهان فرو بست. حاضراني كه در كنار بالين آن حضرت نشسته بودند مي­گويند: آن مرد بزرگ خطاب به پزشكان و اطرافيان كه مشغول تلاش بودند، چنين فرمودند:

«مرگ است، مرگ... رها كنيد... يا الله، لااله الا الله...» و پس از سه مرتبه تكرار، اين جمله، ديدگان پر فروغ و حق ‌بينش آهسته به روي هم قرار گرفت، لب‌ها بسته شد، قلب آرام گرفت، پيكر عزيز و شريفش بي‌حركت گرديد، دفتر حيات عاريت بسته شد و خورشيد درخشان عمر، غروب كرد، روح پاك او، با فراغت بال و سرشار از عظمت قدم به دنياي جاويد گذاشت تا در جوار قرب كردگار و ايمه معصومين آرام گيرد....

برگ گل در دست نسيم

پيكر مطهر ايشان بعد از خروج از منزل بر روي دست مردم قرار گرفت و چون برگ گلي در دست نسيم، به اين سوي و آن سوي حركت مي­كرد. بيشتر مردم سياه پوش بودند، بعضي به سر و صورت خود گل ماليده و عده‌اي به سر خود و ديگران كاه مي­‌ريختند، تابوت كه با پارچه‌ سياه و روپوش سبزي پوشيده شده و عمامه آيت‌الله در جلوي عماري بر روي آن قرار داده شده بود، به روي دستان مردم در حركت بود. با نظر آيت­الله بهبهاني، حجت الاسلام آقا محمد حسن طباطبايي بر پيكر مطهر پدر ارجمند خويش، نماز خواندند.

چهل روز در سوگ آفتاب

پيكر فقيه سترگ در ميان اندوه هزاران نفر و با تشييع و تجليلي كه تا آن روز كمتر سابقه داشت، در بالاسر حرم حضرت معصومه(س) جنب در ورودي مسجد اعظم به خاك سپرده شد. به همين مناسبت تمام شهرهاي ايران تعطيل شدند.

سفرا و نمايندگان كشورهاي اسلامي ابراز همدردي كردند، حتي كشورهاي شوروي، آمريكا و انگليس مجبور شدند پرچم­هاي سفارتخانه­ها و كنسول­گري­هاي خود را به عنوان عزا نيمه افراشته نگه دارند.46

فصل نوزدهم:

آيت­الله العظمي بروجردي در انظار بزرگان:

الف) از ديدگاه علماي شيعه

1. آيت الله بروجردي از منظر امام خميني

علاقه زايد الوصف امام به آيت­الله بروجردي، بسيار كم نظير و شايد منحصر به فرد بود. آيت­الله مسعودي خميني مي­گويد: امام خميني مي فرمودند: به جدم قسم، هنوز سراغ ندارم كسي مثل من آقاي بروجردي را دوست داشته باشد.47

شهيد آيت­الله مطهري نيز مي­نويسد:

«امام خميني مي­فرمود: من در حال مطالعهء آقاي بروجردي هستم و جز حقيقت چيز ديگري در اين آقا نمي­بينم »48

2. آيت الله العظمي بروجردي در نگاه رهبر معظم انقلاب

جاي خوش وقتي بسيار است كه همت و پشتكار مؤسسين اين مجمع و شما حضار محترم آن، مصروف تجديد ياد و اعلاء ذكر فقيه عظيم القدر و كم نظيري شده است كه بركات و آثار حيات پربار او به زمان خود او و به عرصه فقاهت، منحصر نماند و او چون خورشيدي درخشان بر تعدادي از علوم اسلامي بلكه بر روش ها و شيوه هاي تحقيق در آنها و نيز بر فضاي عام حيات مسلمين در زمان خود و پس از آن پرتو افشاني كرد و هنوز علماي اسلام و جهان اسلام از تأثيرات مبارك آن عمر پرثمر و رياست و مرجعيت تامه پانزده ساله او متمتع اند.

اين شخصيت عالي قدر و كم نظير مرجع عام شيعه در زمان خود و استاد فقيهان و مراجع معاصر، حضرت آيت الله العظمي مرحوم حاج آقا حسين بروجردي است، اعلي الله مقامه و رفع الله اعلامه.

علم و تقوي و اخلاص و روشن بيني و بزرگ منشي و كياست و نو آوري و جامع نگري و خستگي ناپذيري و بسي خصلت هاي كمياب و نفيس ديگر از اين مرد بزرگ و ذخيره الهي، چنان شخصيت ذو ابعاد و عظيمي فراهم آورده بود كه نظير آن را در فقهاي صاحب نام و برخوردار از زعامت به ندرت مي توان يافت.

او در فقاهت، مبتكر شيوه اي جديد و در رجال و حديث، صاحب سبك بود و در تدريس و تربيت شاگرد و تعليم كار دسته جمعي بر زمان خود سبقت داشت. بينش وسيع او از مرزهاي حوزه قم و حوزه هاي علميه و چارچوب كشور جمهوري اسلامي ايران و جهان تشيع فراتر مي رفت و بر جهان اسلام و همه مذاهب مسلمين پرتو مي افكند. زعامت او نه تنها به اداره امور درسي و معيشتي حوزه ها كه به مسايل سياسي و اخلاقي آن، و نه تنها به امور حوزه، كه به امور ديني و شعاير اسلامي در سراسر كشور و در سطح بين المللي شمول مي يافت.

حوزه علميه تحت زعامت او پرورشگاه و خاستگاه افكار نو و گوهرهاي درخشاني شد كه به بركت آن در سالهاي بعد نهضت روحانيت پي ريخته شد و حركتي كه در اوج آن انقلاب عظيم و شكوهمند اسلامي به رهبري مجدد بزرگ اسلام حضرت امام خميني، قدس الله نفسه الزكيه، بود، سر برآورد.

با اين همه، در مجموع شخصيت آن بزرگ مرد آن چه بيش از همه درخشنده و چشم گير بود، اخلاص و تقوايي بود كه وي در همه امور خود از آن بهره مي گرفت.

اكنون كه پس از گذشت سي سال از رحلت مرحوم آيت الله العظمي بروجردي، قدس سره، به بركت نظام جمهوري اسلامي ياد و تجليل مي شود، شايسته است كه حوزه هاي علميه و زعماي علمي آن به اين تكريم اكتفا نكرده، روشهاي علمي و تحقيقي آن بزرگوار را نيز كه همچنان از تازگي برخوردار است، تعقيب و تكميل كنند و گردونه فقاهت اسلام را به پيش برند.

از خداوند متعال علو درجات آن عالم جليل القدر و توفيقات آقايان محترم را ظل توجهات حضرت بقية الله- روحي فداه - مسألت مي نمايم. 49

و السلام عليكم و رحمة الله

سيدعلي خامنه اي

8 /2 /1370

3. مرحوم آيت الله سيد جمال الدين گلپايگاني:

آيت­الله سيد مصطفي خوانساري مي­گويد:

«آيت­الله حاج سيد جمال­الدين گلپايگاني براي معالجه به تهران آمده بود و در بيمارستان بازرگانان (نجميه) بستري بود. وقتي به ملاقات ايشان رفتيم فرمود: به حاج آقا حسين سلام مرا برسانيد و بگوييد: اگر بنا بود سيد جمال مقلد باشد از شما تقليد مي­كرد.

4. آيت الله العظمي گلپايگاني

«آيت الله كريمي جهرمي مي نويسد:

آيت الله العظمي گلپايگاني از آغاز ورود آن بزرگوار به قم تا پايان زندگي او، در اعزاز و اجلال آن بزرگ مرد كوشش داشتند و در مراعات احترام ايشان چنان بودند كه حتي از اين كه لفظ « آيت­الله» روي رساله عمليه­شان در زمان آن زعيم بزرگ نوشته شود ابا و امتناع ورزيدند.

5. آيت­الله العظمي حاج سيد احمد خوانساري

ايشان با وجود اين كه شخصيت علمي و عملي­اش محرز بود و مقبول خواص و توده­هاي مردم بود، ولي در برابر مرحوم آيت­الله العظمي بروجردي متواضع بود، به گونه­اي كه وقتي معظّم له از ايشان(سيد احمد خوانساري) درخواست كردند كه به تهران برود و امامت مسجد سيد عزيز الله را بپذيرد، پذيرفت.

6.و....

ب) از ديدگاه علمـاي سني

1. شيخ عبدالمجيد سليم

علامه محمدتقي قمي مي­گويد:

«هرگاه نامه آيت­الله بروجردي را براي شيخ عبدالمجيد سليم، (رييس جامع الازهر) مي­بردم، ايشان بلند مي­شدند و نامه را مي­گرفتند و مي­بوسيدند، آن گاه مي­نشستند.»

2. شيخ محمود شلتوت

... دعا مي­كنم كه آن بزرگوار هميشه مصدر و منبع بركات براي مسلمانان و وحدت كلمه آنان باشد. خداوند عمر شما را طولاني و پيروزي و موفقيت را نصيب شما گرداند....50

3. شيخ حسين باقوري

ايشان در قم با آيت­الله العظمي بروجردي ديدار كرد و در بازگشت به مصر آيت الله بروجردي را چنين توصيف كرد:

«اعظم شخصية رأيته في عمري ؛ او بزرگ­ترين شخصيتي است كه در طول عمرم ديده­ام.»

4.و....

ج) از ديدگاه غير مسلمانان

1. دكتر آرشه تونك

دكتر آرشه تونك، رييس انجمن بين­المللي مبارزه با مشروبات الكلي با وجود آن كه به نقاط مختلف جهان سفر كرده و با رهبران بزرگ سياسي و مذهبي بسياري ملاقات كرده بود، بعد از ملاقات با ايشان گفته بود:

«من تا به امروز هيچگاه اين چنين تحت تأثير روحانيت كسي قرار نگرفته بودم. »

آيت­الله سيد محمد حسين علوي مي­نويسد:

«هنگامي كه وي به حضور آيت­الله فقيد رسيد، آنچنان قيافه جذاب و روحانيت و معنويت آيت­الله فقيد او را به خود متوجه ساخت كه حدود يك ساعتي را كه در محضر اين مرد بود و در اطراف موضوع تحريم الكل از آيت­الله فقيد سيوالاتي مي­‌نمود علاوه بر اين كه طرز نشستن به همان نحوه بود كه در برابر مجسمه حضرت مسيح و در كليساها و هنگام عبادت به آن كيفيت جلوس مي­كنند، در همه اين مدت چشم از صورت ايشان برنمي­داشت و كوچك­ترين توجهي به اطرافش نداشت. »51

2. پروفسور موريس

پروفسور موريس در اولين ملاقات، چنان تحت تأثير روحانيت و عظمت آيت­الله فقيد قرار گرفت كه خودش به اين مطلب در همان جلسه اول اعتراف كرد. وي هنگام ترك ايران خطاب به خبر نگاران گفت:

«جاذبه روحانيت حضرت آيت­الله مرا تحت تأثير قرار داد و خيلي مايل بودم به من اجازه مي‌فرمودند چند دقيقه‌اي در يكي از مساجد براي سلامت و بهبود كامل ايشان دعا كنم. »

3. جرج جرداق:

جرج جرداق نويسنده و دانشمند مسيحي لبناني،مولف كتاب ارزشمند و خواندني الامام علي صوت العدالة الانسانيه، اين كتاب را به مرحوم آيت­الله العظمي بروجردي اهدا كرد و در نامه­اي براي آن بزرگوار نوشته:

«... من شما را شايسته­ترين شخصيتي يافتم كه اين كتاب را به او هديه نمايم، لذا آن را به شما اهدا مي­كنم. »

ج)تجليل اقليت‌هاي مذهبي از آيت­الله العظمي بروجردي

شركت اقليت‌هاي مذهبي در مراسم سوگواري آيت­الله العظمي بروجردي و همدردي با شيعيان در اين مصيبت و برگزاري مجالس عزاداري در كليساهاي مسيحي و كنايس يهودي، حاكي از عظمت روح و جلالت قدر آن امام همام بود.

به همين مناسبت در همه كليسا‌هاي ايران و نمازخانه‌هاي كاتوليك، جلسات بزرگداشت برقرار شد و جمع كثيري در اين مجالس شركت نمودند.

براستي او جلوه­اي از فيض الهي بر بندگان خدا بود، به گفته مرحوم آيت الله سيد مصطفي خوانساري:52

آيت الله العظمي بروجردي،خوابي بود كه مردم ديدند و ديگر نخواهند ديد!

يادش رفيع به بلنداي عشق باد. والسلام عليكم و رحمة الله و بركاتة

پاورقيها

1. سوره مجادله، آيه 11.

2. ايشان در سال 1252 هـ. ق در بروجرد متولد و در سال 1329 هـ. ق وفات يافت و در مقبره جد گراميش، مرحوم سيد محمد دفن گرديد.

3. ر. ك: كتاب مفاخر اسلام، علي دواني، ج 12، صص 69 – 95.

4. علوي،سيدجواد،مقاله خاندان ونسب آيت الله بروجردي، مجله حوزه،شماره 43و44،ص...

5. تمري محمد رضا، شكوه شيعه، ص 20.

6. دواني علي، مفاخر اسلام، ج 12، ص 538، با اندكي تغيير.

7. دواني علي، مفاخر اسلام، ج 12، ص 442.

8. دواني،علي، مفاخر اسلام،ج 12،ص 177.

9. واعظ­زاده خراساني، محمد، زندگي آيت­الله بروجردي، نشر مجمع تقريب مذاهب اسلامي، چاپ اول، تهران، 1379، ص 53.

10. علي­آبادي، محمد، الگوي زعامت، انتشارات هنارس، ص 44 و نيز ر. ك. مجله حوزه، ش 23، ص 42.

11. علوي، سيد محمدحسين، خاطرات، زندگاني آيت­الله بروجردي، انتشارات اطلاعات تهران، خرداد 1341، صص 119 و 120.

12.اين عبارت، بخشي از حديث قدسي است كه تحت عنوان سوره 25 تورات آمده است. يا بن آدم! اكثر من الزاد فان الطريق بعيد بعيد، وجدد السفينه فان البحر عميق و اخلص العمل فان الناقد بصير بصير و اخر نومك الي القبر و فخرك الي الي الميزان و الشهوتك الي الجنه و راحتك الي الاخره...(كلمه الله، تأليف سيد حسن شيرازي ص 471).

13. ايشان در تمام مدت نسبتا طولاني كه درقم بودند،در تابستان گرم وزمستانهاي سرد و در حين ريزش برف و باران با همه اشتغالاتي كه داشتند تدريس درس، بخصوص فقه را ترك نكردند و در مدتي كه در قم بودند كتابهاي زير را به ترتيب در فقه درس گفتند:كتاب اجاره،غصب،وصيت، ارث الزوجه، صلات جمعه، صلات مسافر،بقيه مباحث صلات كه نه سال به طول انجاميد، منجزات مريض،خلل حج، خمس، طهارت وقضاء وشهادت كه آخرين كتابي بود كه ايشان درس گفتند.

14.مجله حوزه، شماره 43 و 44، ص 262.

15. نهج البلاغه، حكمت 176.

16. شكوه فقاهت: ص 30.

17.علوي، سيد محمدحسين، خاطرات زندگاني آيت الله بروجردي، انتشارات اطلاعات، خرداد 1341، ص 36.

18.مجله حوزه، شماره 43 و 44، ص 267.

ويژه نامه آيت­الله العظمي بروجردي، مجله حوزه، شماره 43 و 44، صص 268 و 66..19

همان..20

شكوه فقاهت، ص 28..21

22. چشم و چراغ مرجعيت،ص 192.

23. شكوه فقاهت، ص 20.

24.مصاحبه با آيت­الله العظمي مكارم شيرازي، مجله حوزه، شماره 43 و 44، ص 117.

25. همان، ص 118 و نيز ر. ك. الگوي زعامت، ص 176.

26. مطهري، مرتضي، مزايا و خدمات آيت­الله بروجردي، شش مقاله، انتشارات صدرا، تهران 1380، ص263.

27. شكوه فقاهت: ص 22.

28.يادنامه مرحوم آيت­الله العظمي بروجردي، شكوه فقاهت، دفتر تبيلغات اسلامي حوزه علميه قم، ص 508.

29.مقاله آيت­الله بروجردي در بروجرد، چشم و چراغ مرجعيت، ص332.

30.شكوه فقاهت، ص 508. (با اندكي تصرف.)

31.مصاحبه با آ يت­الله حاج شيخ مجتبي عراقي، چشم و چراغ مرجعيت، ص 170

32. اين فهرست از مقاله تحقيقي آيت الله رضا استادي وهمچنين از كتاب«فهرست نسخه هاي خطي كتابخانه حضرت آيت الله العظمي بروجردي (ره)،نگارش سيداحمدحسيني اشكوري» اقتباس گرديده است.

33. مجله نور علم، شماره دوازده، آبا 1364، ص 87ـ89.

34. آيت الله واعظ­زاده خراساني، زندگي آيت الله العظمي بروجردي، مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي، چاپ اول تهران 1379، صص 189 تا 200. (با اندكي تصرف و تلخيص)

35. خاطرات زندگي آيت الله العظمي آقاي بروجردي، علوي طباطبايي،‌انتشارات اطلاعات، 1341 ص 126.

36. مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، شكوه فقاهت، 246.

37 جهت اطلاع از متن بيانيه به كتاب مفاخر الاسلام، ج 12 ص 362 نوشته علي دواني مراجعه شود.

38. والبته دلايل آن بيشتر است كه اين جزوه مختصر، گنجايش ذكر همه آنها را ندارد.

39. مجله حوزه، سال هشتم، ش 1 و 2، ص 115 و 154 و 52 و 280

40.به نقل از مرحوم آيت­الله فاضل لنكراني، چشم و چراغ مرجعيت، ص 161،.

41.دواني، علي، خاطرات و مبارزات حجت­الاسلام فلسفي، مركز اسناد انقلاب اسلامي، چاپ چهارم، صص189 - 191.

42. رژيم پهلوي با اين امور قصد داشت تا با استفاده ابزاري از نمادهاي ديني قبل از اسلام، توجه مردم را از اسلام به اديان منسوخه جلب كند و از ترويج انديشه­هاي ظلم ستيز اسلامي ممانعت كند.

43.مجله حوزه، شماره 43 – 44، ص 100.

44. الگوي زعامت، ص 198، به نقل از آيت الله سيد موسي شبيري زنجاني.

45. مجله نور علم، ص 98ـ99.

46. دواني، علي، مفاخر اسلام، ج 12، ص 532.

47..امامي، جواد، خاطرات آيت­الله مسعودي خميني، مركز استاد انقلاب اسلامي، ص 225.

48. شكوه فقاهت، ص 508.

49. مجله حوزه، شماره 43 – 44، صص 3 – 4 – 5.

50.مجله حوزه، شماره 43 و43،سال 1370، ص 13.

51. علوي، محمد حسين، خاطرات زندگاني آيت­الله بروجردي، انتشارات اطلاعات تهران، خرداد 1341، ص 122.

52. چشم و چراغ مرجعيت،ص 66. منبع: پايگاه اطلاع رساني معظم لهشيعه نيوز