شيخ مرتضي انصاري -3

شيخ مرتضي فرزند محمد امين بن شمس الدين بن احمد بن نورالدين بن محمد صادق شوشتري دزفولي، يكي از نامورترين و پر آوازه‌ترين مراجع عاليقدر تقليد در عصرهاي اخير، و يكي از محقق‌ترين چهره‌هاي علمي و فقهي قرون متأخر به شمار مي‌آيد. نام پرشكوه مرتضي انصاري، توأم با نبوغ و ابتكار و تحول و دقت مي‌باشد. او آغازگر و پايه گذار اصول نويني در فقه و اصول جعفري است كه در قرون اخير به حق او را شايسته دريافت لقب «خاتم الفقهاء و المجتهدين» نموده است.
هر چند او در زندگي و حيات مادي و معنوي خويش پيراسته و منزه از هر نوع تظاهر و تفاخر بوده است و در تلاش‌هاي علمي خود جز خدا و و رضايت او و جز پيشبرد احكام خدا، فكر و انديشه ديگري نداشته است و به تعبير شاگرد نامدارش، مرحوم آية الله حاج ميرزا حبيب الله رشتي، «او تالي تلو مقام عصمت در علوم و اصول بود.»(1)
نام مرحوم شيخ مرتضي با دو كتاب بسيار ارزنده «فرايد الاصول» و «مكاسب» در اصول و فقه همراه است و با اين دو اثر جاودان، نام خود را در پهنه معارف اصيل اسلام جاودانه كرده است، كتاب‌هايي كه هم اكنون در دنياي دانش و معارف اسلامي اعتبار جهاني دارد و حوزه‌هاي علميه چندين سال با درس و بحث و تحقيق روي آن دو كتاب سرمايه گذاري نموده و وقت صرف مي‌كنند.
روياي صادق مادر شيخ قبل از تولد وي، شبي حضرت امام صادق عليه السلام را در عالم رويا مي‌بيند كه قرآني طلاكاري شده به او داد. معبرين خوابش را، و عطاي امام را، به فرزندي صالح و بلندمرتبه تعبير كردند و چنين شد كه جهان تشيع مفتخر به وجود اين شخصيت گرديد كه از نسل جابر بن عبدالله انصاري، فرزندي پا به عرصه گيتي بگذارد كه استمرار بخش خط ولايت و امامت باشد.
شيخ انصاري كوشيد كه به منكرين اعتبار عقل در شناخت معارف و احكام اسلامي ثابت كند كه ملازمه‌اي ميان عقل و شرع وجود دارد و آنچه را كه عقل حكم مي‌كند، شرع نيز حكم مي‌كند و حكومت اين قاعده در اغلب فتاوا و نظريات مرحوم شيخ، جلوه خاصي دارد، منتهي بايد خود عقل و آن قاعده فقهي مورد ارزيابي قرار گيرد كه عقل چگونه عقلي باشد و قاعده نيز كدام قاعده باشد؟
ولادت شيخ انصاري در هيجدهمين روز ماه ذيحجه در سال 1214، روز عيد غدير، روز «اكمال دين و إتمام نعمت» در شهر قهرمان‌پرور دزفول از سلاله پاك يكي از فرزندان جابربن عبدالله انصاري صحابي نامدار پيامبر عاليقدر اسلام پا به عرصه وجود نهاد و نام مرتضي انصاري براي او انتخاب گرديد. پدرش «شيخ محمد امين» از مبلغين و مروجين شريعت مقدس اسلام و مادرش دختر يكي از علماي محل و از زنان پرهيزكار عصر خود و از زنان متعبده بود و نوافل شب را تا هنگام مرگ ترك نكرده و چون اواخر عمر نابينا شده بود شيخ مقدمات تهجد وي را فراهم مي‌كرد حتي آب وضويش را در موقع احتياج گرم مي‌كرد اين بانوي مكرمه به سال 1279 ه.ق در نجف اشرف از دنيا رفت و شيخ در غم فقدان مادر بسيار متاثر و غمناك شد و گريه كرد.
او در چنين خانواده‌اي چشم به جهان گشود و رشد و بالندگي آغاز نمود و از همان دوران كودكي به فراگرفتن قرآن و ياد گرفتن معارف اسلامي پرداخت و به زودي آثار نبوغ و ذكاوت در او مشاهده گرديد. پس از خواندن قرآن و ادبيات عرب به خواندن فقه و اصول پرداخت و در اين دو رشته، آن چنان استعداد و شايستگي از خود نشان داد كه حيرت همگان را برانگيخت و در عُنفوان جواني به درجه عاليه اجتهاد نايل آمد.
نياكان و پدران شيخ انصاري در يكي از محله‌هاي شهر دزفول كه نامش محله مشايخ انصار و در شمال غربي بقعه معروف"سبز قبا"واقع است. گروهي كه اكثر آنها فقيه و اهل علم و عمل‌اند زندگي مي‌كنند و از آنجايي كه جد بزرگ اين خاندان جابر بن عبدالله انصاري (16 - 78 ق و بعضي سال وفات وي را در 98 ق ذكر كرده‌اند) آنها را جابري انصاري مي‌گويند.
جابر بن عبدالله بن عمرو بن حرام انصاري از مردم مدينه و از طايفه خزرج و از اصحاب بزرگ رسول الله صلي الله عليه و آله بوده است. عبدالله پدر جابر از بزرگان قبيله خزرج و از نخستين مسلمانان مدينه است و در بيعت عقبه شركت نموده و از كساني بوده كه سوگند خوردند پس از مهاجرت پيامبر به مدينه جان و مال خود را فداي آن حضرت كنند عبدالله در غزوه بدر و احد شركت كرد و در احد از سربازاني بود كه محافظت دره نزديك به ميدان جنگ به ايشان سپرده شده بود، در اواخر جنگ كه به سود مسلمانان بود بسياري از يارانش درّه را براي جمع آوري غنايم ترك نمودند، عبدالله و فرمانده دسته و چند نفر ديگر بر جاي ماندند و سپس كه جنگ مغلوب شد، گرفتار حمله قريش گرديد و در راه انجام وظيفه شهيد شدند. جابر بن عبدالله از رسول خدا صلي الله عليه و آله 1540 حديث نقل كرده است و اولين كسي است كه قبر حضرت امام حسين عليه السلام را چهل روز پس از شهادتش زيارت كرده و در اين موقع نابينا نبوده است.
در بعضي از منابع آمده است كه در زمان زيارت قبر امام حسين عليه السلام جابر نابينا بوده است. خانواده شيخ انصاري (ره) شيخ سه همسر داشته است. اولين آنها دختر شيخ حسين انصاري - كه نخستين استادش بوده و از اين همسر يك دختر به نام بي‌بي فاطمه داشته است. دومين همسر شيخ، دختر ميرزا مرتضي مطيعي دزفولي بوده كه از وي يك دختر به نام بي‌بي زهرا بازمانده است. سومين همسر وي اهل اصفهان يا رشت بوده كه از او يك فرزند پسر به دنيا آمده لكن قبل از تولد از دنيا رفته است.
مسافرت به كربلا شيخ در سال 1232 ه.ق در سن هيجده سالگي همراه پدرش به قصد زيارت عتبات عاليات به عراق مسافرت كرد و در كربلا به توصيه شيخ حسن انصاري به خدمت سيد مجاهد كه از علماي نامدار كربلا بود رسيد و بر او مهمان شد. تصادفاً در همان ملاقات نخست، مباحثه‌اي بين او و علامه سيد مجاهد پيرامون وجوب يا حرمت نماز جمعه در دوران غيبت در گرفت كه طي آن سيد مجاهد با توجه به طرز بيان و شيوه استدلال شيخ، به استعداد و نبوغ او پي برد و آينده‌اي بسيار درخشان براي او پيش بيني كرد، و بر اساس پيشنهاد او، در كربلا اقامت گزيد و اين اقامت چهار سال به طول انجاميد. او از محضر اساتيد بزرگ آن عصر، همچون خود ايشان و شريف العلماء مازندراني كسب فيض نمودند و بعد به موطن اصلي خود بازگشت. پس از اقامت كوتاه در موطن، مجدداً رهسپار نجف اشرف گرديد و با حضور در درس فقيه متبحر زمان، مرحوم «شيخ موسي كاشف الغطاء» به تكميل معلومات خود پرداخت و پس از مدتي توقف در نجف باز به دزفول مراجعت نمود و آن هنگامي بود كه شيخ مرتضي به مرتبه‌اي از علم و تبحر رسيده بود كه در برخي از معارف اسلامي از اساتيد خود نيز پيشي گرفته بود.
مرحوم حاج ميرزا حبيب الله رشتي، يكي از اصحاب و معاصران شيخ انصاري، در مورد او مي‌گويد:
«شيخ در سه چيز امتياز داشت: علم، رياست، تقوا و زهد.» او در زهد نمونه و الگو بود.
مسافرت به مشهد در سال 1240 ه.ق، شيخ تصميم گرفت كه به زيارت هشتمين اختر فروزان ولايت، حضرت امام رضا عليه‌السلام به مشهد برود، و در ضمن از حوزه علميه آن شهر نيز بازديد به عمل آورد. مادر شيخ كه ديگر فراق فرزند برايش ميسر نبود، به اين مسافرت رضايت نمي‌داد. اصرار مادر به جايي رسيد كه سرانجام شيخ به قرآن متوسل شده و مسأله را به استخاره واگذاشت، و هنگامي كه قرآن را باز نمود، اين آيه شريفه در برابر ديدگانش پديدار شد:
«لا تخافي ولا تحرني إنّا رادوّه إليك و جاعلوه من المرسلين» (سوره قصص، آيه 28) اين آيه شريفه مربوط به داستان حضرت موسي(ع) و نويد پيامبري و رسالت او بود. مفهوم اين آيه باعث تسكين دل مضطرب مادر گشت و به مسافرت فرزندش رضايت داد. او در اين مسافرت زيارتي و علمي، از حوزه‌هاي علمي بروجرد، اصفهان و كاشان نيز ديدن كرد و در برخي از آن حوزه‌ها اقامت گزيد و در كاشان مدتي در محضر درس علامه مرحوم ملا احمد نراقي صاحب مستند الشيعه شركت جست، در عين حال به تأليف اشتغال ورزيد و آن چنان اين استاد و شاگرد به هم جذب شدند كه معروف است هنگامي كه شيخ از كاشان عزيمت نمود، علامه ملا احمد نراقي فرمود:
«استفاده‌اي كه من از اين جوان نمودم، بيش از استفاده‌اي بود كه او از من برد، و هم او گفت من در مسافرت‌هاي مختلف افزون بر پنجاه مجتهد مسلم ديدم كه هيچ يك از ايشان مانند شيخ مرتضي نبود.»
شيخ مرتضي پس از چهار سال اقامت در كاشان به اتفاق برادرش شيخ منصور به مشهد رسيد. پس از زيارت و چهار ماه اقامت در آن شهر و تماس با علماء و رجال فقه و فقاهت آن ديار، به تهران رسيد و مدتي نيز در تهران اقامت ورزيد. پس از شش سال مسافرت علمي و پربار، به اتفاق برادر به دزفول بازگشت و مورد استقبال اهالي قرار گرفت و چند سالي در آنجا اقامت گزيد. اما اقامت در آن شهر روح تلاشگر و كنجكاو او را قانع نمي‌ساخت. لذا تصميم گرفت دوباره به نجف باز گردد. زيرا در آن مركز علمي، افراد فراواني را مي‌توانست از علم سرشار خود بهره‌مند سازد، از اين رو در سال 1249 ه.ق عازم نجف گرديد و به كرسي تدريس آن حوزه علمي نشست تا در نهايت به مرجعيت شيعه منتهي گرديد.

اوضاع ايران در عصر شيخ انصاري تولد، رشد جسمي و تحصيلي شيخ در زمان سلطنت فتحعلي شاه - 1212 تا 1250 ق - بوده است. ايران در دوره پادشاهان قاجار، گرفتار دو دشمن نيرومند گرديده در شمال روسيه تزاري و در جنوب انگلستان استعمارگر، خبر سقوط شهر گنجه در قفقاز و قتل عام مردم مسلمان آنجا در دربار فتحعلي شاه غوغا كرد و علماي تهران جنگ با كفار روسيه را تصويب كردند و حكم جهاد و تجهيز سپاه صادر شد. جنگ دوره اول قريب دهسال طول كشيد و پس از جنگ و گريزهاي متعدد با وساطت سفير انگليس، پيمان صلح ميان ايران و روسيه فراهم آمد و در سال 1228 ق در محلي بنام گلستان، عهدنامه صلح به امضاء رسيد. (2)
مبتكر علم اصول جديد او نه تنها در زمينه مسايل علمي و فقهي يگانه دوران بود، بلكه در اخلاق و زهد نيز در ميان اقران و امثال كم نظير بود. او در زهد و وارستگي معنوي و اخلاقي به مقام والايي از عروج و ارتقاء رسيده بود كه مرحوم حاج ميرزا حبيب الله رشتي، يكي از اصحاب و معاصران او، آن را يكي از امتيازات فوق العاده‌اش به شمار آورده و مي‌گويد:
«شيخ در سه چيز امتياز داشت: علم، رياست، تقوا و زهد.» او در زهد نمونه و الگو بود.
يكي از بهترين موارد نمود و ظهور و تجلي تقوا، در مسايل مالي و اقتصادي است. در تقوا و صيانت نفس او، در اين باره كافي است كه گفته شود با آن كه وجوه شرعي فراواني از چهل ميليون شيعه روي زمين آن روزگار در نجف به محضرش آورده مي‌شد، معذلك او همانند يك فرد فقير، زندگي را مي‌گذراند و حتي اموالي را كه به عنوان تحفه و هديه به محضرش آورده مي‌شد، بين فقراء و مستمندان يا طلاب و مصالح عمومي مسلمين صرف مي‌كرد. از آن نظر كه اين تحفه‌ها به عنوان مرجعيت است، نه به عنوان شخص مرجع. عنوان رييس شريعت است، نه شخص رييس. شيخ انصاري در مسافرتهاي زيارتي و علمي، از حوزه‌هاي علمي بروجرد، اصفهان و كاشان نيز ديدن كرد و در برخي از آن حوزه‌ها اقامت گزيد و در كاشان مدتي در محضر درس علامه مرحوم ملا احمد نراقي صاحب مستند الشيعه شركت جست، در عين حال به تأليف اشتغال ورزيد و آن چنان اين استاد و شاگرد به هم جذب شدند كه معروف است هنگامي كه شيخ از كاشان عزيمت نمود،
علامه ملا احمد نراقي فرمود:
«استفاده‌اي كه من از اين جوان نمودم، بيش از استفاده‌اي بود كه او از من برد، و هم او گفت من در مسافرت‌هاي مختلف افزون بر پنجاه مجتهد مسلم ديدم كه هيچ يك از ايشان مانند شيخ مرتضي نبود.»
مقام علمي او مقام علمي او در حدي است كه به حق و شايستگي تمام، او را «خاتم الفقهاء» و پايان دهنده و تكميل كننده فقاهت لقب داده‌اند و او يكصد و پنجاه سال تمام است كه بر جهان فقه و اصول و حوزه‌هاي علمي شيعه حكومت و زعامت روحي و فكري دارد و انديشه‌ها و ابتكارات او سر فصل تاريخي در فقه به شمار آمده و مستند فقهاء است. او نظريات ابتكاري و ابداعي بي شماري در فقه و اصول به وجود آورد كه مي‌توان نظريه حاكم بودن يكي از ادله بر دليل‌هاي ديگر در مبحث تعادل و تراجيح را از نظريات مهم او به شمار آورد، و همچنين بهاء دادن شايسته به عقل و خرد در شناخت حكم و قانون اسلام، و ديگر، مبارزه با اخباري‌گري رايج آن روز بود، كه شيخ بزرگوار ما توانست با يك رشته از بيانات دقيق علمي در برابر آنها بايستد و آنان را متقاعد سازد، اين امر از امتيازات بارز او به شمار مي‌آيد. او كوشيد كه به منكرين اعتبار عقل در شناخت معارف و احكام اسلامي ثابت كند كه ملازمه‌اي ميان عقل و شرع وجود دارد و آنچه را كه عقل حكم مي‌كند، شرع نيز حكم مي‌كند و حكومت اين قاعده در اغلب فتاوا و نظريات مرحوم شيخ، جلوه خاصي دارد، منتهي بايد خود عقل و آن قاعده فقهي مورد ارزيابي قرار گيرد كه عقل چگونه عقلي باشد و قاعده نيز كدام قاعده باشد؟
او با اين روش متين و مستحكم، اصول اخباري‌گري رايج آن روز را در هم كوبيد و پايه‌ها و اصول مستحكمي براي فقه و اصول نوين بنياد نهاد و مسير اجتهاد را روشن و مبرهن نمود.
حاشيه نوسيان محقق در عظمت علمي نبوغ فكري شيخ مرتضي انصاري(ره) همين قدر كافي است كه اطلاع پيدا نماييم تاكنون بيش از 200 نفر از علماء و فضلاء و دانشمندان و معاريف رجال اسلامي بر كتب و نوشته‌هاي او حاشيه و تعليقه نگاشته‌اند و كتاب‌هاي تأليفي او به كرّات در ايران، عراق و ديگر كشورهاي اسلامي مورد تجديد طبع قرار گرفته است، به حدي كه هم اكنون مواد غذاي فكري طلاب و فضلاي حوزه‌هاي علميه و برخي از مجامع دانشگاهي و حقوقي را تشكيل مي‌دهد و شخصيت‌هاي بزرگي مانند:
آخوند ملامحمد كاظم خراساني (صاحب كفاية الاصول)، سيد محمد كاظم يزدي (صاحب عروه)، حاج ميرزا حبيب الله رشتي، ميرزا حسن آشتياني، شيخ محمدحسين كاشف الغطاء، سيد عبدالحسين شرف الدين، شيخ محمدجواد بلاغي، شيخ محمد حسين مامقاني و تعداد كثيري از علماء و مجتهدين مبرّز و نامدار كه نام بردن آنها به درازا مي‌كشد، بر آن حاشيه و تعليقه دارند. آنان نوشته‌ها و تأليفات شيخ را اصل قرار داده و بر آن تعليقه و حاشيه افزودند و نظريات او را مورد تجزيه و تحليل و عمق نگري و ژرف انگاري قرار داده‌اند
. سبك نگارش او از ويژگي‌ها و خصوصياتي كه در نوشته‌هاي شيخ بزرگوار ما جلب توجه مي‌كند، سبك نگارش و روش ساده‌نگاري او است كه هر مطلب علمي را با سادگي و سلامت عبارت برگزار مي‌نمايد و سعي مي‌كند هر چه بيشتر مطلب را به ذهن خواننده نزديك‌تر سازد، به حدي كه در خور فهم او تنزيل دهد. در تأليفات او الفاظ مشكل و الفاظي كه استفاده از آن معمول نمي‌باشد، كمتر ديده مي‌شود. او با قلم شيوا و خالي از ابهام، مطالب را به رشته تحرير در آورده است و اين يكي در ميان اقران و امثال او همانند صاحب جواهر و صاحب رياض از اختصاصات وي به شمار مي‌آيد. مادر شيخ قبل از تولد وي، شبي حضرت امام صادق عليه السلام را در عالم رويا مي‌بيند كه قرآني طلاكاري شده به او داد. معبرين خوابش را و عطاي امام را به فرزندي صالح و بلندمرتبه تعبير كردند و چنين شد كه جهان تشيع مفتخر به وجود اين شخصيت گرديد كه از نسل جابر بن عبدالله انصاري، فرزندي پا به عرصه گيتي بگذارد كه استمرار بخش خط ولايت و امامت باشد.
چگونگي تدريس شيخ انصاري از كارها گفته‌هاي شيخ معلوم است كه در طول عمر با بركتش همه سعي و كوشش در راه تحصيل، تدريس و تاليف آثار علمي بوده است.
از برادرش شيخ منصور نقل شده كه: شيخ حتي در سفر براي وي درس مي‌گفت و او تقريرات شيخ را مي‌نوشت.
حاج ملا نصرالله تراب در لمعات البيان مي‌نويسد:
در سفر مكه همراه شيخ استاد بوديم، ما و همه حجاج دو ماه در محلي به نام عنيزه به جهت ترس از غارت اعراب باديه نشين توقف نموديم، شيخ عصرها براي ما از كتاب"هدايه، المسترشدين"درس مي‌گفت و از جمله حاضرين در درس شيخ محمد باقر فرزند مولف كتاب مذكور بود.
شيخ انصاري بعد از نمازهاي يوميه به جاي تعقيبات نماز مطالب درس و اشعار الفيه - كتابي است در علم نحو شامل هزار بيت شعر است. مي‌خواند.
وقتي از وي سوال شد كه شما با اين همه مقام علمي، درس‌هاي دوره نوجواني را تكرار مي‌كني؟!
در جواب فرمود: بله مي‌خوانم و تكرار مي‌كنم تا فراموشم نشود.
اساتيد شيخ شيخ بزرگوار ما از محضر اساتيد متعددي بهره جسته است كه هر كدام نقش ويژه‌اي در تأثيرگذاري در روحيه او داشته‌اند كه به بازگويي نام چند تن از آنان مي‌پردازيم:
1- عموي بزرگوارش، آية الله شيخ حسين انصاري (شاگرد صاحب رياض، تا سن 17 سالگي)
2- آية الله سيد محممد مجاهد (از شاگردان آية الله وحيد بهبهاني) او در سنين 18 سالگي، دو سال تمام از محضر او بهره جسته است.
3- آية الله شريف العلماء مازندراني كسب فيض از محضر او تداوم داشته است. 4
- آية الله ملا احمد نراقي (صاحب مستند الشيعه)، به مدت چهار سال تمام در كاشان.
5- آية الله شيخ علي كاشف الغطاء، فقيه عصر و نابغه دهر، به مدت يك سال تمام.
6- آية الله شيخ علي كاشف الغطاء، زعيم ديني و مرجع عاليقدر شيعه، به مدت 5 سال.
7- آية الله شيخ محمدحسن صاحب جواهر (مدت بسيار اندك محض تيمّن و تبرّك) شاگردان شيخ در مكتب پر بار و حوزه پر بركت تدريس شيخ بزرگوار، شاگردان متعددي تربيت يافتند كه هر كدام استوانه‌هاي فقهي، و مجتهد مسلم، كاوشگر دقيق و محقق ارزشمندي بوده‌اند، چون محضر مبارك علمي او، مجتهد پرور محقق ساز و انديشمند نواز بود. شاگرد مستقيم شيخ بزرگوار در زمان حيات خويش بيش از هزار تن بوده است كه از ميان آنان شخصيت‌هاي نامي برجسته‌اي برخاسته‌اند كه هر كدام در گوشه‌اي از نقاط جهان اسلامي مشعل‌دار فقه و فقاهت و زعامت روحي و حامل ميراث انبياء و رسولان بوده‌اند. ما از تعداد كثير اين جمع، به ذكر اسامي چند تن از آنان بسنده مي‌نماييم:
1- آية الله ميرزا محمد حسن شيرازي، صاحب فتواي بلندآوازه ي تحريم تنباكو
2- آية الله شيخ جعفر شوشتري، خطيب توانا و كاتبي پركار و واعظ پر صلابت
3- آية الله حاج ميرزا حبيب الله رشتي، صاحب «بدايع الأفكار»، و «رساله اجاره و غصب»
4- آية الله سيد حسين كوه كمري تبريزي، صاحب آثار و مآثر فراوان و استاد بزرگ حوزه نجف
5- آية الله شيخ محمد حسن مامقاني، صاحب تاب «ذرايع الأحكام في شرح شرايع الإسلام» و كتب ديگر
6- آية الله شيخ محمد كاظم خراساني، صاحب «كفاية الأصول» كه در تحقيق و تدقيق كم نظير است.
7- آية الله حاج ميرزا محمد حسن آشتياني، نماينده تامّ الإختيار مراجع نجف در تحريم تنباكو در تهران
8- آية الله ميرزا ابوالقاسم كلانتر، صاحب تقريرات استاد خود، شيخ انصاري
9- آية الله حاج شيخ هادي تهراني، مجتهد و داراي تأليفات متعدد فقهي و تفسيري
10- آية الله ملاحسينقلي همداني، شاگرد شيخ و صاحب منظومه حاج ملاّ هادي سبزواري، عارف نامي
11- آية الله حاج ميرزا حسين خليلي تهران، مجتهد نامور و صاحب فتواي مشروطيت
12- آية الله عابد و زاهد و فاضل بزرگوار، شربياني، مجتهد معروف آذربايجاني
13- سيد جمال الدين اسدآبادي، بنيانگذار وحدت مسلمين و مبارز نستوه بر عليه استعمار نام پرشكوه مرتضي انصاري، توأم با نبوغ و ابتكار و تحول و دقت مي‌باشد. او آغازگر و پايه گذار اصول نويني در فقه و اصول جعفري است كه در قرن‌هاي اخير به حق او را شايسته دريافت لقب «خاتم الفقهاء و المجتهدين» نموده است. آثار و تأليفات ارزنده شيخ انصاري (ره) آثار ارزنده و تأليفات گران‌سنگ و ارزشمندي از مرحوم آية الله العظمي حاج شيخ مرتضي انصاري(ره) به يادگار مانده است كه هر كدام نشاني از نبوغ، اجتهاد، علم وسيع و تحقيق دقيق آن عالم رباني مي‌باشد. ما در اين بخش به صورت اجمال به بازگويي برخي از آنها مي‌پردازيم. 1- المكاسب (فقه) شامل مكاسب محرمه، خيارات، و احكام عمومي معاملات.
2- فرايد الاصول (اصول) شامل مباحث الفاظ، امارت و اصول عملي. اين دو كتاب عالي‌ترين روش‌هاي فقهي و اصولي را در اختيار پژوهندگان اين دو علم قرار مي‌دهد. 3- رساله‌اي در تقيه.
4- رساله‌اي در رضاع و نشر حرمت آن.
5- رساله‌اي در قضاء ميت.
6- رساله‌اي در مواسعه و مضايقه.
7- رساله‌اي در عدالت.
8- رساله‌اي در مصاهره.
9- رساله اي در ملك اقرار.
10- رساله‌اي در تبيين قاعده «لاضرر و لاضرار».
11- رساله‌اي در خمس.
12- رساله‌اي در زكات.
13- رساله‌اي در خلل صلاة.
14- رساله‌اي در ارث.
15- رساله‌اي در تيمم.
16- رساله‌اي در قاعده تسامح.
17- رساله‌اي در باب حجيت اخبار.
18- رساله‌اي در قرعه.
19- رساله‌اي در متعه.
20- رساله‌اي در تقليد.
21- رساله‌اي در قطع و جزم.
22- رساله‌اي در ظن.
23- رساله‌اي در اصالة البرايه.
24- رساله‌اي در مناسك حج.
25- حاشيه‌اي بر مبحث استصحاب.
26- حاشيه‌اي بر نجاة العباد (رساله عمليه).
27- كتابي در علم رجال (از وجيزه مجلسي بزرگتر است).
28- تأليفي در اصول الفقه.
29- حواشي بر عوايد نراقي.
30- حاشيه‌اي بر بغية الطالب.
31- اثبات التسامح في ادلة السنن.
32- التعادل و الترجيح.
33- رساله‌اي در تقيه.
34- رساله‌اي در التيمم الاستدلالي.
35- رساله‌اي در خمس.

غروب خورشيد سرانجام اين مرد علم و فضيلت و شخصيت عاليقدر، در سن 67 سالگي به سال 1281 (مضمون آيه شريفه «ظهر الفساد») در 18 جمادي الثاني، با انبوهي از مفاخر و نوشته‌ها و ذخاير فكري و معنوي كه عموماً در خدمت به اسلام بود، به دار باقي شتافت و جهان اسلام را در سوگ خود عزادار ساخت. هنگام مرگ دارايي اين زعيم عاليقدر اسلامي، معادل هفده تومان رايج آن روز بود كه همان مقدار هم مقروض بود. جسم مطهر و مقدسش در جوار حرم حضرت مولي الموحدين اميرالمؤمنين علي عليه السلام دفن شد و وصي گرامي او، حاج سيد علي شوشتري بنا به وصيت شيخ بر جنازه او نماز گزارد. شيخ منصور انصاري برادر ارجمندش، در تاريخ ولادت و وفات او گويد: ز غيب آمده تاريخ حيات و ممات «غدير» عام تولد، «فراغ» عام وفات (لفظ «غدير» =1214 برابر با تاريخ تولد، و لفظ «فراغ» = 1281 سال وفات اوست.) و سن شريفش 67 سال بود.
صاحب ريحانة الأدب مي‌نويسد:
«بسيار عجيب است كه شماره لفظ «شصت و هفت» هم مطابق رقم 1281 مي‌باشد كه سال وفات اوست.»(3)

پي‌نوشت‌ها:
1- شخصيت شيخ انصاري، به قلم نواده‌اش.
2-ايران در دوره سلطنت قاجار، ص 60.
3- ريحانة الأدب، ج 1، ص 189 و 193.
منابع:
1- زندگينامه استاد الفقهاء شيخ انصاري، مولف ضياء الدين سبط شيخ زندگاني.
2- شخصيت شيخ انصاري، مولف شيخ مرتضي انصاري.
3- فقهاي نامدار شيعه، عقيقي بخشايشي.

سايت تبيان