سيد مرتضي علم الهدي

ابوالقاسم علي بن الحسين معروف به سيد مرتضي و علم الهدي، در رجب سال 355 هجري قمري در شهر بغداد ديده به جهان گشود پدرش حسين موسوي بود كه منصب رسيدگي به كار و زندگي سادات دودمان ابوطالب و مسؤوليت نظارت بر ديوان مظالم و سرپرستي زايران خانه خدا را كه از منصبهاي مهم آن روز بود به عهده داشت. پدربزرگش نيز ابراهيم مجاب از نوادگان حضرت امام كاظم(ع) بود. برادر بزرگوارش نيز سيد رضي اعلي الله مقامه الشريف مي‏باشد.

مقام علمي

جناب سيد مرتضي به حق شاگرد اصلي شيخ مفيد مي‏باشد كه بنا بر آنچه نقل شده، شيخ مفيد بعد از خوابي كه ديد و دو فرزند حضرت فاطمه(س) را به فرزندي قبول كرده بود، سيد مرتضي و سيد رضي را به شاگردي قبول كرد و تا آخر عمر به باروركردن علم و عمل اين دو برادر كوشيد.

استادان ديگر اين بزرگوار عبارتند از: ابومحمد هارون فرزند موسي تلعكبري، شيخ محمد صدوق، حسين بن علي بابويه برادر شيخ صدوق، احمد بن علي بن سعيدكوفي، ابوالحسن علي بن محمد كاتب و بسياري علماي اعلام ديگر.

خداوند متعال به سيد مرتضي استعدادي وافر داده بود و او نيز از اين نعمت بزرگ الهي به خوبي بهره برداري كرد و در نتيجه تلاش و كوشش ‍ در مدتي نه چندان طولاني كتب زيادي تاليف كرد. مرحوم علامه اميني در الغدير نام 86 اثر او را بيان كرده يكي از كتابهاي وي ديوان معروف او با بيست هزار بيت است. او علاوه بر مقام علمي و اجتهاد داراي ذوق شعر و ادب بود و در زمان ايشان غير از برادرش سيد رضي شاعري همانندش نبود. كتاب ديگر او امالي است كه در موضوع فقه و تفسير و حديث و شعر و فنون ادب است. كتاب ديگر ايشان

شافي است كه هر چه علماي كنوني درباره امامت نوشتند، كمتر از آن است كه در شافي سيد مرتضي تحقيق كرده است. ديگر كتابهاي ايشان عبارتند از مسايل ناصريه، مسايل طرابلسيه، مسايل موصليه.

در باب تدريس مرحوم سيد مرتضي بايد گفت ايشان علوم زيادي را تدريس مي‏كرد. يكي از ويژگي‏هاي درس او اين بود كه بزرگان بسياري در آن شركت مي كردند، حتي گاهي استاد عالي قدرش شيخ مفيد نيز در درس او حضور مي‏يافت.

اما شاگردان حضرت استاد بسيارند از جمله: شيخ طوسي، ابويعلي سلار ديلمي، ابوالصلاح حلبي، قاضي ابن براج طرابلسي، شريف ابويعلي محمد بن حسن بن حمزه جعفري، ابو الصمصام مروزي، سيد نجيب الدين كراجكي، شيخ ابوالحسن سليمان صهرشي، جعفر بن محمد دوريستي، ثابت بن عبدالله نباتي،شيخ احمد خزاعي، شيخ مفيد ثاني، شيخ ابوالمعالي احمد بن قدامه، شيخ ابوعبدالله محمد فرزند علي صلواتي و ابوزيد فرزند كيابكي حسيني و بسياري از علماي ديگر.

سيد در كلام ديگران

علامه حلي اين عالم گرانمايه درباره سيد مرتضي مي‏گويد:"علم الهدي در علوم بسياري يگانه بود‏. دانشمندان ما به وفور فضل و دانش او اتفاق نظر دارند‏. در دانش‏هايي مانندعلم كلام و فقه و ادب، از قبيل شعر و لغت و جز اين‏ها بر همگان مقدم بود‏... شيعه از زمان وي تا عصر ما كه در سال 693 قمري است، از كتاب‏هاي او استفاده كرده‏اند‏. او ركن طايفه شيعه و معلم آن‏هاست."

علامه بحرالعلوم نيز مي‏فرمايد:"علي بن حسين ابوالقاسم مرتضي علم الهدي، ذوالمجدين و صاحب الفخرين و الرياستين، مروج دين جدش، سرور ثقلين در قرن چهارم، به روش پيشوايان برگزيده، او سرور علماي اسلام و پس از ايمه اطهار از همه كس برتر است. او دانش‏هايي گردآورد كه نصيب هيچ كس نشد و از فضايلي برخودار گرديد كه او را از همه كس ممتاز گردانيد‏. دانشمندان مخالف و موافق درباره فزوني فضلش اتفاق نظر دارند و به تقدمش بر تمامي دانشمندان پيشين و پسين معترف مي‏باشند‏."

ابو العلاء معري در ضمن شعر عربي، در پاسخ افرادي كه از سيد مرتضي پرسيدند، گفته است:"اي كسي كه آمده‏اي تا درباره سيد مرتضي از من بپرسي، بدان كه او از هر نقصي و عيبي پيراسته است. اگر او را ببيني، خواهي فهميد كه وجود همه مردم در مردي جمع، و روزگار دريك ساعت متمركز گشته و جهان در يك خانه قرار گرفته است."

فعاليتهاي اجتماعي

بعد از سيد رضي برادر بزرگوارش امارت حج و نظارت بر ديوان مظالم به عهده سيد مرتضي افتاد.

از زمان خلفاي بني اميه تا زمان معتضد عباسي، فرزندان علي بن ابيطالب هميشه تحت تعقيب و مراقبت خلفا و ماءموران بودند و معمولا در جنگ و گريزها به شهادت مي‏رسيدند. هنگامي كه حكومت و خلافت در سال 279 ق. به معتضد عباسي واگذار شد موضوع احترام به علويان و تعيين سرپرست مطرح شد و در هر شهري يكي از بزرگان سادات يا علماي علوي نقابت يعني سرپرستي سادات آن شهر يا منطقه را به عهده گرفت.

سيد مرتضي علاوه بر نظارت بر نسب و دفاع از حقوق و حفظ شرافت آنان موظف بود در ميان آنان قضاوت كند، سرپرستي اموال و دارايي يتيمان را بر عهده گيرد، احكام الهي را در صورت ارتكاب گناه درباره آنان جاري كند، دختران و زنان بي سرپرست را شوهر دهد و از بي سرپرستان مراقبت كند.

امارت حج هم مسيوليت بزرگي بود كه رياست و رهبري زايران خانه خدا را به عهده داشت و معمولا شخص خليفه آن را به عهده داشت. ولي گاهي خليفه اين مسيوليت بسيار مهم را به شخصي كه شايستگي داشت واگذار مي كرد.

نظارت بر ديوان كه در آن به اعمال ظالمانه حكام و امرا و رجال بزرگ دولت زير نظر شخص خليفه رسيدگي مي شد. نيز يكي از مسيوليتهاي خطير اجتماعي بود.

سيد مرتضي عاشق نماز

سيد مرتضي در وصيت‏نامه زيبايي راجع به نمازش مي‏گويد:"تمام نمازهاي واجب مرا كه در طول عمرم خوانده‏ام به نيابت از من دوباره بخوانيد."دوستانش پرسيدند چرا؟! شما كه فردي وارسته بوديد و اهميت فوق العاده‏اي به نماز مي داديد، علاقه‏مند و عاشق نماز بوديد و هميشه قبل از فرارسيدن وقت نماز وضو گرفته‏، آماده مي‏شديد تا وقت نماز فرا رسد، حال چه شد كه اين گونه وصيت مي كنيد؟!

سيد در پاسخ فرمود:"آري من علاقه مند به نماز بلكه عاشق نماز و راز و نياز با خالق خود بودم و از راز و نياز هم لذت فراوان مي‏بردم، از اين رو هميشه قبل از فرا رسيدن وقت نماز لحظه شماري مي‏كردم تا وقت نماز برسد و اين تكليف الهي را انجام دهم و به دليل همين علاقه شديد و لذت از نماز، وصيت مي كنم كه تمام نمازهاي مرا دوباره بخوانيد زيرا تصور من اين است كه شايد نمازهاي من صد در صد خالص براي خدا انجام نگرفته باشد بلكه درصدي از آنها به خاطر لذت روحي و معنوي خودم به انجام رسيده باشد! پس همه را قضا كنيد چون اگر يك درصد از نماز هم براي غير خدا انجام گرفته باشد شايسته درگاه الهي نيست و مي ترسم به همين سبب اعمال و راز و نيازهاي من مورد پذيرش خداي منان قرار نگيرد!"

وفات

سيد مرتضي سرانجام پس از عمري پربار و انجام كارهايي بزرگ و ارزنده در حدود هشتاد سالگي در 25 ربيع الاول 436 هجري قمري در شهر بغداد به جوار حق شتافت و به دست ابوالحسين نجاشي و ديگر شاگردانش ‍ غسل داده شد و سپس فرزندش سيد محمد بر او نماز خواند و در خانه‏اش ‍ واقع در محله كرخ به خاك سپرده شد.

پس از مدتي پيكر مطهر او به كربلا منتقل شد و در جوار جد بزرگوارش حضرت سيد الشهدا در كنار قبر برادرش سيد رضي در مقبره ابراهيم حجاب دفن گرديد.

منابع

ياس، شماره سيزدهم

پاسدار اسلام، شماره پنجم

ريحانة الادب، محمد علي مدرس تبريزي، تهران، چاپخانه شفق

ترجمه روضات الجنات، محمد باقر ساعدي، تهران، كتاب‏فروشي اسلاميه

نويسنده: سيد محمد ناظم‏زاده قمي

سايت ابنا