مسعود بحريني*

ماجراي عصباني شدن آيت الله بروجردي از پيشنهاد امام موسي صدرچند روز پيش يك فايل صوتي بدستم رسيد از مرحوم استاد علي دواني كه كوتاه وليكن بسيار پر محتوي بود براي كسانيكه گوش شنوا دارند خالي از لطف نيست/>
تلاش كردم شرح فايل صوتي را جزء جزء بنويسم و نتيجه گيري را به خواننده گرامي واگذار كنم.

مرحوم دواني اينگونه نقل ميكند:

احمد حسن باقوري وزير اوقاف مصر وزير اوقاف مصر آمد ايران و آقاي بروجردي دستور دادند در مهمان پذير ارم ازش پذيرايي كردند. ابوالمجد دبير كل مؤتمر اسلامي نيز آمد و يك رفت و آمدي بين قم و انجا بود و ميشنيديم كه نامه هايي بين آقاي بروجردي و شلتوت رد و بدل شده است. ديگه ميفهميدن كه واسطه منم مخصوصا كه پدر خانومم عمه زاده اقاي بروجردي بوده است.

آقاموسي صدر بهم گفت: آقاي دواني گفتم:بله
گفت: بريد پيش اقاي بروجردي و از طرف ما به آقا بفرماييد كه اين نامه هايي كه بين شما و الازهر رد و بدل شده را اگر مصلحت ميدانيد بدهيد در مجله مكتب اسلام چاپ كنيم.
آن روزها رسالة الاسلام مي آمد ...
نميدانم وقت گرفتم يا آقا ما را براي كاري خواستن رفتن گفتم آقا موسي صدر و رفقا سلام رساندند و گفتن به اقا عرض كنيد كه اگر مصلحت ميدانيد اين نامه هايي كه بين شما و شيخ محمود شلتوت رد و بدل شده اينها رو بدهيد تا در مجله مكتب اسلام درج كنيم كه ببينند دو قطب شيعه وسني.. يكدفع ديدم اقا رنگشان دارد سرخ ميشود چون آقا سفيد بودند و وقتي عصباني ميشدند رنگشون سرخ مي شد كه يكوقت آقا فرمودند: از شور در نياريد تجربه نشان داده كه اقليت وقتي زياد رفت طرف اكثريت در اكثريت هضم ميشود من فقط خواستم چون اينها به ما ميگن كافر و مشرك بيايند اينجا نماز و زيارت ما را ببينند كارهاي ما را ببنند اينها هم سري بوده بين ما و شلتوت مگر آنها توي رسالة الاسلام چاپ كردند كه ما چاپ كنيم!
اگر يوقت آنها چاپ كردند شما به استناد به مجله رسالة الاسلام چاپ كنيد
نگن يك قدم به طرف شيعه نزديك شديم خودشونو باختند!
من فقط در اين وادي هستنم شما ديگه از شور در نياريد....

اين بود مطلبي كه استاد علي دواني از آيت الله بروجردي نقل كرد و فقط ميتوانم بگويم: روحت شاد بروجردي كبير!
واقعا برخي تقريب را تخريب كردند و نه در تقريب موفق شدند نه در عزت!