ابتكارات شيخ بهايي

در سرزمين كهن ايران، بر اثر تجربه‌ها و اعمال سليقه‌ها در طول ساليان دراز تاريخ، غذاها و پختني‌هاي گوناگون رسم شده و بوجود آمده كه در نزد بسياري از كشورهاي ديگر و حتي مردم سرزمين ما، اين غذاها به عنوان غذاهاي ملي و سنتي معروف شده‌اند.

نان سنگك از نظر مزه، طعم، هضم و بهداشت و سلا‌مت يكي از بهترين نان هاي ايراني است كه مورد توجه خانواده مخصوصا در ماه مبارك رمضان قرار دارد. ويژگي اين نان پخت آن روي سنگ ريزه هاي داغ است كه به كيفيت آن مي افزايد.

در تقويم سالنماي كميته ‌نانوايان تهران (در 19 ارديبهشت سال 1326 شمسي در تهران چاپ شده) درباره‌ تاريخچه و چگونگي پيدايش نانوايي و نان سنگك اين گونه آمده است:

"شاه عباس براي رفاه حال طبقات تهي‌دست و لشگريان خود كه غالباً در سفر احتياج به نان و خورش موقت و فوري داشتند و لازم بود به هر شهري مي‌رسند نانواهايي باشند كه بتوانند به قدر مصرف سربازان نان تهيه نمايند و غذايي باشد كه خورش نان قرار دهند، درصدد چاره برآمد و حل اين مشكل را از"شيخ بهايي"كه از اجلّه‌ علما و دانشمندان ايران بود خواست. شيخ بهايي نيزبا تفكر و تعمق تنور سنگكي را ابداع نمود."

اين اختراع به قدري با دقت و هوشياري طراحي و عملي شده كه پس از گذشت چند صد سال هنوز به همان صورت اوليه پخته مي شود و ناني كه از تنور سنگكي بدست مي‌آيد، محبوب ترين نان ايراني است.

برخي نقل ها نيز قدمت نان سنگك را قبل از ورود اسلام به ايران و در زمان پادشاهان ساساني مي دانند.

«شيخ بهايي» عالم و دانشمند مشهور قرن 10 و 11 هجري است كه در دانش‌هاي فلسفه‌، منطق‌، هيأت و رياضيات تجربه‌ي زيادي داشت‌. به پاس خدمات اين دانشمند بزرگ به علم ستاره‌شناسي‌، يونسكو سال 2009 را به نام او سال «نجوم و شيخ بهايي» نامگذاري كرد‌. از او چيزي حدود 95 كتاب و رساله باقي مانده است‌.

شخصيت علمي‌، ادبي و اخلاق و پارسايي او باعث شد تا از 43 سالگي تا پايان عمرش (75 سالگي) منصب شيخ‌الاسلامي پايتخت صفوي را در دربار مقتدرترين شاه صفوي‌، شاه عباس اول‌، بر عهده داشته باشد‌.

شيخ بهايي در سال 1000 خورشيدي در اصفهان درگذشت و به خاطر وصيت خودش جنازه‌ي او را به مشهد بردند و در جوار مقبره‌ي علي‌ابن‌موسي‌الرضا(ع) جنب موزه‌ي آستان قدس دفن كردند‌.

او شعر هم مي‌گفت‌. از مثنويات معروف او مي‌توان‌، «نان و پنير»‌، «نان و حلوا»‌، «شير و شكر» را نام برد‌.

نمونه شعري از شيخ بهايي:

همه روز روزه بودن‌، همه شب نماز كردن

همه ساله حج نمودن‌، سفر حجاز كردن

ز مدينه تا به مكه‌، به برهنه پاي رفتن

دو لب از براي لبيك‌، به وظيفه باز كردن

شب جمعه‌ها نخفتن‌، به خداي راز گفتن

ز وجود بي‌نيازش‌، طلب نياز كردن

به خدا قسم كه آن را‌، ثمر آن‌قدر نباشد

كه به روي نااميدي‌، درِ بسته باز كردن

اختراعات و ابتكارات شيخ بهايي:

1- تقسيم آب زاينده‌رود

نخستين كار جالب او تقسيم صحيح و طريقه‌ي مهندسي آب زاينده‌رود به محله‌ها و باغات شهر اصفهان بود‌. او با محاسبه‌ي دقيق و به دست آوردن آمار بارندگي مناطق مختلف اصفهان‌، حومه و كوهستان‌هاي اطراف و همچنين سرچشمه‌ي زاينده‌رود‌، طرح دقيق نهرها و شيب و عرض جويبارها و سهم استفاده‌ي آب هر باغ و محله و منزل‌، به اختلاف چندين ساله‌ي مردم اين منطقه پايان داد‌.

اين منطقه تا قبل از تقسيم آب هميشه در حال نزاع و جنگ و خونريزي قبيله‌اي براي تقسيم آب بود و با اين كار شيخ بهايي‌، اين گرفتاري براي هميشه حل شد‌. شيخ بهايي طرز تقسيم‌بندي جريان آب زاينده‌رود را با توجه به محاسبات خيلي دقيق به 33 سهم تقسيم نمود كه هر سهم معادل 5 شبانه‌روز قسمتي از آب رودخانه است كه بايد آب موجود در رودخانه به هر محله سرازير شود كه امروزه با نصب دستگاه‌هاي مختلف آب‌سنج‌ها‌، در نقاط زاينده‌رود به همان نتيجه رسيده‌اند كه او در 420 سال قبل رسيده بود‌.

2- ساخت مسجد چهارباغ روي لجنزار

كار مهم ديگر شيخ بهايي بناي مسجد مشهور چهارباغ است كه چون در مسير يكي از كانال‌هاي آب زاينده‌رود قرار داشت و امكان نداشت كه روي آن همه لجن و آب‌، ساختمان عظيم و سنگي ساخته شود و ساختمان‌، با خطر ريزش مواجه مي‌شد‌، شيخ بهايي دست به ابتكار جالبي زد‌. شيخ براي انجام اين كار پيشنهاد كرد كه ابتدا‌، مقدار زيادي زغال چوب به ضخامت 2 متر در سرتاسر پي ساختمان پخش كنند و پس از كوبيدن زغال در كف پي‌ها روي آن را با ساروج و شفته پر كرده و پي‌هاي ساختمان را روي ساروج و شفته‌، قرار دهند‌.

از آن‌جا كه هر چه ملات‌، بيش‌تر پا بخورد‌، چسبندگي گل بهتر شده و خوب عمل مي‌آيد از اين لحاظ به دستور شيخ بهايي ابتكاري براي هر چه بيش‌تر پا زدن گل‌ها به كار برده شد كه ملات بناي مسجد هر روز زير پاي مردم و كودكان اهل اصفهان بلاوقفه پا بخورد و با هم مخلوط شود‌.

ابتكار شيخ بهايي اين بود كه دستور داد هر روز صبح چند سكه طلا را در خاك ملات‌ها بريزند و سپس گل درست كنند و به مردم اطلاع دهند كه بيايند و سكه‌ها را براي خود بيابند‌. مردم‌، گروه گروه گل ملات‌ها را از صبح لگدمال كرده و تا غروب‌، تعدادي سكه براي خود پيدا مي‌كردند و با اين روش گل ملات‌ها كاملاً عمل مي‌آمد‌؛ يعني همين كاري كه امروزه هم براي گل خاك رس كاشي‌سازي با ماشين‌هاي مكانيكي مخلوط‌كن انجام مي‌گيرد‌ (البته امروزه‌، اين بنا به مدرسه‌ي چهارباغ‌، مشهور است)‌.

روش ساخت گل مخصوص شيخ بهايي براي بناي ساختمان‌هاي عظيم روي مرداب‌ها و لجنزارها‌، بعدها مورد توجه اروپاييان قرار گرفت و آن‌ها هم براي ساختن ساختمان‌هاي خود از اين روش جالب استفاده ‌كردند و ساختمان‌هاي عظيم خود را با اين روش ساختند و هنوز هم در بعضي از نقاط به همين روش عمل مي‌كنند‌.

3- گرمابه‌ي شيخ بهايي

ماجراي اين حمام و گرم نگه داشتن آب آن‌، با يك شمع‌، به رازي حل‌نشدني در تاريخ تبديل شده بود كه با كنكاش‌هاي پي در پي بالأخره راز اين حمام 300 ساله كشف شد‌.

شيخ بهايي با استفاده از طلا كه رسانايي بالا و در انتقال گرما نقش مؤثري دارد‌، منبع اين حمام را ساخت و به دليل استفاده از طلا و جلوگيري از سرقت آن‌، راز ساخت آن را پنهان نگه داشت‌. يكي ديگر از كارهاي شيخ بهايي ساختن گرمابه‌اي است كه به احتمال نزديك به يقين از روي ايده‌ي شمع خودكار احمدبن موسي بن شاكر خراساني ساخته شده است‌.

تأمين مايع سوخت‌، در زمان شيخ بهايي با يك لوله‌ي زيرزميني به عصار خانه‌ي جنب حمام وصل شده بود و با توليد روغن‌هاي كرچك‌، كنجد و روغن‌هاي سوختي ديگر كه در محل مذكور روغن‌كشي مي‌شده‌، تأمين مي‌گرديد‌.

روي شمع مذكور ظرف لگن مسي بوده كه حجم آبي را برابر با 3 و يا 4 سطل گنجايش داشته و مرتباً در شبانه‌روز گرم بوده و آب آن براي كساني كه از شستشو فراغت يافته و سربينه‌ي حمام قسمت خروجي نزديك در كار گذاشته و جاسازي كرده بودند‌. دستگاه مذكور را حدوداً اواخر حكومت زنديه از زير زمين بيرون آوردند و به خارج از ايران منتقل كردند‌. تقريباً كار اين دستگاه شبيه آبگرمكن‌هاي گازيِ ديواري است كه آب را سريع گرم مي‌كند‌.

ابداع شهر نجف‌آباد

در دوره‌ي صفوي شهر نجف‌آباد با طرح شيخ بهايي و به پيشنهاد او به عنوان يك شهر جديد احداث شده است‌. در مورد انگيزه‌ي ايجاد شهر نجف‌آباد نظرات مختلفي وجود دارد و مشهورترين اين نظرات اين است كه‌، نذورات و عايدات موقوفات منطقه‌ي اصفهان‌، با كارواني از اصفهان به سوي نجف اشرف مي‌رفت كه پس از پيمودن 25 كيلومتر از حركت باز ايستاد و ديگر پيش نرفت‌. شيخ بهايي چاره را در اين ديد كه با اذن شاه‌عباس‌، محمولات شتران را هزينه‌ي بناي شهري كنند به نام نجف‌آباد‌.

راجر سيوري در كتاب خود مي‌نويسد: «شاه‌عباس و طراح اصلي او شيخ بهايي با ايجاد شبكه‌هاي كامل آبياري و ارتباطي و بنيان نهادن شهر بازرگاني و پررونق نجف‌آباد در 25 كيلومتري غرب اصفهان براي تهيه‌ي آذوقه‌ي شهر (اصفهان) زيربناي زراعي استواري براي پايتخت جديد فراهم آورد‌.

سابقه‌ي تهيه‌ي مايحتاج خوراكي اصفهاني‌ها مانند: گوشت‌، ميوه و لبنيات از نجف‌آباد كه اكنون نيز كم و بيش ديده مي‌شود‌، اين نظر را تأييد مي‌كند‌. نجف‌آباد نقشه‌ي معماري و شهرسازي پيشرفته‌اي دارد كه گفته مي‌شود نقشه‌ي اصلي آن از سوي شيخ بهايي ترسيم شده است و در موزه‌ي شهر ليسبون پايتخت پرتغال نگهداري مي‌شود‌.

شيخ بهايي در رشته‌ي رياضيات و هندسه هم اختراعات جالبي دارد‌. تاريخ نگاران نان سنگك و حلواشكري را نيز از اختراعات وي مي دانند

شيعه نيوز