علامه كاشف الغطاء -2

از استادان بزرگي كه در فقه و كلام و ساير علوم ديني، شهره خاص و عام بود و به احكام دين آشنايي و معرفت داشت مرحوم مجاهد شيخ جعفر كاشف‌الغطاء است.

به گزارش مركز خبرحوزه، اين عالم بزرگوار كه همواره در ترويج مذهب حقه شيعه همت گماشت، مورد تقدير همه علماي شيعه بوده است و عرب و عجم از ايشان فرمان مي‌بردند و اوامرش را به جان مي‌خريدند. شنبه 4 تيرماه يادآور وداع خاكيان و پذيراي فرشتگان از اين عالم وارسته است.

نسب مرحوم كاشف‌الغطاء به مالك اشتر نخعي صحابي گران‌قدر اميرالمؤمنين (ع) مي‌رسد. او در سال 1154 ه ق، در نجف اشرف متولد شد و در 22 رجب 1228 ه ق، به لقاء الهي رسيد.

وي در طول تحصيل علوم ديني، علاوه بر پدر بزرگوار، از محضر عالماني چون، شيخ خضر جناحي نجفي، شيخ محمد مهدي فتوني، آقا محمد باقر وحيد بهبهاني و سيد مهدي بحرالعلوم بهره برد.

و بزرگاني چون شيخ محمد حسن نجفي (صاحب جواهر)، شيخ اسدالله تستري كاظمي، شيخ محمد تقي راز اصفهاني، سيد صدرالدين موسوي عاملي، آقا محمد علي هزار جريبي، سيد جواد عاملي (مولف مفتاح الكرامه)، سيد محمد باقر صاحب‌الانوار، حاج محمد ابراهيم كرباسي، سيد باقر قزويني و... خوشه‌چين علم و جرعه نوش درياي معرفت او بوده‌اند.

برخي از تاليفات:

كشف‌الغطاء عن مبهمات الشريعة الغرّاء، شرح قواعد علامه، كتاب الطهارة، بغيةالطالب، العقايد الجعفريه في اصول‌الدين، غاية المامول في علم الاصول، شرح هداية الطباطبايي، الحق في تصويب المجتهدين و تخطية الاخباريين، رسالة منهج‌الرشاد لمن اراد السداد و... از جمله آثار فاخر آن فقيه بزرگوار است.

«كمك به فقراء»

رسيدگي به فقرا و برآوردن حاجات نيازمندان از جمله سيره آن عالم الهي همچون سيره اهل‌بيت‌(ع) بود نوشته‌اند گاهي خود به جمع كردن پول براي فقرا مي‌پرداخت و در عباي خود جمع مي‌كرد و در همان مجلس بين فقرا تقسيم مي‌كرد.

«توهين سيد فقير به شيخ جعفر»

روزي در اصفهان، پولي را در ميان فقرا تقسيم نمود و بعد از اتمام اين كار، نماز ظهر را اقامه كرد، يكي از سادات فقير از اين قضيه با خبر شد و در بين دو نماز، به شيخ گفت: مال جدم را به من بده شيخ فرمود: دير آمدي، پول تمام شد، سيد ناراحت شد و آب دهن خود را بر محاسن مبارك شيخ انداخت، شيخ از محراب نماز، بلند شد و در ميان صفوف نماز به راه افتاد وي گفت: هر كس ريش شيخ را دوست دارد، به اين سيد كمك كند، مردم نيز دامن شيخ جعفر را پر از پول كردند و شيخ نيز، همه پول‌ها را به سيد داد و بعد از آن نماز عصر را اقامه كرد.

«كرامت شيخ جعفر كاشف‌الغطاء در لاهيجان»

شخصي كه مبتلا به درد چشم شده بود هر چه نزد اطبا براي معالجه رفته بود موثر واقع نشد، بعد از اطلاع از ورود شيخ به لاهيجان به نزد ايشان آمد تا جناب شيخ دعايي مرحمت فرمايد.

شيخ جعفر كاشف‌الغطا نيز آب دهان مبارك خود را بر چشم او ماليد و دعا كرد چشم آن شخص شفا يافت و ديگر اصلا به درد چشم مبتلا نشد.

« سفارش به نماز جماعت»

شيخ مردم را به نماز جماعت سفارش مي‌كرد، غالبا در مسجدي كه براي اقامه نماز مي‌رفت، نماز ظهر را با مردم مي‌خواند و براي نماز عصر، يكي از مومنين عادل را، به عنوان امام جماعت بر مي‌گزيد و خودش نيز به او اقتدا مي‌كردند.

«اقتدا به يك تاجر مومن»

ميرزا حسين نوري، به نقل از سيد مرتضي نجفي در المستدرك مي‌نويسد: روزي شيخ جعفر كاشف‌الغطا براي نماز ظهر، تاخير كرد و به مسجد نيامد، مردم كه از آمدن شيخ نا اميد شده بودند، شروع به خواندن نماز فرادا كردند، در همين هنگام شيخ وارد مسجد شد و با ناراحتي، مردم را ملامت و سرزنش كرد كه چرا نماز را به فرادا مي‌خوانيد؟! مگر يك نفر عادل بين شما وجود ندارد به او اقتدا كنيد؟! بعد از اين گفتار، پشت سر يكي از تاجرين مومن ايستاد و به او اقتدا كرد مردم نيز با ديدن اين صحنه به آن تاجر، اقتدا كردند، شخص تاجر كه شيخ به او اقتدا كرده بود چنان شرمنده شد كه نمي‌دانست چگونه نماز را تمام كند.

بعد از نماز با حالت عرق‌ريزان، نزد شيخ نشست و عرض كرد شما با اين عمل خود، مرا كشتيد، شيخ به او فرمود بلند شو و نماز عصر را نيز اقامه كن.

شخص تاجر عرض كرد: مرا چه به امام جماعت، شيخ فرمود، بايد نماز عصر را بخواني اما او با تضرع مي‌گفت: مرا از اين كار معاف كنيد من قدرت اين كار را ندارم.

شيخ فرمود: يا بايد نماز عصر را بخواني، يا دويست شامي (پول رايج آن زمان) براي فقرا بدهي، تاجر مومن نيز اين پيشنهاد را پذيرفت و پول تقديم كرد و شيخ نيز با فراخواندن فقرا، همه پول‌ها را بين فقرا تقسيم نمود سپس نماز عصر را اقامه كرد. (دويست شامي، نزديك به دو هزار دينار است).

«عبادت و سحر خيزي»

شيخ در دل شب، براي التجاء به درگاه احديت، بيدار مي‌شد و تا سپيده‌دم، در حال گريه و زاري بود و صبح براي تدريس و تحقيق در دفاع از حريم مكتب اهل بيت (ع) آماده بود.

«حساب‌رسي نفس در هنگام خواب»

هنگام خواب، به حساب نفس خود مي‌پرداخت و خطاب به نفس خود مي‌گفت: در كوچكي تو را جعيفر (جعفر كوچولو) مي‌گفتند، سپس جعفر شدي، بعد از آن شيخ جعفر، و سپس شيخ الاسلام، پس تا كي خدا را معصيت مي‌كني و شكر اين نعمت را به جا نمي‌آوري؟

«شيخ جعفر و مقابله با وهابيت»

شيخ جعفر، نسبت به مذهب شيعه در برابر دشمنان حق، تعصب خاصي داشت و در مقابل آنان مقاومت مي‌كرد، وقتي وهابي‌ها به شهر نجف اشرف حمله كردند و دست به غارت‌گري و جنايت زدند، شيخ جعفر به مقابله برخاست تا آنجا كه جمعيت زيادي از مسلمانان را براي دفاع از دين آماده كرد و خود نيز همراه علما و بزرگان، طلايه‌دار اين حركت شد و پس از نبردي سخت، برخي از وهابي‌ها را به هلاكت رسانيد و عده‌اي ديگر را از نجف اشرف فراري داد و رييس آنها كه سعود نام داشت، ناچار، پا به فرار گذاشت و براي انتقام‌جويي به كربلا حمله كرد.

« كاشف‌الغطا و ميرزا محمد اخباري»

ميرزا محمد اخباري از بزرگترين دشمنان مراجع اصولي بود و تهمت‌هاي زشتي به علما زد و در هر جايي عليه علما و علم اصول به فعاليت مي‌پرداخت، شيخ جعفر، براي مبارزه علمي با وي، ناچار مسافرتي به شهر ري نمود و به تبليغ عليه اين فرد اخباري مشغول شد و در اين زمينه، نامه‌ها و رساله‌هاي مفصلي، در رد ميرزا محمد اخباري و مذهب او نگاشت، سعي و تلاش شيخ به حدي بود كه حركت او را در نطفه خفه كرد و ميرزا محمد اخباري مجبور شد از ترس شيخ، فرار كند.

«مقامات علمي كاشف‌الغطاء»

از قول شيخ جعفر كاشف‌الغطاء نقل مي‌كنند كه فرمود: اگر همه كتاب‌هاي فقهيه را به دريا بيندازند (يا همه را بشويند و از بين ببرند) من قادر هستم، از طهارت تا ديات را از حفظ بنويسم.

«گفتار بزرگان درباره شيخ جعفر كاشف‌الغطاء»

شيخ اعظم انصاري‌(ره) مي‌فرمايد: اگر كسي قواعد و اصولي را كه شيخ جعفر، در كتاب كشف الغطاء خود نوشته است بداند نزد من مجتهد خواهد بود.

صاحب كتاب مفتاح‌الكرامه (سيد جواد عاملي) در مقدمه كتاب خود، درباره شيخ القابي چون: «امام»، «علامه»، «مورد»، اطمينان و مقدس و بزرگترين دانشمند» و... به كار مي‌برند.

شيخ عباس قمي، درباره شيخ جعفر كاشف‌الطغاء مي‌نويسد: شيخ از آيات عطيه الهيه است كه زبان از وصفش عاجز است، كتاب كشف‌الغطا را در سفر تاليف كرده است در حالي كه غير از كتاب قواعد علامه، كتاب ديگري همراهش نبوده است.

اين عالم وارسته با كوله‌باري از عمل و تقوا، در سن 74 سالگي در 22 رجب سال 1228 به ديار باقي شتافت و در قبرستان وادي‌السلام نجف به خاك سپرده شد. روحش شاد و با اولياء‌ الهي محشور باد.

شيعه نيوز