حاج شيخ احمد كافي

انهايي كه در ميانه زندگي خود، به سر مي‌برند، خوب به ياد دارند ناله‌ها و اشك‌هاي دلسوخته امام زمان‌(عج) و فرياد «يا صاحب‌الزمان» مرحوم كافي را كه بارها تكرار مي‌كرد، گويا اين فرياد‌ها در پس سالها هم‌چنان در گوش‌ها طنين مي‌افكند، 28 تير سالروز درگذشت مداح اهل بيت‌(ع) مرحوم حجت‌الاسلام كافي است.

وي در سال 1315 هجري شمسي در شهر مقدس مشهد در خانواده اي مذهبي ديده به جهان گشود. پدرش مرحوم ميرزا محمد كافي فرزند حاج ميرزا احمد كافي يزدي از علما و روحانيون پرهيزكار و وارسته بود. حجت الاسلام كافي (ره) در سن شش سالگي يعني سال 1321 هجري شمسي به دبستان رفت.

در سال 1333 براي فراگيري علوم ديني به نجف اشرف رهسپار شد و در مدرسه «طيب» زير نظر اساتيدي چون: آيت الله العظمي خويي، آيت الله سيد اسدلله مدني تبريزي و آيت الله حسين راستي كاشاني به تحصيل علوم ديني مشغول شد. شيخ احمد كافي كه به اهل بيت (س) محبت خاصي داشت از طرف آية الله مدني مأمور خواندن دعاي كميل در صحن امام حسين (ع) و دعاي ندبه در مدرسه طيب شد.

بازگشت به قم

مرحوم كافي به علت مشكلات مالي پدر، بعد از مدتي از نجف اشرف به قم بازگشت و به علت سخنرانيهايش در ماه محرم و صفر و رمضان در قم زنداني و يا تبعيد شد.

اقامت در تهران

شيخ احمد كافي (ره) در سال 1343 هجري شمسي به خاطر در خواست هاي مكرر مردم به تهران عزيمت مي كند و در تهران به تعليم و تربيت كودكان و نوجوانان و نيز مراسم دعاي كميل و ندبه مي پردازد.

ازدواج

حجة الاسلام حاج احمد كافي در سن 23 سالگي با صبيه مرحوم آية الله سيدحسين شاهرودي كه از زهاد و عارفان معروف بود ازدواج كرد.

خدمات اجتماعي

ساخت مهديه

استقبال گسترده ي مردم از جلسات سخنراني مرحوم كافي و مراسم دعاي كميل و ندبه، باعث شد كه وي ساخت مهديه در تهران را پيشنهاد كند. او با فروش منزل خود و كمك چهار تن از بازاريان خوشنام تهران و نيز عده بسياري از مردم، در سال 1348 قطعه زمين 4 هزار متري در خيابان ولي عصر تهران، با نام مهديه خريداري كرد كه ساختمان اوليه آن پانزده هزار نفر را در خود جاي مي داد.

كمك به نيازمندان

وي به شيوه هاي گوناگون به خانواده هاي بي سرپرست و محروم كمك مي كرد. صدها خانواده بي بضاعت را تحت نظر خويش داشت. لوله كشي آب براي ده ها خانواده، تأمين هدايايي چون كفش و لباس و... براي بي بضاعتان از جمله خدمات ايشان است، بعدها به دليل كمك به خانواده خرابكاران و مخالفان شاه، دستگير شد.پس از آزادي از زندان، كه تا سه ماه طول كشيد، ساواك علاوه بر تعطيلي همه برنامه هاي مهديه، وي را براي يك سال به ايلام تبعيد كرد.

ساخت درمانگاه

اين واحد درماني كه در داخل ساختمان مهديه بنا شده بود، داروهايي را كه خود مردم به آن جا مي آوردند، حتي بعضا بسيار كمياب بودند، به رايگان در اختيار نيازمندان قرار مي داد.

ايجاد صندوق قرض الحسنه

بناي نخستين اين صندوق در واپسين روزهاي عمر مرحوم كافي گذارده شد. اما فعاليت اصلي آن، چندي پس از رحلت وي آغاز شد.

خدمات در تبعيد

تاسيس حوزه علميه، ساخت مسجد، مدرسه و حمام در ايلام، ساخت و بازسازي چندين حمام، مدرسه و مسجد در ديگر شهرهاي استان ايلام، و روستاهاي اطراف از جمله خدمات وي در زمان تبعيد است.وي در شهرهاي مختلف، بناي 72 مهديه را با كمك اهالي پي ريزي كرد.او حتي در عربستان نيز، كه هر سال براي حج به آن جا مي رفت، فعاليت داشت؛ احداث بناهاي مختلف مسجد، مدرسه و چاه هاي آب از جمله اين موارد است.

فعاليت هاي سياسي مرحوم كافي

مرحوم كافي از طلاب مشهدي و از مريدان آيت الله ميلاني بود. به همين دليل او از بدو جواني و در جريانات سالهاي 41 – 43 با اخلاق انقلابي بزرگ شده بود و نمي توانست از آن وضعيت فاصله بگيرد.در سالهاي نخست انقلاب گه‌گاه به وي طعنه هايي زده مي شد و از اين كه او مردم را سرگرم كرده و با جديت به مسايل انقلابي نمي پردازد مخالفت هايي مي شد.اما امروز كه اسناد وي منتشر شده است، بدون ترديد مي توان او را يك شخصيت تأثيرگذار در ميان توده هاي مردم دانست كه به عشق مذهب و صداي زيباي او و عشق به امام زمان (ع) در مهديه و شهرهاي مختلف پاي منبر او حضور مي يافتند و تحت تأثير كنايه ها و اشاره هاي وي در مخالفت با وضعيت حاكم بر ايران قرار مي گرفتند.

دستگيري مرحوم كافي

سخنراني هاي روحانيون اغلب با كنايه و اشاره به رژيم همراه بود، اما مرحوم كافي به دليل نفوذ كلام و نيز سخنراني هايش در منازل آيات ميلاني و قمي در شمار افرادي بود كه ساواك روي آنان تأمل داشت. به همين دليل در چهارم اسفند 43 بار ديگر دستگير شد. در باره اتهامات وي گفته شده بود كه در منبر گفته است «حكومت ظالم با جگرگوشه هاي زهرا چه مي كند». همچنين «آيت الله خميني را نايب امام زمان معرفي و او را در زندان و مظلوم معرفي و مرتبا دعا و صلوات براي امام خميني مي فرستد». تا اين زمان وي جمعا دو بار دستگير شده و بار دوم به دو ماه حبس تأديبي محكوم گرديد. بعدها كافي چند بار روي منبر گفت كه به خاطر رطوبت زندان رماتيسم گرفته است. يكبار هم گفت: جاي همه شما خالي، زندان قزل قلعه، خدا كند كه همه شما را بدانجا ببرند به شرط آن كه براي دين باشد نه به جرم هرويين و ترياك و باز از نمناكي آنجا سخن به ميان آورد و گفت كه شش ماه در زندان بوده است.

تبليغ و حمايت از امام خميني (ره)

مرحوم كافي در سخنراني خود در دي ماه 45 گفت: «اين هارون ها و مأمون ها چقدر فرزندان فاطمه را اذيت و آزار كرده اند.». وي بر اساس گزارش ساواك، در سال 45 چند تصوير از امام خميني در منزلش بوده و در جلسه اي كه با برخي از افراد هييات داشته گفته است كه مي بايست بر اساس رساله ايشان براي مردم مسأله گفت. اين زمان وي مرتب در مسجد امين الدوله تهران منبر مي رفته و به عنوان يكي از وعاظ ناراحت و مخالف براي ساواك شناخت شده بوده است.

وي در سخنراني 3 فروردين 46 خطاب به مردم گفته است: «از دين تان دفاع كنيد از اسلام وقرآن و امام زمان و علماء و مراجع تقليد نگهداري كنيد»

يكبار هم در سخنراني خود در 20 بهمن 45 گفت: «در هر عصري منصورها و حجاج ها وجود دارند و اولاد پيغمبر را اذيت مي كنند. عده اي را اعدام و عده اي را زنداني مي نمايند... خدايا پرچم دار اسلام پيشواي شيعيان جهان حضرت آيت الله خميني را در پناه خودت از جميع بلايا حفظ بفرما و او را صحيح و سالم به ايران برگردان و وسايل خلاصي زندانيان بيگناهي كه به جرم طرفداراي از قرآن و دين و روحانيت گرفتار شده اند فراهم نما»

در يكي از سخنراني هاي خود خطاب به حضرت امام گفت:آيت الله العظمي خميني! بزرگ مرجع شيعه! افتخار قرآن! افتخار اسلام! افتخار اهل بيت(ع)! افتخار اين روحانيت! مدافع اسلام و شيعه! با توام آقا! قربانت بشم آقا! كنار قبر جدت علي(ع) بگو: آقا، آقايم كي مي آيد؟!.امام نيز بارها نسبت به جلسات مهديه اظهار علاقه كرده بودند و حتي براي ايشان پيام فرستاده، ايشان را به ادامه جلسات تشويق مي كردند.

كافي از منظر ساواك

جمع بندي ساواك تا تاريخ (14/3/46) از مرحوم كافي اين بود: شيخ احمد كافي از وعاظ ناراحت و ماجراجوست كه سعي دارد هميشه از نيروي جوانان كم سن و سال و بي تجربه متعصب مذهبي به نفع روحانيون مخالف استفاده كند و آنها را براي مخالفت با دولت آماده سازد و اكثرا در منابر خود به طور مستقيم و غير مستقيم ضمن تجليل از روحانيون افراطي از اعمال دولت بدگويي مي كند. با ادامه سخنراني هاي وي، ساواك دوبار توصيه كرد كه به وي تذكر جدي داده شود.

افشا گري عليه رژيم طاغوت در جريان شهادت شهيد سعيدي

مرحوم كافي در تيرماه سال 49 احضار و مورد بازجويي قرار گرفت. اين بازجويي در ارتباط با مسايلي بود كه پس از شهادت سيد محمدرضا سعيدي در مشهد و در دستگاه آقاي ميلاني رخ داد. از نظر ساواك چهار نفر عامل سروصدا در مشهد پس از شهادت سعيدي بودند: شيخ عباس طبسي، سيد علي خامنه اي، شيخ محمد رضا محامي، و شيخ احمد كافي واعظ. كسي هم برا ي ساواك گفته بود: «كافي در مدت اقامت خود در مشهد با حرارت شديد خبر فوت سعيدي را در بين مردم انتشار داد سعيدي را به قدري شكنجه داده كه شهيد شده. اين مطالب را چنان با آب و تاب تعريف مي كرد كه باعث برهم زدن نظم حوزه علميه و تحريك عده اي گرديد».

توجه و ارادت مراجع عظام به آقاي كافي(ره)

مرحوم حاج شيخ احمد كافي(ره) همواره كارهايش را با مشورت مراجع عظام تقليد همچون امام خميني(ره)، آيت الله خويي، آيت الله گلپايگاني (ره) و آيت الله مرعشي نجفي (ره) انجام مي داد، از اين رو همواره مورد حمايت و تأييد آن بزرگواران بود.بنيان گذار كبير انقلاب، حضرت امام خميني(ره)، مرحوم كافي را همواره در امر تبليغ مورد تشويق و حمايت قرار مي‌داد و به وي مي‌گفتند: «من از شما مي خواهم كه در مهديه براي من دعا كنيد».مرحوم آيت الله ميلاني(ره) نيز در مشهد توجه خاصي به مرحوم كافي داشتند و همواره مي‌گفتند:«كافي براي شيعيان كافي است».مرحوم آيت الله مرعشي نجفي(ره) نيز بارها مي‌گفتند:«كمتر مرجعي را سراغ دارم كه به اسلام چنين خدمتي كرده باشد».

حكايات

يكي از دوستان مرحوم آقاي كافي مي گويد: «روزي به آقاي كافي گفتم ما با هم شروع به تحصيل علوم ديني كرديم، با هم بحث مي كرديم و با هم منبري شديم، چه شد كه شما آقاي كافي شديد؟! ايشان با زبان طنز به من گفتند: «هر چه از منبر و سخنراني به من دادند، من به مهديه بردم و تو هر چه از منبر درآوردي خرج زن و بچه‌ات كردي.»

روضه نمك منبر است

مرحوم كافي همواره بر اين امر پافشاري مي كرد و مي گفت:«روضه، نمك منبر است و حتما بايد در آخر منبر خوانده شود.»

يكي از فضلاي قم مي گويد: «به مرحوم آقاي كافي گفتم كه شما از چه كتابي استفاده مي كنيد كه منبرهاي شمااين قدر جذاب است؟ ايشان در پاسخ گفت: «از كتاب سليقه»

مرحوم كافي همواره به جوانان توصيه مي كرد كه براي والدين خويش احترام ويژه اي بگذاريد و مي گفت: «هر توفيقي كه خداوند در زندگي به من داده است، به خاطر احترام به والدين است، شما اگر دنيا و آخرت را مي خواهيد سعي كنيد پدر و مادرتان از شما راضي باشد.»

آثار كافي

آخرالزمان به روايت معصومين عليهم‌السلام از زبان مرحوم كافي رحمه‌الله عليه: كليد نجات و ايمني از فتنه‌هاي آخرالزمان،

روض‍ه‌ه‍اي‌ م‍رح‍وم‌ ك‍اف‍ي‌: ب‍ا اس‍ت‍ف‍اده‌ از 50 م‍ق‍ت‍ل‌ و ت‍اري‍خ‌ اي‍م‍ه‌ ع‍ل‍ي‍ه‍م‌ال‍س‍لام‌،

لطيفه‌هاي چهارده‌ معصوم عليهم‌السلام و

نجات‌يافتگان امام زمان عليه‌السلام از زبان مرحوم كافي رحمه‌الله،

ن‍غ‍م‍ه‌ه‍اي‌ ف‍اطم‍ي‍ه شامل‌ آخ‍ري‍ن‌ س‍خ‍ن‍ران‍ي‌ه‍اي‌ ح‍جت‌الاس‍لام‌ م‍رح‍وم‌ ح‍اج‌ ش‍ي‍خ‌ اح‍م‍د ك‍اف‍ي‌ خ‍راس‍ان‍ي‌ از جمله آثار به جا مانده از اين واعظ شهير مي‌باشد و بسياري از سخنراني‌هاي اين عالم و مرثيه خوان اهل بيت(ع) در قالب كتاب نوشته شده است.

درگذشت

سر انجام اين محبِّ اهل بيت (ع) چند ماه قبل از پيروزي انقلاب اسلامي در تيرماه 1357 در 42 سالگي در سانحه‏اي مشكوك دار فاني را وداع گفت و به ديدار معبود شتافت.

وي بعد از توقف در شيروان و اقامه نماز صبح روز 29/4/57 (روز جمعه نيمه شعبان المعظم سال 1398 ق به سفر ادامه داد. اما در چند كيلومتري مشهد تصادف دلخراشي روي داد، كه منجر به كشته شدن او و زخمي شدن خانواده اش شد ؛ برادر مرحوم كافي، حاج حسن كافي تصادف خودرو برادرش را ساختگي و نقشه رژيم شاه مي‌داند.جنازه وي روز 31 همان ماه در مشهد با حضور ده هزار نفر از مردم به صحن آورده شده و پس از نماز خواندن آيت الله سيد عبدالله شيرازي بر آن با هواپيما به تهران منتقل شد. پس از آن بود كه جمعيت در شهر پراكنده شده و تظاهرات زيادي به راه افتاد بعد از انتقال به تهران و مراسم در مهديه مجددا جنازه مرحوم كافي به مشهد منتقل و در خواجه ربيع دفن شد. بازتاب اين ماجرا در قم هم به تظاهرات مخالفان دولت منجر شد. در اصفهان هم پس از برگزاري مراسم فاتحه وي تظاهرات شد. و نيز در كاشان و در بسياري از شهرهاي ديگر تظاهراتي برپا شد.

روحش شاد و حشرش با مولايش علي

منابع:

كتاب روضه هاي مرحوم شيخ احمد كافي (ره).

كتاب «واعظ شهير حجت الاسلام حاج شيخ احمد كافي» به نقل سايت اسناد انقلاب اسلامي


حوزه نت

شيعه نيوز