اين فصل را با من بخوان

صحرا پر از آدم بود و سرشار از غدير، تا به حال چنين جمعيتي را به خود نديده و چنين ماجرايي را تجربه نكرده بود.همه گوش ميكردند همه ميشنيدند، همهمه نبود، فقط يك نفر سخن ميگفت و آن نبي آخرين بود،سخنش به اينجا رسيد....

هان مردمان او را برتر داريد چرا كه دانشي نيست مگر اينكه خداوند آن را در جان من نبشته و من نيز آن را در جان پيشواي پرهيزكاران،علي ضبط كرده ام.و او پيشواي روشنگر است كه خداوند او را در سوره ياسين ياد كرده كه: و دانش هرچيز را در امام روشنگر برشمرده ايم.

قطره اي بود از باران غدير

فصل ديگر(كليلك كن بي زحمت)

غدير