شايد مي خواهيم اعمال و رفتار ديگران را توجيه كنيم، شايد مي خواهيم ناداني برخي از بزرگان را منطقي جلوه دهيم...براي هزار و اندي شايد ديگر به دنبال دروغي بزرگ گشته ايم و آن بي سواد جلوه دادن پيامبرمان - صلي الله عليه و آله- است! خدا ما را ببخشد...

او بي سواد نبود(3)

روزهاي آخر عمر پيامبر صلي الله عليه و آله بود و بستر بيماري. ايشان قلم و دوات طلب كردند تا آن چه سبب هدايتشان مي شود را براي مردم بنويسند. اما عده اي نگذاشتند و آن نوشتار، نوشته نشد.
اگر پيامبر صلي الله عليه و آله بي سواد مي بودند چگونه ابزار نوشتن خواستند؟ چگونه مي خواستند بنويسند؟ كجاست انصاف از دست رفته ي برادران ما؟
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

"اتوني بدوات و قرطاس اكتب لكم كتابا لن تضلوا بعده ابدا‌"
"براي من قلم و كاغذ بياوريد تا نامه اي براي شما بنويسم كه بعد از من هرگز گمراه نشويد"
عمر گفت:"ان النبي غلبه الوجع و عندكم كتاب الله، حسبنا كتاب الله"(*)
"بيماري بر پيامبر غلبه كرده است – كنايه از اينكه نمي داند چه مي گويد – و نزد شما كتاب خداست و كتاب خدا ما را بس است"

(*) صحيح بخاري باب كتابه العلم من كتاب العلم: 1/22
مسند احمد حنبل تحقيق احمد محمد شاكر، حديث 2992
طبقات ابن سعد: 2/244 چاپ بيروت
قبليبعدي

فطرت