فضيلت بقيع

در فضيلت بقيع احاديث و روايات متعددي از پيامبراكرم(ص) نقل گرديده است از جمله اينكه در حديثي فرمودند: ”از بقيع هفتاد هزار نفر كه صورتشان مانند ماه شب چهارده است محشور خواهند شد و بدون حساب وارد بهشت مي شوند.”
و در حديث ديگر آمده است كه رسول خدا(ص) در بقيع حضوريافتند و اهل قبور را بدين گونه خطاب مي كردند: “درود بر شما، خداوند ما و شما را بيامرزد شما پيشاهنگان ما بوديد و ما هم در پي شما خواهيم آمد.”
حرم ايمه بقيع در كتب تاريخ به عنوان مشهد و حرم اهل بيت(ع) معروف گرديده است و در اين حرم مطهر قبر چهار تن از ايمه هدي- امام مجتبي، امام سجاد، امام باقر و امام صادق عليهم السلام- در كنار هم و به فاصله 2 تا 3 متري اين قبرها، قبر عباس عموي گرامي رسول خدا(ص) قرار گرفته و در كنار آن نيز قبر ديگري است كه متعلق به فاطمه بنت اسد مي باشد.
قبل از ويراني ساختمان اين حرم مطهر همه قبور شش گانه در زير گنبد و داراي ضريح زيبايي بودند. همچنين مدفن تعدادي از همسران، فرزندان، اقوام و عشيره پيامبر اكرم و جمع كثيري از صحابه و ياران آن حضرت و تعداد بي شماري از شهدا و علما در اين قبرستان قرار دارند.

پيشينه قبرستان بقيع
بقيع اولين مدفن و مزاري است كه به دستور رسول اكرم(ص) و به وسيله مسلمانان صدراسلام به وجودآمده است. در بقيع اولين كسي كه از انصار دفن شده اسعدبن زراره و از مهاجرين عثمان بن مظعون مي باشد. سمهودي مي گويد: پس از فوت ابراهيم فرزند رسول خدا(ص) آن حضرت به صحابه فرمودند: ”ابراهيم رابه سلف ما عثمان لاحق كنيد و در كنار او به خاك بسپاريد.” او مي گويد پس از دفن شدن ابراهيم در بقيع، مردم مدينه علاقه مند شدند پيكر اقوام و عشيره خود را در آنجا دفن كنند و هر يك از قبايل مدينه درختان و ريشه هاي بخشي از بقيع را قطع و زمين آن را براي همين منظور آماده نمودند.

تخريب بقيع
روز هشتم شوال سال 1344هجري قمري روزي سياه براي مسلمانان جهان به شمار مي رود. در اين روزها وهابيان دين ناشناس حرم امامان معصوم بقيع را با خاك يكسان كردند. بنابر نقل مورخان آنچنان بقيع خراب گرديد كه به تپه اي از پاره سنگ و پاره آجر تبديل شد و از كينه وهابيان به گونه اي زير و رو گشت كه به منطقه اي زلزله زده شباهت پيدا كرد.
لازم به ذكر است آفات بزرگ و خطرناك در ميان تمام مذاهب و آيين ها كج فهمي و تندروي ها وبرداشت هاي غلط وانحرافي است كه به اصطلاح قرايت هاي خود ساخته از دين مي باشد كه از زمان هاي مختلف در ميان پيروان همان مذاهب به وجود آمده و موجب تضعيف و تفرقه در آن مذهب شده است. يكي از اين نمونه هاي بارز انحرافات فكري و برداشت هاي غلط گروه خوارج هستند. از جمله اوصاف آنها كه در روايات به آنها اشاره شده، كثرت عبادت و تقيد آنان به نماز و روزه و قرايت قرآن است به طوري كه عبادت ساير مسلمانان نسبت به عبادت آنها حقير و كم مي باشد. ويژگي بعدي آنها اين بود كه به خاطر غرور و تحجر حاضر نبودند از هيچ ناصحي نصيحت بپذيرند. از ديگر ويژگي خوارج تكفير مسلمانان بود تا جايي كه هر مسلمان متعهدي را كه با عقيده و تفكرات انحرافي آنان موافق نبود مرتد و خارج از اسلام مي دانستند.
پس از گذشت چندين قرن از ظهور خوارج و در آستانه قرن هشتم بود كه نمونه اي ديگر از اين انحرافات در جامعه اسلامي ظاهر شد و آن ظهور احمدبن تيميه بود كه در شام مطالبي را در مسايل اسلامي خلاف مسلمات اسلام و مخالف با فتاواي علما و پيشينيان به شكل هاي سخنراني و مكتوب منتشر كرد. در اين هنگام بود كه بسياري از علما و دانشمندان از شام و مصر و بغداد در مخالفت با نظريات او به ميدان آمده و به نقد عقايد او پرداخته و بر انحراف و ارتداد او فتوا صادر كردند.
ابن تيميه پس از چندين بار زنداني شدن در مصر و شام، سرانجام در سال 728 هـ ق در زندان دمشق از دنيا رفت.
اوضاع به همين گونه گذشت تا اينكه در قرن يازدهم در شهر نجد حجاز شخصي به نام محمدبن عبدالوهاب ظهور كرد و پس از چهار قرن بار ديگر به ترويج عقايد و افكار ابن تيميه پرداخت. از آنجا كه مردم شهر نجد افرادي دور از تمدن و معارف بودند عبدالوهاب در فعاليت خود موفق شد. يكي از مهمترين فتاواي فقهي وهابيان،حرمت سفر براي زيارت قبور پيامبران و صالحان و حرمت تبرك وتوسل به آنان و ساختن حرم و بارگاه بر قبور آنهاست. بنابراين هرگونه توسل و تبرك جستن به ساحت پيامبران و ايمه معصومين(ع) اظهار شرك و كفر و بت پرستي محسوب و موجب حلال شدن مال و جان چنين افرادي است.
مرحوم آيت الله امين عاملي در كتابش پيرامون عقايد وهابيان مي نويسد: “اعتقاد وهابيان درباره عموم مسلمانان اين است كه مسلمين پس از ايمان به كفر برگشته اند و پس از توحيد به شرك گراييده اند زيرا آنان در دين بدعت گذاشته اند و به جهت زيارت و تبرك جستن به انبيا و صالحين به كفر و شرك روي آورده اند لذا جنگ با آنان واجب و ريختن خون آنان و تصرف اموالشان بر مسلمانان (وهابيان) حلال است.”
جالب اينكه صنعاني وهابي در رساله اش با عنوان تطهير الاعتقاد به اين حقيقت اعتراف كرده كه زيارت مرقدها و آثار اولياي خدا سيره مسلمين بوده است و آنان از زمان هاي گذشته اين كار را انجام مي دادند.(1)
براساس اين افكار غلط و نادرست بود كه آنها به هرجا و هر شهر و دياري كه دست مي يافتند قبل از هر چيز به تخريب مشاهد شريفه و بقاع متبركه مي پرداختند، كشتار وهابيان در عتبات عاليات صحنه اي سياه در تاريخ اسلام است.
در سال 1216 هـ ق اميرسعود با لشكري بسيار به شهر كربلاحمله ور شد و تعداد بيست هزار نفر از اهالي كربلاو زوار كشته شدند، خزانه حرم و تمام تزيينات و جواهرات حرم به تاراج رفتند. همچنين آنان به هنگام تسلط بر طايف و مكه قبور جد و عموي پيامبر، خديجه همسر پيامبر و بسياري از اماكن مقدسه را ويران كردند. در ماه رمضان 1344 هـ ق وارد مدينه شدند و پس از گذشت چند روز در هشتم شوال گنبد و بارگاه ايمه معصومين(ع) در بقيع را به طوركلي منهدم كردند و از اين حرم و قبور به جز قطعه سنگ هايي كه در اطراف قبور نصب كردند اثر وعلامتي باقي نماند. به كارگراني كه اين عمل ننگين را انجام دادند مبلغ هزار ريال سعودي دستمزد پرداخت گرديد.

در اين ماجرا تنها حرم پيامبراكرم(ص) محفوظ ماند و وهابيان در ادامه هتاكي هاي خود تصميم داشتند قبر مطهر رسول خدا(ص) را نيز تخريب كنند اما از بازتاب اين كار در جهان اسلام و برانگيخته شدن احساسات مسلمانان بر ضد خويش ترسيدند و به طور موقت از اين عمل منصرف شدند. غارت اموال و طلاو جواهرات خزانه عظيم حرم رسول خدا(ص) و ايمه بقيع يكي ديگر از اعمال شنيع اين گروهك بوده است. (2)
بعضي از نويسندگان و هابي اين مصونيت را اين گونه توجيه مي كنند: “كه ما اين گنبد را به عنوان يكي از گنبدهاي مسجد مي شناسيم نه به عنوان گنبد و بارگاه حرم پيامبر والا...”
يكي از جهانگردان غربي به نام ميستركه به فاصله كوتاهي از ويراني اين حرم بقيع را ديده، ويراني و خرابي آنجا را اين گونه ترسيم مي كند: “چون وارد بقيع شدم، آنجا را همانند شهري ديدم كه زلزله شديدي در آن به وقوع پيوسته و به ويرانه اي تبديل شده است،زيرا در جاي جاي بقيع به جز قطعات سنگ و كلوخ به هم ريخته و تيرهاي چوب كهنه چيز ديگري نمي توان ديد. ولي اين ويراني ها و خرابي ها در اثر وقوع زلزله و يا حادثه طبيعي بلكه با عزم و اراده انسانها به وجود آمده بود و همه آن گنبد و بارگاه هاي زيبا و سفيدرنگ كه نشانگر قبور فرزندان و ياران پيامبر اسلام بود، با خاك يكسان گرديده است.”

پي نوشتها:
1- تبديد الظلام، ص 389
2- لمعات الشهاب في سيره محمدبن عبدالوهاب، ص 108

منبع خبر: بولتن -برات علي چگيني

سايت شيعه نيوز