زندگاني امام حسن مجتبي(عليه السلام) از دوره حيات ايشان تاكنون همواره همراه با حواشي و شايعات گوناگوني بوده است. از همين رو در سالروز ولادت با سعات امام دوم شيعيان گفتگويي داشتيم با محمدحسين رجبي دواني مورخ و پژوهشگر تاريخ اسلام كه ماحصل آن را در ادامه مي‌خوانيد:

بعد از حكومت امام علي(عليه السلام) امام حسن(عليه السلام) چه مدت زماني به عنوان خليفه مسلمين حكومت كردند

متاسفانه به دليل خيانت‌هاي متعدد اطرافيان آن حضرت حكومت ايشان شش ماه بيشتر به طول نينجاميد.

شايد اغلب مسلمانان اعم از شيعه و سني امام حسن(عليه السلام) را با ماجراي صلح با معاويه بشناسند لطفا در اين مورد توضيحي اجمالي بفرماييد

بله همين طور است. با عرض تاسف بايد گفت كه در اين مورد و در نقل‌هاي تاريخي به ايشان ظلم‌هاي فراواني شده است و حتي برخي تاريخ‌نگاران جريان را به شكلي وارونه روايت كرده‌اند. به عنوان مثال در برخي منابع اهل سنت از جهتي امام حسن(عليه السلام) را مورد تكريم قرار مي‌دهند و آن هم به دليل اينكه ايشان با صلح خود با معاويه موجب وحدت ميان مسلمانان شد و حتي اين منابع آن سال را «عام الجماعه» يعني سال اتحاد مي‌نامند.

اين راويان تاريخ بر اين باورند كه اختلاف در پيروان رسول خدا(ص) در آن سال از بين رفت حال اينكه به اين موضوع توجه نمي‌كنند كه جفايي بزرگ در اين داستان به خاندان رسول خدا(ص) شد. چرا كه به خاطر خيانت مردم زمانه حكومت اسلامي به دست انساني فاسد همچون معاويه افتاد كسي كه همواره مورد لعن پيامبر عظيم‌الشان اسلام(ص) بود و در حقيقت اين مطلب و اين سخن بي‌جا است.

سبط اكبر رسول خدا(ص) قبل از صلح تكليف را براي عموم مسلمانان مشخص كرد و با توجه به اصل دين سازش با فرد خبيثي همچون معاويه را حرام مي‌داند و اين گونه نبوده است كه به هر قيمتي بخواهد در جامعه وحدت ايجاد كند اما زماني كه مردم حتي نزديكان امام حسن(عليه السلام) به سمت معاويه رفتند راهي جز نوشتن اين عهدنامه در مقابل امام نبود.

آيا اين مطلب صحيح است كه اگر اين صلح‌نامه به درستي انجام مي‌شد به نوعي پيروزي براي جامعه اسلامي رقم مي‌خورد

در آن شرايط كه جهالت سراسر امت اسلامي را گرفته و زر و زيور چشمان آن مردمان را پر كرده بود بله اين مطلب درست است. امام حسن(عليه السلام) از مظلومان بزرگ تاريخ اسلامند و حتي شيعيان ايشان به درستي به مقام فرزند ارشد امام علي(عليه السلام) وقوف پيدا نكردند. خيلي‌ از افراد ايشان را به عنوان شخصيتي كه اهل صحنه‌هاي سخت نبودند و نتوانستند حكومت اسلامي را بچرخانند مي‌شناسند و امام حسين(عليه السلام) را برعكس ايشان فردي سازش‌ناپذير و جهادگر مي‌دانند.

حال آنكه شرايط امام حسن(عليه السلام) سخت‌تر از سيد‌الشهدا(عليه السلام) بود در باب شجاعت امام حسن(عليه السلام) فقط به اين واقعه تاريخي اشاره دارم كه اين وجود مقدس در جنگ جمل به فرمان پدر بزرگوارشان به قلب دشمن زدند و با نبردي مثال‌زدني و جانانه خود را به شتر عايشه رساندند و آن را سرنگون كردند. در صورتي كه قبل از ايشان محمد حنيفيه(فرزند اميرالمؤمنين) نتوانسته بوده اين كار را انجام دهد. حتي در اين موضوع اين جمله از امام علي(عليه السلام) وجود دارد كه ايشان براي دلداري محمد حنفيه به اين مطلب اشاره مي‌كند كه حسن(عليه السلام) شجاعت را هم از پدر و هم از مادر خود به ارث برده اما شجاعت تو فقط از وجود من است.

آيا اين مطلب درست است كه امام حسن(عليه السلام) عادت به طلاق دادن زنان داشته
بعد از آن تكريم وارونه كه منابع اهل سنت از امام حسن(عليه السلام) داشتند و ايشان را به خاطر صلح با معاويه ستايش مي‌كنند يك اتهام بزرگ به ايشان وارد مي‌كنند و اصطلاح «مطلاق» را به ايشان نسبت مي‌دهند. «مطلاق» به معناي اين است كه مردي بسيار زن طلاق مي‌دهد و حتي اين اتهام را سنگين‌تر جلوه مي‌دهند كه اميرالمومنين(عليه السلام) به مردم فرمودند كه دخترانتان به فرزندم حسن(عليه السلام) ندهيد زيرا او به زودي آنها را طلاق مي‌دهند! اين مطلب با بي‌شرمي تمام در حق آن امام بزرگوار مطرح مي‌شود در صورتي كه اگر اين طور بود امام حسن(عليه السلام) بايد فرزندان متعدد و بسياري مي‌داشتند اما اين طور نيست.

به طور خاص به «جعده» همسر امام حسن(عليه السلام) بپردازيم ازدواج آنها چگونه صورت گرفت
اطلاعات دقيق و درستي در مورد «جعده» و يا ساير همسران امام وجود ندارند اما مي‌توان گفت به دليل اينكه امام حسن(عليه السلام) فضايل فراواني در وجودشان بود و همچنين سخنان رسول خدا(ص) در شأن ايشان سبب شد بسياري از سرشناسان آن زمان چه در مدينه و چه در كوفه خواهان آن باشند كه دختر خود را به همسري فرزند حضرت علي(عليه السلام) دربياورند و شرافت دامادي همچون ايشان را داشته باشند. در اين ميان اشعث بن‌ قيس رييس قبيله «كنده» يمني و همچنين سرپرست قبايل يمني مقيم كوفه بود و داراي قدرت بود. نقل شده است كه قرار بود اميرالمومنين(عليه السلام) دختر سعيد بن‌ قيس همداني كه از شيعيان آن حضرت و يكي از سران قبايل بود را براي امام حسن(عليه السلام) برگزيند و سعيد نيز از اين اتفاق بسيار خوشحال بود ولي زماني كه اشعث بن قيس متوجه اين امر شد به سراغ سعيد رفت و به او گفت «تو مي‌خواهي دخترت را به كسي بدهي كه جايگاه والايي در جامعه دارد و از مقام و مرتبي برخوردار است در حالي كه حسن(عليه السلام)به خاطر اين جايگاه بعدها دختر تو را با سخنان خود تحقير خواهد كرد» با اين حرف‌ها سعيد از اين كار منصرف كرد. همچنين اشعث دختر سعيد را به عقد پسرش درآورد. سپس اشعث بن قيس به سراغ امام علي(عليه السلام)رفت و با اصرار فراوان دخترش را به عقد حسن بن علي(عليه السلام) درآورد با انجام اين كار زماني كه سعيد از ماجرا باخبر شد با اشعث به نزاع برخاست و اشعث او را با ساده‌لوحي و بي‌تدبيري متهم كرد.

اين سوال پيش مي‌آيد كه چرا اميرالمومنين(عليه السلام) دختر اين فرد به ظاهر اسلام آورده را براي فرزندش برگزيد با آن كه وي از فرمانداران عثمان بود و با حضرت دشمني داشت

در نظر داشته باشد اشعث در آن زمان خود را دوستدار امام علي(عليه السلام) معرفي مي‌كرد و تمام رفتارش اين مطلب را نشان مي‌داد. وي فردي بود كه بسيار ماهرانه سخن مي‌گفت و خود را در ميان مردم به عنوان پيرو حضرت علي(عليه السلام) شناسانده بود. اين فرد بعد از اين داستان شخصيت اصلي خود را بروز داد به هر حال «جعده» فريب معاويه را خورد و با وعده پول و همسري يزيد دست به انجام عملي فاجعه‌بار زد و امام دوم شيعيان را مسموم كرد و به شهادت رساند. در نهايت هم «جعده» به همسري يزيد درنيامد و معاويه با سخناني طعنه‌آلود به جعده گفت «نمي‌خواهد يزيد را هم همچون حسن مسموم كنيد». اين زن بعد از امام حسن (عليه السلام) دوبار ديگر ازدواج كرد كه از او نسلي نمانده است.

براي سؤال آخر به نظر شما كدام قسمت از زندگاني امام حسن(عليه السلام) مورد غفلت واقع شده است

وقتي منابع معتبر تاريخي را رصد مي‌كنيم درمي‌يابيم كه سراسر وجود اين حضرت كرامت و لطف و از خود گذشتگي است ايشان حداقل دوبار تمام زندگي خود را بخشيده‌اند و از نو آن را ساخته‌اند. جا دارد كه بيشتر از اين امام همام گفته شود.

شيعه نيوز