باتوجه به كراهت پوشيدن لباس سياه ، آيا استفاده از اين لباس درعزاداري ها قابل توجيه است؟

اول:آري، صدوق در كتاب من لايحضره الفقيه ج1ص151 حديث 767 روايت كرده است: « اميرالمومنين(ع) درتعاليم خود به يارانش فرمود: لباس سياه نپوشيدكه لباس فرعون است. » و در حديث 768 آمده: « رسول خدا لباس سياه رادوست نمي داشت مگر درعمامه، نعلين عربي ورداء »

دوم:بر اساس روايات مذكور و ساير روايات مشابه برخي مي پرسند:آيا پوشيدن لباس سياه به نشانه ابراز حزن واندوه برامام حسين (ع) در روز عاشورا وساير مناسبت هاي عزاي امامان معصوم، مستحب است؟و آيا اين عمل با فتواي معروف فقها كه پوشيدن لباس سياه درنماز را مكروه مي دانند، در تعارض وتضاد نيست؟!

پاسخ سوال اين است: برفرض اين كه پوشيدن لباس سياه دربرخي شرايط مكروه باشد، اين موضوع در عزاي امام حسين (ع) يك استثناست چرا كه اين عمل براي ابراز حزن و اندوهي است كه ابراز آن مستحب است چرا كه پوشيدن لباس سياه از صدر اسلام تاكنون ازمظاهر و ابزارهاي اعلام حزن واندوه براي اهل بيت پيامبر (ع) به شمار مي رفته است.

سوم:رواياتي كه ازطريق اهل بيت (ع) در باره پرهيز از پوشش سياه به دستمان رسيده، اگر تمام وصحيح باشد، به پوشيدن لباس سياه برا ي عزاداري ايمه معصومين (ع) ارتباطي ندارد بلكه مربوط به تقليد وپيروي از ظالمان وستمگران دولت بني عباس است كه لباس سياه را لباس رسمي خود اعلام كرده ومسلمانان را به استفاده از آن مجبور مي كردند!!

آنچه از نظر تاريخ ثابت شده، اين است كه عباسيان، پرچم هاي سياه (الرايات السود) را به عنوان شعار براي خود انتخاب كردند تا قيام وحركت خويش را با احاديث پيامبر(ص) در باره امام مهدي(عج) منطبق كنند كه درآن به ظهور صاحبان پرچم هاي سياه اشاره شده كه قبل از ظهور حضرت مهدي (عج) از مشرق زمين ظهور خواهند نمود.
سپس ياران خود را لباس سياه پوشانده اعلام داشتندكه اين كار به خاطر ابراز اندوه برشهداي كربلا وساير شهداي اهل بيت (ع) انجام مي پذيرد. ازهمين رو آنان به اسم سياه جامگان شناخته شدند وحكومت بني عباس از آن پس كاركنان وكارگزاران دولت وحتي عموم مردم را به پوشيدن لباس سياه وسپس استفاده از كلاه سياه بلند و... مجبور نمودند. پس رواياتي كه از پوشيدن جامه سياه جلوگيري كرده براي پيش گيري از همساني وهم شكلي باعباسيان است وشامل پوشيدن لباس سياه براي اعلام حزن وعزاي اهل بيت (ع) نمي گردد.

چهارم:محقق بحراني دركتاب الحدايق الناضره ج 7ص116 مي گويد: مكروه است نماز خواندن درلباس سياه به جز عمامه، نعلين عربي ورداء. رداء براساس نقل جوهري پيراهن بلندي است از پشم كه عبا هم جزو آن محسوب مي گردد. اما به اعتقاد من بعيد نيست كه پوشيدن لباس سياه براي عزاي حسين (ع) از روايت هايي كه آن را مكروه كرده اند، استثناء شده باشد زيرا روايت هاي فراواني داريم كه دستور مي دهند تا علامت هاي حزن وعزاي اهل بيت(ع) را آشكارا برپاكنيم. اين ديدگاه را، روايتي كه عالم بزرگ ما علامه مجلسي از كتاب محاسن برقي نقل كرده تاييد مي كند: او از قول فرزند اما م زين العابدين (ع) چنين روايت كرده: « زماني كه جد مظلوم وشهيدم حسين(ع) به قتل رسيد، زنان بني هاشم درعزاي اولباس سياه پوشيدند وهرگز لباس هاي خود را درگرما وسرما عوض نكردند و اما م زين العابدين (ع) در مراسم عزاداري آنان غذا آماده مي كرد»

پنجم:شيخ حرعاملي دركتاب وسايل الشيعه ج2ص357 مي گويد: « حسن بن ظريف بن ناصح از پدرش از حسين بن يزيد از عمر بن علي بن الحسين نقل مي كند: « وقتي حسين بن علي(ع) كشته شد، زنان بني هاشم جامه ها وعباهاي سياه به تن كردند وازسرما وگرما شكايتي ننمودند ودراين حال علي بن حسين (ع) براي مراسم عزاداري آنان غذا آماده مي كرد.»

ششم:دركتاب بحارالانوار ج 5ص 195مي نويسد: « در روايت ديگري در ارتباط با دلجويي يزيد از خاندان امام حسين (ع) پس از واقعه عاشورا آمده است كه يزيد ازاهل حرم رسول خدا (ص)سوال كرد كه كدام يك از دو راه را انتخاب مي كنيد؟آيامايليد در شام بمانيد وازمقام وموقعيت مناسب برخوردار باشيد يابه مدينه بازگرديد واز هداياي ارزشمند بهره مند گرديد؟ آنان در پاسخ گفتند: مايليم ابتدا براي حسين (ع) عزاداري كنيم. يزيد گفت: آنچه مي خواهيد انجام دهيد پس خانه اي در اختيا رآنان قرار داده شد وهيچ زن هاشمي وقريشي نماند مگر اين كه براي عزاي حسين (ع) لباس سياه به تن كرد. براساس آنچه گفته شد آنان به مدت هفت روز به عزاداري پرداختند، روز هشتم يزيد آنان را طلبيد وپيشنهاد پست ومقام داد، اما آن ها از پذيرفتنش اجتناب كرده وتصميم به بازگشت به مدينه گرفتند.يزيد، محمل هاي سفر را برايشان آماده وآراسته كرد و....»

هفتم:دركتاب وفيات الايمه ص 85 در ارتباط با عزاداري بر اميرالمومنين (ع) آمده: حسن وحسين وبرادرانشان از مراسم خاك سپاري پدر بازگشته ودرخانه نشستند.امام حسن (ع) درآن روز از خانه بيرون نيامد.عبدالله بن عباس فرزند عبدالمطلب نزد مردم آمد وگفت: امير المومنين وفات يافت وبه جوار رحمت خدا منتقل شد وپس از خود نيز جانشيني قرار داد كه اگر شما مردم مايل باشيد او براي هدايت امت مسيوليت را بردوش بگيرد واگر مايل نباشيد هر كس سراغ كار خودبرود.مردم با ضجه وفرياد،گريه سر دادند و درخواست خروج آن حضرت را ازخانه كردند. امام درحالي كه برفقدان پدرش مي گريست ولباس سياه به تن داشت ازمنزل بيرون آمد، ازمنبر بالا رفت،حمد وثناي الا هي را به جاي آورد،سپس از رسول خدا ياد كرد بر اوسلام ودرود فرستادوگفت: اي مردم، از خداپروا كنيد وبا اطمينان بدانيد كه فرمانروايان وپيشوايان شما واهل بيت پيامبر خدا،ماييم كه خداوند درباره آن ها فرموده « انمايريدالله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت ويطهر كم تطهيرا». اي مردم، به راستي مردي در اين شب جان به جان آفرين تسليم كردكه هرگز گذشتگان نظير اورا نديده اند وآيندگان نيز شبيه اورا نخواهند ديد. اوحقيقتا همراه رسول خدا جهاد مي كرد وجانش را براي اودر طبق اخلاص مي نهاد. رسول خدا او را با پرچم خود راهي كارزار مي كرد، در حالي كه جبرييل ازسمت راست وميكاييل ازسمت چپ، اورا مراقب ونگهبان بودند واوازميدان باز نمي گشت تااين كه خداوند فتح وپيروزي را به دست او هموار مي ساخت.


برگرفته از كتاب < پاسخ به پرسش هاي سپاه صحابه >، تاليف آقاي علي كوراني عاملي


سايت فطرت