دليل نامگذاري قبرستان «بقيع»

86 سال پيش با انتشار خبر تخريب قبه و بارگاه ايمه بقيع(ع) در بيستم فروردين سال 1305، موجي از خشم و نفرت سراسر كشورهاي اسلامي به ويژه ايران و عراق را فرا گرفت.

«بقيع» قبرستاني بسيار بزرگ و تقريباً مسطحي است كه مساحت آن، بيشتر از مساحت مسجد‌النبي(ص) است و تاريخ ساخت آن به دوران قبل از اسلام و زمان جاهليت بر مي‌گردد. در گذشته، اين قبرستان پوشيده از درختاني به نام «غرقد» بوده، به اين خاطر آن را «بقيع غرقد» نيز مي‌نامند، چرا كه درختان آن خارهاي زيادي داشت، اين سرزمين تا پيش از اسلام و بعثت نبي مكرم اسلام، محل دفن اموات شهر يثرب به ويژه مردگان دو طايفه اوس و خزرج بود.

از زمان پيامبر(ص) تا همين امروز، بسياري از مسلمانان را كه در مدينه از دنيا مي‌رفتند، در بقيع به خاك مي‌سپردند و هم‌ اكنون نيز قبرستان عمومي مدينه به شمار مي‌رود، همه روزه در مسجدالنبي پس از نمازهاي جماعت، مؤذن با جمله «الصلاة علي الميت»، مردم را به خواندن نماز ميت دعوت مي‌كند. پس از نماز، جنازه‌ها را به سوي قبرستان بقيع مي‌برند، ولي برخلاف شيعيان در تشييع جنازه هيچ‌ كسي سخن نمي‌گويد و سكوت برقرار است.

قبرستان بقيع در طول روز به جز اوقاتي كه شخصي را براي دفن كردن مي‌آورند، بسته است و تنها، پس از نماز صبح و عصر جمعاً به مدت 3 ساعت، براي زيارت زايران (البته فقط آقايان) باز مي‌شود.

در بقيع پياده‌روهايي براي عبور مردم، ساخته شده است و بر قبور، هيچ‌گونه علامتي يافت نمي‌شود، يعني پس از دفن، هيچ ‌گونه علامت يا نشانه‌اي براي شناسايي محل دفن ميت قرار نمي‌دهند.

از نكات جالب توجه در تاريخچه بقيع اين است كه در بخشي از بقيع پيش از دفن امامان شيعه، در آن خانه‌اي وجود داشته كه متعلق به «عقيل» برادر امير‌المؤمنين بوده كه بسيار مورد توجه پيامبر اكرم(ص) بوده و محل دعا و مناجات آن حضرت به شمار مي‌آمده است.

پيامبر اكرم(ص) در زمان حيات خويش مكرراً به قبرستان بقيع مي‌رفت و براي مردگان مدفون در آن طلب استغفار مي‌كرد تا آنجا كه يكي از همسران پيامبر(ص) نقل كرده كه آن حضرت، هر شب به زيارت قبور بقيع مي‌رفته‌ است.

حتي در منابع متون تاريخي نقل شده است كه حضرت زهرا(س) با توجه به سيره پدر بزرگوارش به دو مكان عنايت ويژه‌اي داشتند: نخست احد؛ آن حضرت بعد از رحلت پدرشان به احد، سر قبر حضرت حمزه(ع) مي‌رفت و مي‌گريست و دوم؛ بقيع كه باز هم با اقتدا به پيامبر خدا همواره به بقيع مي‌رفت كه اين مطلب نيز داراي شهرت تاريخي است.

گذشته بقيع

قبرستان بقيع در گذشته، به اين شكل نبوده و بر اساس كتب تاريخي، بيشتر قبور داراي بارگاه و ضريح بوده‌اند.

ميرزا حسين فراهاني در سفرنامه خود مي‌نويسد: «چهار ايمه اثني ‌عشر در بقعه بزرگي كه به صورت هشت ضلعي ساخته شده، واقع‌اند و گنبد اندرون آن، سفيد كاري است».

ريچارد بورتون (Sir Richard Burton) جهانگرد غربي در سال 1276 هجري قمري، گنبد ايمه بقيع را چنين معرفي مي‌كند: «اين قبه كه در دست راست واردين به بقيع قرار گرفته، بزرگتر و زيباتر از همه قبه‌ها است».

اين جبير، جهانگرد معروف در سال 614 هجري قمري مي‌گويد: «آن، قبه‌اي است مرتفع و سر به فلك كشيده كه در نزديكي درب بقيع واقع شده است».

تاريخ ساخت اين بناي عظيم را به حدود سال 470 هجري قمري نسبت مي‌دهند، يعني اين بارگاه بزرگ، حدود 800 سال پابرجا بوده است. بنابر نقل‌ها، حرم ايمه اطهار در بقيع، دو درب داشته كه زايران از يكي وارد و از ديگري خارج مي‌شده‌اند، اين حرم داراي خادم و متولي و گنبد آن سفيد رنگ و از نظر شكل، هشت ضلعي بوده است، بر خلاف حرم ساير ايمه اطهار، صحن در اطراف نداشته است و در داخل آن، محرابي به نام «محراب فاطمه» وجود داشته است.

سرانجام در هشتم شوال 1344 هجري قمري حكومت وهابي، به دلايل واهي تمامي گنبدها و قبه‌هاي موجود را تخريب كرد و وسايل قيمتي داخل ضريح به غارت رفت، تنها يادگار حرم بقيع، ضريح فولادي آن است كه آن را 8 قسمت كردند و هم‌ اكنون، دور قبور شهداي احد قرار گرفته‌ است، يكي از جهانگردان غربي به نام مستر ريتر (Riter) كه به فاصله چند ماه از ويراني اين حرم بقيع را ديد، آن را اين گونه وصف مي‌كند:

«چون وارد بقيع شدم، آنجا را همچون شهري ديدم كه زلزله شديدي به وقوع پيوسته و به ويرانه‌اي، مبدلش ساخته است، زيرا در جاي ‌جاي بقيع، به جز قطعات سنگ و كلوخ در هم ريخته و خاك‌ها و زباله‌هاي روي هم انباشته و تيرهاي چوبي كهنه و شيشه‌هاي درهم شكسته و آجرها و سيمان‌هاي تكه‌تكه شده، چيز ديگر نمي‌توان ديد... ولي اين ويراني‌ها و خرابي‌ها، نه در اثر وقوع زلزله يا حادثه‌اي طبيعي، بلكه با عزم و اراده انسان‌ها به وجود آمده و همه آن گنبد و بارگاه‌هاي زيبا و سفيد رنگ كه نشانگر قبور فرزندان و ياوران پيامبر اسلام بود، با خاك يكسان شده است، چون براي مشاهده بيشتر اين آثار كه نشانگر قبور مسلمانان صدر اسلام و تاريخ سازان روزگار است در سنگ و كلوخ حركت مي‌كردم، از زبان راهنمايم مي‌شنيدم كه از شدت ناراحتي اين جملات را تكرار مي‌كرد: «استغفرالله، استغفرالله، لا حول و لا قوة الا بالله».

خفتگان در بقيع

قبرستان بقيع، مدفن چهار امام شيعه امام حسن مجتبي(ع)، امام سجاد(ع)، امام باقر(ع) و امام صادق(ع)، «فاطمه بنت اسد» مادر امام علي(ع)، همسران پيامبر(ص) ام‌سلمه، ماريه و...، «ام‌البنين» مادر حضرت عباس(ع)، عقيل بن ابيطالب، «عبدالله بن جعفر» همسر حضرت زينب، و بسياري از صحابه پيامبر نظير عثمان بن مظعون (اين شخص با عثمان بن عفان، خليفه سوم تفاوت دارد)، ابوسعيد خدري، همچنين عقيل بن ابيطالب، «عبدالله بن جعفر» همسر حضرت زينب، مقداد بن اسود، عباس ‌بن عبدالمطلب، اسماعيل فرزند امام صادق(ع)، عاتكه و صفيه عمه‌هاي پيامبر(ص)، جابر بن عبدالله انصاري، شهداي واقعه حره، حسان بن ثابت و...

و اينك بقيع همچنان به عنوان يك سند زنده، مظلوميت شيعه را به تصوير مي‌كشد و همچنان چشم انتظار موعود امم تا غبار غربت از آن رخت بر بندد.

ابنا