فلسفه گريه بر سيدالشهداء(ع)

به مناسبت ايام سوگواري سرور و سالار شهيدان و ياران باوفاي ايشان، گفت‌وگوي مشروحي را با حجت‌الاسلام والمسلمين «سيد علي حسيني آملي» از استادان حوزه علميه قم انجام داديم كه متن آن از نظر مي‌گذرد.

جامعه اسلامي بر محوريت ولايت مي‌چرخد

* تفاوت دوران امام حسين (ع) با دوره‌هاي قبل در چه بود؟

- واقعه عظيم كربلا به اقتضاي شرايط حاكم بر آن‌روز جامعه اسلامي كه در جهت حفظ و بقاي اسلام بوده، تأسيس فرهنگ جديدي بود.

در زمان حضرت رسول اكرم(ص) شرايط به گونه‌اي بود كه اصل تأسيس و بنيان‌گذاري جامعه اسلامي به دست رسول اكرم(ص) انجام گرفته و به تعبيري درخت اسلام را پيامبر(ص) نشاندند.

در زمان حضرت علي(ع) نيز ايشان ديوار حفاظتي براي جامعه اسلامي بود تا اين اسلام نو پا زنده و محفوظ بماند و بسياري از مشكلات را ايشان و حضرت صديقه طاهره(س) تحمل كردند.

در يك روزگاري هم شرايط مانند شرايط زندگي امام حسن مجتبي(ع) است كه دشمن درصدد حذف جامعه اسلامي و هضم و انهدام و انقراض نسل امامت و ولايت بوده و امام مجتبي(ع) بايد صلح را مي‌پذيرفت تا اسلام و تشيع پا بگيرد.

در شرايط حضرت سيدالشهدا(ع) كه اسلام ديگر در جامعه اسلامي شكل گرفته بود، افرادي درصدد منحرف كردن مسير اداره جامعه اسلامي بودند. البته اين خط انحرافي در عاشورا و محرم و از دوران حكومت يزيد شروع نشد به همين دليل در زيارت نامه‌ها نيز به ما گفته‌اند كه بخوانيم: «اَللّهُمَّ العَن اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ» چون بنيان براندازي قبل از اين پايه‌گذاري شده است.

آنروز ما نياز داشتيم كه عصر اسلام تشكيل شود ولي در زمان ابا عبدالله (ع) كه خط اداره جامعه اسلامي در حال منحرف شدن است، شخصيتي كه در صدر جامعه اسلامي است بايد به پا خيزد و خط انحراف در جامعه اسلامي را به مسيراصلي بازگرداند. بنابراين اگر واقعه كربلا تأسيس فرهنگ بود، آن يك فرهنگ جامع به جامعيت اسلام، قرآن و به جامعيت انسان كامل كه جامع همه حقايق هست، بوده است.

موارد جامعيت در كربلا

* مصداق اين جامعيت كجاست؟

ـ در كربلا همه چيز بود. در شب عاشورا «اني احب الصلاة»، «اني احب تلاوة كتابه»، فقه و حجاب و حلال و حرام وجود داشت.

نقل شده در واقعه كربلا نان و خرماي پيچيده‌‌اي به دست كودكي داده شد. حضرت زينب(س) ديدند و گفتند صدقه بر ما حرام است، يعني حرف از حلال و حرام بود.

در عصر عاشورا با ته نيزه بر پشت گردن دختركي زدند، بچه افتاد و بيهوش شد، حضرت زينب(س) وقتي بچه را بغل كرد و به هوش آورد، اولين سخن كودك بعد از به هوش آمدن اين بود كه عمه جان مقنعه من كو؟

يعني در عاشورا حرف از حجاب بود. حرف از نماز و صداقت، آن هم بر محوريت ولايت بود. در كربلا مانند شرايط زندگي ساير ايمه(ع)، همه چيز وجود داشت اما بر محوريت ولايت بود.

* هدف از حركت به سمت كربلا چه بود؟

ـ وقتي از سيدالشهدا(ع) مي‌پرسند انگيزه و هدف شما از حركتتان چيست؟ ايشان جواب مي‌دهند كه مگر نمي‌بينيد «أَلا تَرَوْنَ أَنَّ الَحَقَّ لا يُعْمَلُ بِهِ، وَ أَنَّ الْباطِلَ لا يُتَناهي‏ عَنْهُ، لِيَرْغَبَ الْمُؤْمِنُ فِي لِقاءِ اللَّهِ مُحِقّا» آيا نمي‌‏بينيد به حق عمل نمي‏‌شود و از باطل جلوگيري نمي‏‌شود، در چنين شرايطي بر مؤمن لازم است (قيام كند و) شيفته ملاقات پروردگار (و شهادت) باشد.

الآن حق است كه انسان در اين مسير جان بدهد. اين را امام حسين (ع) در روز عاشورا نفرمودند، بلكه روزي كه از مكه به سمت محل واقعه حركت مي‌كردند در خطبه خود فرمودند.

كساني كه به واقعه عظيم كربلا با دقت و تدبر توجه مي‌كنند، هميشه با سوالاتي روبرو مي‌شوند مثل اينكه اگر حركت امام حسين(ع) انجام وظيفه بود، چرا خواهرشان زينب(س) هم با ايشان حركت كردند؟ چرا قمربني‌هاشم (ع) هم آمدند؟ همچنين بايد از كساني كه در مكه براي انجام اعمال حج ماندند، پرسيد چرا زماني كه حجت خدا، حج را تبديل به عمره كردند، آنها اعمال حج را تمام نكرده و به امام زمانشان نپيوستند؟ در صورتي كه عمل به امر حجت خدا در هر زماني واجب است.

امام حسين از حق ولايت دفاع كرد

* آيا امام حسين قيام كردند يا دفاع كردند؟

ـ به نظرم نبايد در واقعه كربلا گفته شود كه حجت خدا امام حسين(ع) عليه ظالمين قيام كردند. بلكه آنان قيام كرده و امام حسين(ع) دفاع كردند تا حق ولايت را كه براي امام معصوم و انسان كامل است از غاصبين پس بگيرند.

امروز در شرايط عاشورايي زندگي مي‌كنيم

بايد در زندگي نابخردان و از خدا بي‌خبران مطالعه كرد تا فهميد كه چرا از حقيقت دور افتادند؟ نكند كه ما هم در زندگيمان از حقيقت دور بمانيم؟

در جمله‌اي مقام معظم رهبري مي‌فرمايند: اگر دشمن خيلي برما فشار بياورد، شايد عاشورا تكرار شود اما قبول صلح امام حسن مجتبي(ع) هرگز اتفاق نمي‌افتد. زيرا ما امروز در شرايط عاشورايي زندگي مي‌كنيم. امروز همه ظالمين براي حذف جامعه اسلامي و انهدام بنيان‌هاي فضيلت‌هاي قرآني دست به دست هم داده‌اند. در شرايط امروز صلح امام مجتبي(ع) معني ندارد. بايد زمان شناس بود و مطالعه كرد كه چه شد آنها بر دام بني‌اميه افتادند و از آن عبرت گرفت.

درس يعني تكرار، يعني نوشتن و تكرار براي باقي ماندن در ذهن. بايد در زندگي كساني كه در كربلا با امام حسين(ع) ماندند و كساني كه به دشمن پيوستند، مطالعه كرد و درس گرفت. درس بگيريم كه قمربني‌هاشم (ع) چه كرد كه اينقدر شرافت الهي‌اش را به ظهور گذاشت؟ بايد از اينها درس گرفت كه چه كردند كه قابليت وفاداري داشته‌‌اند.

نقش خانواده در تربيت نسل عاشورايي

علاوه بر درس و عبرت گرفتن از عاشورا بايد نسل عاشورايي را هم مورد مطالعه قرار داد و بررسي كرد كه اينها از كجا آمده‌اند؟ براي تأسيس يك جامعه اسلامي بايد به شيوه تربيت كردن نيروهايي كه در آينده براي اداره جامعه اسلامي نياز است، توجه كرد و مهم است كه آنها چگونه به وجود مي‌آيند.

نقش خانواده و تأثير آن در تعليم و تربيت جوامع مسلمين بسيار پررنگ است. همانگونه كه امام علي(ع) پس از شهادت صديقه طاهره(س) به جناب عقيل(برادرشان) فرمودند: همسري براي من انتخاب كنيد با اين شرايط تا شخصيتي چون حضرت عباس(ع) را به وجود آورد. پس شكل‌گيري اين شخصيت عظيم وابسته به پدر و مادر است.

ما هم امروزه براي اداره جامعه اسلامي به جوانان شايسته‌اي تحت پرورش خانواده‌هاي مؤمن نياز داريم. اين خانواده‌ها امروز در انتخاب همسر و فردا در ايام بارداري مادر و بعدها در زمان شير دادن و حتي تهيه اسباب بازي براي كودك و تمام مراحل زندگي فرزند تا آينده بايد در صدد باشند تا او را به‌گونه‌اي تربيت كنند كه شيرمرد روزهاي سخت باشد. بنيان اين شيرمردان به دفاع از حق و عاشورا باز مي‌گردد و همچنين طهارت خانواده و جامعه نقش مهمي دارد.

چگونه مي‌توان در رسيدن به پيروزي از كربلا درست گرفت؟

عاشورا يعني يك طمأنينه و ايمان و اعتقاد نسبت به مسيري كه در حال حركت در آن هستيم و اطمينان به اينكه حتماً به نتيجه‌اي خوب و مثبت مي‌رسد.

قطعاً وظيفه امروز ما مبارزه عليه ظلم و ظالمين است كه انجام اين وظيفه امروز، پيروزي‌هاي فردا را به ارمغان خواهد آورد.

در ابتداي مسير ايراد ما به مخالفان اين است كه شما امام معصوم را با غير معصوم مقايسه كرديد. همانطور كه همين انتقاد به آنها وارد است كه در روز اول پس از رحلت پيامبر(ص)، در مقابل اميرالمومنين(ع) كه به نص آيه تطهير جزء معصومين است، به سراغ كسي رفتند كه كمترين نقصش اين است كه معصوم نبوده و معصوم را با غير معصوم مقايسه كردن خطاست.

مي‌توان در بازار طلا فروشي دو جنس طلا را با هم مقايسه كرد و گفت اين 18عيار است و آن 24عيار، اما مقايسه طلا با مس و ساير فلزات خطاست. در مقابل حجت خدا نبايد غير خدا را مطرح كرد.

دو شرط لازم براي امت عاشورايي

* به بحث امت عاشورايي برسيم. اهميت امت عاشورايي در چيست؟

ـ در واقعه عظيم عاشورا تمام حقايق دين خدا بر محوريت ولايت قرار داشته است. امتي كه بر امامشان وفا دارند بايد هوشيار باشند كه در سير تاريخي و به تعبير مقام معظم رهبري(مدظله العالي) در اين پيچ و گذرگاه تاريخي ما بايد به سلامت نفس و هدفمان اعتماد كنيم. همچنين به سلامت رهبرمان اعتماد كرده و بر اعتمادي كه رهبر بر امت دارد اعتقاد داشته باشيم. مانند امت امام حسن مجتبي(ع) نباشيم كه امام در صحنه باشد و مردم يكي يكي عقب نشيني كنند.

امت عاشورايي از دو جهت اهميت دارد: يكي اعتماد امام بر امت و ديگري وفاداري امت به رهبري و امام است.

اگر اين موضوع ميسر شود، در قرآن كريم از جانب خدا آمده: « يا ايتها النفس المطمينه ارجعي الي ربك راضية مرضية». اگر اعتماد دو جانبه‌‌اي به وجود آيد خطاب الهي بر رضايت ما بوده و پيروزي قطعي است. اگر پرچم دين خدا برافراشته باشد تمام نيازهايمان برطرف خواهد شد.

چگونگي به وجود آوردن اعتماد و صداقت

حقايق دين تأثيري متقابل از علم و تقوا است يعني طهارت نفس بايد در كنار مطالعه ديني باشد. اگر بفهميم كه اين مسير حق است اعتماد هم ايجاد مي‌شود اما اگر بگوييم كه ما از فضيلت حجاب و صداقت و حلال و حرام چيزي نفهميديم و به باطن آن پي نبرديم يعني ما تنها يك عبارت ظاهري از تمام اين حقايق داريم و به آن اعتماد نكرده‌ايم، نتيجه نمي‌گيريم.

اعتماد زماني حاصل مي‌شود كه برويم و مطالعه كنيم و برايمان يقين حاصل شود و در اين يقين استوار و پايدار باشيم. به مراعات تقواي الهي بپردازيم كه در عبارت « يزكيهم و يعلمهم الكتاب » اين تعليم و تزكيه، تأثير و تأثر متقابل دارد.

علم براي ما تقوا خواهد داشت و تقوا نور باطن مي‌آورد و به اين ترتيب علم و تقوا در دل و جانمان تأثير خودش را مي‌گذارد.

بنابراين آنها كه مراعات حلال و حرام را نمي‌كنند، فضيلت آنرا نفهميده‌اند و طمأنينه و باور باطني ندارند.

* چرا برخي با اينكه علم دارند، خطا مي‌كنند؟

باور باطني تنها به علم نيست. چه بسا باسواداني كه در عمل، تن به خطا مي‌دهند، همين افراد اگر دست به قلم شوند خوب مي‌نويسند و اگر صحبت كنند زيبا و خوب صحبت مي‌كنند اما به مقام عمل كه مي‌رسند، كم مي‌آورند. دليلش آن است كه تقوي ندارند و علم برايشان نور نشده است.

بزرگان مي‌گويند: «العلم نورٌ يجعل الله في قلب من يشاء» علم نوري است كه خداوند در قلب هر كس بخواهد قرار مي‌دهد. علم نورانيت باطن انسان است. اگر اين نورانيت باطن حاصل شود، اين نورانيت به تقوي و ترك گناه مي‌انجامد. گناه، ظلم است و ظلم تاريكي است. اين سخن از اباعبدالله (ع) است كه ظلم، ظلمت و تاريكي است.

در سفينة‌البحار، شيخ عباس قمي آورده ظلم، ظلمت روز قيامت است و تاريكي باطني انسان است. گناه، تاريكي است و اين تاريكي با «الله نور السماوات و الارض» قابل جمع شدن نيست.

فلسفه گريه بر امام حسين عليه‌السلام

* چرا براي امام حسين (ع) گريه كنيم؟

ـ واقعه كربلا يك جنبه عاطفي دارد و از اين گريه عاطفي هم نمي‌توان جلوگيري كرد.

ما به ميزاني كه به اهل بيت(ع) محبت داريم، بر مصيبت‌ها و درد و رنج‌هاي آنان گريه مي‌كنيم. اين گريه در اختيار ما نيست هر كسي كه محبوبي را از دست مي‌دهد، وقتي به ياد او مي‌افتد گريه مي‌كند.

گريه در طبيعت و فطرت انسان در هر دو جهت است. درباره امام حسين(ع)، هر وقت انسان به مصايب و درد و رنج‌هاي آن بزرگوار فكر مي‌كند، دلش مي‌تپد و گريه‌اش جاري مي‌شود. اين گريه‌ها درست است كه بر مبناي عاطفه است ولي بر همين عاطفه ختم نمي‌شود.

نكته‌ ديگر اينكه گريه بر سيدالشهدا (ع) احياي نهضت آن حضرت است. بر اين اساس دشمنان اسلام در طرحي مشخص گام برمي‌دارند تا كم كم و سنگر به سنگر ما را به عقب برانند تا اين واقعه عظيم را به فراموشي بسپاريم. لكن ما بايد كربلا را زنده نگه داريم و به تعبير امام خميني(ره) محرم و صفر را زنده نگه داريم كه ما هر چه داريم از محرم و صفر است. گريه‌ها باعث شوري مي‌شود كه شعورها مبتني بر همين شورهاست.

در زمان 8 سال دفاع مقدس اگر خانواده‌هاي محترم شهدا گريه مي‌كردند، دشمنان مي‌گفتند ببينيد اينها چقدر ضعف دارند كه با از دست دادن عزيزي اين گونه منفعل مي‌شوند. دشمنان از اين گريه‌ها سوء استفاده مي‌كردند. اما خانواده شهدا از حضرت زينب(س) كه در مجلس ابن زياد لعنت الله عليه، فرمود: «ما رايتُ الا جميلا»، الگوگيري كرده و اجازه هيچگونه سوء استفاده‌اي را به دشمنان ندادند.

اسلام، محمدي‌الحدوث و حسيني‌البقاء است. اگر درخت طيبه اسلام را پيامبر (ص) نشاندند، امام حسين(ع) آبياري نمودند تا باقي بماند و اين بقا امروز بر گريه‌ها و برپايي اين جلسات وابسته است.

لزوم پرهيز از روضه‌هاي نادرست

* در پايان درباره مداحي‌ها و روضه‌خواني‌ها در مجالس عزاداري اشاره داشته باشيم. به نظر شما مهمترين وظيفه در اين‌باره چيست؟

ـ پيشنهادي كه براي روضه خوانان و مداحان گرامي دارم اين است كه جرم و جنايت‌ها را به همان مقدار كه وجود دارد گفته و مبادا دروغ بگويند و نورانيت مجلس سيدالشهدا (ع) را به ظلمت و تاريكي دروغ، آلوده كنند.

دروغ، فقط براي امام معصوم و اهل بيت(ع) نيست. ما حتي مجاز نيستيم كه به دشمن هم دروغ ببنديم، دروغ هرچه باشد حرام است. مگر دشمنان اهل بيت عليهم‌السلام در حقيقت، كم خيانت كرده‌اند كه لازم باشد مداحان و واعظين به آنها دروغ اضافه كنند؟

مرحوم حاج شيخ عباس قمي در انتهاي جلد اول منتهي‌الامال، از استاد خود نقل مي‌كند كه پاي منبري نشسته بودند و در حال گوش دادن به روضه‌اي بودند.

روضه خوان لحظه وداع امام حسين(ع) را اين چنين بازگو مي‌كرد: «سيدالشهدا (ع) و حضرت عباس(ع) پشت خيمه‌ها بودند، امام خواهرشان زينب (س) را صدا كردند كه خداحافظي كنند و گفتند: يا زينب يا زينب...»

حاج شيخ عباس قمي گفت: خدا دهانت را بشكند، چرا دروغ مي‌گويي؟ امام يكبار حضرت زينب(س) را صدا كردند! بزرگان ما اينگونه مقيد بوده‌‌اند كه دروغ به محافل و مجالس امامان و اهل بيت(ع) وارد نشود. ما نيز بايد به پيروي از آنان واقعيات را درست بازگو كرده و اجازه ندهيم مطلب غير صحيحي به محافل و مجالس حسيني ما راه پيدا كند.

شيعه آنلاين