اگر معصومين عصمت داشته‌اند، پس در عدم ارتكاب به گناه هنري نكرده‌اند؟!

اين شبهه اخيراً بسيار در ميان نوجوانان و جوانان (به ويژه در دبيرستان‌ها و دانشگاه‌ها) رايج شده و بيان مي‌گردد!
براي روشن‌تر شدن مطلب، لازم است به چند نكته‌ي ذيل دقت بفرماييد:
1- عصمت، به معناي نگه‌داشته شدن است. و معصوم نه تنها از گناه، بلكه از خطا، فراموشي و غفلت نيز نگاه‌داشته شده مي‌باشد. اين عصمت، ناشي از علمي است. علمي كه خداوند متعال به دو صورت «وحي» و «القا» به معصومين عطا فرموده است.
2- اما نكته اينجاست كه «علم» نه تنها اختيار را از انسان سلب نمي‌كند، بلكه سبب تقويت آن نيز مي‌گردد. پس علم معصومين سبب سلب اختيار از آنان در عدم يا سرپيچي از تكليف نمي‌گردد.
3- هنر، اين نيست كه انسان توان كاري را نداشته باشد و آن را انجام دهد و يا نسبت به چيزي علم نداشته باشد و اتفاقاً كار درستي را انجام دهد. بلكه هنر اين است كه انسان بر اساس علم و تواني كه دارد، عمل صالح انجام دهد.
توضيح:
بسياري از كارهايي كه انسان‌هاي معمولي آن را نكوهيده و زشت (يا همان گناه) مي‌دانند و انجام نمي‌دهند، به علت علمي است كه قبح و مضرات آن دارند.
ممكن است اين سؤال در ذهن ايجاد شود كه بسياري از مردم به قبح و مضرات چيزي علم دارند، اما خود را از آن نگاه نمي‌دارند! مانند علمي كه همه عالم به مضرات نوشيدني‌هاي مست كننده دارند. پاسخ اين است كه اغلب «علم» به يك موضوع كفايت نمي‌كند. مثل كسي كه علم به ارتفاع ساختمان، جاذبه و سختي زمين داشته باشد، اما نسبت به نرمي بدن خود و يا اين كه دستان انسان قدرت پرواز ندارند نداشته باشد و تصميم به پرواز و فرود مانند پرندگان بگيرد!
لذا ممكن است كسي به مضرات مشروب علم داشته باشد، اما به اراده، ضرورت عمل به علم، مصايب و گرفتاري‌هاي عمل به جهل و... نداشته باشد.
جال ممكن است اين سؤال مطرح شود، كه در هر حال علم جامع توسط وحي و القا به معصومين (ع) عطا شده بود!
دقت فرماييد كه خداوند متعال به ساير انسان‌ها نيز از طريق وحي (توسط كتاب، انبياء‌ و اولياء) و هم چنين الهام و القا ـ (چنان چه در سوره الشمس مي‌فرمايد: فالهما فجورها و تقويها – پس زشتي‌ها و خوبي‌ها را به او الهام كرديم) علم داده است و توان عمل به علم را نيز داده است و در هر كجا كه توان نباشد، تكليف را برداشته است. مثل كسي كه به واجب بودن حج براي مستطيع علم دارد، ولي خودش مستطيع نيست و توان حج ندارد، يا علم به وجود جهاد در ميدان دارد، اما به علت كهولت يا نقص عضو، توان آن را ندارد. پس اگر چنين كسي به حج نرفت و يا در جهاد شركت ننمود، گناهي مرتكب نگرديده است.
چنين علمي، نه تنها اختيار را از انسان سلب نمي‌كند، بلكه سبب تقويت آن مي‌شود و معصومين (ع) نيز از قاعده مستثنيٰ نيستند. اين شبهه مثل اين است كه بگوييم: اگر كسي علم داشت كه تحصيل فوايد بسياري دارد و به سراغ تحصيل رفت، پس مجبور به تحصيل بوده و در ادامه تحصيل و كسب مدارج بالاي عملي هنري نكرده است!

http://www.x-shobhe.com/main.php?sid=16