چرا تعداد امامان 12 نفر است‚ نه كمتر و نه بيشتر؟

آيت الله سبحاني

پاسخ: از آنجا كه مسيله امامت در منطق شيعه به امت واگذار نشده است‚ همه مسايل آن مربوط به خدا و ابلا‌غ از طرف پيامبر اكرم صلي‌اللّه‌عليه‌وآله است. طبعاً علت حصر امامان به دوازده تن از جمله مسايلي است كه فلسفه آن براي ما روشن نيست و نظاير آن در شرايع آسماني كم نيست‚ اينك به نمونه‌هايي اشاره مي‌كنيم:

1- پيامبران اولواالعزم عليهم‌السلا‌م از پنج تن تجاوز نمي‌كنند. مقصود پيامبراني هستند كه داراي شريعت بوده و ديگر پيامبران‚ ما›مور به ترويج آنها بودند‚ اسامي چهار نفر از آنان در قرآن مجيد در سوره شوري آيه 13 آمده است‚ و فرد پنجم همان كسي است كه خطاب"اوحينا اليك"متوجه او است‚ و او كسي جز پيامبر مكرم اسلا‌م صلي‌اللّه‌عليه‌وآله نيست. شرع لكم من الدين ما وصّي به نوحا والذي اوحينا اليك و ما وصّينا به ابراهيم و موسي و عيسي (1)
آييني را براي شما تشريع كرد كه به نوح توصيه كرده بود وآنچه را كه به تو وحي كرديم و آنچه را كه ابراهيم و موسي و عيسي را بدان سفارش كرده بوديم.(2)
نقباي بني‌اسراييل دوازده تن بودند‚ چنان كه مي‌‌فرمايد: ولقد اخذ اللّه ميثاق بني اسراييل و بعثْنا منهم اثني عشر نقيبا
خداوند از بني اسراييل پيمان گرفت و از ميان آنان دوازده سرپرست برانگيختيم.
خلفا از نظر اهل سنت چهار نفر هستند‚ نه كمتر و نه بيشتر. آيا فلسفه اين ارقام و اعداد براي همگان روشن است؟!

اصولا‌ علت اين كه شماره امامان در دوازده محصور مي‌باشد‚ روايت پيامبر اكرم صلي‌اللّه‌عليه‌وآله است كه آنان را به همين عدد معرفي فرموده‌اند.

مسلم در صحيح خود از جابربن سمره نقل مي‌كند كه سمعت رسول اللّه يقول: لا‌يزال الا‌سلا‌م عزيزا الي اثني عشر خليفة. و نيز نقل مي‌كند كه آن حضرت فرمودند: لا‌ زال هذا الدين عزيزا منيعا الي اثني عشر خليفة كلهم من قريش(3)

حاصل اين دو حديث اين است كه اين دين- اسلا‌م- تا زمان رهبري دوازده تن از خلفاي پيامبر‚ نيرومند و آسيب‌ناپذير خواهد ماند.

روايات با اين مضمون در ديگر صحاح و مسانيد نيز وجود دارد. ابو داود (4) و ترمذي (5) در سنن و احمد در مسند (6) خود‚ و حاكم در مستدرك (7) آنها را نقل كرده‌اند.

بنابراين اگر شيعه‚ پيشوايان معصوم خود را در دوازده تن محصور مي‌داند‚ يكي از ادله عقيده آنان همين روايات اثنا عشر خليفة است‚ البته براي ديگر خصوصيات اين خلفاي دوازده‌گانه‚ ادله ديگري است كه در محل خود به تفصيل بيان شده است.

اما مسيله ولا‌يت فقيه‚ تنها مربوط به زمان غيبت نيست‚ بلكه در زمان حضور نيز فقيهان جامع‌الشرايط‚ داراي منصب افتاء و قضاوت و رفع خصومت هستند‚ زيرا به خاطر گستردگي جهان اسلا‌م‚ شيعيان نمي‌توانستند در هر زمان مستقيما به امامان مراجعه كنند‚ طبعا مجتهد مسلم كه اسلا‌م را درست شناخته باشد‚ جانشين آنان در هر برهه از زمان مي‌باشد‚ خواه در زمان غيبت‚ و خواه در عصر حضور.

زمان اعتقاد به امامت دوازده تن

سيوال: آيا اعتقاد به امامت دوازده تن در عهد رسالت وجود داشته‚ يا پس از وفات امام حسن عسكري عليه‌السلا‌م پيدا شده است؟

پاسخ: اعتقاد به خلا‌فت دوازده تن از قريش- يا از بني هاشم- در عصر پيامبر اكرم صلي‌اللّه‌عليه‌وآله مطرح بوده‚ ولي آشنايي به اسامي و هويت آنان به تدريج انجام گرفته است‚ زيرا هر امامي‚ وصي و امام بعدي را معين و معرفي مي‌نمود‚ توضيح اين كه: دلا‌يل قاطع نشان مي‌دهد كه پيامبر اسلا‌م صلي‌اللّه‌عليه‌وآله امامت و رهبري حضرت علي عليه‌السلا‌م را در مواقع مختلف و بالا‌خص در روز غدير اعلا‌م فرمودند‚ و تشيع به معني رهبري حضرت علي عليه‌السلا‌م به صورت يك اصل اعتقادي درآمد‚ همچنان كه امامت و پيشوايي دو نور ديده خود‚ حسن و حسين عليهما‌السلا‌م را نيز در عصر خود مطرح كرده و فرموده است: الحسن و الحسين امامان قاما او قعدا (8)

حسن و حسين هر دو پيشواي امتند‚ خواه زمام امور را رسما به دست بگيرند‚ و خواه خانه‌نشين باشند.

پس از شهادت حضرت حسين‌بن علي عليه‌السلا‌م و رسوايي خلا‌فت امويان‚ ديدگان امت متوجه فرزند ايشان امام سجاد عليه‌السلا‌م شد‚ و پس از آن حضرت‚ امام محمد باقر و امام صادق عليهما‌السلا‌م احياگر سنت پيامبر صلي‌اللّه‌عليه‌وآله و پيشواي محدثان و فقيهان گشتند‚ و به همين ترتيب‚ هر امامي در عصر خود‚ با وجود تمامي خفقان‌ها و تنگناها‚ وظيفه خود را در حد امكان انجام داد و شيعيان نيز به امامت آنان اعتقاد راسخ داشتند.

تصور اين كه اعتقاد به امامت امامان در دوران حضرت امام حسن عسكري عليه‌السلا‌م شكل گرفته باشد‚ ناشي از ناآگاهي از تاريخ تشيع است.

امامان شيعه و مسند خلا‌فت

سيوال: درست است كه جابربن سمره از پيامبر گرامي اسلا‌م صلي‌اللّه‌عليه‌وآله خلا‌فت دوازده‌تن را نقل كرده است‚ ولي گفتار پيامبر اكرم صلي‌اللّه‌عليه‌وآله شامل دوازده امام شيعه نمي‌شود‚ زيرا آنان هيچگاه بر مسند خلا‌فت تكيه نزده‌اند.

پاسخ: وظيفه پيامبران اين است كه مردم را به وظايف خود آشنا كنند‚ خواه مردم بپذيرند يا نپذيرند. حضرت موسي عليه‌السلا‌م‚ برادر خود هارون را به عنوان خليفه خويش معرفي كرد و فرمود: و قال موسي لا‌خيه هارون اخلفني في قومي و اصلح و لا‌تتّبع سبيل المفسدين (9)

‌آنگاه موسي به برادرش هارون گفت: جانشين من در مردم باش و آنان را اصلا‌ح كن و از روش مفسدان پيروي ننما.

ولي در عين حال قوم موسي‚ به چنين خليفه‌اي ارج ننهاده و با او به مخالفت برخاستند‚ تا جايي كه نزديك بود او را بكشند‚ چنان كه مي‌گويد: ان القوم استضعفوني و كادوا يقتلونني(10)

مردم مرا ناتوان ساختند و نزديك بود مرا بكشند.

اگر مشروعيت خلا‌فت هر خليفه مشروط به پذيرش مردم باشد‚ مي‌توان اين اشكال را درباره نبوت انبيا و رسالت رسولا‌ن نيز مطرح نمود‚ زيرا در طول تاريخ كمتر پيامبري موفق شد به رسالت خود‚ جامه عمل بپوشاند. اعتبار سند ايمه اثناعشر

سيوال: آيا سند حديث جابربن سمره كه عدد امامان را دوازده تن مي‌داند‚ ضعيف نيست؟

پاسخ: احاديث دوازده خليفه را‚ بخاري و مسلم در <صحيح> خود‚ و ابوداود و ترمذي در <سنن> خود و احمد در مسند و حاكم در مستدرك آورده‌اند.

روايات صحيحين يعني بخاري و مسلم نزد اهل سنت‚ از اعتبار بالا‌يي برخوردار است و هر نوع خدشه را در سند و مضمون آن ناروا مي‌دانند. شعار دانشمندان سني اين است: كل ما في صحيح البخاري صحيح‚ بنابراين چگونه مي‌توان سند روايات جابربن سمره را ضعيف دانست؟

ابن حجر در مقدمه كتاب فتح الباري كه شرح صحيح بخاري است‚ يادآور مي‌شود كه كليه روايات صحيح بخاري معتبر است‚ آنگاه برخي مناقشات را مطرح مي‌كند و به آنها پاسخ مي‌دهد. (11)

ممكن است گفته شود: خبر جابربن سمره‚ خبر واحد است و چنين خبري در مورد عقايد حجت نيست.

پاسخ آن روشن است كه اگر دليل امامت آنان‚ به روايت جابربن سمره منحصر بود‚ اين اعتراض محل داشت‚ ولي ادله امامت پيشوايان معصوم به اندازه‌اي است كه بر هر فرد منصف يقين‌آفرين مي‌باشد.

امامت دوازده تن و عهدين

سيوال: آيا نظريه امامت دوازده امام از عهدين اقتباس نشده است؟

پاسخ: پيامبر گرامي صلي‌اللّه‌عليه‌وآله آنگاه كه امامان دوازده‌گانه را معرفي مي‌كنند‚ چنين مي‌فرمايند: يملك هذه الا‌مة اثنا عشر خليفة كعدد نقباء بني اسراييل (12) زمام امور اين امت را دوازده جانشين من به دست مي‌گيرند كه تعداد آنان با تعداد نقباء بني اسراييل برابر است.

از ابن مسعود سيوال شد: چند نفر زمام امور اين امت را به دست مي‌گيرند؟ او در پاسخ گفت: ما اين موضوع را از پيامبر خدا صلي‌اللّه‌عليه‌وآله پرسيديم‚ حضرت فرمودند: اثنا عشر كعدة نقباء بني اسراييل (13)

بنابراين منشا اين عدد خود پيامبر صلي‌اللّه‌عليه‌وآله است و بسيار جاي تا›سف است كه انسان براي اثبات عقيده خود‚ ميراث فرهنگي خود را تخطيه كند و بگويد عدد امامان از عهدين گرفته شده است. در اين صورت بايد بگوييم بخاري و مسلم نيز احاديث خود را از عهدين گرفته‌اند.


1. شوري / 13
2. مايده / 12
3. صحيح مسلم 6 / 3 و 4
4. سنن ابوداود‚ كتاب مهدي 207/ چاپ مصر
5. سنن ترمذي /2 45 چاپ 1342
6. مسند احمد/5 -86 106
7. مستدرك حاكم‚ كتاب معرفت صحابه 3 / 617 چاپ هند.
8. الرسالة في نصيحةالعامة‚ نگارش ابواسعد‚ المحسن بن كرامة بيهقي‚ ص 18و 68‚ احقاق الحق: 26 / 48
9. اعراف / 142
10. اعراف / 150
11. هدي الساري فتح البخاري/ 11; اين كتاب به عنوان مقدمه بر كتاب فتح الباري في شرح البخاري نوشته شده است.
12. منتخب كنزالعمال‚ در حاشيه مسند احمد /5 312.
13. تاريخ الخلفاء‚ سيوطي10/.

حوزه نيوز