نقدي بر اسلام شناسي شريعتي(5)

قبلي ۵. شرك پدران پيامبر!!

دكتر شريعتي در ص 462 در توضيح ايمان پدران رسول گرامي اسلام| اين گونه توضيح مي‌دهد:

ابراهيم، بت شكن تاريخ بشر، تربيت يافته‌ي آذر، بت‌تراش جامعه خويش، است...

محمد در دامان بت پرستي رشد مي‌كند. درست است كه مورخين اسلام همه مي‌كوشند تا دامان عبدالمطلب و ابوطالب را از شرك پاك سازند و اين يك تمايل عمومي است كه انسان دوست دارد قهرمان گرامي و مورد احترامش از خانداني پاك، شريف و محترم باشد. همه قهرمانان ملي و اساطيري يا از خدايانند يا لااقل از خاندان امرا و قهرمانان، و اين بصورت يك اصل كلّي در تراژدي و حماسه در آمده است.

عبد المطلب هر چند مردي است مهربان، محترم و شريف ولي نمي‌توان انكار كرد كه پرده دار كعبه و ساقي بت‌پرستان و پاسدار و متولي رسمي بتخانه است و محمد كه بايد بزودي اين بتها را يكايك فرو ريزد در خانه‌ي وي بزرگ مي‌شود.

پاسخ اول: آيا كاربرد لفظ بتخانه براي كعبه، توهين به بيت‌الله نيست؟ آيا اين جمله در شأن يك عالم است؟

دوم: در مورد ايمان عبدالمطلب و ابوطالب‘، در زيارت وارث مي‌خوانيم «يا مَولايَ يا اباعبد‌اللهِ اَشهَدُ اَنَّكَ كُنتَ نوراً في الاصلابِ الشامِخَةِ وَ الاَرحام ِالمُطَهَّرَةِ لَم تُنَجِّسكَ الجاهِلِيَّةُ بِاَنجاسِها وَلَم تُلبِسكَ مِن مُدلَهِماتِ ثِيابِها...» اي مولاي من، اي ابا‌‌عبدالله، گواهي مي‌دهم كه تو نوري بودي در پشت مردان بلند مرتبه و در رحم‌هاي پاك. دوران جاهليّت، با همه پليدي‌هايش تو را آلوده نكرد و از تيرگي‌هاي ‌جامه‌هايش در بَر تو نكرد.

نيز در زيارت ششم اميرالمؤمنين× در مفاتيح مي‌خوانيم: اشهد انكّ طُهرٌ طاهرٌ مُطَهّر مِن طُهرٍِِ طاهرٍٍ مُطهّر: سلام به پيشگاهت، اي ‌امير مؤمنان، گواهي مي‌دهم همان گونه كه شما پاك و مقدس و منزه از هر آلودگي هستيد از دودماني پاك و مقدس و منزه از هر آلودگي متولد شده‌ايد.

همچنين اميرمؤمنان× در خطبه‌ي161 نهج البلاغه خاندان پيامبر| را اين گونه توصيف مي‌كند: أسرتُهُ خير أسرة و شجرتُهُ خير شجرة أغصانها معتدلةٌ و ثمارها متهدلةٌ: خانواده‌ي او (پيامبر) نيكوترين خانواده، درخت وجودش از بهترين درختان.... و تمامي اين جملات بر ايمان همه‌ي اجداد پيامبر اكرم| دلالت كامل دارند. اگر مشركان، بتي در خانه خدا گذاشته اند، نه مي‌توان خانه‌‌‌ي خدا را بتخانه ناميد و نه متولي آن را بت پرست. پيامبر اكرم| در دامان توحيد رشد كرد و اجداد گرامي ايشان نيز به دين حنيف ابراهيمي خدا را پرستش مي‌كرده‌اند.

يكي از دلايل دين ابراهيمي عبدالمطلب، سنتهايي بود كه در زمان جاهليت، مرسوم نمود و پيامبر اكرم| بعد از بعثت، آنها را تصويب و تاييد فرمود.

سوم: در حمله ابرهه به كعبه كه تعدادي از شترهاي عبدالمطلب توسط سپاه ابرهه ربوده شده بود، عبدالمطلب به نزد ابرهه آمد و درخواست كرد كه شترهايش به وي باز گردانده شود. ابرهه گفت: من تصور كردم كه درخواست تو اين است كه به كعبه حمله نكنيم. حضرت عبدالمطلب جمله‌اي تاريخي به وي گفت كه گوياي اوج ايمان و توكل ايشان به خداي يكتا است. فرمود: أنا رَبُ الاِبِلِ وَ لهذا البيتُ ربٌّ يَمنَعُهُ: من صاحب شترانم و اين خانه نيز خود صاحبي دارد كه آن را حفظ خواهد كرد.[1]

چهارم: سنت‌هاي عبد‌المطلب: پيامبر| به حضرت علي× فرمود: اي علي، عبد المطلب در زمان جاهليّت پنج سنت گذاشت كه خداوند متعال آنها را در اسلام پذيرفت:

1. در جاهليّت پسران با زنان پدرانشان (مادر خوانده) ازدواج مي‌كردند. عبد المطلب آن را حرام كرد و خداوند آيه 22 سوره نساء را چنين نازل كرد: لاَ تَنكِحُواْ مَا نَكَحَ آبَاؤُكُم مِّنَ النِّسَاء: با زنان پدرانتان ازدواج نكنيد.

2. وقتي گنجي مي‌يافت خمس آن را جدا مي‌كرد و صدقه مي‌داد. خداوند آيه41 سوره‌ي انفال را نازل كرد: واعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَيْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُول: بدانيد، هر گونه غنيمتي به دست آوريد، خمس آن براي خدا و براي پيامبر... است.

3. وقتي زمزم را حفر كرد آن را ويژه‌ي سيراب كردن حاجيان قرار داد. خداوند آيه‌ي 19 سوره برايت را نازل كرد: أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِالله وَالْيَوْمِ الآخِرِ.

4. عبد المطلب براي كشتن انسان صد شتر قرار داد و خداوند ديه‌ي انسان را در اسلام صد شتر قرار داد.

5. در جاهليّت براي طواف عدد خاصي مشخص نبود. هر كس هر چه قدر دلش مي‌خواست انجام مي‌داد. عبد المطلب براي طواف هفت شوط قرار داد. خداوند نيز در اسلام هفت شوط قرار داد.[2]

پنجم: توسل عبد المطلب بر پيامبر در دوران شيرخوارگي:

شهرستاني مي‌نويسد: زماني قحطي و خشكسالي سرزمين مكّه را فرا گرفت و ابرها از باريدن خوداري كردند. مردم مكّه در فشار شديد قرار گرفتند. عبدالمطلب قنداقه‌ي رسول اكرم‌| را روي دست گرفت و مقابل كعبه ايستاد و گفت: خدايا، به حق اين نوزاد، باران رحمت خود را همواره بر ما بباران! ساعتي نگذشت كه ابر سياهي فضاي مكّه را فرا گرفت و بارن شديدي باريد، به گونه‌اي كه مردم ترس آن داشتند كه خانه‌ي خدا در معرض سيل قرار گيرد.[3]

ابن حجر مي‌گويد: بزرگان قريش همانند عبدالله جدعان و حرب بن اميّه، به عبدالمطلب اظهار داشتند: اي پدر حجاز، اين مولود بر شما مبارك باشد.[4]

يكي از بهترين دلايل بر توحيد و ايمان حضرت عبدالمطلب نحوه مبعوث شدن ايشان در روز قيامت است.

امام صادق× مي‌فرمايد: خداوند عبد المطلب را در قيامت در سيماي پيامبران و در لباس شاهان مبعوث مي‌كند.[5] در حالي كه در روز قيامت مجرمان و كفار با سيمايشان (كه تجسم شرك و گناه آنها است) شناخته مي‌شوند و كسي كه به سيماي پيامبران مبعوث شود حتماً لحظه‌اي را در شرك نگذرانده است.

امام صادق× مي‌فرمايد: عبد المطلب به تنهايي يك امّت مبعوث مي‌شود و رونق سلاطين و هييت پيغمبران دارد. و اين به سبب آن است كه او نخستين معتقد به بدا بود.[6]


[1]. ترجمه‌ي اصول الكافي، ج 2، ص 338.

[2]. وسايل الشيعة، 30 جلدي، حر عاملي، ج 20، ص 416، حديث 25966؛ بحار الأنوار، علامه مجلسي، ج 93، ص190، چاپ بيروت، ج 96، چاپ تهران.

[3]. الملل و النحل، ج 2، ص 249.

[4]. الاصابه، ج 8، ص 136، شماره 11183.

[5]. شرح نهج البلاغة، ابن أبي الحديد، ج 14، ص 68، اصول كافي، ج 2، ص 337، حديث 24.

[6]. ترجمه‌ي اصول كافي، ج 2، ص 337، حديث 24.

بعدي