سَيِّدُ الشُّهَداءِ مِنَ الأَوَّلينَ وَالآخِرينَ سَرور شهيدان از آغاز تاريخ تا پايان آن

1- كامل الزيارات عن ابن أبي يعفور عن أبي عبد اللّه: بَينَما رَسولُ اللّه ِ صلي الله عليه و آله في مَنزِلِ فاطِمَةَ عليهاالسلام وَالحُسَينُ عليه السلام في حِجرِهِ إذ بَكي وخَرَّ ساجِدا ثُمَّ قالَ: يا فاطِمَةُ يا بِنتَ مُحَمَّدٍ إنَّ العَلِيَ الأَعلي تَراءي لي في بَيتِكِ هذا في ساعَتي هذِهِ في أحسَنِ صورَةٍ وأهيَأِ هَييَةٍ فَقالَ لي: يا مُحَمَّدُ أتُحِبُّ الحُسَينَ قُلتُ: نَعَم يا رَبِّ قُرَّةُ عَيني ورَيحانَتي وثَمَرَةُ فُؤادي وجِلدَةُ ما بَينَ عَينَيَّ. فَقالَ لي: يا مُحَمَّدُ ـ ووَضَعَ يَدَهُ عَلي رَأسِ الحُسَينِ [1] ـ بورِكَ مِن مَولودٍ عَلَيهِ بَرَكاتي وصَلَواتي ورَحمَتي ورِضواني ونَقِمَتي ولَعنَتي وسَخَطي وعَذابي وخِزيي ونَكالي [2] عَلي مَن قَتَلَهُ وناصَبَهُ وناواهُ ونازَعَهُ. أما إنَّهُ سَيِّدُ الشُّهَداءِ مِنَ الأَوَّلينَ وَالآخِرينَ فِي الدُّنيا وَالآخِرَةِ وسَيِّدُ شَبابِ أهلِ الجَنَّةِ مِنَ الخَلقِ أجمَعينَ وأبوه أفضَلُ مِنهُ وخَيرٌ فَأَقرِيهُ السَّلامَ وبَشِّرهُ بِأَنَّهُ رايَةُ الهُدي ومَنارُ أولِيايي وحَفيظي وشَهيدي عَلي خَلقي وخازِنُ عِلمي وحُجَّتي عَلي أهلِ السَّماواتِ وأهلِ الأَرَضينَ وَالثَّقَلَينِ الجِنِّ وَالإِنسِ.[3]
 كامل الزيارات ـ به نقل از ابن ابي يعفور از امام صادق عليه السلام: پيامبر صلي الله عليه و آله در خانه فاطمه عليهاالسلام و حسين عليه السلام در دامانش بود كه ناگهان گريست و به سجده افتاد و سپس فرمود: «اي فاطمه! اي دختر محمّد! اكنون و در اين خانه تو فرستاده خداي والاي والايان به بهترين صورت و نيكوترين هييت برايم جلوه گر شد و از طرف خداوند به من گفت: اي محمّد! آيا حسين را دوست مي داري. گفتم: آري اي خداي من! حسين نور چشم و دسته گل و ميوه دل و تخم چشمان من است. سپس آن فرستاده در حالي كه دستش را بر سر حسين عليه السلام نهاده بود[4] از قول خداوند گفت: اي محمّد! قدم نورسيده مبارك! بركت ها درودها و رحمت و رضايت من بر او و نكبت و لعنت و ناخشنودي و عذاب و رسوايي و مجازاتم براي هر كه او را بكشد و با او مخالفت كند و دشمني ورزد و بستيزد. هان كه او سَرور شهيدان اوّلين و آخرين در دنيا و آخرت و سَرور جوانان بهشتي از ميان همه مردم است و پدرش از او هم برتر و بهتر است. به او سلام برسان و بشارتش ده كه پرچم هدايت و چراغ راه اولياي من و نگاهبان و ديده بان من بر خلق من و نگه دارنده علم من و حجّت من بر آسمانيان و زمينيان و ثَقَلين يعني جن و انس است »

2- الكافي عن أبي بصير عن أبي عبد اللّه عن أبيه الباقر ـ في حَديثِ اللَّوحِ ـ: فَأَشهَدُ بِاللّه ِ أنّي هكَذا رَأَيتُهُ مَكتوبا:... وجَعَلتُ حُسَينا خازِنَ وَحيي وأكرَمتُهُ بِالشَّهادَةِ وخَتَمتُ لَهُ بِالسَّعادَةِ فَهُوَ أفضَلُ مَنِ استُشهِدَ وأرفَعُ الشُّهَداءِ دَرَجَةً جَعَلتُ كَلِمَتِيَ التّامَّةَ مَعَهُ وحُجَّتِيَ البالِغَةَ عِندَهُ.[5]
 الكافي ـ به نقل از ابو بصير از امام صادق عليه السلام: خدا را گواه مي گيرم كه من ديدم چنين نوشته شده است: «... و حسين را خزانه دار وحيَم قرار دادم و با شهادت او را گرامي داشتم و سرانجامش را به سعادت رساندم كه او برترينِ شهيدان است و بالاترين درجه آنان را دارد. كلمه كاملم را همراه او كردم و حجّت رسايم را نزد او نهادم.»

يَقتُلونَهُ صَبرا ويَقتُلونَ وُلدَهُ ومَن مَعَهُ او را در محاصره مي كُشند و فرزندان و همراهانش را نيز مي كُشند

3- كامل الزيارات عن حمّاد بن عثمان عن أبي عبد اللّه لَمّا اُسرِيَ بِالنَّبِيِّ صلي الله عليه و آله إلَي السَّماءِ قيلَ لَهُ: إنَّ اللّه َ تَبارَكَ وتَعالي يَختَبِرُكَ في ثَلاثٍ لِيَنظُرَ كَيفَ صَبرُكَ. قالَ: اُسَلِّمُ لِأَمرِكَ يا رَبِّ ولا قُوَّةَ لي عَلَي الصَّبرِ إلّا بِكَ فَما هُنَّ قيلَ لَهُ: أوَّلُهُنَّ: الجوعُ وَالأَثَرَةُ [6] عَلي نَفسِكَ وعَلي أهلِكَ لِأَهلِ الحاجَةِ. قالَ: قَبِلتُ يا رَبِّ ورَضيتُ وسَلَّمتُ ومِنكَ التَّوفيقُ وَالصَّبرُ. وأمَّا الثّانِيَةُ: فَالتَّكذيبُ وَالخَوفُ الشَّديدُ وبَذلُكَ مُهجَتَكَ في مُحارَبَةِ أهلِ الكُفرِ بِمالِكَ ونَفسِكَ وَالصَّبرُ عَلي ما يُصيبُكَ مِنهُم مِنَ الأَذي ومِن أهلِ النِّفاقِ وَالأَلَمِ فِي الحَربِ وَالجِراحِ. قالَ: قَبِلتُ يا رَبِّ ورَضيتُ وسَلَّمتُ ومِنكَ التَّوفيقُ وَالصَّبرُ. وأمَّا الثّالِثَةُ: فَما يَلقي أهلُ بَيتِكَ مِن بَعدِكَ مِنَ القَتلِ أمّا أخوكَ عَلِيٌّ فَيَلقي مِن اُمَّتِكَ الشَّتمَ وَالتَّعنيفَ وَالتَّوبيخَ وَالحِرمانَ وَالجَحدَ وَالظُّلمَ وآخِرُ ذلِكَ القَتلُ. فَقالَ: يا رَبِّ قَبِلتُ ورَضيتُ ومِنكَ التَّوفيقُ وَالصَّبرُ. وأمَّا ابنَتُكَ فَتُظلَمُ وتُحرَمُ ويُؤخَذُ حَقُّها غَصبا الَّذي تَجعَلُهُ لَها وتُضرَبُ وهِيَ حامِلٌ ويُدخَلُ عَلَيها وعَلي حَريمِها ومَنزِلِها بِغَيرِ إذنٍ ثُمَّ يَمَسُّها هَوانٌ وذُلٌّ ثُمَّ لا تَجِدُ مانِعا وتَطرَحُ ما في بَطنِها مِنَ الضَّربِ وتَموتُ مِن ذلِكَ الضَّربِ. قالَ:[7] إنّا للّه ِِ وإنّا إلَيهِ راجِعونَ قَبِلتُ يا رَبِّ وسَلَّمتُ ومِنكَ التَّوفيقُ وَالصَّبرُ [8]. ويَكونُ لَها مِن أخيكَ ابنانِ يُقتَلُ أحَدُهُما غَدرا ويُسلَبُ ويُطعَنُ تَفعَلُ بِهِ ذلِكَ اُمَّتُكَ. قالَ: يا رَبِّ قَبِلتُ وسَلَّمتُ إنّا للّه ِِ وإنّا إلَيهِ راجِعونَ ومِنكَ التَّوفيقُ وَالصَّبرُ. وأمَّا ابنُهَا الآخَرُ فَتَدعوهُ اُمَّتُكَ لِلجِهادِ ثُمَّ يَقتُلونَهُ صَبرا [9] ويَقتُلونَ وُلدَهُ ومَن مَعَهُ مِن أهلِ بَيتِهِ ثُمَّ يَسلُبونَ حَرَمَهُ فَيَستَعينُ بي وقَد مَضَي القَضاءُ مِنّي فيهِ بِالشَّهادَةِ لَهُ ولِمَن مَعَهُ ويَكونُ قَتلُهُ حُجَّةً عَلي مَن بَينَ قُطرَيها [10] فَيَبكيهِ أهلُ السَّماواتِ وأهلُ الأَرَضينَ جَزَعا عَلَيهِ وتَبكيهِ مَلايِكَةٌ لَم يُدرِكوا نُصرَتَهُ. ثُمَّ اُخرِجُ مِن صُلبِهِ ذَكَرا بِهِ أنصُرُكَ وإنَّ شَبَحَهُ عِندي تَحتَ العَرشِ....[11]
 كامل الزيارات ـ به نقل از حمّاد بن عثمان از امام صادق عليه السلام: شبي كه پيامبر صلي الله عليه و آله را به آسمان بردند به او گفته شد: خداوند ـ تبارك و تعالي ـ تو را در سه چيز مي آزمايد تا شكيبايي ات را ببيند. پيامبر صلي الله عليه و آله گفت: «اي خداي من! در برابر امرت تسليم هستم و جز به نيروي تو مرا صبري نيست. آنها چيستند. به پيامبر صلي الله عليه و آله گفته شد: نخستين آنها گرسنگي و مقدّم داشتن نيازمندان بر خود و خانواده ات است. پيامبر صلي الله عليه و آله گفت: «اي خداي من! پذيرفتم و راضي و تسليم شدم و توفيق و صبر از توست. گفته شد: دومين چيز كه بايد بر آن صبر كني تكذيب شدن و هراس شديد و جانبازي ات در جنگ با مال و جان در برابر كافران است و نيز صبر بر آزاري است كه از آنان (كافران) و منافقان به تو مي رسد و نيز درد و زخم جنگ. پيامبر صلي الله عليه و آله گفت: «اي خداي من! پذيرفتم و راضي و تسليم شدم و توفيق و صبر از توست. گفته شد: و سومين چيز صبر بر كشتارهايي است كه خاندانت پس از تو با آن رو به رو مي شوند. برادرت علي از امّتت دشنام و زورگويي و سرزنش و ناكامي و انكار و ستم مي بيند و در پايان هم كشته مي شود. پيامبر صلي الله عليه و آله گفت: «اي خداي من! پذيرفتم و خشنود شدم و توفيق و صبر از توست. گفته شد: و دخترت بر او ستم مي شود و محروم مي گردد و حقّي را كه تو برايش قرار داده اي از او غاصبانه مي گيرند و او را در حال بارداري مي زنند و بر او و حريم و خانه اش بدون اجازه در مي آيند و سستي و تحقير و خواري به او مي رسد و جلوگيرنده اي نمي يابد و بر اثر زده شدن آنچه در شكم دارد سقط مي كند و از همان زدن نيز از دنيا مي رود. پيامبر صلي الله عليه و آله گفت: «ما از خدا هستيم و به سوي او باز مي گرديم. اي خداي من! پذيرفتم و تسليم شدم و توفيق و صبر از توست. گفته شد: و فاطمه از برادرت (علي) دو پسر دارد كه يكي از آن دو را به نيرنگ و خيانت مي كشند و اموالش را به غارت مي برند و نيزه اش مي زنند و اينها را امّتت انجام مي دهند. پيامبر گفت: «اي خداي من! پذيرفتم و تسليم هستم. ما از آنِ خداييم و به سوي او باز مي گرديم و توفيق و صبر از توست. گفته شد: و امّتت پسر ديگر فاطمه را به جهاد مي خوانند و آن گاه او را محاصره مي كنند و مي كشند و فرزندان و هر كس از خاندانش را كه همراه اوست مي كشند و حرمش را غارت مي كنند. او از من كمك مي جويد امّا قضاي حتمي من در شهادت او و همراهيان اوست و كشته شدنش حجّت بر همه ساكنان سراسر زمين است. آسمانيان و زمينيان از سر بي تابي بر او مي گريند و نيز فرشتگاني كه به ياري اش نرسيده اند. سپس از صُلب او پسري مي آيد كه با او تو را ياري مي دهم و مثالِ (تصوير) او نزد من زير عرش است....

التُّربَةُ الَّتي يُقتَلُ عَلَيها خاكي كه بر آن شهيد مي شود

4- الأمالي للطوسي عن سدير عن أبي جعفر الباقر عليهإنَّ جَبرَييلَ عليه السلام جاءَ إلَي النَّبِيِّ صلي الله عليه و آله بِالتُّربَةِ الَّتي يُقتَلُ عَلَيهَا الحُسَينُ عليه السلام قالَ أبو جَعفَرٍ عليه السلام: فَهِيَ عِندَنا.[12]
 الأمالي طوسي ـ به نقل از سَدير از امام باقر عليه السلام ـ: جبرييل آمد و خاكي را كه حسين عليه السلام بر آن شهيد مي شود براي پيامبر صلي الله عليه و آله آورد. آن خاك نزد ماست.

شَهادَتُهُ أمرٌ مَكتوبٌ شهادت او نوشته شده (حتمي) است

5- تاريخ دمشق عن محمّد بن صالح:إنَّ رَسولَ اللّه ِ صلي الله عليه و آله حينَ أخبَرَهُ جِبريلُ عليه السلام أنَّ اُمَّتَهُ سَتَقتُلُ حُسَينَ بنَ عَلِيٍّ عليه السلام فَقالَ: يا جِبريلُ أفَلا اُراجِعُ فيهِ قالَ: لا لِأَنَّهُ أمرٌ قَد كَتَبَهُ اللّه ُ. [13]
 تاريخ دمشق ـ به نقل از محمّد بن صالح ـ: پيامبر صلي الله عليه و آله هنگامي كه جبرييل عليه السلام به او خبر داد كه امّتش به زودي حسين بن علي عليه السلام را مي كشند فرمود: «اي جبرييل! آيا در باره آن با خداوند گفتگو نكنم. گفت: نه زيرا موضوعي رُخدادي) است كه خداوند آن را نوشته و حتمي ساخته است.

الدَّعوَةُ بِالصَّبرِ دعوت به شكيبايي

6- كامل الزيارات عن سعيد بن يسار أو غيره:سَمِعتُ أبا عَبدِ اللّه ِ الصّادِقَ عليه السلام يَقولُ: لَمّا أن هَبَطَ جَبرَييلُ عليه السلام عَلي رَسولِ اللّه ِ صلي الله عليه و آله بِقَتلِ الحُسَينِ عليه السلام أخَذَ بِيَدِ عَلِيٍّ عليه السلام فَخَلا بِهِ مَلِيّا مِنَ النَّهارِ فَغَلَبَتهُمَا العَبرَةُ فَلَم يَتَفَرَّقا حَتّي هَبَطَ عَلَيهِما جَبرَييلُ عليه السلام ـ أو قالَ: رَسولُ رَبِّ العالَمينَ ـ فَقالَ لَهُما: رَبُّكُما يُقرِيُكُمَا السَّلامَ ويَقولُ: قَد عَزَمتُ عَلَيكُما لَمّا صَبَرتُما قالَ: فَصَبَرا.[14]
 كامل الزيارات ـ به نقل از سعيد بن يسار يا غير او ـ: شنيدم كه امام صادق عليه السلام مي فرمايد: «هنگامي كه جبرييل خبر شهادت حسين عليه السلام را بر پيامبر صلي الله عليه و آله فرود آورد پيامبر صلي الله عليه و آله دست علي عليه السلام را گرفت و مدّتي طولاني از روز را با او خلوت كرد و گريه بر آنها غلبه كرد و جدا نگشتند تا آن كه جبرييل ـ يا فرمود: فرستاده خداي جهانيان ـ بر آنها فرود آمد و به آن دو گفت: خدايتان سلام مي رساند و مي فرمايد: تصميم حتمي من شكيب ورزيدن شماست. پس آن دو شكيب ورزيدند.

پي نوشتها:
[1] قال المجلسي قدس سره: «إنّ العليّ الأعلي» أي رسوله جبرييل أو يكون الترايي كناية عن غاية الظهور العلمي. وحُسن الصورة: كناية عن ظهور صفات كماله تعالي له. ووضعُ اليد: كناية عن إفاضة الرحمة (بحار الأنوار: ج ۴۴ ص ۲۳۸)

[2] النِّكال: العقوبة التي تَنْكُل الناس عن فعل ما جعلت له جزاءً (النهاية: ج ۵ ص ۱۱۷ «نكل.

[3] كامل الزيارات: ص ۱۴۷ ح ۱۷۴ بحار الأنوار: ج ۴۴ ص ۲۳۸ ح ۲۹

[4] علّامه مجلسي مي گويد: مُراد از والاي والايان (العليّ الأعلي) جبرييل عليه السلام است و «جلوه گر شدن» كنايه از نهايت تجلّيِ علمي است و «نيكويي صورت» كنايه از تجلّي صفات كمال خداوند متعال براي اوست و «دست نهادن كنايه از سرازير كردن رحمت است.

[5] الكافي: ج ۱ ص ۵۲۷ ح ۳ كمال الدين: ص ۳۱۰ ح ۱۰۸ الغيبة للطوسي: ص ۱۴۵ ح ۱۰۸ عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج ۱ ص ۴۳ ح ۲ الاحتجاج: ج ۱ ص ۱۶۴ ح ۳۳ وفيه «خازن علمي» بدل «خازن وحيي» الاختصاص: ص ۲۱۱ الغيبة للنعماني: ص ۶۴ ح ۵ الفضايل: ص ۹۷ إعلام الوري: ج ۲ ص ۱۷۶ الصراط المستقيم: ج ۲ ص ۱۳۷ المناقب لابن شهرآشوب: ج ۱ ص ۲۹۷ وفيه «عن جابر بن عبد اللّه قال للإمام الباقر عليه السلام » وفيه «أكرم» بدل «أفضل بحار الأنوار: ج ۳۶ ص ۱۹۶ ح ۳.

[6] الأثَرةُ ـ بفتح الهمزة والثاء ـ: الاسم من آثر يؤثر إيثارا: إذا أعطي (النهاية: ج ۱ ص ۲۲ «أثر»)

[7] في المصدر في هذا المورد والمورد الذي بعده: «قلت» والتصويب من بحار الأنوار.

[8] في المصدر في هذا المورد والمورد الذي بعده: «ومنك التوفيق للصبر والتصويب من بعض نسخ المصدر وبحارالأنوار وبقرينة ما مرّ من مقاطع الحديث.

[9] الصَّبْر: نَصبُ الإنسانِ لِلقَتل... وأصلُ الصَّبْرِ الحَبسُ (لسان العرب: ج ۴ ص ۴۳۸ «صبر»)

[10] القُطر ـ بالضمّ ـ: الناحية والجانب (الصحاح: ج ۲ ص ۷۹۵ «قطر»)

[11] كامل الزيارات: ص ۵۴۸ ح ۸۴۰ بحار الأنوار: ج ۲۸ ص ۶۱ ح ۲۴.

[12] الأمالي للطوسي: ص ۳۱۶ ح ۶۴۰ بحار الأنوار: ج ۴۵ ص ۲۳۱ ح ۲ وراجع: كامل الزيارات: ص ۱۳۲ ح ۱۵۰.

[13] تاريخ دمشق: ج ۱۴ ص ۱۹۷ ح ۳۵۳۹ شرح الأخبار: ج ۳ ص ۱۴۲ ح ۱۰۸۵ نحوه.

[14] كامل الزيارات: ص ۱۲۱ ح ۱۳۲ بحار الأنوار: ج ۴۴ ص ۲۳۱ ح ۱۵.