دَعوَةُ النَّبِيِّ صلّي الله عليه و آله اُمَّتَهُ لنُصرَتِهِ دعوت پيامبر صلّي الله عليه و آله از امّت خويش براي ياري او

1- دلايل النبوّة لأبي نعيم عن سحيم عن أنس بن الحارثسَمِعتُ رَسولَ اللّه ِ صلي الله عليه و آله يَقولُ: إنَّ ابني هذا يُقتَلُ بِأَرضِ العِراقِ فَمَن أدرَكَهُ مِنكُم فَليَنصُرهُ قالَ: فَقُتِلَ أنَسٌ مَعَ الحُسَينِ عليه السلام.[1]
 دلايل النبوّة ابو نعيم ـ به نقل از سُحَيم ـ: اَنَس بن حارث گفت: شنيدم كه پيامبر خدا صلي الله عليه و آله مي فرمايد: «اين پسرم در سرزمين عراق كشته مي شود. هر كس از شما كه او را درك كرد ياري اش دهد». اَنَس همراه حسين عليه السلام شهيد شد.

2- تاريخ دمشق عن سحيم عن أنس بن الحارث:سَمِعتُ رَسولَ اللّه ِ صلي الله عليه و آله يَقولُ: إنَّ ابني هذا ـ يَعنِي الحُسَينَ عليه السلام ـ يُقتَلُ بِأَرضٍ يُقالُ لَها: كَربَلاءُ فَمَن شَهِدَ ذلِكَ مِنكُم فَليَنصُرهُ. قالَ: فَخَرَجَ أنَسُ بنُ الحارِثِ إلي كَربَلاءَ فَقُتِلَ مَعَ الحُسَينِ عليه السلام.[2]
 تاريخ دمشق ـ به نقل از سُحَيم ـ: انس بن حارث گفت: شنيدم كه پيامبر خدا مي فرمايد: «اين پسرم حسين در سرزميني به نام كربلا كشته مي شود. هر كس از شما كه در آن جا حاضر بود ياري اش دهد. انس بن حارث به سوي كربلا روانه شد و همراه حسين عليه السلام كشته شد.

إنباؤُهُ بِمُواصَفاتِ قاتِلِهِ پيشگويي پيامبر صلّي الله عليه و آله درباره ويژگي هاي قاتل او

أ ـ شَرُّ الاُمَّةِ بدترينِ امّت

3- عيون أخبار الرضا عليه السلام بإسناده عن عليّ عليقالَ النَّبِيُّ صلي الله عليه و آله: يَقتُلُ الحُسَينَ شَرُّ الاُمَّةِ ويَتَبَرَّأُ مِن وُلدِهِ مَن يَكفُرُ بي. [3]
 عيون أخبار الرضا عليه السلام ـ به سندش از امام علي عليه السلام از پيامبر خ: بدترين فرد امّت حسين را مي كشد و كسي از فرزندان حسين تبرّي مي جويد كه به من كفر مي ورزد.

4- كفاية الأثر عن عبداللّه بن العبّاس:دَخَلتُ عَلَي النَّبِيِّ صلي الله عليه و آله وَالحَسَنُ عليه السلام عَلي عاتِقِهِ وَالحُسَينُ عليه السلام عَلي فَخِذِهِ يَلثِمُهُما ويُقَبِّلُهُما.... ثُمَّ قالَ: يَابنَ عَبّاسٍ كَأَنّي بِهِ وقَد خُضِبَت شَيبَتُهُ مِن دَمِهِ يَدعو فَلا يُجابُ ويَستَنصِرُ فَلا يُنصَرُ. قُلتُ: مَن يَفعَلُ ذلِكَ يا رَسولَ اللّه ِ قالَ: شِرارُ اُمَّتي ما لَهُم لا أنالَهُمُ اللّه ُ شَفاعَتي [4]
 كفاية الأثر ـ به نقل از عبد اللّه بن عبّاس ـ: بر پيامبر صلي الله عليه و آله وارد شدم كه حسن عليه السلام بر گردن ايشان و حسين عليه السلام بر روي ران ايشان بود و پيامبر صلي الله عليه و آله صورت و دهان آن دو را مي بوسيد. سپس فرمود: «اي ابن عبّاس! گويي مي بينم كه محاسن سپيدش از خونش رنگين شده و دعوت مي كند امّا پاسخي نمي شنود و ياري مي طلبد امّا ياري نمي شود. گفتم: اي پيامبر خدا! چه كسي اين كار را مي كند فرمود: «بَدانِ امّتم. آنان را چه مي شود خدا شفاعتم را شامل آنان نكند»

ب ـ دَعِيٌّ ابنُ دَعِيٍّ بي نسب فرزند بي نسب

5- كتاب سليم بن قيس عن عبد اللّه بن جعفر بن أبي طاليُقتَلُ ابنِيَ الحُسَينُ بِالسَّيفِ يَقتُلُهُ طاغٍ ابنُ طاغٍ [5] دَعِيٌّ [6] ابنُ دَعِيٍّ مُنافِقٌ ابنُ مُنافِقٍ. [7]
 كتابُ سُلَيم بن قَيس ـ به نقل از عبد اللّه بن جعفر بن ابي طالب از پي: «پسرم حسين با شمشير كشته مي شود. او را طغيانگر فرزند طغيانگر بي نسب فرزند بي نسب منافق فرزند منافق مي كشد.

ج ـ رَجُلٌ يَثلِمُ الدّينَ مردي كه به دين ضربه مي زند

6- الأمالي للطوسي بإسناده عن عليّ بن الحسين زين العابدين فَلَمّا كانَ يَومُ سابِعِهِ أيِ الحُسَينِ عليه السلام جاءَنِي النَّبِيُّ صلي الله عليه و آله فَقالَ: هَلُمِّي ابني... ثُمَّ قالَ: يا أبا عَبدِ اللّه ِ عَزيزٌ عَلَيَّ ثُمَّ بَكي. فَقُلتُ: بِأَبي أنتَ واُمّي فَعَلتَ في هذَا اليَومِ وفِي اليَومِ الأَوَّلِ! فَما هُوَ فَقالَ: أبكي عَلَي ابني هذا تَقتُلُهُ فِيَةٌ باغِيَةٌ كافِرَةٌ مِن بَني اُمَيَّةَ لا أنالَهُمُ اللّه ُ شَفاعَتي يَومَ القِيامَةِ يَقتُلُهُ رَجُلٌ يَثلِمُ الدّينَ ويَكفُرُ بِاللّه ِ العَظيمِ ثُمَّ قالَ: اللّهُمَّ إنّي أسأَلُكَ فيهِما أيِ الحَسَنِ وَالحُسَينِ عليهماالسلام ما سَأَلَكَ إبراهيمُ في ذُرِّيَّتِهِ اللّهُمَّ أحِبَّهُما وأحِبَّ مَن يُحِبُّهُما وَالعَن مَن يُبغِضُهُما مِل ءَ السَّماءِ وَالأَرضِ. [8]
 الأمالي طوسي ـ به سندش از امام زين العابدين عليه السلام از: حسين عليه السلام كه هفت روزه شد پيامبر صلي الله عليه و آله نزد من آمد و فرمود: «پسرم را برايم بياور»... و سپس فرمود: «اي ابا عبد اللّه بر من گران است» و سپس گريست. گفتم: پدر و مادرم فدايت باد! امروز كه روز اوّل است چنين كردي ماجرا چيست فرمود: «بر اين پسرم مي گريم. او را دسته اي متجاوزِ كافر از بني اميّه مي كشند. خدا شفاعت مرا در روز قيامت نصيبشان نكند! مردي او را مي كشد كه به دين ضربه مي زند و به خداي بزرگ كفر مي ورزد. سپس فرمود: «خدايا! من براي اين دو (حسن و حسين) چيزي را مي خواهم كه ابراهيم براي فرزندانش خواست. خدايا! آن دو را دوست بدار و دوستدارشان را دوست بدار و هر كس را كه دشمن آن دو است به اندازه آسمان و زمين لعنت كن»

د ـ رَجُلٌ مِن بَني اُمَيَّةَ يُقالُ لَهُ يَزيدُ مردي از بني اميّه به نام يزيد

7- سير أعلام النبلاء عن أبي عبيدة مرفوعا عن رسول اللا يَزالُ أمرُ اُمَّتي قايِما حَتّي يَثلِمَهُ رَجُلٌ مِن بَني اُمَيَّةَ يُقالُ لَهُ يَزيدُ. [9]
 سير أعلام النبلاء ـ به نقل از ابو عبيده كه سند روايت را به پيامبر ص: همواره كار امّت من بر پاست تا آن كه مردي از بني اميّه به نام يزيد به آن ضربه مي زند.

8- الملهوف:لَمّا أتي عَلَي الحُسَينِ عليه السلام سَنَتانِ مِن مَولِدِهِ خَرَجَ النَّبِيُّ صلي الله عليه و آله في سَفَرٍ لَهُ فَوَقَفَ في بَعضِ الطَّريقِ فَاستَرجَعَ ودَمَعَت عَيناهُ. فَسُيِلَ عَن ذلِكَ فَقالَ: هذا جَبرَييلُ يُخبِرُني عَن أرضٍ بِشَطِّ الفُراتِ يُقالُ لَها: كَربَلاءُ يُقتَلُ بِها وَلَدِيَ الحُسَينُ ابنُ فاطِمَةَ. فَقيلَ لَهُ: مَن يَقتُلُهُ يا رَسولَ اللّه ِ فَقالَ: رَجُلٌ اسمُهُ يَزيدُ وكَأَنَّي أنظُرُ إلي مَصرَعِهِ ومَدفَنِهِ. [10]
 الملهوف:دو سال كه از تولّد حسين عليه السلام گذشت پيامبر صلي الله عليه و آله به سفري رفت و در راه در جايي توقّف كرد و كلمه اِستِرجاع (إنّا للّه ِ) بر زبان آورد و چشمانش اشكبار شد. علّت را پرسيدند. فرمود: «اين جبرييل است كه از زميني كنار رود فرات به نام كربلا برايم خبر آورده كه فرزندم حسين پسر فاطمه در آن كشته مي شود. به ايشان گفته شد: اي پيامبر خدا! چه كسي او را مي كشد فرمود: «مردي كه نامش يزيد است. و گويي جايگاه بر خاك افتادن و به خاك سپردنش را مي بينم»

ه ـ لا بارَكَ اللّه ُ في يَزيدَ خداوند يزيد را بركت ندهد!

9- كنز العمّال عن ابن عمرو عن رسول اللّه صلي الله عيَزيدُ لا بارَكَ اللّه ُ في يَزيدَ! الطَّعّانِ اللَّعّانِ أما إنَّهُ نُعِيَ إلَيَّ حَبيبي وسُخَيلي [11] حُسَينٌ اُتيتُ بِتُربَتِهِ ورَأَيتُ قاتِلَهُ أما إنَّهُ لا يُقتَلُ بَينَ ظَهرانَي قَومٍ فَلا يَنصُرونَهُ إلّا عَمَّهُمُ اللّه ُ بِعِقابٍ [12].
 كنز العمّال ـ به نقل از ابن عمرو از پيامبر خدا صلي الله علي: «يزيد! خداوند يزيد آن طعنه زن نفرين گو را بركت ندهد! هان! خبر درگذشت محبوبم و فرزند نازنينم حسين به من رسيد. خاكِ مَرقدش را برايم آوردند و قاتلش را ديدم. هان كه او پيش چشم گروهي كشته نمي شود و ياري اش نمي كنند جز آن كه خدا همه آنان را كيفر مي دهد!

10- المعجم الكبير عن معاذ بن جبل:خَرَجَ عَلَينا رَسولُ اللّه ِ صلي الله عليه و آله مُتَغَيِّرَ اللَّونِ فَقالَ: أنَا مُحَمَّدٌ اُوتيتُ فَواتِحَ الكَلامِ وخَواتِمَهُ فَأَطيعوني ما دُمتُ بَينَ أظهُرِكُم وإذا ذُهِبَ بي فَعَلَيكُم بِكِتابِ اللّه ِ أحِلّوا حَلالَهُ وحَرِّموا حَرامَهُ أتَتكُمُ المَوتَةُ [13] أتَتكُم بِالرَّوحِ وَالرّاحَةِ كِتابٌ مِنَ اللّه ِ سَبَقَ أتَتكُم فِتَنٌ كَقِطَعِ اللَّيلِ المُظلِمِ كُلَّما ذَهَبَ رُسُلٌ جاءَ رُسُلٌ تَناسَخَتِ النُّبُوَّةُ فَصارَت مُلكا رَحِمَ اللّه ُ مَن أخَذَها بِحَقِّها وخَرَجَ مِنها كَما دَخَلَها أمسِك يا مُعاذُ وأحصِ. قالَ: فَلَمّا بَلَغتُ خَمسَةً قالَ: يَزيدُ لا يُبارِكُ اللّه ُ في يَزيدَ ثُمَّ ذَرَفَت عَيناهُ فَقالَ: نُعِيَ إلَيَّ حُسَينٌ واُتيتُ بِتُربَتِهِ واُخبِرتُ بِقاتِلِهِ وَالَّذي نَفسي بِيَدِهِ لا يُقتَلُ بَينَ ظَهرانَي قَومٍ لا يَمنَعونَهُ [14] إلّا خالَفَ اللّه ُ بَينَ صُدورِهِم وقُلوبِهِم وسَلَّطَ عَلَيهِم شِرارَهُم وألبَسَهُم شِيَعا ثُمَّ قالَ: واها لِفِراخِ آلِ مُحَمَّدٍ صلي الله عليه و آله مِن خَليفَةٍ مُستَخلَفٍ مُترَفٍ يَقتُلُ خَلَفي وخَلَفَ الخَلَفِ. فَلَمّا بَلَغتُ عَشَرَةً قالَ: الوَليدُ اسمُ فِرعَونَ هادِمُ شَرايِعِ الإِسلامِ بَينَ يَدَيهِ رَجُلٌ مِن أهلِ بَيتٍ يَسُلُّ اللّه ُ سَيفَهُ فَلا غِمادَ لَهُ وَاختَلَفَ النّاسُ فَكانوا هكَذا ـ وشَبَكَ بَينَ أصابِعِه ـ. ثُمَّ قالَ: بَعدَ العِشرينَ ومِيَةٍ مَوتٌ سَريعٌ وقَتلٌ ذَريعٌ فَفيهِ هَلاكُهُم ويَلِي عَلَيهِم رَجُلٌ مِن وُلدِ العَبّاسِ.[15]
 المعجم الكبير ـ به نقل از مُعاذ بن جبل ـ: روزي پيامبر خدا با حال و رنگي دگرگون بر ما در آمد و فرمود: «من محمّد هستم و آغاز و فرجام سخن به من داده شده است. پس تا آن گاه كه ميان شما هستم از من اطاعت كنيد و چون به آن دنيا برده شدم با كتاب خدا باشيد. حلال آن را حلال بشمريد و حرامش را حرام بدانيد. مدّتي آرامش بر شما در مي آيد و آسايش و راحتي بر شما در خواهد آمد. اين سرنوشتي است كه پيش تر از طرف خدا نوشته شده است. آن گاه فتنه هايي مانند پاره هاي شب تاريك بر شما در مي آيند. هر گاه پيامبراني رفتند پيامبران ديگري آمدند امّا اكنون نبوّتْ پايان يافت و به جاي آن در آينده سلطنت مي آيد. خدا رحمت كند كسي را كه نبوّت را چنان كه شايسته است بشناسد و بر آن شناخت پايدار بماند! اي معاذ! نگاه دار و بشمار. هنگامي كه به پنج رسيدم فرمود: «يزيد! خدا يزيد را بركت ندهد!» و سپس اشك از چشمانش سرازير شد و فرمود: «خبر شهادت حسين را برايم آوردند و نيز تربت او را و از قاتلش آگاهم كردند. سوگند به آن كه جانم در دست اوست پيش روي گروهي كشته نمي شود و آنان از او دفاع نمي كنند جز آن كه خداوند سينه ها و دل هايشان را با هم مخالف مي كند و بَدانِ آنها را بر ايشان مسلّط مي گرداند و گروه گروهشان مي سازد. سپس فرمود: «افسوس بر فرزندان خاندان محمّد از خليفه خوش گذراني كه او را جانشين پدرش مي كنند و اولاد و اولاد اولادم را مي كشد. و زماني كه به ده رسيدم فرمود: «وليد نام يك فرعون است و او ويران كننده احكام اسلام است و در برابرش مردي از خانداني است كه خداوند شمشيرش را آخته و غلافي ندارد. در مردم اختلاف پيدا خواهد شد و چنين مي شود» و انگشتانش را داخل هم كرد. سپس فرمود: «پس از يكصد و بيست سال مرگي شتابان و فراگير خواهد بود. آن سال سال هلاكت مردم است و بر آنها مردي از اولاد عبّاس حاكم مي شود»

راجع: ص ۱۸۲ ح ۸۰۸ و ص ۱۸۶ ح ۸۱۰.

و ـ وَيلٌ لِمَن قَتَلَهُ واي بر قاتل او!

11- الأمالي للشجري بإسناده عن رسول اللّه صلي الله عليُقتَلُ ابنِيَ الحُسَينُ بِظَهرِ الكوفَةِ الوَيلُ لِقاتِلِهِ وخاذِلِهِ وتارِكِ نُصرَتِهِ. [16]
 الأمالي شجري ـ به سندش از پيامبر خدا صلي الله عليه و آله ـ: فرزندم حسين در پشت كوفه كشته مي شود. واي بر قاتلش و واگذارنده اش و رها كننده ياري اش

12- كامل الزيارات عن عمر بن هبيرة:رَأَيتُ رَسولَ اللّه ِ صلي الله عليه و آله وَالحَسَنُ وَالحُسَينُ عليهماالسلامفي حِجرِهِ يُقَبِّلُ هذا مَرَّةً وهذا مَرَّةً ويَقولُ لِلحُسَينِ عليه السلام: إنَّ الوَيلَ لِمَن يَقتُلُكَ. [17]
 كامل الزيارات ـ به نقل از عمر بن هُبَيره ـ: پيامبر صلي الله عليه و آله را ديدم كه حسن و حسين عليهماالسلام در دامان اويند و گاه اين و گاه آن را مي بوسد و به حسين عليه السلام مي گويد: «واي بر كسي كه تو را مي كشد.

13- عيون أخبار الرضا عليه السلام بإسناده عن رسول اللإنَّ قاتِلَ الحُسَينِ بنِ عَلِيٍّ عليه السلام في تابوتٍ مِن نارٍ عَلَيهِ نِصفُ عَذابِ أهلِ الدُّنيا وقَد شُدَّت يَداهُ ورِجلاهُ بِسَلاسِلَ مِن نارٍ مُنَكَّسٍ فِي النّارِ حَتّي يَقَعَ في قَعرِ جَهَنَّمَ ولَهُ ريحٌ يَتَعَوَّذُ أهلُ النّارِ إلي رَبِّهِم مِن شِدَّةِ نَتنِهِ وهُوَ فيها خالِدٌ ذايِقُ العَذابِ الأَليمِ مَعَ جَميعِ مَن شايَعَ عَلي قَتلِهِ كُلَّما نَضِجَت جُلودُهُم بَدَّلَ اللّه ُ عز و جل عَلَيهِمُ الجُلودَ [18] حَتّي يَذوقُوا العَذابَ الأَليمَ لا يُفَتَّرُ عَنهُم ساعَةً ويُسقَونَ مِن حَميمِ [19] جَهَنَّمَ فَالوَيلُ لَهُم مِن عَذابِ اللّه ِ تَعالي فِي النّارِ.[20]
 عيون أخبار الرضا عليه السلام ـ به سندش از پيامبر خدا صلي الله عليه و آله ـ: قاتل حسين بن علي در تابوتي از آتش است و نيمي از عذاب دنياييان را دارد و دست و پايش را با زنجيرهاي آتشين مي بندند و در آتش سرنگونش مي كنند تا به قعر دوزخ برسد و بويي دارد كه دوزخيان از گند آن به خدايشان پناه مي برند و او در آن جا جاودان و چشنده عذاب دردناك است همراه همه كساني كه به كشتن او (حسين عليه السلام) كمك و تحريك كرده اند. هر گاه پوستشان مي سوزد خداوند پوست ديگري به جايش مي رويانَد تا دوباره عذاب دردناك را بچشند و حتّي لحظه اي عذاب از آنان برداشته نمي شود و آب جوشان دوزخ به آنها نوشانده مي شود. پس واي بر آنان از عذاب خداي متعال در دوزخ

14- عيون أخبار الرضا عليه السلام بإسناده عن رسول اللإنَّ موسَي بنَ عِمرانَ سَأَلَ رَبَّهُ عز و جل فَقالَ: يا رَبِّ إنَّ أخي هارونَ ماتَ فَاغفِر لَهُ فَأَوحَي اللّه ُ تَعالي إلَيهِ: يا موسي لَو سَأَلتَني فِي الأَوَّلينَ وَالآخِرينَ لَأَجَبتُكَ ما خَلا قاتِلَ الحُسَينِ بنِ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ عليه السلام فَإِنّي أنتَقِمُ لَهُ مِن قاتِلِهِ.... [21]
 عيون أخبار الرضا عليه السلام ـ به سندش از پيامبر خدا صلي الله عليه و آله ـ: موسي بن عمران از خدايش عز و جلدرخواست كرد: اي خداي من! برادرم هارون در گذشت. او را بيامرز. خداوند متعال به او وحي كرد: «اي موسي! اگر در باره پيشينيان و پسينيان از من چيزي بخواهي اجابتت مي كنم جز قاتل حسين بن علي بن ابي طالب كه من انتقام او را از قاتلش مي گيرم»

15- عيون أخبار الرضا عليه السلام بإسناده عن رسول اللتُحشَرُ ابنَتي فاطِمَةُ يَومَ القِيامَةِ ومَعَها ثِيابٌ مَصبوغَةٌ بِالدَّمِ فَتَعَلَّقُ بِقايِمَةٍ مِن قَوايِمِ العَرشِ فَتَقولُ: يا عَدلُ احكُم بَيني وبَينَ قاتِلِ وُلدي. قالَ رَسولُ اللّه ِ صلي الله عليه و آله: فَيَحكُمُ اللّه ُ تَعالي لِابنَتي ورَبِّ الكَعبَةِ. [22]
 عيون أخبار الرضا عليه السلام ـ به سندش از پيامبر خدا صلي الله عليه و آله ـ: دخترم فاطمه روز قيامت در حالي محشور مي شود كه لباسي آغشته به خون با اوست و به ستوني از ستون هاي عرش مي آويزد و مي گويد: اي عدل مطلق! ميان من و قاتل فرزندانم حكم بران. به خداي كعبه سوگند خداوند متعال به نفع دخترم حكم مي راند.

16- الفتوح عن شرحبيل بن أبي عون:إنَّ المَلَكَ الَّذي جاءَ إلَي النَّبِيِّ صلي الله عليه و آله إنَّما كانَ مَلَكَ البِحارِ... ثُمَّ حَمَلَ ذلِكَ المَلَكُ مِن تُربَةِ الحُسَينِ عليه السلام في بَعضِ أجنِحَتِهِ فَلَم يَبقَ مَلَكٌ في سَماءِ الدُّنيا إلّا شَمَّ تِلكَ التُّربَةَ وصارَ فيها عِندَهُ أثَرٌ وخَبَرٌ. قالَ: ثُمَّ أخَذَ النَّبِيُّ صلي الله عليه و آله تِلكَ القَبضَةَ الَّتي أتاهُ بِهَا المَلَكُ فَجَعَلَ يَشُمُّها وهُوَ يَبكي ويَقولُ في بُكايِهِ: اللّهُمَّ لا تُبارِك في قاتِلِ وَلَدِي وأصلِهِ نارَ جَهَنَّمَ.[23]
 الفتوح ـ به نقل از شُرَحبيل بن ابي عون ـ: فرشته اي كه نزد پيامبر صلي الله عليه و آله آمد فرشته درياها بود.... سپس آن فرشته مقداري از تربت حسين عليه السلام را در يكي از بال هايش حمل كرد و فرشته اي در آسمان دنيا نماند جز آن كه آن تربت را بوييد و يادش نزد او جاودان ماند. سپس پيامبر صلي الله عليه و آله آن مشت خاك را كه فرشته آورده بود گرفت و در حالي كه مي گريست آن را بوييد و ميان گريه اش مي گفت: «خدايا! به قاتل فرزندم بركت مده و او را به آتش دوزخ برسان»

إنباؤُهُ بِكَيفِيَّةِ شَهادَتِهِ پيشگويي پيامبر صلّي الله عليه و آله درباره چگونگي شهادت او

17- الأمالي للصدوق عن ابن عبّاس عن رسول اللّه صلي الإنّي لَمّا رَأَيتُهُ أيِ الحُسَينَ عليه السلام تَذَكَّرتُ ما يُصنَعُ بِهِ بَعدي كَأَنّي بِهِ وقَدِ استَجارَ بِحَرَمي وقَبري فَلا يُجارُ فَأَضُمُّهُ في مَنامِهِ إلي صَدري وآمُرُهُ بِالرَّحلَةِ عَن دارِ هِجرَتي واُبَشِّرُهُ بِالشَّهادَةِ فَيَرتَحِلُ عَنها إلي أرضِ مَقتَلِهِ ومَوضِعِ مَصرَعِهِ أرضِ كَربٍ وبَلاءٍ وقَتلٍ وفَناءٍ تَنصُرُهُ عِصابَةٌ مِنَ المُسلِمينَ اُوليِكَ مِن سادَةِ شُهَداءِ اُمَّتي يَومَ القِيامَةِ كَأَنّي أنظُرُ إلَيهِ وقَد رُمِيَ بِسَهمٍ فَخَرَّ عَن فَرَسِهِ صَريعا ثُمَّ يُذبَحُ كَما يُذبَحُ الكَبشُ مَظلوما. [24]
 الأمالي صدوق ـ به نقل از ابن عبّاس از پيامبر خدا صلي الله عل: هنگامي كه حسين را ديدم آنچه را پس از من با او مي كنند به ياد آوردم. گويي كه مي بينم به حرم و قبر من پناه آورده امّا پناهش نمي دهند و در رؤيايش او را به سينه ام مي چسبانم و به او فرمان كوچ از هجرتگاهم مي دهم و او را به شهادت مژده مي دهم و او از آن جا به سوي قتلگاه و جايگاه بر خاك افتادنش بار مي بندد به سوي سرزمين كرب و بلا و قتل و فنا. گروهي از مسلمانان او را ياري مي دهند. آنان از سَروران شهيدان امّت من در روز قيامت هستند. گويي به او مي نگرم كه تير خورده و از اسبش به زمين افتاده و سپس مانند گوسفند سرش را مظلومانه مي بُرند.

18- كفاية الأثر عن عبداللّه بن العبّاس:دَخَلتُ عَلَي النَّبِيِّ صلي الله عليه و آله وَالحَسَنُ عليه السلام عَلي عاتِقِهِ وَالحُسَينُ عليه السلام عَلي فَخِذِهِ يَلثِمُهُما [25] ويُقَبِّلُهُما ويَقولُ: اللّهُمَّ والِ مَن والاهُما وعادِ مَن عاداهُما [26] ثُمَّ قالَ: يَابنَ عَبّاسٍ كَأَنّي بِهِ وقَد خُضِبَت شَيبَتُهُ مِن دَمِهِ يَدعو فَلا يُجابُ ويَستَنصِرُ فَلا يُنصَرُ. قُلتُ: مَن يَفعَلُ ذلِكَ يا رَسولَ اللّه ِ قالَ: شِرارُ اُمَّتي ما لَهُم لا أنالَهُمُ اللّه ُ شَفاعَتي [27]
 كفاية الأثر ـ به نقل از عبد اللّه بن عبّاس ـ: بر پيامبر صلي الله عليه و آله در آمدم و حسن عليه السلام بر گردن و حسين عليه السلام بر روي ران ايشان بود. پيامبر صلي الله عليه و آله صورت و دهان آن دو را مي بوسيد و مي فرمود: «خدايا! دوستدار اين دو را دوست بدار و دشمن آنان را دشمن بدار. سپس فرمود: «اي ابن عبّاس! گويي مي بينم كه موي سپيد مَحاسنش از خونش خضاب شده و دعوت مي كند امّا پاسخي نمي يابد و ياري مي طلبد امّا ياري نمي شود. گفتم: اي پيامبر خدا! چه كساني اين كارها را مي كنند فرمود: «بَدان امّتم! آنان را چه مي شود خدا شفاعتم را شامل ايشان نكند»

19- كامل الزيارات عن مسمع بن عبد الملك عن أبي عبد الكانَ الحُسَينُ عليه السلام مَعَ اُمِّهِ تَحمِلُهُ فَأَخَذَهُ رَسولُ اللّه ِ صلي الله عليه و آله فَقالَ: لَعَنَ اللّه ُ قاتِليكَ ولَعَنَ اللّه ُ سالِبيكَ وأهلَكَ اللّه ُ المُتَوازِرينَ عَلَيكَ وحَكَمَ اللّه ُ بَيني وبَينَ مَن أعانَ عَلَيكَ فَقالَت فاطِمَةُ: يا أبَه أيَّ شَيءٍ تَقولُ قالَ: يا بِنتاه ذَكَرتُ ما يُصيبُهُ بَعدي وبَعدَكِ مِنَ الأَذي وَالظُّلمِ وَالغَدرِ وَالبَغيِ وهُوَ يَومَيِذٍ في عُصبَةٍ كَأَنَّهُم نُجومُ السَّماءِ يَتَهادَونَ إلَي القَتلِ وكَأَنّي أنظُرُ إلي مُعَسكَرِهِم وإلي مَوضِعِ رِحالِهِم وتُربَتِهِم. فَقالَت: يا أبَه وأينَ هذَا المَوضِعُ الَّذي تَصِفُ قالَ: مَوضِعٌ يُقالُ لَهُ كَربَلاءُ وهِيَ ذاتُ كَربٍ وبَلاءٍ عَلَينا وعَلَي الاُمَّةِ يَخرُجُ عَلَيهِم شِرارُ اُمَّتي ولَو أنّ أحَدَهُم شَفَعَ لَهُ مَن فِي السَّماواتِ وَالأَرَضينَ ما شُفِّعوا فيهِم وهُمُ المُخَلَّدونَ فِي النّارِ. قالَت: يا أبَه فَيُقتَلُ قالَ: نَعَم يا بِنتاه وما قُتِلَ قِتلَتَهُ أحَدٌ كانَ قَبلَهُ وتَبكيهِ السَّماواتُ وَالأَرضونَ وَالمَلايِكَةُ وَالوَحشُ وَالحيتانُ فِي البِحارِ وَالجِبالُ لَو يُؤذَنُ لَها ما بَقِيَ عَلَي الأَرضِ مُتَنَفِّسٌ ويَأتيهِ قَومٌ مِن مُحِبّينا لَيسَ فِي الأَرضِ أعلَمُ بِاللّه ِ ولا أقوَمُ بِحَقِّنا مِنهُم ولَيسَ عَلي ظَهرِ الأَرضِ أحَدٌ يَلتَفِتُ إلَيهِ غَيرُهُم اُوليِكَ مَصابيحُ في ظُلُماتِ الجَورِ وهُمُ الشُّفَعاءُ وهُم وارِدونَ حَوضي غَدا أعرِفُهُم إذا وَرَدوا عَلَيَّ بِسيماهُم وأهلُ كُلِّ دينٍ يَطلُبونَ أيِمَّتَهُم وهمُ يَطلُبونَنا ولا يَطلُبونَ غَيرَنا وهُم قِوامُ الأَرضِ بِهِم يَنزِلُ الغَيثُ.[28]
 كامل الزيارات ـ به نقل از مِسمَع بن عبد الملك از امام صادق عل: حسين عليه السلام در آغوش مادرش بود كه پيامبر صلي الله عليه و آله او را گرفت و فرمود: «خدا قاتلان تو را لعنت كند! خدا غارت كنندگانِ تو را لعنت كند! خدا همكاري كنندگان بر ضدّ تو را لعنت كند! و خدا ميان من و هر كس كه بر ضدّ تو ياري دهد حكم كند. فاطمه عليهاالسلام گفت: اي پدر چه مي فرمايي پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: «دخترم! آنچه را پس از من و تو از آزار و ستم و خيانت و تجاوز به او مي رسد ياد كردم.او در آن روز ميان ياراني به سانِ ستارگان آسمان است كه راه به شهادت مي برند و گويي لشكرشان و جايگاه اسباب و تربتشان را مي بينم. فاطمه عليهاالسلام پرسيد: اي پدر! اين جايي كه توصيف مي كني كجاست فرمود: «جايي كه كربلا ناميده مي شود و آن كرب (رنج) و بلا براي ما و امّت دارد. شروران امّتم بر آنان مي شورند و اگر همه آسمانيان و زمينيان يكي از آن شروران را شفاعت كنند پذيرفته نمي شود و آنها در آتش دوزخ جاويدان خواهند بود. فاطمه عليهاالسلام گفت: اي پدر! آيا حسين كشته مي شود فرمود: «آري اي دخترم! و كسي پيش از او به سانِ او كشته نمي شود و آسمان ها و زمين ها بر او مي گريند و نيز فرشتگان و وحوش و ماهيان درياها و كوه ها كه اگر به آنها اذن داده شود جانداري را بر زمين باقي نمي گذارند و گروهي از دوستداران ما نزد او مي آيند كه در زمين از آنان عالم تر به خدا و پايدارتر به حقّ ما نيست و جز آنان كسي بر روي زمين به حسين رو نمي كند. آنان چراغ هايي در دل تاريكي هاي ستم و شفيعان و درآيندگان بر من در حوض كوثر هستند. چون در آيند من آنان را از چهره شان مي شناسم. گروندگان به هر دين پيشوايان خود را مي جويند و آنان ما را و نه غير ما را مي جويند. آنان پايه هاي استوار زمين و سبب نزول باران اند»

إنباؤُهُ بِمَزارِهِ وزُوّارِهِ پيشگويي پيامبر صلّي الله عليه و آله درباره مزار او و زايرانش

20- الإرشاد:إنَّ النَّبِيَّ صلي الله عليه و آله كانَ ذاتَ يَومٍ جالِسا وحَولَهُ عَلِيٌّ وفاطِمَةُ وَالحَسَنُ وَالحُسَينُ عليهم السلام فَقالَ لَهُم: كَيفَ بِكُم إذا كُنتُم صَرعي وقُبورُكُم شَتّي فَقالَ لَهُ الحُسَينُ عليه السلام: أنَموتُ مَوتا أو نُقتَلُ فَقالَ: بَل تُقتَلُ يا بُنَيَّ ظُلما ويُقتَلُ أخوكَ ظُلما وتُشَرَّدُ ذَرارِيُّكُم فِي الأَرضِ. فَقالَ الحُسَينِ عليه السلام: ومَن يَقتُلُنا يا رَسولَ اللّه ِ قالَ: شِرارُ النّاسِ قالَ: فَهَل يَزُورُنا بَعدَ قَتِلنا أحَدٌ قالَ: نَعَم طايِفَةٌ مِن اُمَّتي يُريدونُ بِزِيارَتِكُم بِرّي وصِلَتي فَإِذا كانَ يَومُ القِيامَةِ جِيتُهُم إلَي المَوقِفِ حَتّي آخُذَ بِأَعضادِهِم فَاُخَلِّصُهُم مِن أهوالِهِ وشَدايِدِهِ. [29]
 الإرشاد:پيامبر صلي الله عليه و آله روزي نشسته بود و علي و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام گِردش را گرفته بودند. پيامبر صلي الله عليه و آله به آنان فرمود: «شما در چه حالي خواهيد بود هنگامي كه بر خاك بيفتيد و مرقدهايتان پراكنده شود. حسين عليه السلام به پيامبر صلي الله عليه و آله گفت: ما به مرگ طبيعي مي ميريم يا كشته مي شويم پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: «پسركم! تو به ستم كشته مي شوي و برادرت نيز به ستم كشته مي شود و فرزندانتان در زمين رانده و پراكنده مي شوند. حسين عليه السلام گفت: چه كسي ما را مي كشد اي پيامبر خدا فرمود: «بدترينِ مردمان. گفت: پس از كشته شدن ما كسي ما را زيارت مي كند فرمود: «آري گروهي از امّتم كه شما را به قصد نيكي و پيوند با من زيارت مي كنند. چون روز قيامت شود در ايستگاه حسابرسي نزدشان مي آيم و بازوهايشان را مي گيرم و از هراس ها و سختي هاي آن نجاتشان مي دهم»

21- كامل الزيارات عن محمّد بن الحسين بن عليّ بن الحسزارَنا رَسولُ اللّه ِ صلي الله عليه و آله ذاتَ يومٍ فَقَدَّمنا إلَيهِ طَعاما وأهدَت إلَينا اُمُّ أيمَنَ صَحفَةً مِن تَمرٍ وقَعبا مِن لَبَنٍ وزَبَدٍ فَقَدَّمنا إلَيهِ فَأَكَلَ مِنهُ فَلَمّا فَرَغَ قُمتُ وسَكَبتُ عَلي يَدَي رَسولِ اللّه ِ صلي الله عليه و آله ماءً فَلَمّا غَسَلَ يَدَيهِ مَسَحَ وَجهَهُ ولِحيَتَهُ بِبِلَّةِ يَدَيهِ ثُمَّ قامَ إلَي مَسجِدٍ في جانِبِ البَيتِ وصَلّي وخَرَّ ساجِدا فَبَكي وأطالَ البُكاءَ ثُمَّ رَفَعَ رَأسَهُ فَمَا اجتَري مِنّا أهلَ البَيتِ أحَدٌ يَسأَلُهُ عَن شَيءٍ. فَقامَ الحُسَينُ عليه السلام يَدرُجُ حَتّي صَعِدَ عَلي فَخِذَي رَسولِ اللّه ِ صلي الله عليه و آله فَأَخَذَ بِرَأسِهِ إلي صَدرِهِ ووَضَعَ ذَقَنَهُ عَلي رَأسِ رَسولِ اللّه ِ صلي الله عليه و آله ثُمَّ قالَ: يا أبَه ما يُبكيكَ فَقالَ لَهُ: يا بُنَيَّ إنّي نَظَرتُ إلَيكُم اليَومَ فَسُرِرتُ بِكُم سُرورا لَم اُسَرَّ بِكُم مِثلَهُ قَطُّ فَهَبَطَ إلَيَّ جَبرَييلُ فَأَخبَرَني أنَّكُم قَتلي وأنَّ مَصارِعَكُم شَتّي فَحَمِدتُ اللّه َ عَلي ذلِكَ وسَأَلتُ لَكُمُ الخِيَرَةَ فَقالَ لَهُ: يا أبَه فَمَن يَزورُ قُبورَنا ويَتَعاهَدُها عَلي تَشَتُّتِها [30] قالَ: طَوايِفُ مِن اُمَّتي يُريدونَ بِذلِكَ بِرّي وصِلَتي أتَعاهَدُهُم فِي المَوقِفِ وآخُذُ بِأَعضادِهِم فَاُنجيهِم مِن أهوالِهِ وشَدايِدِهِ. [31]
 كامل الزيارات ـ به نقل از محمّد بن حسين بن علي بن الحسين عليه ا: پيامبر صلي الله عليه و آله روزي به ديدار ما آمد و ما غذايي برايش برديم. اُمّ اَيمَن كاسه بزرگي خرما و قَدَحي شير و سرشير برايمان هديه آورده بود. آن را براي پيامبر صلي الله عليه و آله برديم و از آن خورد. چون غذايش را به پايان برد برخاستم و بر دستان پيامبر صلي الله عليه و آله آب ريختم و چون دستانش را شست صورت و محاسنش را با باقي مانده آب دستانش مسح كرد وسپس برخاست و به سوي سجده گاهي در گوشه اتاق رفت و نماز خواند و به سجده افتاد و گريست و گريه را طول داد. سپس سرش را بلند كرد امّا هيچ يك از ما اهل خانه جريت سؤال كردن نيافت. حسين كه راه رفتن را تازه ياد گرفته بود برخاست و كم كم رفت تا از روي ران پيامبر صلي الله عليه و آله بالا رفت و سر پيامبر خدا را به سينه گرفت و چانه اش را بر سر پيامبر صلي الله عليه و آله نهاد و سپس گفت: اي پدر! چرا گريه مي كني پيامبر صلي الله عليه و آله به او فرمود: «پسركم! من امروز به شما نگاه كردم و چنان شادمان شدم كه تا كنون مانند آن شاد نشده بودم. پس جبرييل به سويم فرود آمد و به من خبر داد كه شما كشته مي شويد و قتلگاه هاي شما پراكنده است. من خدا را بر اين ستودم و خير شما را خواستم. حسين به پيامبر صلي الله عليه و آله گفت: اي پدر! با اين پراكندگي چه كسي قبرهاي ما را زيارت مي كند و به ديدار ما مي آيد پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: «گروه هايي از امّتم كه قصد نيكي كردن به من و پيوستن به مرا دارند. من در ايستگاه حسابرسي در قيامت آنان را ياد مي كنم و بازوهايشان را مي گيرم و از هراس ها و سختي هاي قيامت نجاتشان مي دهم»

22- الأمالي للطوسي عن جابر عن أبي جعفر الباقر عن أزارَنا رَسولُ اللّه ِ صلي الله عليه و آله وقَد أهدَت لَنا اُمُّ أيمَنَ لَبَنا وزَبَدا وتَمرا فَقَدَّمناهُ فَأَكَلَ مِنهُ ثُمَّ قامَ النَّبِيُّ صلي الله عليه و آله إلي زاوِيَةِ البَيتِ فَصَلّي رَكَعاتٍ فَلَمّا كانَ في آخِرِ سُجودِهِ بَكي بُكاءً شَديدا فَلَم يَسأَلهُ أحَدٌ مِنّا إجلالاً لَهُ. فَقامَ الحُسَينُ عليه السلام فَقَعَدَ في حِجرِهِ وقالَ لَهُ: يا أبَتِ لَقَد دَخَلتَ بَيتَنا فَما سُرِرنا بِشَيءٍ كَسُرورِنا بِدُخولِكَ ثُمَّ بَكَيتَ بُكاءً غَمَّنا فَلِمَ بَكَيتَ فَقالَ: يا بُنَيَّ أتاني جَبرَييلُ آنِفا فَأَخبَرَني أنَّكُم قَتلي وأنَّ مَصارِعَكُم شَتّي. فَقالَ: يا أبَتِ فَما لِمَن يَزورُ قُبورَنا عَلي تَشَتُّتِها فَقالَ: يا بُنَيَّ اُوليِكَ طَوايِفُ مِن اُمَّتي يَزورونَكُم يَلتَمِسونَ بِذلِكَ البَرَكَةَ وحَقيقٌ عَلَيَّ أن آتِيَهُم يَومَ القِيامَةِ حَتّي اُخَلِّصَهُم مِن أهوالِ السّاعَةِ مِن ذُنوبِهِم ويُسكِنُهُمُ اللّه ُ الجَنَّةَ[32].
 الأمالي طوسي ـ به نقل از جابر از امام باقر عليه السلام از: پيامبر صلي الله عليه و آله به ديدار ما آمد. اُمّ ايمن شير و سرشير و خرما برايمان هديه آورده بود. آن را براي پيامبر صلي الله عليه و آله برديم و او از آن خورد و سپس به گوشه خانه رفت و چند ركعت نماز خواند و در آخرين سجده اش به شدّت گريست. هيچ يك از ما به احترام او چيزي نپرسيديم امّا حسين در دامانش نشست و به او گفت: اي پدر! به خانه ما آمدي و از چيزي به اندازه آمدنت به خانه ما خوش حال نشديم. سپس چنان گريه اي كردي كه ما را اندوهگين ساخت. چرا گريه كردي پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: «پسركم! جبرييل هم اكنون نزد من آمد و به من خبر داد كه شما كشته مي شويد و قتلگاه هاي شما پراكنده است. حسين گفت: پدر عزيزم! با اين پراكندگي پاداش زاير ما چيست فرمود: «پسركم! آنان گروه هايي از امّت من هستند كه شما را زيارت مي كنند و به اين وسيله بركت مي جويند و من بر خود لازم مي دانم كه روز قيامت نزد آنان بيايم تا آنها را از هراس هاي مربوط به گناهانشان در آن روز برهانم و خداوند آنان را در بهشت جاي مي دهد»

راجع: ج ۱۰ ص ۵۲ (القسم الحادي عشر / الفصل الرابع / بكاء آدم عليه السلام و ص ۵۴ (بكاء إبراهيم عليه السلام) و ص ۵۶ (بكاء عيسي عليه السلام و ص ۶۰ (بكاء النبيّ صلي الله عليه و آله وأهل بيته عليهم السلام)

ر. ك: ج ۱۰ ص ۵۳ (بخش يازدهم / فصل چهارم / گريه آدم عليه السلام) و ص ۵۵ گريه ابراهيم عليه السلام) و ص ۵۷ (گريه عيسي عليه السلام) و ص ۶۱ (گريه پيامبر صلي الله عليه و آله و خاندانش عليهم السلام)

پي نوشتها:
[1] دلايل النبوّة لأبي نعيم: ج ۲ ص ۵۵۴ ح ۴۹۳ اُسد الغابة: ج ۱ ص ۲۸۸ مقتل الحسين عليه السلام للخوارزمي: ج ۱ ص ۱۶۰ ذخاير العقبي: ص ۲۵۰ مثير الأحزان: ص ۱۷ عن أنس بن أبي سحيم المناقب لابن شهرآشوب: ج ۱ ص ۱۴۰ بحار الأنوار: ج ۴۴ ص ۲۴۷ ح ۴۶.

[2] تاريخ دمشق: ج ۱۴ ص ۲۲۴ ح ۳۵۴۳ الإصابة: ج ۱ ص ۲۷۱ البداية والنهاية: ج۸ ص۱۹۹.

[3] عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج ۲ ص ۶۴ ح ۲۷۷ عن أبي محمّد الحسن بن عبداللّه بن محمّد بن العبّاس الرازي التميمي عن الإمام الرضا عن آبايه عليهم السلام بحار الأنوار: ج ۴۴ ص ۳۰۰ ح ۵.

[4] كفاية الأثر: ص ۱۶ مستدرك الوسايل: ج ۱۰ ص ۲۷۶ ح ۱۲۰۰۹ نقلاً عن الغيبة لابن شاذان بحار الأنوار: ج ۳۶ ص ۲۸۵ ح ۱۰۷.

[5] في المصدر: «طاغي ابن طاغي» والتصويب من بحار الأنوار.

[6] الدَّعِيّ: المنسوب إلي غير أبيه (لسان العرب: ج ۱۴ ص ۲۶۱ «دعا.

[7] كتاب سليم بن قيس: ج ۲ ص ۸۳۸ ح ۴۲ بحار الأنوار: ج ۳۳ ص ۲۶۷ ح ۵۳۴.

[8] الأمالي للطوسي: ص ۳۶۷ ح ۷۸۱ عن علي بن علي بن رزين عن الإمام الرضا عن آبايه عليهم السلام بحار الأنوار: ج ۴۴ ص ۲۵۰ ح ۱.

[9] سير أعلام النبلاء: ج ۴ ص ۳۹ مسند أبي يعلي: ج ۱ ص ۳۹۹ ح ۸۶۸ مسند البزّار: ج ۴ ص ۱۰۹ ح ۱۲۸۴ المطالب العالية: ج ۴ ص ۳۳۲ ح ۴۵۳۲ تاريخ دمشق: ج ۶۳ ص ۳۳۶ ح ۱۳۰۱۲ وج ۶۸ ص ۴۱ ح ۱۳۶۴۹ الفتن: ج ۱ ص ۲۸۱ ح ۸۱۷ كلّها نحوه الفردوس: ج ۵ ص ۹۲ ح ۷۵۶۶ كنز العمّال: ج ۱۱ ص ۱۶۸ ح ۳۱۰۶۹ العمدة: ص ۴۵۷ ح ۹۵۷.

[10] الملهوف: ص ۹۳ مثير الأحزان: ص ۱۸ عن عبداللّه بن يحيي عن الإمام عليّ عليه السلام الفتوح: ج ۴ ص ۳۲۵ مقتل الحسين عليه السلام للخوارزمي: ج ۱ ص ۱۶۳ عن المسور بن مخرمة وكلاهما بزيادة «لا بارك اللّه له في نفسه بعد «يزيد.

[11] السَّخل: المولود المحبّب إلي أبويه (النهاية: ج ۲ ص ۳۵۰ «سخل»)

[12] كنز العمّال: ج ۱۲ ص ۱۲۸ ح ۳۴۳۲۴ نقلاً عن ابن عساكر وراجع: المناقب لابن شهرآشوب: ج ۴ ص ۷۲.

[13] هكذا في جميع المصادر وفي الأمالي للشجري: «المؤتية.

[14] في المصدر: «لا يمنعوه» والصواب ما أثبتناه كما في كنز العمّال ومقتل الحسين عليه السلام للخوارزمي.

[15] المعجم الكبير: ج ۲۰ ص ۳۸ ح ۵۶ وج ۳ ص ۱۲۰ ح ۲۸۶۱ وليس فيه «أتتكم الموتة مقتل الحسين عليه السلام للخوارزمي: ج ۱ ص ۱۶۰ عن معاذ بن جبلة وفيه مصفرّ» بدل «متغيّر» كنز العمّال: ج ۱۱ ص ۱۶۶ ح ۳۱۰۶۱ الأمالي للشجري: ج ۱ ص ۱۶۹ الحدايق الورديّة: ج ۱ ص ۱۱۷ شرح الأخبار: ج ۳ ص ۱۳۹ ح ۱۰۸۱ نحوه.

[16] الأمالي للشجري: ج ۱ ص ۱۸۳ عن موسي بن إبراهيم المروزي عن الإمام الكاظم عن آبايه عليهم السلام الحدايق الورديّة: ج ۱ ص ۱۱۷

[17] كامل الزيارات: ص ۱۴۷ ح ۱۷۳ بحار الأنوار: ج ۴۴ ص ۳۰۲ ح ۱۱.

[18] إشارة إلي الآية ۵۶ من سورة النساء.

[19] الحَمِيمُ: الماء الحارّ (الصحاح: ج ۵ ص ۱۹۰۵ «حمم.

[20] عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج ۲ ص ۴۷ ح ۱۷۸ صحيفة الإمام الرضا عليه السلام: ص ۱۲۳ ح ۸۱ كشف اليقين: ص ۳۲۶ ح ۳۸۷ الحدايق الورديّة: ج ۱ ص ۱۱۸ كلّها عن أحمد بن عامر الطايي عن الإمام الرضا عن آبايه عليهم السلام بحار الأنوار: ج ۴۴ ص ۳۰۰ ح ۳ المناقب لابن المغازلي: ص ۶۶ ح ۹۵ مقتل الحسين عليه السلام للخوارزمي: ج ۲ ص۸۳ فرايد السمطين: ج ۲ ص ۲۶۴ ح ۵۳۲ كلّها عن أحمد بن عامر عن الإمام الرضا عن آبايه عليهم السلام عنه صلي الله عليه و آله نحوه.

[21] عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج ۲ ص ۴۷ ح ۱۷۹ صحيفة الإمام الرضا عليه السلام: ص ۲۶۳ ح ۲۰۴ كلاهما عن أحمد بن عامر الطايي عن الإمام الرضا عن آبايه عليهم السلام الملهوف (طبعة أنوار الهدي): ص ۸۳ عن طلحة عنه صلي الله عليه و آله وليس فيه «فإنّي أنتقم له من قاتله» بحار الأنوار: ج ۴۴ ص ۳۰۰ ح ۴ المناقب لابن المغازلي: ص ۶۸ ح ۹۸ عن أحمد بن عامر عن الإمام الرضا عن آبايه عليهم السلام عنه صلي الله عليه و آله الفردوس: ج ۱ ص ۲۲۷ ح ۸۶۹ مقتل الحسين عليه السلام للخوارزمي: ج ۲ ص ۸۵ كلاهما عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلي الله عليه و آله.

[22] عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج ۲ ص ۲۶ ح ۶ صحيفة الإمام الرضا عليه السلام: ص ۸۹ ح ۲۱ كلاهما عن أحمد بن عامر الطايي عن الإمام الرضا عن آبايه عليهم السلام بحار الأنوار: ج ۴۳ ص ۲۲۰ ح ۲ و ۳ المناقب لابن المغازلي: ص ۶۴ ح ۹۱ فرايد السمطين: ج ۲ ص ۲۶۵ ح ۵۳۳ مقتل الحسين عليه السلام للخوارزمي: ج ۱ ص ۵۲ كلّها عن أحمد بن عامر عن الإمام الرضا عن آبايه عليهم السلام عنه صلي الله عليه و آله وراجع: المناقب لابن شهرآشوب: ج ۳ ص ۳۲۷.

[23] الفتوح: ج ۴ ص ۳۲۴ مقتل الحسين عليه السلام للخوارزمي: ج ۱ ص ۱۶۲.

[24] الأمالي للصدوق: ص ۱۷۷ ح ۱۷۸ بشارة المصطفي: ص ۱۹۹ الفضايل: ص ۱۰ مثير الأحزان: ص ۲۲ نحوه بحار الأنوار: ج ۲۸ ص ۳۹ ح ۱.

[25] اللَّثْمُ: القُبلة (الصحاح: ج ۵ ص ۲۰۲۷ «لثم.

[26] في المصدر: «عادهما» والتصويب من بحار الأنوار.

[27] كفاية الأثر: ص ۱۶ مستدرك الوسايل: ج ۱۰ ص ۲۷۶ ح ۱۲۰۰۹ نقلاً عن الغيبة لابن شاذان بحار الأنوار: ج ۳۶ ص ۲۸۵ ح ۱۰۷

[28] كامل الزيارات: ص ۱۴۴ ح ۱۷۰ تفسير فرات: ص ۱۷۱ ح ۲۱۹ بحار الأنوار: ج ۴۴ ص ۲۶۴ ح ۲۲.

[29] الإرشاد: ج ۲ ص ۱۳۱ كشف الغمّة: ج ۲ ص ۲۲۰ الخرايج والجرايح: ج ۲ ص ۴۹۱ ح ۴ نحوه وفيه «فقال له الحسن» بدل «فقال له الحسين» بحار الأنوار: ج ۱۸ ص ۱۲۰ ح ۳۴.

[30] شتّ الأمر: تفرّق وكذلك التَّشتُّت (الصحاح: ج ۱ ص ۲۵۴ «شتت»)

[31] كامل الزيارات: ص ۱۲۶ ح ۱۴۱ بحار الأنوار: ج ۴۴ ص ۲۳۴ ح ۲۱ وراجع: عوالي اللآلي: ج ۴ ص ۸۳ ح ۹۲.

[32] الأمالي للطوسي: ص ۶۶۹ ح ۱۴۰۴ كامل الزيارات: ص ۱۲۵ ح ۱۴۰ بشارة المصطفي: ص ۱۹۵ عن الحسين بن عليّ بن الحسين بن عليّ بن أبي طالب عن آبايه عن جدّه عليهم السلام إعلام الوري: ج ۱ ص ۹۴ عن الإمام زين العابدين عن أبيه عن جدّه عليهم السلام وكلاهما نحوه بحار الأنوار: ج ۴۴ ص ۲۳۴ ح ۲۰.