إقامَةُ المَأتَمِ سوگواري

الحَثُّ عَلي إقامَةِ المَأتَمِ لِلحُسَينِ عليه السلام تشويق به سوگواري براي امام حسين عليه السلام


1- فضل زيارة الحسين عليه السلام عن أبي حمزة عن أبي جعفر [الباقر] عليه السلام ـ أنَّهُ لَمّا تَلا هذِهِ الآيَةَ: «إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ فِي الْحَيَوةِ الدُّنْيَا وَ يَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَـدُ»[1] قالَ ـ: الحُسَينُ بنُ عَلِيٍّ عليه السلام مِنهُم ووَاللّه ِ إنَّ بُكاكُم عَلَيهِ وحَديثَكُم بِما جَري عَلَيهِ وزِيارَتَكُم قَبرَهُ نُصرَةٌ لَكُم فِي الدُّنيا فَأَبشِروا فَإِنَّكُم مَعَهُ في جِوارِ رَسولِ اللّه ِ صلي الله عليه و آله.[2]

فضل زيارة الحسين عليه السلام ـ به نقل از ابو حمزه از امام باقر عليه السلام پس از آن كه آيه «ما فرستادگانمان را و كساني را كه ايمان آورده اند در زندگي دنيا و روزي كه شاهدان بر مي خيزند ياري مي كنيم» را تلاوت فرمود ـ: حسين بن علي عليه السلام از آنهاست. به خدا سوگند گريه شما بر حسين عليه السلام و بازگوييِ ماجرايي كه بر ايشان گذشت و زيارت قبر ايشان پيروزي اي براي شما در دنياست. پس مژده بر شما كه با او در كنار پيامبر خدا عليه السلام خواهيد بود!



2- كامل الزيارات عن عبد اللّه بن حمّاد البصري عن أبي عبد اللّه [الصادق] عليه السلام: قالَ لي: إنَّ عِندَكُم ـ أو قالَ: في قُربِكُم ـ لَفَضيلَةً ما اُوتِيَ أحَدٌ مِثلَها وما أحسَبُكُم تَعرِفونَها كُنهَ مَعرِفَتِها ولا تُحافِظونَ عَلَيها ولا عَلَي القِيامِ بِها وأنَّ لَها لَأَهلاً خاصَّةً قَد سُمّوا لَها واُعطوها بِلا حَولٍ مِنهُم ولا قُوَّةٍ إلّا ما كانَ مِن صُنعِ اللّه ِ لَهُم وسَعادَةٍ حَباهُمُ اللّه ُ بِها ورَحمَةٍ ورَأفَةٍ وتَقَدُّمٍ. قُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ وما هذَا الَّذي وَصَفتَ ولَم تُسَمِّهِ قالَ: زِيارَةُ جَدِّيَ الحُسَينِ بنِ عَلِيٍّ عليهماالسلام فَإِنَّهُ غَريبٌ بِأَرضِ غُربَةٍ يَبكيهِ مَن زارَهُ ويَحزَنُ لَهُ مَن لَم يَزُرهُ ويَحتَرِقُ لَهُ مَن لَم يَشهَدهُ ويَرحَمُهُ مَن نَظَرَ إلي قَبرِ ابنِهِ عِندَ رِجلِهِ... ثُمَّ قالَ: بَلَغَني أنَّ قَوماً يَأتونَهُ مِن نَواحِي الكوفَةِ وناسا مِن غَيرِهِم ونِساءً يَندُبنَهُ وذلِكَ فِي النِّصفِ مِن شَعبانَ فَمِن بَينِ قارِيٍ يَقرَأُ وقاصٍّ يَقُصُّ ونادِبٍ يَندُبُ وقايِلٍ يَقولُ المَراثِيَ فَقُلتُ لَهُ: نَعَم جُعِلتُ فِداكَ قَد شَهِدتُ بَعضَ ما تَصِفُ. فَقالَ: الحَمدُ للّه ِِ الَّذي جَعَلَ فِي النّاسِ مَن يَفِدُ إلَينا ويَمدَحُنا ويَرثي لَنا وجَعَلَ عَدُوَّنا مَن يَطعُنُ عَلَيهِم مِن قَرابَتِنا وغَيرِهِم يَهدُرونَهُم ويُقَبِّحونَ ما يَصنَعونَ.[3]

كامل الزيارات ـ به نقل از عبد اللّه بن حمّاد بصري ـ: امام صادق عليه السلام به من فرمود: «در نزد شما (يا فرمود: در نزديكي شما) فضيلتي است كه همانند آن را به هيچ كس نداده اند و گمان نمي كنم تمام حقيقتِ آن را بشناسيد و آن را پاس بداريد و براي آن اقدامي كنيد. آن فضيلت صاحبان ويژه اي دارد كه به آن اختصاص يافته اند بدون حركت و بدون [صَرف ]نيرويي از سوي آنها و اين از جانب خدا به آنان داده شده است. خوش بختي و رحمت و رأفت و پيشكشي است كه خدا برايشان در نظر گرفته است». گفتم: فدايت گردم! اين چيست كه آن را تعريف مي كني ولي نامش را نمي بري فرمود: «زيارت جدّم حسين بن علي عليه السلام كه در سرزميني بيگانه غريب افتاده است. هر كه او را زيارت كند برايش مي گِريد و هر كه زيارتش نكند برايش اندوهگين مي شود و هر كه در محضرش نباشد برايش مي سوزد و هر كه به قبر پسرش در پايين پايش نظر بيندازد رحمش مي آيد...». آن گاه فرمود: «به من خبر رسيده كه گروهي از اطراف كوفه و كساني از غير آن كنار قبر ايشان مي آيند و نيز زناني كه شيون سر مي دهند و اين در نيمه شعبان است. پس در ميان آنان قاري اي قرآن مي خواند و قصّه گويي ماجراي كربلا را مي گويد و عدّه اي ناله سر مي دهند و برخي مرثيه سرايي مي كنند». به ايشان گفتم: فدايت گردم! آري. برخي از چيزهايي كه گفتي شاهد بوده ام. فرمود: «ستايش خدايي راست كه در ميان مردم كساني را قرار داد كه به سوي ما مي آيند و ما را مي ستايند و برايمان مرثيه سرايي مي كنند و نيز كساني را از خويشان ما و غير خويشان ما قرار داد كه به دشمنان ما طعنه مي زنند و آنان را باطل مي دانند و كارشان را زشت مي شمارند!».



3- الكافي عن معاوية بن وهب: اِستَأذَنتُ عَلي أبي عَبدِ اللّه ِ عليه السلام فَقيلَ لي: اُدخُل فَدَخَلتُ فَوَجَدتُهُ في مُصَلّاهُ في بَيتِهِ فَجَلَستُ حَتّي قَضي صَلاتَهُ فَسَمِعتُهُ وهُوَ يُناجي رَبَّهُ ويَقولُ:يا مَن خَصَّنا بِالكَرامَةِ وخَصَّنا بِالوَصِيَّةِ ووَعَدَنَا الشَّفاعَةَ وأعطانا عِلمَ ما مَضي وما بَقِيَ وجَعَلَ أفيِدَةً مِنَ النّاسِ تَهوي إلَينا اغفِر لي ولِاءِخواني ولِزُوّارِ قَبرِ أبي عَبدِ اللّه ِ الحُسَينِ عليه السلام الَّذينَ أنفَقوا أموالَهُم وأشخَصوا أبدانَهُم رَغبَةً في بِرِّنا ورَجاءً لِما عِندَكَ في صِلَتِنا وسُرورا أدخَلوهُ عَلي نَبِيِّكَ صَلَواتُكَ عَلَيهِ وآلِهِ وإجابَةً مِنهُم لِأَمرِنا وغَيظا أدخَلوهُ عَلي عَدُوِّنا أرادوا بِذلِكَ رِضاكَ فَكافِهِم عَنّا بِالرِّضوانِ وَاكلَأهُم بِاللَّيلِ وَالنَّهارِ وَاخلُف عَلي أهاليهِم وأولادِهِمُ الَّذينَ خُلِّفوا بِأَحسَنِ الخَلَفِ وَاصحَبهُم وَاكفِهِم شَرَّ كُلِّ جَبّارٍ عَنيدٍ وكُلِّ ضَعيفٍ مِن خَلقِكَ أو شَديدٍ وشَرَّ شَياطينِ الإِنسِ وَالجِنِّ وأعطِهِم أفضَلَ ما أمَّلوا مِنكَ في غُربَتِهِم عَن أوطانِهِم وما آثَرونا بِهِ عَلي أبنايِهِم وأهاليهِم وقَراباتِهِم. اللّهُمَّ إنَّ أعداءَنا عابوا عَلَيهِم خُروجَهُم فَلَم يَنهَهُم ذلِكَ عَنِ الشُّخوصِ إلَينا وخِلافا مِنهُم عَلي مَن خالَفَنا فَارحَم تِلكَ الوُجوهَ الَّتي قَد غَيَّرَتهَا الشَّمسُ وَارحَم تِلكَ الخُدودَ الَّتي تَقَلَّبَت عَلي حُفرَةِ أبي عَبدِ اللّه ِ عليه السلام وَارحَم تِلكَ الأَعيُنَ الَّتي جَرَت دُموعُها رَحمَةً لَنا وَارحَم تِلكَ القُلوبَ الَّتي جَزِعَت وَاحتَرَقَت لَنا وَارحَمِ الصَّرخَةَ الَّتي كانَت لَنا اللّهُمَّ إنّي أستَودِعُكَ تِلكَ الأَنفُسَ وتِلكَ الأَبدانَ حَتّي نُوافِيَهُم عَلَي الحَوضِ يَومَ العَطَشِ.فَما زالَ وهُوَ ساجِدٌ يَدعو بِهذَا الدُّعاءِ.[4]

الكافي ـ به نقل از معاوية بن وَهْب ـ: از امام صادق عليه السلام اجازه ورود خواستم. به من گفته شد: وارد شو. من وارد شدم و ديدم كه ايشان در حال نماز گزاردن در جايگاه نمازش در خانه اش است. نشستم تا نمازش را به پايان رساند. شنيدم كه با پروردگارش چنين راز و نياز مي گفت: «اي آن كه ما را بر كرامت و وصايت مخصوص گردانيدي و به ما وعده شفاعت دادي و علمِ گذشته و آينده را به ما عطا فرمودي و دل هاي مردم را به سوي ما متمايل نمودي! مرا بيامرز و نيز برادرانم و زايران قبر ابا عبد اللّه الحسين عليه السلام را كه مالشان را هزينه كرده اند و تنشان را به حركت در آورده اند به جهت علاقه مندي به احسان ما و اميد به آنچه در صِله ما نزد توست و شادماني اي كه به پيامبرت ـ كه درودهاي تو بر او و خاندانش باد ـ دادند و به جهت پاسخ گفتن به فرمان ما و نيز غيظي كه به دشمنانمان وارد كردند و با آن طالب خشنودي تو بودند. پس از جانب ما رضوان را به آنان پاداش ده و در شب و روز آنان را محافظت فرما و براي خاندان و فرزنداني كه بر جا گذاشته اند بهترين جانشين باش و همراهي شان كن و از شرّ هر زورگوي كينه جو و هر آفريده ناتوان و توانمندت و از شرّ شيطان هاي اِنس و جن كفايتشان نما و به آنان در دوري از كاشانه شان به خاطر آن كه ما را بر فرزندان و خانواده و خويشانشان ترجيح داده اند بيشتر از آنچه از تو خواسته اند عطا كن.خداوندا! دشمنان ما حركت آنان را [براي زيارت ما] بر ايشان عيب شمردند ولي اين آنها را از آمدن به سوي ما باز نداشت و باز هم به خاطر مخالفت با مخالفان ما [به سوي ما آمدند]. پس بر آن چهره هايي كه خورشيد دگرگونشان كرد رحم آور و بر آن گونه هايي كه به سوي قبر ابا عبد اللّه الحسين عليه السلام در رفت و آمدند رحم كن و بر آن چشم هايي كه اشكشان از سرِ دلسوزي بر ما روان شده رحم كن و بر آن دل هايي كه براي ما بي تاب شده و سوخته اند رحم نما و بر شيون هايي كه براي ما بلند گرديده اند رحم آور.خداوندا! اين جان ها و اين بدن ها را به تو مي سپارم تا آنان را در روز تشنگي در كنار حوض [كوثر] در يابيم». او همچنان در حال سجده بود و اين دعا را زمزمه مي كرد.



4- ثواب الأعمال عن محمّد بن سنان عن بعض أصحابه عن أبي عبد اللّه [الصادق] عليه السلام: قالَ رَسولُ اللّه ِ صلي الله عليه و آله: إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ نُصِبَ لِفاطِمَةَ عليهاالسلام قُبَّةٌ مِن نورٍ وأقبَلَ الحُسَينُ عليه السلام رَأسُهُ عَلي يَدِهِ فَإِذا رَأَتهُ شَهِقَت شَهقَةً لا يَبقي فِي الجَمعِ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ ولا نَبِيٌّ مُرسَلٌ ولا عَبدٌ مُؤمِنٌ إلّا بَكي لَها...ثُمَّ قالَ أبو عَبدِ اللّه ِ عليه السلام: رَحِمَ اللّه ُ شيعَتَنا شيعَتُنا ـ وَاللّه ِ ـ هُمُ المُؤمِنونَ فَقَد ـ وَاللّه ِ ـ شَرِكونا فِي المُصيبَةِ بِطولِ الحُزنِ وَالحَسرَةِ.[5]

ثواب الأعمال ـ به نقل از محمّد بن سِنان از برخي راويان شيعه از امام صادق عليه السلام ـ: پيامبر خدا عليه السلام فرمود: «وقتي روز قيامت مي شود خيمه اي از نور براي فاطمه بر پا مي گردد و حسين سر [بُريده] خود را پيشاپيشِ دست او مي آورد و وقتي فاطمه آن را مي بيند ناله اي بلند سر مي دهد و كسي از فرشتگان مقرّب و پيامبران مُرسَل و بندگان مؤمن نمي مانَد مگر اين كه براي [ناراحتي] فاطمه مي گِريد...».خداوند شيعيان ما را رحمت كند! به خدا سوگند آنان حقيقتاً مؤمن اند. به خدا سوگند آنان در اندوه و حسرتي مدام در عزاي ما شركت مي كنند.



إقامَةُ المَأتَمِ فِي العَشرِ الأُوَلِ مِن مُحَرَّمِ سوگواري در دهه اوّل محرّم

5- الأمالي للصدوق عن إبراهيم بن أبي محمود عن الرضا عليه السلام: إنَّ المُحَرَّمَ شَهرٌ كانَ أهلُ الجاهِلِيَّةِ يُحَرِّمونَ فيهِ القِتالَ فَاستُحِلَّت فيهِ دِماؤُنا وهُتِكَت فيهِ حُرمَتُنا وسُبِيَ فيهِ ذَرارِيُّنا ونِساؤُنا واُضرِمَتِ النّيرانُ في مَضارِبِنا وَانتُهِبَ ما فيها مِن ثَقَلِنا ولَم تُرعَ لِرَسولِ اللّه ِ صلي الله عليه و آله حُرمَةٌ في أمرِنا.إنَّ يَومَ الحُسَينِ عليه السلام أقرَحَ جُفونَنا وأسبَلَ دُموعَنا وأذَلَّ عَزيزَنا بِأَرضِ كَربٍ وبَلاءٍ أورَثَتنَا الكَربَ وَالبَلاءَ إلي يَومِ الاِنقِضاءِ فَعَلي مِثلِ الحُسَينِ عليه السلام فَليَبكِ الباكونَ فَإِنَّ البُكاءَ يَحُطُّ الذُّنوبَ العِظامَ.ثُمَّ قالَ عليه السلام: كانَ أبي صَلَواتُ اللّه ِ عَلَيهِ إذا دَخَلَ شَهرُ المُحَرَّمِ لا يُري ضاحِكا وكانَتِ الكَآبَةُ تَغلِبُ عَلَيهِ حَتّي يَمضِيَ مِنهُ عَشَرَةُ أيّامٍ فَإِذا كانَ يَومُ العاشِرِ كانَ ذلِكَ اليَومُ يَومَ مُصيبَتِهِ وحُزنِهِ وبُكايِهِ ويَقولُ: هُوَ اليَومُ الَّذي قُتِلَ فيهِ الحُسَينُ صَلَواتُ اللّه ِ عَلَيهِ.[6]

الأمالي صدوق ـ به نقل از ابراهيم بن ابي محمود از امام رضا عليه السلام ـ: محرّم ماهي است كه در دوران جاهلي مردم جنگ را در آن تحريم مي كردند امّا ريختن خون ما را در آن روا شمردند و حرمت ما را شكستند و فرزندان و زنان ما را به اسارت بردند و در خيمه و خرگاه ما آتش بر افروختند و هر چه داشتيم به غارت بردند و حرمت پيامبر خدا صلي الله عليه و آله را در حقّ ما رعايت نكردند.روز حسين عليه السلام پلك هاي ما را زخمي كرد و اشكمان را جاري ساخت و عزيز ما را ذليل كرد و در سرزمين كَرْب (اندوه) و بلا (گرفتاري) اندوه و گرفتاري برايمان به ارمغان آورد. پس تا روز قيامت بايد گريه كنندگان بر كسي مانند حسين عليه السلام بگِريند كه گريه گناهان بزرگ را مي ريزد.پدرم ـ كه درودهاي خدا بر او باد ـ وقتي ماه محرّم مي رسيد خندان ديده نمي شد و اندوه بر او چيره مي شد تا اين ده روز به پايان برسد. وقتي روز دهم مي رسيد آن روز روز عزا و اندوه و گريه اش بود و مي فرمود: «اين همان روزي است كه حسين ـ كه درودهاي خدا بر او باد ـ در آن كشته شد».



6- عيون أخبار الرضا عليه السلام عن الريّان بن شبيب: دَخَلتُ عَلَي الرِّضا عليه السلام في أوَّلِ يَومٍ مِنَ المُحَرَّمِ.
فَقالَ: يَابنَ شَبيبٍ أصايِمٌ أنتَ قُلتُ: لا فَقالَ: إنَّ هذَا اليَومَ هُوَ اليَومُ الَّذي دَعا فيهِ زَكَرِيّا عليه السلام رَبَّهُ عَزَّ وجَلَّ فَقالَ: «رَبِّ هَبْ لِي مِن لَّدُنكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ»[7] فَاستَجابَ اللّه ُ لَهُ و أمَرَ المَلايِكَةَ فَنادَت زَكَرِيّا «وَهُوَ قَالـءِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرَابِ أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيَي»[8] فَمَن صامَ هذَا اليَومَ ثُمَّ دَعَا اللّه َ عَزَّ وجَلَّ استَجابَ اللّه ُ لَهُ كَمَا استَجابَ اللّه ُ لِزَكَرِيّا.ثُمَّ قالَ: يَابنَ شَبيبٍ! إنَّ المُحَرَّمَ هُوَ الشَّهرُ الَّذي كانَ أهلُ الجاهِلِيَّةِ يُحَرِّمونَ فيهِ الظُّلمَ وَالقِتالَ لِحُرمَتِهِ فَما عَرَفَت هذِهِ الاُمَّةُ حُرمَةَ شَهرِها ولا حُرمَةَ نَبِيِّها لَقَد قَتَلوا في هذَا الشَّهرِ ذُرِّيَّتَهُ وسَبَوا نِساءَهُ وَانتَهَبوا ثَقَلَهُ فَلا غَفَرَ اللّه ُ لَهُم ذلِكَ أبَدا.يَابنَ شَبيبٍ! إن كُنتَ باكِيا لِشَيءٍ فَابكِ لِلحُسَينِ بنِ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ عليه السلام فَإِنَّهُ ذُبِحَ كَما يُذبَحُ الكَبشُ وقُتِلَ مَعَهُ مِن أهلِ بَيتِهِ ثَمانِيَةَ عَشَرَ رَجُلاً ما لَهُم فِي الأَرضِ شَبيهونَ ولَقَد بَكَتِ السَّماواتُ السَّبعُ وَالأَرَضونَ لِقَتلِهِ ولَقَد نَزَلَ إلَي الأَرضِ مِنَ المَلايِكَةِ أربَعَةُ آلافٍ لِنَصرِهِ فَلَم يُؤذَن لَهُم فَهُم عِندَ قَبرِهِ شُعثٌ غُبرٌ إلي أن يَقومَ القايِمُ عليه السلام فَيَكونونَ مِن أنصارِهِ و شِعارُهُم: يا لَثاراتِ الحُسَينِ عليه السلام.يَابنَ شَبيبٍ! لَقَد حَدَّثَني أبي عَن أبيهِ عَن جَدِّهِ عليهم السلام أنَّهُ لَمّا قُتِلَ جَدِّيَ الحُسَينُ صَلَواتُ اللّه ِ عَلَيهِ أمطَرَتِ السَّماءُ دَما و تُرابا أحمَرَ. يَابنَ شَبيبٍ! إن بَكَيتَ عَلَي الحُسَينِ عليه السلام حَتّي تَصيرَ دُموعُكَ عَلي خَدَّيكَ غَفَرَ اللّه ُ لَكَ كُلَّ ذَنبٍ أذنَبتَهُ صَغيرا كانَ أو كَبيرا وقَليلاً كانَ أو كَثيرا.يَابنَ شَبيبٍ! إن سَرَّكَ أن تَلقَي اللّه َ عَزَّ وَجَلَّ ولا ذَنبَ عَلَيكَ فَزُرِ الحُسَينَ عليه السلام.يَابنَ شَبيبٍ! إن سَرَّكَ أن تَسكُنَ الغُرَفَ المَبنِيَّةَ فِي الجَنَّةِ مَعَ النَّبِيِّ صلي الله عليه و آله فَالعَن قَتَلَةَ الحُسَينِ عليه السلام.يَابنَ شَبيبٍ! إن سَرَّكَ أن يَكونَ لَكَ مِنَ الثَّوابِ مِثلُ ما لِمَنِ استُشهِدَ مَعَ الحُسَينِ بنِ عَلِيٍّ عليه السلام فَقُل مَتي ذَكَرتَهُ: يا لَيتَني كُنتُ مَعَهُم فَأَفوزَ فَوزا عَظيما.يَابنَ شَبيبٍ! إن سَرَّكَ أن تَكونَ مَعَنا فِي الدَّرَجاتِ العُلي مِنَ الجِنانِ فَاحزَن لِحُزنِنا وَافرَح لِفَرَحِنا وعَلَيكَ بِوِلايَتِنا فَلَو أنَّ رَجُلاً أحَبَّ حَجَرا لَحَشَرَهُ اللّه ُ عز و جل مَعَهُ يَومَ القِيامَةِ.[9]

عيون أخبار الرضا عليه السلام ـ به نقل از ريّان بن شَبيب ـ: در روز اوّل محرّم بر امام رضا عليه السلام وارد شدم. فرمود: «اي پسر شَبيب! آيا روزه اي».گفتم: نه.فرمود: «اين همان روزي است كه در آن زكريّا عليه السلام پروردگارشت را خواند و گفت: «پروردگارا! از جانب خود نسلي پاك به من عطا كن كه تو همانا شنواي دعايي».خداوند دعايش را به اجابت رسانْد و به فرشتگان دستور داد كه به زكريّا عليه السلام ندا در دهند «در حالي كه در محراب به نماز ايستاده بود: خداوند تو را به يحيي مژده مي دهد!».پس هر كس امروز را روزه بگيرد و آن گاه خداوندت را بخواند خدا دعاي او را اجابت مي كند همان گونه كه براي زكريّا عليه السلام اجابت كرد».آن گاه فرمود: «اي پسر شَبيب! محرّم ماهي است كه مردم دوران جاهلي ستم و جنگ را در آن تحريم مي كردند امّا اين امّت حرمت آن را نشناختند و حرمت پيامبرش را نگه نداشتند. در اين ماه فرزندان او را كشتند و زنانش را به اسارت گرفتند و بار و بنه اش را غارت كردند. خداوند هرگز آنان را نيامرزد!اي پسر شَبيب! اگر براي چيزي گريه مي كني براي حسين بن علي بن ابي طالب عليه السلام گريه كن. او همانند قوچ سر بُريده شد و هجده مرد از خانواده اش همراه او كشته شدند و همانندي در زمين نداشتند. آسمان هاي هفتگانه و زمين ها براي كشته شدنش گريستند و چهار هزار فرشته براي ياري اش به زمين فرود آمدند امّا به آنان اجازه داده نشد. آنان در كنار قبر حسين عليه السلام آشفته و پريشان حال به سر مي بَرند تا قايم عليه السلام برخيزد. آنان از ياران او خواهند بود و شعارشان اين است: «يا لثارات الحسين اي خونخواهان حسين!».اي پسر شَبيب! پدرم از پدرش از جدّش [امام باقر عليه السلام ] برايم نقل كرد كه وقتي جدّم حسين ـ كه درودهاي خدا بر او باد ـ كشته شد آسمان خون گريست و خاك سرخ شد.اي پسر شَبيب! اگر براي حسين عليه السلام چنان گريه كني كه اشك هايت بر گونه ات جاري شوند خداوند همه گناهانت را از كوچك و بزرگ و كم و زياد مي آمرزد».اي پسر شَبيب! اگر خوش حال مي شوي كه خداي عزوجل را ملاقات كني و گناهي نداشته باشي حسين عليه السلام را زيارت كن.اي پسر شَبيب! اگر خوش حال مي شوي كه در غرفه هاي ساخته شده در بهشت با پيامبر صلي الله عليه و آله ساكن باشي قاتلان حسين عليه السلام را لعن كن.اي پسر شَبيب! اگر خوش حال مي شوي كه ثوابي همانند شهيدشدگان با حسين بن علي عليه السلام داشته باشي هر وقت ياد حسين عليه السلام افتادي بگو: اي كاش با آنها مي بودم و به رستگاري بزرگي نايل مي شدم!.اي پسر شَبيب! اگر خوش حال مي شوي كه با ما در درجه هاي عالي بهشت باشي براي اندوه ما اندوهگين باش و براي خوش حالي ما خوش حال باش و همواره ولايت ما را داشته باش. پس اگر مردي سنگي را [هم] دوست داشته باشد خداي عزوجل او را در قيامت با آن محشور مي كند».



7- الإقبال: أقولُ: ولَعَلَّ قايِلاً يَقولُ: هَلّا كانَ الحُزنُ الَّذي يُعمِلونَهُ مِن أوَّلِ عَشرِ المُحَرَّمِ قَبلَ وُقوعِ القَتلِ يُعمِلونَهُ بَعدَ يَومِ عاشوراءَ لِأَجلِ تَجَدُّدِ القَتلِ.فَأَقولُ: إنَّ أوَّلَ العَشرِ كانَ الحُزنُ خَوفا مِمّا جَرَتِ الحالُ عَلَيهِ فَلَمّا قُتِلَ صَلَواتُ اللّه ِ عَلَيهِ وآلِهِ دَخَلَ تَحتَ قَولِ اللّه ِ تَعالي: «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَ تَام بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ * فَرِحِينَ بِمَا ءَاتَـلـهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُواْ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ»[10] فَلَمّا صاروا فَرِحينَ بِسَعادَةِ الشَّهادَةِ وَجَبَ المُشارَكَةُ لَهُم فِي السُّرورِ بَعدَ القَتلِ لِنَظفَرَ مَعَهُم[11] بِالسَّعادَةِ.[12]

الإقبال: مي گويم: اي بسا كسي چنين بگويد كه: چه خوب است اندوهي را كه از اوّل دهه محرّم و قبل از زمان كشته شدن امام عليه السلام روا مي دارند پس از روز عاشورا و به منظور تجديد خاطره شهادت امام عليه السلام نيز داشته باشند.پس مي گويم: اوّلِ دهه اندوه به خاطر نگراني از وضعيتي است كه براي او ايجاد شده است ولي وقتي كشته شد ـ كه درودهاي خدا بر او و خاندانش باد ـ مشمول اين سخن خداي متعال مي شود: «و گمان مبر كه كشته شدگان در راه خدا مردگان اند بلكه زندگان اند و در پيشگاه خدا روزي داده مي شوند و به آنچه خداوند از فضلش به آنها داده خشنودند و كساني كه پس از آنها هنوز به آنها نپيوسته اند مژده مي دهند كه: بيمي بر آنان نيست و اندوهگين نمي شوند» و هنگامي كه آنها به خوش بختي شهادت خوش حال شدند سهيم شدن در خوش حالي آنان پس از كشته شدنشان لازم است تا با آنان به خوش بختي نايل شويم.



عامُ الحُزنِ سال اندوه

8- مقتل الحسين عليه السلام للخوارزمي: إنَّ السَّنَةَ الَّتي قُتِلَ فيهَا الحُسَينُ عليه السلام وهِيَ سَنَةُ إحدي وسِتّينَ سُمِّيَت عامَ الحُزنِ.[13]

مقتل الحسين عليه السلام خوارزمي: سالي كه حسين عليه السلام در آن كشته شد (يعني سال ٦١ هجري) «سال اندوه» نام گذاري شد.



9- التذكرة للقرطبي: اِتَّفَقوا عَلي أنَّهُ قُتِلَ يَومَ عاشوراءَ العاشِرَ مِنَ المُحَرَّمِ سَنَةَ إحدي وسِتّينَ ويُسَمّي عامَ الحُزنِ.[14]

التذكرة قُرطُبي: اتّفاق نظر است كه حسين عليه السلام در روز عاشورا دهم محرّم سال ٦١ ـ كه «سال اندوه» ناميده شده ـ كشته شد.

پي نوشتها:

[1]غافر: ٥١.

[2]فضل زيارة الحسين عليه السلام: ص ٤٨ ح ٢٥.

[3]كامل الزيارات: ص ٥٣٧ ح ٨٢٩ بحار الأنوار: ج ١٠١ ص ٧٤ ح ٢١.

[4]الكافي: ج ٤ ص ٥٨٢ ح ١١ ثواب الأعمال: ص ١٢٠ ح ٤٤ كامل الزيارات: ص ٢٢٨ ح ٢٣٦ المزار الكبير: ص ٣٣٤ ح ١٤ كلّها نحوه بحار الأنوار: ج ١٠١ ص ٨ ح ٣٠.

[5]ثواب الأعمال: ص ٢٥٧ ح ٣ الملهوف: ص١٨٤ مثير الأحزان: ص٨١ وفي صدره «روي عن النبي صلي الله عليه و آله...» نحوه بحار الأنوار: ج ٤٣ ص٢٢١ ح ٧.

[6]الأمالي للصدوق: ص ١٩٠ ح ١٩٩ الإقبال: ج ٣ ص ٢٨ روضة الواعظين: ص ١٨٧ المناقب لابن شهرآشوب: ج ٤ ص ٨٦ و ليس فيه ذيله من «ثمّ قال عليه السلام:» بحار الأنوار: ج ٤٤ ص ٢٨٣ ح ١٧.

[7]آل عمران: ٣٨.

[8]آل عمران: ٣٩.

[9]عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج ١ ص ٢٩٩ ح ٥٨ الأمالي للصدوق: ص ١٩٢ ح ٢٠٢ الإقبال: ج ٣ ص ٢٩ كلاهما نحوه بحار الأنوار: ج ٤٤ ص ٢٨٥ ح ٢٣.

[10]آل عمران: ١٦٩ و ١٧٠.

[11]في المصدر: «لِتظفرهم» والتصويب من بحارالأنوار.

[12]الإقبال: ج ٣ ص ٩٠ بحار الأنوار: ج ٩٨ ص ٣٤٤ الرقم ٦.

[13]مقتل الحسين عليه السلام للخوارزمي: ج ٢ ص ٤٠.

[14]التذكرة للقرطبي: ج ٢ ص ٢٤٢.