سوال ٦٠ شيعه ناسزا گفتن به بزرگان اصحاب به خصوص خلفاي راشدين ابوبكر و عمر و عثمان -رضي اللهعنهم- را عبادت مي ‌دانند و با اين كار به خدا تقرب مي ‌جويند در حالي كه هيچ سنّي به كسي از اهل بيت ناسزا نمي گويد! بلكه اهل سنّت با دوست داشتن اهل بيت به خدا تقرّب مي‌ جويند.و شيعه اين واقعيت را نمي ‌توانند انكار نمايند.سوال شامل سه قسمت مي باشد:١ - او مي گويد شيعه ناسزا گفتن به بزرگان صحابه را عبادت ميدانند ٢ -ولي سنيان اهل بيت را دوست دارند ودوستي آنها را عبادت ميدانند ٣ - و شيعه نمي توانند اين واقعيت را انكار كند
پاسخ كوتاهجواب اول 1- شيعه بزرگان صحابه را ناسزا نمي گويند شيعه لعنت ميكند كسي را كه حق خدا و رسول را ضايع نموده است.2- خود قرآن عده اي را لعن كرده است. 3- پيامبر خدا فرموده اگر آنهايي را كه بايد لعن كنيد لعن نكنيد خودتان دچار لعن مي شويد.4- فضيلت اهل البيت بر هيچ كس پوشيده نيست و نه تنها شيعه وسني بلكه هر انسان آزاده اي در دنيا اهل البيت را دوست مي دارد.
جواب دوم1-طبق آيه 57 احزاب كسي كه خدا و رسول را بيازارد خدا در دنيا وآخرت او را لعنت مي كند2-پيامبر غضب فاطمه سلام الله عليها را غضب خدا و خود ميداند3 -پيامبر آزار دهندگان فاطمه زهرا سلام الله عليها را لعن نموده است.4-فاطمه سلام الله عليها با غضب بر ابابكر وعمر از دنيا رفت 5- چطور ميتوان گفت حضرت زهرا سلام الله عليها كه فصل الخطاب درستي در دنيا وآخرت مي باشد با غضب از دست ابابكر وعمر از دنيا برود ولي خدا از دست ابابكر وعمر راضي باشد اين دو با هم در تناقض است 6- شيعه آزار دهندگان ومغضوبين حضرت فاطمه سلام الله عليها را لعنت ميكند.
پاسخ تفصيليجواب اول اولا: شيعه بزرگان صحابه را ناسزا نمي گويند شيعه لعنت ميكند كسي را كه حق خدا و رسول را ضايع نمودهقرآن مي فرمايد:
لُعِنَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ بَني‏ إِسْراييلَ عَلي‏ لِسانِ داوُدَ وَ عيسَي ابْنِ مَرْيَمَ ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدُونَ وقتي پيامبران الهي مثل حضرت داود نبي وعيسي بن مريم افراد عصيانگر قوم خود را لعنت كردند (مايده 78)
يا اين كه مي فرمايد:
إِنَّ الَّذينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدي‏ مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتابِ أُوليِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللاَّعِنُونَ آنان كه دلايل روشن و راهنمايهاي ما را كه نازل كرده‏ايم با اينكه در كتاب الهي براي مردم توضيح داده‏ايم كتمان مي‏كنند پروردگار آنها را لعنت مي‏كند و همه لعنت كنندگان نيز آنها را لعن مي‏كنند. (بقره159)
سوال ما از مستشكل اين است: اگر كسي از بزرگ يا كوچك صحابه باشد كه حقوق خدا ورسولش را ضايع نموده باشد شما بر اساس كدام حكم قرآني لعنتش نمي كنيد و آيا براي اين كارتان مجوز شرعي داريدثانيا: پيامبر خدا صلي الله عليه واله فرموده اند اگر آنهايي را كه بايد لعن كنيد لعن نكنيد خودتان دچار لعن مي شويد قال رسول الله من تأثم أن يلعن من لعنه الله فعليه لعنة الله. رجال كشي ص 528ثالثا: شيعه لعنت را هم جزاء الهي فرد مي داند نه فحش و ناسزا گفتن رابعا: بزرگي و فضيلت اهل البيت-عليهم السلام- بر هيچ كس پوشيده نيست و نه تنها شيعه وسني بلكه هر انسان آزاده اي در دنيا اهل البيت را دوست مي دارد و به اين دوستي افتخار مي كند و زندگي آنها را سرمشق زندگي خود قرار ميدهد. مثلا يك بودايي مثل گاندي مي گويد من كشورم را از دست انگليس بخاطر درس حضرت حسين بن علي عليه السلام نجات دادم. پس مستشكل نمي توانند بخاطر ابراز دوستي آن بزرگواران منت بر سر شيعه بگذارند شما اگر خاندان رسالت را دوست داريد بخاطر اين است كه آنها ثقل ديگر قرآن هستند
إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّي يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ صحيح مسلم 2:237-238 مسند حنبل 371:4من در ميان شما دو يادگار گران مي نهم. كتاب خدا وعترت من اهل بيتم. اين دو هيچ گاه از هم جدا نمي شوند تا اين كه در كنار حوض كوثربر من وارد آيند.
و فرمايش قرآن است:
قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُوني‏ يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ (31 آل عمران)بگو اگر خدا را دوست مي داريد از من پيروي كنيد تا خدا شما را دوست بدارد وگناهانتان را ببخشد
خامسا: و اين ادعاي مستشكل مثال دزدي است كه به مال باخته خود بگويد بمن نگو دزد و الا من به تو مي گويم دزدسادسا:البته شيعه تمام صحابه را لعنت نمي كند و قطعا شيعه به بزرگاني از صحابه احترام خاص مي گذارد بلكه آن دسته ازصحابه را مورد لعنت قرار مي دهد كه خودتان عمل كرد بدشان را در كتاب هايتان آورديد
فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ (زلزال 7-8)پس هر كس هم وزن ذره اي كار خير انجام دهد آن را مي بيند. و هر كس هم وزن ذره اي كار بد كرده آن را مي بيند.
پس وقتي خداوند ورسول به ما امر مي كنند كه افراد خاصي را لعنت كنيد اين لعنت كردن غير از فحش دادن است ومستشكل نبايد ايراد بگيرد كه شيعه افرادي را لعن مي كنند كه اگر آن افراد مستحق لعن باشند ومستشكل آنها را لعن نكند بنا به فرمايش خدا و رسول خود مستحق لعن مي گردد. لعن نفرين است يعني ما از خدا يك چيزي را مي خواهيم همان گونه كه مي گوييم كه خدا كسي را بيامرز بعضي را مي گوييم كه خدايا فلاني را از رحمت خودت دورش كن اين دعا است وبه دستور خدا ورسول است
در جاي ديگر قرآن مي فرمايد:
كَيْفَ يَهْدِي اللَّهُ قَوْماً كَفَرُوا بَعْدَ إيمانِهِمْ وَ شَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَ جاءَهُمُ الْبَيِّناتُ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمينَ (86 آل عمران)چگونه خداوند جمعيتي را هدايت مي كندكه بعداز ايمان وگواهي به حقانيت رسول وآمدن نشانه هاي روشن براي آن ها كافر شدند و خدا جمعيت ستمكاران را هدايت نخواهد كرد. أُوليِكَ جَزايُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللَّهِ وَ الْمَلايِكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعينَ (87 آل عمران) كيفر آن ها اين است كه لعن خداوند و فرشتگان ومردم همگي بر آن هاست. خالِدينَ فيها لا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ يُنْظَرُونَ (88 آل عمران)همواره در اين لعن مي مانند مجازاتشان تخفيف نمي يابد وبه آن ها مهلت داده نمي شود. إِلاَّ الَّذينَ تابُوا مِنْ بَعْدِ ذلِكَ وَ أَصْلَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ (89 آل عمران)مگر كساني كه پس از آن توبه كنند و اصلاح نمايند زيرا خداوند آمرزنده وبخشنده است.
و اين آيات نشان مي دهد نه اينكه لعن نمودن كفر نيست بلكه مامور به اين مطلب هم هستيم. حالا مستشكل مي گويد چون من به اهل البيت لعن نمي كنم تو افراد ي را كه مورداحترام من هستند را لعن نكن و ما مي گوييم خدا دستور لعن افرادي خاص را داده وخود شما هم بايد آنها را لعن كني والا جزء آنها خواهي بود. قرآن مي فرمايد:
فَقالَ الضُّعَفاءُ لِلَّذينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعاً فَهَلْ أَنْتُمْ مُغْنُونَ عَنَّا مِنْ عَذابِ اللَّهِ مِنْ شَيْ‏ءٍ (21 ابراهيم)ضعفا به مستكبران مي گويند: ما پيروان شما بوديم آيا شما حاضريد سهمي از عذاب الهي را بپذيريد و از ما برداريد.
براستي مستشكل در آنجا چه كار مي كند و چه جوابي مي دهد
جواب دوم1- خودتان گفتيد رسول خدا فرموده أَنَّ فَاطِمَةَ سَيِّدَةُ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ (١)مسند احمد حنبل ج 1 ص 293 و المستدرك - الحاكم ج 2 ص 497 و فتح الباري - ابن حجر - ج 6 - ص 340 – 341 ٢- خودتان گفتيد رسول خدا فرمود ان الله يغضب لغضبك ويرضي لرضاك. المستدرك - الحاكم ج 3 ص 153 – 154 (٢)٣- خودتان گفتيد رسول خدا فرمود: فاطمة بضعة مني فمن أغضبها أغضبني: صحيح البخاري - البخاري - ج 4 - ص 210 (٣)فهواي مطلب اول اين است فاطمه سيده زنان بهشت است يعني تمام زنان خوب عالم كه وارد بهشت شوند حضرت زهرا سلام الله عليها سيده و بزرگ آن زنان استلذا گفتار و كردار فاطمه زهرا سلام الله عليها با هر كس ميزان حق و باطل بودن آن فرد را ميباشد و فهواي مطلب (٢و٣) اين است هر كس فاطمه سلام الله عليها را اذيت كند پيامبر را آزده و هر كس پيامبر را بيازارد خدا را آزرده ٤- قرآن هم فرموده:
إِنَّ الَّذينَ يُيْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهيناً (57احزاب) آناني كه خدا و رسول او را مي‏آزارند خداوند در دنيا و آخرت آنها را لعنت مي‏كند و براي ايشان عذابي خواركننده مهيا ساخته است.
٥ -وخودتن گفتيد: بخاري در صحيحش آورده كه عايشه گفت: فاطمه سلام الله عليها در حال خشم و غضب ابو بكر را ترك نموده و بر او همچنان غضبناك ماند و با او حرف نزد تا وفات نمود صحيح البخاري - البخاري - ج 4 - ص 42 (٤) پس از نمونه رواياتي كه ما نشان داريم از قرآن واسناد اهل تسنن چنين مي توان نتيجه گرفت كه اولا: رسول خدا فاطمه زهرا سلام الله عليها را فصل الخطاب حق از باطل قرار داده ثانيا: خدا فرموده هر كس رسول خدا را اذيت كند مرااذيت كرده و رسول خدا هم فرموده هر كس فاطمه سلام الله عليها را اذيت كند مرااذيت كرده. ثالثا: خود اهل سنت نوشتند حضرت زهرا سلام الله عليها با غضب بر ابابكر وعمر از دنيا رفت. پس چطور ميتوان گفت حضرت زهرا سلام الله عليها كه فصل الخطاب درستي در دنيا وآخرت ميباشد با غضب از دست ابابكر وعمر از دنيا برود ولي خدا از دست ابابكر وعمر راضي باشد اين دو با هم در تناقض است. اگر فاطمه زهرا سلام الله عليها سيده زنان جنت باشد يعني قول وفعل وعمل ايشان مورد رضايت الهي است. در اين صورت غضب فاطمه زهرا سلام الله عليها غضب خدا است و كسي كه موردغضب الهي باشد جايش در جهنم است و شيعه كساني را كه حقوق آن مخدره را از بين بردند كه مورد غضب ايشان قرار گرفته اند را لعن ميكند (٥)----------------------------------------------------١- مسند احمد - الإمام احمد بن حنبل - ج 1 - ص 293فقالوا الله ورسوله اعلم فقال رسول الله صلي الله عليه وسلم أفضل نساء أهل الجنة خديجة بنت خويلد وفاطمة بنت محمد وآسية بنت مزاحم امرأة فرعون ومريم صحيح البخاري - البخاري - ج 4 - ص 209 وقال النبي صلي الله عليه وسلم فاطمة سيدة نساء أهل الجنةدر كتاب صحيح بخاري آمده كه حضرت زهرا سيده زنان بهشت است از همه آن زنان كه واردبهشت ميشوند برتر است
المستدرك - الحاكم النيسابوري - ج 2 - ص 497الاسناد ولم يخرجاه. (حدثنا) أبو النضر محمد بن يوسف الفقيه ثنا عثمان بن سعيد الدارمي (وحدثنا) أبو عبد الله محمد بن يعقوب الحافظ ثنا يحيي بن محمد بن يحيي (قالا) ثنا أبو الوليد الطيالسي ثنا داود بن أبي الفرات عن علباء بن احمر اليشكري عن عكرمة عن ابن عباس رضي الله عنهما قال خط رسول الله صلي الله عليه وآله أربع خطوط ثم قال أتدرون ما هذا قالوا الله ورسوله اعلم قال إن أفضل نساء أهل الجنة خديجة بنت خويلد وفاطمة بنت محمد ومريم بنت عمران وآسية بنت مزاحم امرأة فرعون مع ما قص الله علينا من خبرها في القرآن قالت رب ابن لي عندك بيتا في الجنة ونجني من فرعون وعمله ونجني من القوم الظالمين هذا حديث صحيح الاسنادفتح الباري - ابن حجر - ج 6 - ص 340 - 341وعند النسايي باسناد صحيح عن ابن عباس أفضل نساء أهل الجنة خديجة وفاطمة ومريم وآسية وعند الترمذي باسنادصحيح عن أنس حسبك من نساء العالمين فذكرهن وللحاكم من حديث حذيفة أن رسول الله صلي الله عليه وسلم أتاه ملك فبشره ان فاطمة سيدة نساء أهل الجنة
٢- المستدرك - الحاكم النيسابوري - ج 3 - ص 153 – 154 (حدثنا) أبو العباس محمد بن يعقوب ثنا الحسن بن علي بن عفان العامري (وأخبرنا) محمد بن علي بن دحيم بالكوفة ثنا أحمد بن حاتم بن أبي غرزة (قالا) ثنا عبد الله محمد بن بن سالم ثنا حسين بن زيد بن علي عن عمر بن علي عن جعفر بن محمد عن أبيه عن علي بن الحسين عن أبيه عن علي رضي الله عنه قال قال رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم لفاطمة ان الله يغضب لغضبك ويرضي لرضاك * هذا حديث صحيح الاسناد ولم يخرجاه *
٣- صحيح البخاري - البخاري - ج 4 - ص 210ان رسول الله صلي الله عليه وسلم قال فاطمة بضعة مني فمن أغضبها أغضبني صحيح مسلم مسلم النيسابوري ج 7 ص 141 قال رسول الله صلي الله عليه وسلم إنما فاطمة بضعة مني ييذيني ما آذاها
٤- صحيح البخاري - البخاري - ج 4 - ص 42ان عايشة أم الميمنين رضي الله عنها أخبرته ان فاطمة عليها السلام ابنة رسول الله صلي الله عليه وسلم سألت أبا بكرالصديق بعد وفاة رسول الله صلي الله عليه وسلم ان يقسم لها ميراثها ما ترك رسول الله صلي الله عليه وسلم مما أفاء اللهعليه فقال لها أبو بكر ان رسول الله صلي الله عليه وسلم قال لا نورث ما تركنا صدقة٠٠٠٠فغضبت فاطمة بنت رسول الله صلي الله عليه وسلم فهجرت أبا بكر فلم تزل مهاجرته حتي توفيت ٥- إِنَّ الَّذينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدي‏ مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتابِ أُوليِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللاَّعِنُونَ (159) بقرهفطرت