محتوای فطرت
چهار شنبه 12 شهریور 1393

تعداد کل بازدید: 11271547
بازدیدهای امروز: 2179
بازديدهاي ديروز: 6040
تعداد افراد آنلاین: 157
  تعداد اعضاء: 139  
به روز رساني:1393/6/11 11:53:33 ق.ظ
جستجو در مقالات

علم غيب از ديدگاه روايات

علم غيب از ديدگاه روايات

از بررسي روايات معتبر اسلامي نيز همان مطلبي كه آيات به آن دلالت دارند به دست مي‏آيد يعني پيامبر و ايمه هدي علم غيب ذاتي ندارند و علم غيب آنها كسبي و از ناحيه خداوند است. در مجمع‏البيان در تفسير آيه‏ي «لله غيب السموات و الارض»[1] يعني علم غيب آسمانها و زمين مخصوص خداوند است مي‏گويد: بعضي از افراد به گروه شيعه تهمت زده و گفته‏اند با اينكه اين آيه دلالت دارد كه علم غيب در انحصار خداوند است شيعه مي‏گويد: امامان (ع) علم غيب مي‏دانند و حال آنكه ما كسي را از شيعه سراغ نداريم كه داشتن علم غيب را براي غير خدا ممكن بداند، زيرا دانستن غيب مخصوص كسي است كه ذاتا همه معلومات را بداند و كسي كه داراي اين وصف است منحصرا خدا است و هيچكس در اين وصف با آن ذات مقدس شركت ندارد و هر كس كه معتقد باشد كه غير خدا با خداوند در اين صفت شركت دارد از ملت اسلام خارج است. و اما آنچه از اميرمومنان (ع) خاصه و عامه نقل نموده‏اند كه از مغيبات خبر داده مانند اينكه از صاحب زنج خبر داده و فرموده.
كاني به و قد سار بالجيش الذي لا يكون له غبار و لا لجب و لا قعقعه لجم و لا حمحمه خيل يثيرون الارض باقدامهم كانها اقدام النعام.[2]
اي احنف: مانند آنست كه من او را (رييس زنگيان را) مي‏بينم در حالتي كه با لشگري خروج مي‏كند كه گرد و غبار و غوغا و هياهو و صداي لجام و آواز اسبها ندارند، به قدمهاي خود زمين را مي‏كوبند قدمهاشان مانند قدمهاي شترمرغان است.
او «رييس زنگيان» از اهل ري بود و خود را علوي مي‏دانست و مدعي بود كه پدرش محمد بن احمد بن عيسي بن زيد بن علي بن الحسين بن علي بن ابي‏طالب است. ولي در نسب او طعن زده و علماي انساب متفقند كه او علي بن محمد بن عبدالرحيم است و جد مادرش محمد بن حكيم اسدي با زيد بن علي بن الحسين بر هشام بن عبدالملك خروج كرد و پس از كشته شدن زيد به قريه‏اي به نام «ورزنين» فرار كرد و در اين قريه علي بن محمد رييس زنگيان به دنيا آمد. سپس به عراق رفت و كنيزي خريداري كرد كه از او محمد پدر علي متولد گرديد. خلاصه در سال 255 آهنگ بصره نمود و غلامان زنگي را كه كاركنان اهل بصره بودند به ياري خود دعوت نمود و آنها خواجه‏هاي خود را كشته و انواع فتنه و فساد بر اهل بصره وارد ساختند.
و از فرمانروايي «مروان بن حكم» خبر داده:
اما ان له امره كلعقه الكلب انفه و هو ابو الاكبش الاربعه و ستلقي الامه منه و من ولده يوما احمر.[3] يعني آگاه باشيد كه او را امارت و حكومتي خواهد بود بسيار كوتاه چون ليسيدن سگ بيني خود را و او پدر چهار رييس است و زود است كه مردم از مروان و فرزندانش روز سرخ را دريابند.
و آنچه از ايمه هدي در مورد اخبار از غيب نقل شده مثل آنچه حضرت صادق (ع) به عبدالله بن حسن در حضور جمعي از علويين و عباسيين كه اجتماع كرده بودند تا با فرزند وي محمد بيعت كنند فرمود قسم به خدا خلافت به تو و فرزندانت نخواهد رسيد ولي خلافت نصيب آنهاست و اشاره كرد به عباسيين و فرزندان تو مقتول خواهند شد. از آن پس حضرت از جا برخواست در حالي كه بر بازوي عبدالعزيز بن عمران تكيه داده بود و رو به وي كرد و فرمود آيا صاحب عباي زرد (منظور وي ابوجعفر دوانيقي بود) را نديدي؟ گفت چرا فرمود قسم به خدا او محمد فرزند عبدالله را خواهد كشت.
عاقبت امر همانطور كه آن حضرت فرمود گرديد.

و نيز مانند گفتار حضرت رضا (ع) كه فرمود «بورك قبر بطوس و قبران ببغداد» حضار سوال كردند يكي از اين قبور (كه قبر موسي بن جعفر است) مي‏شناسيم ديگر كدام است؟ فرمود در آينده خواهيد شناخت، سپس دو انگشتش را به هم نزديك كرد و فرمود قبر من و هارون اين چنين است.
و همچنين گفتار حضرت رضا (ع) به علي بن احمد وشاء در هنگامي كه از كوفه به مرو مي‏آمد: همراه تو حله‏اي در ميان بقچه است كه دخترت به تو داد و گفت اين را بفروش و از قيمت آن براي من فيروزه بخر، و امثال اين روايات، همه از پيغمبر اكرم (ص) اقتباس شده است و خداوند آن حضرت را از اين امور آگاه كرده است.
بنابراين كساني كه به ما نسبت بدهند كه ما معتقديم كه ايمه (ع) غيب مي‏دانسته‏اند، نسبت ناروايي به ما داده‏اند كه ما هرگز به اين نسبت راضي نيستيم.[4]
علامه اميني چه مي‏گويد؟
محقق فقيد اميني كه:
جاويد جنان جاي بادش جا در كنف خداي بادش در كتاب گرانمايه «الغدير مي‏گويد: برخي از دانشمندان تسنن[5] به شيعيان اين نسبت را داده‏اند كه آنان معتقدند كه امامانشان «غيب» مي‏دانند و بر اساس اين نسبت شيعيان را مورد توبيخ قرار داده‏اند. مرحوم علامه اميني در پاسخ به اين اتهام و روشن ساختن اعتقاد شيعه در ضمن بررسي آيات قرآن و روايات معتبر همان مطلبي را كه ما قبلا خاطرنشان ساختيم بيان مي‏كند و مي‏گويد علم غيب ذاتا و اصالتا مخصوص خداوند است و هر كس را كه او بخواهد از «غيب» آگاه مي‏سازد و هر كه را خداوند از غيب آگاه كند علم غيب او كسبي خواهد بود سپس ايشان براي اينكه اهل تسنن آگاهي بيشتري از موازين اعتقادي شيعه پيدا كنند اين حديث را از امالي شيخ مفيد نقل مي‏كند: شخصي به نام يحيي از حضرت موسي ابن جعفر (ع) سوال كرد كه برخي از مردم گمان مي‏كنند كه شما علم غيب مي‏دانيد؟
حضرتش از شنيدن اين سخن برآشفت و از روي تعجب فرمودند سبحان الله سپس گفتند دست بر سر من بگذار قسم بخدا موهاي بدن من از شنيدن اين كلام راست شد اين چه نسبتي است كه به ما مي‏دهند، اينچنين نيست كه گمان كرده‏اند ما آنچه داريم و مي‏دانيم از پيغمبر (ص) به ارث برده‏ايم و به پيغمبر هم از خدا رسيده است.[6] سپس علامه اميني مي‏گويد تعجب است كه آقايان اهل تسنن ما را براي اعتقاد به چنين علمي كه ما براي امامان قايليم و هيچگونه اشكالي ندارد سرزنش مي‏كنند در صورتي كه آنها در برخي از كتابهاي خود براي بعضي از عباد و زهاد خودشان بالاتر از آنچه ما براي امامان قايليم گفته‏اند چنانكه نوشته‏اند. حذيفه يماني گفت اني اعلم ما كان و ما يكون الي يوم القيامه» من آگاهم به آنچه بوده و آنچه تا قيامت خواهد شد. يا مي‏گويند در جلوي چشم برخي از زهاد لوح محفوظ بود كه هر چه را مي‏خواست بداند به آن لوح نگاه مي‏كرد و آگاه مي‏شد.
شگفت اين است كه اينگونه نسبتهاي بزرگ را به اين افراد مي‏دهند و اشكالي هم در آن نمي‏بينند، اما نسبت «علم غيب» را به آن ترتيبي كه ما گفتيم به ايمه مورد اشكال و توبيخ قرار مي‏دهند.
سپس حضرت طريقه‏ي آگاهي از غيب را به اين صورت بيان فرمودند كه اسرار غيبي را خداوند به جبرييل و جبرييل به حضرت محمد (ص) و حضرت محمد به هر كس كه خواسته است (منظور خودت اميرمومنان است) اعلام داشته.
خبر چهارم باب مذكور نيز كه ركود وثوق است به اين مضمون است كه عمار ساباطي مي‏گويد: از حضرت صادق عليه‏السلام پرسيدم كه امام غيب مي‏داند؟ فرمودند نمي‏داند، اما هرگاه بخواهد از غيب آگاه شود خداوند او را بدان چيز آگاه مي‏سازد.[7]

سايت فطرت
1) سوره هود آيه 123.
2) صبحي الصالح ص 185 كلام 128.
3) خطبه 73 صبحي الصالح ص 102.
4) مجمع البيان ج 5 صفحه‏ي 205.
5) كه نامشان را ذكر مي‏كند.
6) الغدير ج 5 صفحه‏ي 58 حديثي را از امالي مفيد نقل فرموده در بحارالانوار ج 25 طبع جديد ص 69 نيز مذكور است نظر علاوه شارح خويي درج 8 شرح نهج‏البلاغه ص 226 نيز نسبت به علم غيب پيغمبر و امام مانند علامه اميني است.
7)... عن عمار الساباطي قال سالت اباعبدالله عليه‏السلام عن الامام يعلم الغيب فقال: لا ولكن اذا اراد ان يعلم الشي‏ء اعلمه الله ذلك (اصول كافي ج 1 ص 257 روايت 4).

سايت فطرت

تعداد بازديد:256     1385/10/7 7:41:35 ق.ظ

0 امتياز
0 تعداد

نظر کاربران:

نظر شما درباره ی این مطلب
نام:
متن:
ایمیل:
ارسال این مطلب به دوستان
نام و نام خانوادگی فرستنده:
ایمیل گیرنده:

استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع است
درباره ما   تماس با ما