محتوای فطرت
جستجو در فرزانگان

شيخ حسنعلي اصفهاني(نخودكي)-5

شيخ حسنعلي اصفهاني(نخودكي)-5

شيخ علي مقدادي اصفهاني، تنها پسر مرحوم حاج شيخ حسنعلي نخودكي است. با او ساعت 10 شب قرار مصاحبه گذاشته شد و به همراه «محمد رعدي» به قيطريه رفتم تا تنها بازمانده مرد صاحب كرامات را ببينم و از او درباره مرحوم والد بپرسم. مدتي دست به سينه در كنار جايگاه شيخ كه ساده و بي آلايش بود نشستيم تا ايشان از راه رسيد؛ پيرمردي 85 ساله كه توان جسمي لازم را نداشت تا كامل و جامع پاسخ پرسش هايم را دهد، اما روي گشاده او اين جسارت را به من داد كه نزديك او بروم و با صدايي بلند از مرحوم نخودكي بپرسم. اگرچه صداي بلند به نوعي بي ادبانه به نظر مي رسيد، اما شنيدن پاسخ هاي تنها يادگار مرحوم نخودكي كه همچون او آنچنان به آداب رايج در مراودات حوزويان اعتنايي نداشت، مسير گفت وگو را گشود. او آنگونه سخن مي گفت كه گويي مرحوم نخودكي در كنارم نشسته است. شيخ علي مقدادي را ساعت نزديك به 12 نيمه شب ترك گفتيم و از مزاحمت هاي روزنامه نگارانه عذر خواستيم. اما گويي ديگران هم در رجوع به دفتر شيخ وقت شناس نيستند؛ چراكه در لحظه خداحافظي فردي نامه اي را به منزل شيخ آورده بود تا او بخواند و حاجتش را روا كند.

مرحوم حاج شيخ حسنعلي نخودكي در علوم حوزوي بيشتر متاثر از كداميك از علما و اساتيدشان بودند؟
ايشان آنچنان تمايلي نداشتند كه خود را با نام برخي اساتيدشان مطرح كنند و كمتر به اين مسايل مي پرداختند. اما با اين حال، ايشان در نجف و اصفهان در نزد برخي اساتيد تلمذ كردند. در علوم متنوعي هم صاحبنظر بودند و حتي تدريس هم مي كردند، اما آنچنان از اساتيدشان ياد نمي كردند. مرحوم والد در نجف فقه را بيشتر در نزد مرحوم فشاركي تحصيل كردند و در اصفهان در نزد مرحوم آخوند كاشي و حكمت را نزد مرحوم جهانگيرخان.

آيا شيخ حسنعلي نخودكي با مرحوم قاضي هم آشنايي داشتند؟
خير، ايشان بيشتر در نزد مرحوم كشميري تلمذ كردند و از ايشان سير و سلوك را آموختند. مرحوم كشميري جايگاه بالاتري از مرحوم قاضي داشتند و قبل از ايشان بوده اند و همه علما ايشان را قبول داشتند.

كداميك از فقهاي هم عصر مرحوم نخودكي، با ايشان مرتبط بودند؟
مرحوم آقا نجفي در اصفهان از اعاظم وقت با ايشان بسيار مرتبط بودند. همچنين با مرحوم آقاسيدابوالحسن اصفهاني و آقاي ناييني در نجف و مرحوم آيت الله مهدي آشتياني، حاج آقاحسين قمي و مرحوم حاجي فاضل در مشهد ارتباط داشتند. مرحوم حاج آقا حسين قمي پس از مرحوم حاج شيخ به مشهد آمدند. در مجلسي كه عده اي از علما، حضور داشتند، فرمودند كه شما از حاج شيخ كراماتي نقل كرده ايد ولي من كرامتي بالاتر از ايشان سراغ دارم و آن اين است كه اگر حاج شيخ ادعاي نبوت مي كرد، از او قبول مي كردند ولي ايشان هرگز چنين ادعايي نكرد و معتقد بود كه اين كرامات كه براي ايمه(ع) و رسول اكرم(ص) نقل مي كنند، شان تربيت شدگان ايشان است. شان ايمه بسيار بالاتر از اين مراتب است. همانطور كه ما درك كارهاي خدا را نمي كنيم. درك ايمه نيز براي ما غيرممكن است. اميرالمومنين علي(ع) مي فرمايند: «ظاهري ولايتي و باطني غيب لايدرك».

ارتباط مرحوم والد با مرحوم حاج شيخ عبدالكريم حايري چگونه بود؟
اين نوع ارتباط ها چيز نادري نبود. علماي نجف هم با ايشان مرتبط بودند. خيلي از علما زماني كه مشكل و گرفتاري اي داشتند، به ايشان مراجعه مي كردند تا مشكلشان حل شود. آقاسيد ابوالحسن اصفهاني با ايشان نامه نگاري هايي در اين زمينه داشتند.

رابطه ايشان با شيخ عباس قمي چگونه بود؟
روابط بسيار نزديك بود. به ياد دارم كه جمعه ها با پدرم بيرون از شهر مي رفتيم و ايشان هم مي آمد.

با مرحوم شيخ علي زاهدقمي چطور؟
بله، اين ارتباط آنقدر قوي بود كه هرگاه فردي از ايران به ديدن مرحوم شيخ علي زاهد در نجف مي رفت، ايشان به او مي گفت كه وقتي به ايران رفتيد، به نزد حاج شيخ نخودكي برويد و از طرف من با ايشان ديدار كنيد.به ياد دارم، هنگامي كه مرحوم شيخ علي زاهد، مشهد آمده بودند، با پدرم خدمت ايشان رسيدم و پدرم از من خواست تا دست ايشان را ببوسم.
مرحوم آيت الله العظمي نجفي مرعشي هم از مرحوم نخودكي ياد مي كردند. روابط في مابين اين دو بزرگوار چگونه بود؟
آقاي مرعشي نجفي از روابط عميقشان با ايشان برايم نقل كرده بودند.

آيت الله العظمي موسوي اردبيلي در جايي نقل كرده اند كه مرحوم نخودكي مروج آيت الله العظمي بروجردي بودند. مگر آيت الله بروجردي، ايشان را مي شناختند؟
بله، خيلي با يكديگر مرتبط بودند. اين ارتباط باز مي گردد، به زماني كه آقاي بروجردي از نجف به بروجرد بازگشته بودند و زماني كه براي زيارت به مشهد آمده بودند، با مرحوم والد آشنا شدند و ارتباط عميقي ميان اين دو برقرار شد؛ قبل از زمان مرجعيت ايشان در قم.

هر كدام از بزرگان با يك برخورد كوچك با مرحوم نخودكي، ارتباط عميقي ميانشان به وجود مي آمد. مگر در اين ديدارهاي كوتاه چه مسايلي مطرح مي شد كه آنان اينگونه مجذوب مي شدند؟
در اين ديدارها، آقايان از برخي مسايل كه برايشان قابل حل نبود، مي پرسيدند و جواب مي گرفتند. بنابراين اينگونه روابط عميق مي شد.

ايشان پاسخ اين سوالات را چگونه يافته بودند؟
در نزد اولياي مورد توجه خداوند، همواره علومي است كه ديگران ندارند. هرگاه فردي ارتباطي قوي با خداوند يافت، خيلي از پرسش ها را مي داند و پاسخ مي دهد.

شاگردي شيخ محمود حلبي، موسس انجمن حجتيه نزد مرحوم نخودكي تا چه حدي صحيح است؟
در زمان حيات مرحوم حاج شيخ، انجمن حجتيه وجود نداشت. البته ايشان از منسوبين (اقوام) ما هم هستند و با پدرم روابط نزديكي داشتند.

ديگر شاگرد ايشان، مرحوم آيت الله مرواريد بود. روابط ايشان با مرحوم والد شما چگونه بود؟
ايشان نيز روابط نزديكي با ما داشتند و پدر ايشان با پدر ما خيلي مرتبط بود؛ به گونه اي كه پدر ما وصي پدر آقاي مرواريد شد.

چرا مرحوم نخودكي آنچنان شاگردي نداشت و نگاه او، پس از او بسط نيافت؟
به هر حال مردم بيشتر دنبال دنيا هستند، اگر راهي براي آنان سود دنيايي نداشته باشد، به سوي آن نمي روند. همچنين اينگونه استعدادها در سير و سلوك نادر بود و كمتر فردي مي توانست در اين راه گام بردارد.

اگرچه از مرحوم نخودكي ياد مي كنند كه به مقام اجتهاد رسيده و صاحبنظر بودند، اما هيچگاه ايشان در مقام مرجعيت و ارايه فتوا قرار نگرفتند. چرا؟!
مرحوم والد تمايل نداشتند كه كسي از ايشان درخواست استفتاء كند. از صدور فتوا پرهيز مي كردند.

چرا از فتوا دادن اكراه داشتند؟
براساس اين روايت از امام صادق(ع) كه مي فرمايند: از فتوا دادن فرار كنيد؛ همچون فرار كردن از شير.

آيا ايشان شرع را بر اساس نظر خودشان استنباط كردند يا از مراجع تقليد مي كردند؟
در ابتدا ايشان تقليد مي كردند، اما پس از اينكه به جايگاه اجتهاد رسيدند، براساس نظر خودشان عمل مي كردند. اما همانطور كه گفتم، از دادن فتوا و قرار گرفتن در جايگاه مرجعيت پرهيز مي كردند و در ابتدا در مشهد كه بودند، مردم را به مرحوم آقاي ناييني و مرحوم آقا سيدابوالحسن اصفهاني در نجف و مرحوم حاج آقا حسين قمي در مشهد ارجاع مي دادند.
گويا ايشان با علم اصول آنچنان موافقتي نداشتند و باعث ايجاد بازدارندگي براي فقه مي دانستند. تا چه حدي اين مساله درست است؟
تا حدودي اينگونه اعتقاد داشتند.

مراجع از استدلال و قياس در استنباط احكام استفاده مي كنند. آيا ايشان اين مساله را قبول داشتند كه به مراجع ارجاع مي دادند؟ يا اينكه بيشتر به نص احاديث، روايت و كتاب معتقد بودند؟
به هر حال انسان كه معصوم نيست. وقتي معصوم نباشد، نمي تواند به طور قاطع بر استدلال خود تكيه كند. همچنين برخي احكام فقهي همچون حكم قصاص با استنباط عقلي قابل تفسير و تحليل نيست.

پس مرحوم نخودكي بيشتر به اخباري ها نزديك بودند تا اصولي ها؟
بله، تا حدودي اين مطلب درست است.

پس چگونه به مراجع ارجاع مي دادند؟
ايشان اصول را هم قبول داشتند؛ اما نه به صورت مطلق. همچنين همه علما همچون يكديگر نبودند و برخي بيشتر به احاديث و روايت استناد مي كردند؛ تا استنباط عقلي. ايشان استناد مي كردند به فرمايش مرحوم ملامحسن فيض كه مي فرمود: «اصول سه جزء است؛ اصول و فضول و غيرمعقول».

ايشان با فلسفه هم مخالف بودند؟
مرحوم والد خودشان فلسفه خوانده بودند، اما موافق فلسفه خواندن محض نبودند. مي گفتند: اگر كسي مي خواهد فلسفه بخواند، بايد اول با علم طب آشنايي داشته باشد، بعد بايد تمامي احاديث و روايات را مطالعه كرده باشد. به علاوه مشغول تزكيه نفس هم باشد، والانبايد فلسفه بخواند.

آيا مخالفت برخي علما در مشهد با فلسفه متاثر از ايشان است؟ آيا بزرگان مكتب تفكيك، شاگرد ايشان نبودند؟
خير، به هيچ وجه، اصلاآراي آنان درست نيست.
جايگاه معنوي مرحوم نخودكي كه نقل شده است (همچون چشم برزخي يا طي الارض)؛ آيا متاثر از احكام شريعت بوده است يا برآمده از نوعي سلوك جدا از احكام شرعي و فقهي؟
دين اسلام و احكام شرعي يكي است كه متاثر از شريعت و فقه است. اگر فردي تمام اينها از جمله اجراي واجبات و مستحبات و پرهيز از محرمات و مكروهات را عمل كند، به چنين جايگاهي مي تواند برسد.
اغلب فقها نسبت به برخي رفتارهاي عرفاني و سيروسلوك خاص موضع گرفته و مي گيرند و صاحبان اين روش ها را طرد مي كنند اما برابر مرحوم نخودكي نه تنها اين اتفاق رخ نداد، بلكه برعكس خيلي از آنها مويد ايشان بودند. نقل مي كنند كه مرحوم آيت الله سيداحمد خوانساري هم جايگاه معنوي ايشان را به صراحت تاييد و تشريح كرده بودند. دليل برخورد بسيار مثبت علما با مرحوم نخودكي چه بود؟
مهم ترين ويژگي ايشان كه باعث اينگونه تاييدات بود، اين مساله بود كه تمام اعمال و رفتار مرحوم والد مطابق شرع بود.
آيا نظر خاص اجتماعي ـ سياسي هم ابراز كرده و در اين باره هم موضع گرفته بودند؟
ايشان معتقد به عدم دخالت در اين مسايل بودند. چراكه مي گفتند افراد بايد در مسايلي وارد شوند كه در آن صاحبنظر بوده و اطلاعات دقيق داشته باشند. به عبارتي بايد فرد اهليت داشته باشد.

گويا برخي از ايشان خواسته بودند كه با توجه به جايگاه معنوي ايشان، كاري بكنند تا رضاخان از بين برود، اما مرحوم نخودكي مخالفت مي كنند؟
بله، اين نقل درست است. ايشان گفته بودند، فعلاصلاح نيست او برود، چون وضعيت بدتر مي شود، بگذاريد خودش چهار سال ديگر خواهد رفت. از ايشان سوال شد: چگونه؟ فرمودند: خارجي ها وارد ايران مي شوند و اين اتفاق مي افتد.

برخي نقل كرده اند كه مرحوم نخودكي قطب يكي از سلسله هاي تصوف بوده است. اين ادعا تا چه حدي درست است؟ اگر اين ادعا نادرست است، بفرماييد ايشان تا چه حد در سيروسلوك معنوي خود متاثر يا آموزش ديده برخي از شيوخ يا قطب هاي تصوف بوده اند؟
اين ادعا درست نيست. ايشان معتقد بودند: در راه خدا اين سخنان و قيودات بيهوده است. البته ممكن است كه ارتباط ها و برخوردهاي عادي وجود داشته باشد. اما اين به معناي تاثيرپذيري يا ارتباط عميق مريد و مرادي نيست. ايشان سفرهاي گوناگوني به شهرهاي مختلف كرده بودند كه در حين سفر هم با افراد معنوي مرتبط شدند؛ مثل مرحوم سيدجعفر قزويني. ايشان با هيچ يك از متصوفه ارتباط نداشتند.

گفته شده لقب طريقتي ايشان «بنده علي» بوده است و لقب شما كه به عنوان قطب پس از ايشان نام برده شده است، «نجم الدين» است؟
لقب «بنده علي» از سوي استاد ايشان (مرحوم حاج محمدصادق) به ايشان داده شده است. «نجم الدين» هم كنيه من است. ايشان هرگز ادعاي قطبيت نكرده اند و اين قبيل ادعاها در راه خدا بي معناست.

يعني ايشان به سلسله مراتب صوفيه معتقد نبود؟ انسان كامل يا پيرمراد نداشتند؟
به صوفيه به معناي مصطلح آن معتقد نبودند. البته فقها هم در نقل حديث از اساتيد خود اجازه مي گيرند و ايشان هم اينگونه معتقد بود، اما روش هاي صوفيه را نمي پذيرفتند.

سوالي كه در اين روزگار مطرح مي شود، اين است كه چرا اكنون در ميان عالمان ديني كمتر افرادي را در زمره مرحوم نخودكي مي توان يافت؟
زمان ها متفاوت است؛ گاهي تابستان است و سرسبزي و گاهي زمستان است و ميوه اي يافت نمي شود. همچنين برخي اوقات اينگونه افراد ظاهر بودند و ديده مي شدند و گاهي اين افراد مخفي بودند. در اين 60 و 70 سال اينگونه افراد، با اين جايگاه كمتر ديده مي شوند. يعني امروز هم اينگونه افراد هستند؛ اما پنهانند.

وجهه تمايز دهنده ميان افراد حقيقي اين مقام با افراد غيرحقيقي چيست؟
هيچگاه افراد واقعي، از موقعيت خود سود نمي بردند و نمي برند. اگر از اين جايگاه براي مقاصد خاصي استفاده شود آن فرد مقام حقيقي ندارد. اگر فردي با خداوند ارتباط عميق داشته باشد، اصلااهل ادعا نيست. البته تشخيص افراد حقيقي از غيرحقيقي بسيار مشكل است. بايد در اعمال و رفتار آنان توجه كرد و ديد آيا با مسايل شرعي تطبيق دارد يا نه؟ اين بهترين ملاك براي تشخيص است. احكام شرع همچون پوست ميوه براي دين است، اگر پوست لطمه بخورد، ميوه فاسد مي شود. ايشان مي فرمودند: شرع مقدس مثل ميوه است كه ظاهر اعمال شرعي مثل پوست ميوه است و حقيقت آن مثل مغز ميوه. اگر پوست لطمه بخورد، اصل ميوه در معرض فساد قرار مي گيرد.

نويسنده: فريد مدرسي

روزنامه اعتماد ملي 25/5/88

تعداد بازديد:1253     1388/5/27 7:10:57 ق.ظ

0 امتياز
0 تعداد

نظر کاربران:


رضا -[1392/1/14 5:46:10 ب.ظ]

چرا به ایشون نخودکی میگفتن ؟


بنده خدا -[1391/12/9 4:55:17 ب.ظ]

باسلام یاعلی باید عرض کنم که مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی عارف واصل بودند که ایشان درویشی در لباس روحانی وبسیار پاک و موئن بودند واستاد این عارف آگاه شخصی بنام درویش حاج محمد صادق تخت فولادی که اوهم شاگرد شخصی بنام درویش بابا رستم بودند. ایشان هم در طریقت وهم در شریعت اساتید والا مقام داشتند .البته باید خاطر نشان کنم که نام طریقی ایشان بنده علیشاه است که درویشی ایشان همانند دراویش خاکسار امروز پیرو 14 معصوم و از تصوف وصوفیگری جدا میباشد کلمه علی شاه یعنی قبول ولایت بر حق علی (ع)شاه دین است وبنده علیشاه بمعنی بنده ومرید ولایت حق وسلطان دین علی علیه السلام اگر بخواهیم درجات درویشی وفقری ایشان را بیان کنیم باید بگوییم ایشان دارای لنگ شریعت طریقت حقیقت و معرفت بودند ایشان دارای مدارک حوزوی و طریقتی بودند که حضرت آقا مورد قبول امام زمان و سرباز ایشان بودند که مردان خدا همه او را میشناسند و خداوند او را رخمت کند که هنوز هم مشغول گره گشایی از مشکلات مردم میباشند .هو ختم کلام برایش ذولفقار نیستی جان اشرار بد وبلا از بلاداسلام دور باد حاجت حاجتمندان روا مرضهای ظاهر وباطن شفا خداوندا بحق این عارف مرحوم مردم ایران اسلامی را کمک بفرما و ولایت و اسلام رادر این سرزمین حفظ بفرما و میهن عزیزمان ایران را در سایه شمشیر مقدس ذولفقارحفظ و ایمن بدار آمین.


بنده خدا -[1391/12/9 4:22:57 ب.ظ]

خوب است


-[1391/12/5 7:34:46 ق.ظ]

با سلام وتشکر از حضور جنابعالی خواهشمندم بدلیل داشتن مشکل بزرگم وغم فراوانی که دارم ادرس پسر اقای نخودی که با ایشان مصاحبه کردید برایم لطفا بفرستید


مرتضی -[1391/8/8 9:1:45 ب.ظ]

سلام مطلبی از شیخ محمود حلبی یا دست نوشته ای یا نواری ندارید که پخش نشده باشه


-[1391/6/9 10:0:38 ق.ظ]

آقا نويد سلام لطفا آدرس شاگرد مرحوم مقداد را دقيق تر بنويس


Farsad Imani -[1391/1/6 2:44:9 ب.ظ]

انشاءالله خداوند توفیق دهد راه این بزرگواران را ادامه دهیم


lمهدي -[1390/6/24 6:58:33 ق.ظ]

سلام عليكم. استاد جرجاني نسبت به شيخ علي نخودكي نظر مثبتي دارند امام نسبت به پسر ايشان اقاي مقدادي نظر منفي دارند.


حسینی -[1390/6/14 7:18:3 ق.ظ]

با سلام وعرض تشکر مطلب خوب و مفید است


عباس -[1390/5/11 3:11:21 ق.ظ]

با توجه به كرامات حاج آقا نخودكي، آدرسي از پسر ايشان و يا شاگردانش ميخواهم تا بتوانم به كمك ايشان حاجت روا گردم. با تشكر


حسین -[1390/4/25 3:36:9 ق.ظ]

هوالعلیم اگر کسی به اساتید ما در سلسله جولا توهین کنه ، بنده تو دهنش میزنم . هر کی میخواد باشه .


نوید -[1390/4/22 5:24:22 ب.ظ]

سلام. خدا رحمت کنه ایشون . بله شاگرد ایشون با یک واسطه (یعنی یک شاگرد دیگر) الان در قید حیات با برکتشون هستند در تهران. تجریش -خیابان رمضانی .


ناصر مودت -[1389/12/21 1:31:38 ب.ظ]

آقاي سيد اكبر عزيز من با شما موافقم كتاب نشان از بي نشانها را خواندم در من دگرگوني خاصي بوجود آمد فقط نميدانم ايا عارفي كه مثل مرحوم نخودكي باشد ايا در ايران در قيد حيات است فقط خواهشمندم چون ساكن مشهد مقدس هستيد سر مزار شيخ نخودكي التماس دعا دارم تا اقا امام رضا بواسطه شفاعت اين بزرگوار مددي كند (مودت از اصفهان)


سید اکبر دخانچی www.arefoon.mihanblog.com -[1389/12/2 4:46:44 ب.ظ]

به نام او - سلام به شما - امام سجاد علیه السلام فرمود : هلک من لیس له حکیم یرشده - بنا بر این حدیث شریف افراد بشر به سه دسته تقسیم می شوند : یا عارف و حکیم هستند - یا سالک یعنی در حال عارف و حکیم شدن زیر نظر یک حکیم و عارف - یا هالک هستند یعنی در تصرف نفس خود و یا شیطان ملعون قرار دارند . حقیر بیماری سرطان داشتم و جهار سال قبل عارف ربانی آیت الله منصور عبد الرحیم جرجانی شاهرودی به من دعا دادند و دو ماه بعد فهمیدم که ایشان مرا شفا داده است . همان طور که آِیت الله نخودکی اصفهانی بیماران بسیاری را شفا دادند . قدرت شفا را و قدرت تصرف در عالم و آدم را خداوند به عارفان می دهد . و السلام علی العارفین و السالکین . الاحقر : سید اکبر - ویراستار کتب عارف ربانی آیت الحق ابراهیمی جرجانی .


حسین -[1389/12/1 2:55:42 ب.ظ]

"هو العلیم" حناب سید اکبر آفا ، برای ما آفای نخودکی بسیار محترم است . ولی این آقای مفدادی که میگوید سید کشمیری از آقای قاضی بالا تر است صد در صد غلط است .مثل آقای قاضی با سید کشمیری، مثل کبریت و شخاطه است عزیز من . توحید نمیگوید مریض را شفا بده ، توحید میگوید در مقابل امر مولا کالمیت فی یدی الغسال باش .توحید نمیگوید روبروی امام رضا دفن شو ، توحید میگوید زیرپای امام رضا دفن شو . توحید خیلی تا این جا فاصله دارد سید جان . کشف و کرامات نشان دادن از نظر اهل توحید کار بچه مکتبی هاست . توحید یعنی میرزا جواد ملکی تبریزی (روحی لتراب مقدمه الفدا) که فرزندش جلوی چشمش جان داد و او خم به ابرو نیاورد و او را نجات نداد . نه همین اهل زمین را همه باب اللهیم نه فلک در دورانند به گرد سر ما گر چه ما خاک نشینان مرقع پوشیم صد چو جم خفته به دریوزه گری بر در ما چشمه خضر بود تشنه شراب ما را آتش طور شراری بود از مجمر ما .................................... این جهان و آن جهان مرا مطلب کاین هر دو گم شد در آن جهان که منم


علی عباس زاده -[1389/11/7 12:54:47 ق.ظ]

خیلی عالی بود ممنون از زحمتی که کشیده اید خیلی دنبال زندگی نامه ایشان بودم چون ایشان در روستای ما یعنی فارمد مدفون هستند برام جالب بود که بهتر بشناسمشان


-[1389/9/8 1:31:16 ق.ظ]

با سلام . خدمت حیسن اقا که می گوید : میان ماه من تا ماه گردون ... باید عرض کنم : نه این طور که می فرمائید نیست . این هر دو نفر از بزرگان و اجله عارفان هستند که با ریاضت های خود عالم جن و ملک و ارواح را فتح نموده اند و به جا هائی و مقاماتی دست یافته اند که برای خیلی از افراد عادی مثل ما تصور ان هم ممکن نیست . هر دو عزیزند و از اولیاء خداوند . من تضادی میان این ها نمی بینم . هر کسی از ظن خود شد یار انها و از درون انها نجست اسرار انها . والسلام علی من اتبع الهدی . الحقر - سید اکبر


سید اکبر دخانچی 09151111850 -[1389/9/7 8:10:6 ب.ظ]

بسم الله الرحمان الرحیم با سلام و درود بر شما برای تلاش شما در مصاحبه با فرزند ایت الله حسن علی نخودکی اصفهانی . استد ایت الله حسن علی . حاج محمد صادق تخت فولادی همان است که قبرستان تخت فولاد در اصفهان به نام این بزرگوار است و بزرگانی در تخت فولاد هستند . حقیر خواستم در مورد معرفی کتاب نشان از بی نشان ها بیشتر عرض کنم : این کتاب به وسیله اقای علی مقدادی اصفهانی بعد از فوت ایت الله حسن علی نوشته شده است و تا کنون بیش از بیست بار منتشر شده است. بیش از بیست سال هر سال تجدید چاب شده است که خود نشانه استقبال مردم می باشد . در دو جلد منتشر شده و فقط در جلد اول کتاب حدود 97 داستان مستقیما" و دست اول از قول افرادی نقل شده است که ایت الله نخودکی مشکل انها را حل کرده است یا بیماری انها را شفا داده است . ایشان مانند دکتر در اتاق عمل از راه دور در بدن مریض ها تصرف می کرد وانها را شفا می داد .ایشان عارفی بس والا مقام بود که اکثر شب ها تا به صبح نمی خوابیدند . فقط روز ها حدود 2 ساعت می خوابیدند . هیهات که ادم های با دید ظاهری بتوانند ایشان را بشناسند . روح قوی داشت . چند مورد به اذن خداوند مرده زنده کرده است . از ملک بالاتر رفته بود . حضرت عزرائیل سلام الله علیه گاهی به فرمان او بود . نشان از بی نشان ها را با دقت بخوانید تا بدانید که چنین بوده است . و السلام علی عباد الله الصالحین و العارفین . سرهنگ آزاده فرغ التحصیل دانشگاه اصفهان دارای لیسانس ادبیات و زبان عربی . عضو کانون زندانیان مسلمان قبل از انقلاب --- مشهد مقدس -جوار ما فوق ملکوتی امام هشتم علیه صلوات الله -سید اکبر


سید اکبر دخانچی 09151111850 -[1389/9/1 6:47:58 ب.ظ]

یکی اذ ارذشمند ترین کتاب هی روی زمین کتاب : نشان از بی نشان ها است که شرح احوال و کرامات ایت الله نخودکی است


بسیار عالی است سرهنگ آزاده سید اکبر دخانچی 09151111850 -[1389/9/1 6:42:58 ب.ظ]

سلام بر شما یکی ان عارفان ناشناخته که به نظر حقیر ایت الله نخودکی ثانی است حضرت ایت الله شیخ منصور ( عبد الرحیم ) ابزاهیمی جرجانی است که از سلسله جلیله عارفانی است که به ملا حسین قلی همدانی ختم می شود سلسه اساتید ایشان . مولف کتاب مقدمه ای بر اخلاق و کتاب ارزشمند تاج الفضائل و المناقب للامام علی ابن ابی طالب که در مشهد مقدس منتشر شده است . به وبلاگ seyrosolook می توان مراجعه کرد . حقیر شخصا" در خدمت شما هستم و ادعا دارم . چو ن ایشان خود هیچ ادعائی ندارند. توصیه من این است خودتان اذ نذدیک تحقیق کنید اذ بیمار هائی که ایشان شفا داده اند و......


خانم ولی پور -[1389/6/28 3:53:38 ب.ظ]

با سلام تشکر از متن بسیار زیبا . اگر ممکن است نام کتاب های حاج اقای حسن علی نخودکی را برایم ایمیل کنید یا بفرمایید چگونه انها را تهیه کنم با تشکر فراوان


حسین -[1389/4/22 10:9:3 ق.ظ]

بهتر است راجع به مرحوم حاج میرزا علی آفای قاضی رضوان الله علیه ،کتابهای مطلع انوار و اسرار ملکوت را بخوانید تا بفهمید میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است .


عزیز -[1389/2/9 11:38:34 ق.ظ]

با سلا م دوست عزیز ای کاش مردم میدانستند که زمین فارمد چه گوهر یگانه ای را در خود جای داده وبه آن می بالد شاید به دور از گزاف نباشد در دوریش قالب تهی کرد خاوند کریم رحمتش کند روحش شاد باد


فرامرز خوزيني -[1389/1/25 5:49:40 ق.ظ]

با عرض سلام با تشكر از متن ارسالي مصاحبه با مرحوم شيخ علي مقدادي اصفهاني اگر مطالب تكميل تري از مصاحبه داريد ارسال نمائيد منت بزرگي به بنده نموده ايد. با عرض تشكر


علی -[1389/1/24 3:0:29 ق.ظ]

مطلب صفحه 7 روزنامه بهار مورخ 18/01/89 با عنوان غریب وطن نشان میدهد که مرحوم شیخ علی مقدادی اصفهانی چگونه و در کجا جه غریبانه دفن گردید. خدایش بیآمرزد.


مرتضی -[1389/1/14 3:22:52 ق.ظ]

شیخ علی مقدادی اصفهانی، به رحمت حق پیوست. روحش شاد


امیر -[1388/12/23 5:4:40 ق.ظ]

با سلام من آدرس شیخ علی مقدادی رو می خواستم مشکله خیلی حادی دارم اگر می توانید خواهشاً کمکم کنید با تشکر منتظرم

نظر شما درباره ی این مطلب
نام:
متن:
ایمیل:
ارسال این مطلب به دوستان
نام و نام خانوادگی فرستنده:
ایمیل گیرنده:

استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع است
درباره ما   تماس با ما