محتوای فطرت
جمعه 31 مرداد 1393

تعداد کل بازدید: 11180136
بازدیدهای امروز: 3365
بازديدهاي ديروز: 8265
تعداد افراد آنلاین: 35
  تعداد اعضاء: 133  
به روز رساني:1393/5/30 9:10:42 ب.ظ
جستجو در گوناگون

درسي از نهج البلاغه

((درسي از نهج البلاغه))

مقدمه:
ارزش هر انساني به ميزان ايمان به اعتقادات صحيح او است، و شرط ايمان، عمل به عقايد است، و چون حوزة اخلاق، حوزة تجلّي و بروز مسايل مرتبط با ايمان است، اخلاق در دين مبين اسلام و به ويژه در كلمات و گفتار گهربار ايمة معصومين(ع) از اهميت ويژه‌اي برخوردار است.
اخلاق عملي را كلاً مي‌توان به دو شاخه تقسيم نمود: شاخه‌اي كه انسان بايد در آن، به كسب صفات پسنديده و ارزشمند اقدام نمايد. و شاخه‌اي كه بايد در آن از صفات نكوهيده و زشت تبرّي و پرهيز كند. ما در اين مقال، به يكي از ويژگي‌ها و صفات شاخه دوم كه يكي از زشت‌ترين صفات وجودي (انس و جن) مي‌باشد و مؤسس آن ابليس لعين بوده مي‌پردازيم. و ان شاء الله به مدد پروردگار، از فرمايش اميرالمؤمنين(ع) نيز سود خواهيم برد.

تكبّر
فَاللهَ اللهَ في كِبْرِ الْحَميَّهِ وَ فَخْرِ الْجاهِليَّهِ..
خدا را خدا را! از تكبّر و خودپسندي و از تفاخر جاهلي برحذر باشيد. *1

معني تكبّر:
تكبّر مصدر باب تفعّل از ريشة ((كبر)) به معني ((بزرگ‌منشي نمودن)) است كه نشان از موقعيت و موضعي فراتر از موقعيت فعلي صاحب آن دارد يعني ادعاي چيزي، در عين نداشتن آن! يعني بيان تعاريفي براي نفس و روح، و فقدان آنها! يعني خود را بزرگ‌تر از حدّ خويش جلوه‌دادن. و سرانجام يعني در موقعيتي كه سزاوار فرد و جايگاه او نيست قرار گرفتن و قرار دادن، و به آن مباهات كردن و دامن زدن!
منشأ تكبّر:
تكبّر كه خود يكي از زشت‌ترين صفات روح است ثمرة تلخ صفات زشت ديگري همچون جهل و ناداني، تعصّب، حسد و... است زيرا انسان جاهل به دليل آگاه نبودن از ارزش‌هاي دروني خويش و والايي مقام و عظمت خود و نيز فقدان عزّت نفْس احساس كمبود مي‌كند و چون از جايگاه واقعي خويش غافل است مي‌خواهد به نوعي اين كمبود را با تكبّر و خود‌بزرگ‌بيني جبران كند و در نتيجه بر ديگران و ارزش‌هاي مردم حسادت مي‌ورزد، و مادامي كه در اين حالت به سر مي‌برد از حسادت دست برنداشته و صفات نيكوي ديگران را به خود نسبت مي‌دهد و ديگران را فاقد آن صفات معرفي مي‌كند، و شدت اين مسيله در برخي به گونه‌اي است كه در اين مورد لجاجت و تعصب نيز به خرج داده، انگار كه فقط او صاحب حق است و ديگران بايد به او احترام بگذارند.
ويژگي متكبّر:
انساني كه صفت تكبّر را در ميان صفات خويش جاي داده، معمولاً بر روي مسايلي كه خود طرح مي‌كند و يا چيزهايي كه نفْسِ او خواهان آن است تعصّب دارد و بدون هيچ دليل منطقي بر روي خواستة خويش اصرار مي‌ورزد. چنين كسي در مواردي كه با او مخالفت مي‌شود به زور توسل مي‌شود و سعي دارد با مشاجرة زباني حرف خود را به كرسي بنشاند، و در نتيجه به بداخلاقي با ديگران پرداخته تا او را رعايت كنند و به خاطر اين تنديِ اخلاق و زشتي درون از پند و اندرز ديگران هيچ بهره‌اي نمي‌برد چرا كه به حرف حق گوش نداده و نصيحت ديگران را نمي‌پذيرد. از انتقاد رويگردان است و به محض شنيدن انتقاد، ناراحت شده ‌آن را نمي‌پذيرد و همين امر او منشأ كينه‌هاي فراوان خواهد شد.
واقعيت متكبّر:
انسان صاحب تكبّر، انساني است بسيار حقير كه ظرفيت كوچكي دارد اگر چه از لحاظ ظاهري هيكل بزرگي داشته باشد، و نيز شأن و منزلت وي آنقدر پايين است كه به خوگرفتن به چنين صفت زشتي تن داده است. انسان صاحب تكبّر، حس رياست‌طلبي دارد و ابتداي رياست‌طلبي، همين تكبّر و خود‌بزرگ‌بيني او است كه در صفات و رفتار وي متجلّي گشته است.
و اين واقعيت غير قابل انكار را بايد پذيرفت كه او هرگز نمي‌تواند مسيوليتي بپذيرد و هيچ وقت نمي‌تواند كاري را اداره و سرپرستي كند چرا كه اگر مي‌توانست، ديگر كمبود آن به صورت حسِّ تكبر و رياست‌طلبي در رفتار وي متجلي نمي‌گشت. متكبّر انساني است فقط با اراده‌اي براي بروز خودنمايي و زور و تزوير، و نه اراده‌اي براي پذيرفتنِ مديريت و سرپرستي.
صفات زشتي كه به همراه تكبّر ديده مي شود:
تكبّر صفتي است كه زاييدة بعضي از صفات زشت ديگر است و خود نيز موجب بوجود آمدن صفات زشت ديگر مي‌گردد. جهل و ناداني شخص متكبّر و نيز خودپسندي او از جمله صفاتي هستند كه تكبّر را بوجود مي‌آورند، و در عين حال چشم به ديگران دوختن و از خود غافل ماندن و حسادت نسبت به آنچه ديگران دارند از جمله صفات ديگري هستند كه زمينه را براي بوجود آمدن تكبّر فراهم مي‌آورند.
رياست‌طلبي، ويژگي ديگري است كه تكبّر را لازم دارد و به همراه آن سرزمين وجود انسان را به تباهي مي‌كشاند امّا صفاتي كه پس از بوجود آمدن تكبّر نيز پيدا خواهند آمد عبارتند از: كينه نسبت به افرادي كه در برابر او مي‌ايستند و از او اطاعت نمي‌كنند. مكر و حيله پشت سر افرادي است كه انسان متكبّر نمي‌تواند با آنها به طور مستقيم مقابله كند. و در نهايت، شكستِ روحي و سرخوردگي براي فرد متكبّر بوجود مي‌آيد زيرا حكومت و سلطة او بر افرادي كه حتي وي را پذيرفته‌اند دوامي نخواهد يافت و به زودي تنها خواهد گشت. دستِ آخر، كار او به نااميدي، پشيماني و حسرت بر گذشته خواهد انجاميد.
آيندة متكبّر:
طبق مطالبي كه تاكنون گفتيم آيندة شخص متكبّر به وضوح روشن است، امّا براي روشن شدن مطلب روي گدايي به درِ خانة مولايمان عليّ‌ابن‌ابيطالب(ع) مي‌آوريم تا كام تشنة خود را با نَمي از يمِ علوم ايشان سيراب مي‌كنيم. بابِ شهر علم پيامبر(ص) آيندة چنين شخصي را در لسان مبارك خود اين گونه بيان مي‌دارد:
((پس شيطان دشمن خدا و پيشواي متعصّب‌ها و سرسلسلة تكبّران است كه اساس عصبيّت رابنا نهاد. و بر لباس كبريايي و عظمت، با خدا درافتاد، لباس بزرگي را بر تن پوشيد و پوشش تواضع و فروتني را از تن درآورْد. آيا نمي‌نگريد كه خدا به خاطر خود‌بزرگ‌بيني، او را كوچك ساخت، و به جهت بلند‌پروازي او را پست و خوار گردانيد؟! پس او را در دنيا طرد شده و آتش جهنم را در قيامت براي او مهيا فرمود.)) *2
پس كوچك شدن، خوار شدن، طرد شدن و سرانجام آتش جهنم مقصدهايي هستند كه مسير تكبّر به آنها منتهي مي‌شود، و اميرالمؤمنين(ع) در اين مورد ابليس را مثال مي‌زنند تا به عنوان الگوي يك متكبّر در اذهان مردم باشد و از عاقبت امرِ او عبرت بگيرند.

عبرت از ابليس، ((حَبطِ اعمال)):
اميرالمؤمنين(ع) در دنباله همين خطبه مي‌فرمايند اگر خداوند مي‌خواست حضرت آدم(ع) را از نوري كه چشم‌ها را خيره كند و زيباييش عقل‌ها را مبهوت سازد و... مي‌آفريد تا آزمايش ملايكه و ابليس در سجدة بر او آسان شود ولي او را از گِل آفريد و اين را امتحان و آزمايش خود قرار داد. بهتر است پايان اين بحث را با جملات زيباي اسوة اخلاق و ايمان، اميرمؤمنان حضرت علي(ع) به پايان بريم. اميرالمؤمنين(ع) پس از بيان امتحان الهي مي‌فرمايند:
((خداوند مخلوقات خود را با اموري كه آگاهي ندارند آزمايش مي‌كند (شرط ايمان)، تا بد و خوب تميز داده شود و تكبّر و خودپسندي را از آن‌ها بِزدايد و خودبزرگ‌بيني را از آنان دور كند، پس، از آنچه خداوند نسبت به ابليس انجام داد عبرت گيريد، زيرا اعمال فراوان و كوشش‌هاي مداومِ او را با تكبّر از بين برد. او شش هزار سال عبادت كرد كه مشخص نيست (شما نمي‌فهميد) از سال‌هاي دنيا يا آخرت است. اما با ساعتي تكبّر همه را نابود كرد. چگونه ممكن است پس از ابليس، فرد ديگري همان اشتباه را تكرار كند و سالم بماند؟! نه، هرگز!... بين خدا و خلق، دوستيِ خاصّي وجودندارد كه به خاطر آن، حرامي را كه بر جهانيان ابلاغ فرموده حلال بدارد!)) *3
ــــــــــــــــــــــــــــــ
پي نوشتها:
1ـ نهج‌البلاغه فيض‌الاسلام خطبه 234 معروف به خطبه قاصعه ص 785.
2ـ همان ص 778.
3ـ همان ص 780.

ارسال شده توسط"ققنوس"

تعداد بازديد:96     1390/4/6 6:51:23 ق.ظ

0 امتياز
0 تعداد

نظر کاربران:


مصطفي -[1390/5/30 2:19:35 ق.ظ]

با سلام وخسته نباشيد خدمت دوست عزيزم. دوست من مظالبي كه در اين متن به اون اشاره كرديد خيلي سنگين، لطفا مطالب رو ثليلث تر توضيح دهيد.يا علي مدد

نظر شما درباره ی این مطلب
نام:
متن:
ایمیل:
ارسال این مطلب به دوستان
نام و نام خانوادگی فرستنده:
ایمیل گیرنده:

استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع است
درباره ما   تماس با ما