محتوای فطرت
جستجو در اخبار

``گرگ درون`` شعري از فريدون مشيري

گرگ درون

گفت دانايي كه گرگي خيره سر

هست پنهان در نهاد هر بشر


لاجرم جاري است پيكاري بزرگ

روز و شب مابين اين انسان و گرگ

زور بازو چاره اين گرگ نيست

صاحب انديشه داند چاره چيست

اي بسا انسان رنجور و پريش

سخت پيچيده گلوي گرگ خويش

اي بسا زور آفرين مردِ دلير

مانده در چنگال گرگ خود اسير

هركه گرگش را دراندازد به خاك

رفته رفته مي‌شود انسان پاك


هركه با گرگش مدارا مي‌كند

خلق و خوي گرگ پيدا مي‌كند

هركه از گرگش خورد دايم شكست

گرچه انسان مي‌نمايد، گرگ هست

در جواني جان گرگت را بگير

واي اگر اين گرگ گردد با تو پير

روز پيري گركه باشي همچو شير

ناتواني در مصاف گرگ پير

اينكه مردم يكدگر را مي‌درند

گرگهاشان رهنما و رهبرند

اينكه انسان هست اين سان دردمند

گرگها فرمان روايي مي‌كنند

اين ستمكاران كه با هم همرهند

گرگهاشان آشنايان همند

گرگها همراه و انسانها غريب

با كه بايد گفت اين حال عجيب

فريدون مشيري

1390/01/17 9:46 AM -

تعداد بازديد:385     1390/1/17 1:22:21 ق.ظ

0 امتياز
0 تعداد

نظر کاربران:


حسین -[1391/12/13 11:3:45 ق.ظ]

جوامع سنتی مکاتیست امن برای زندگی و پرورش گرگان .


علي -[1391/12/5 5:13:56 ق.ظ]

مي خواستم بگم ضمناهرکسي فقط به گرگ خودش دسترسي داره اگر کسي به گرگ ديگري بپردازه از گرگ خودش غافل مي شه و غفلت از گرگ عاقبتش معلومه.با تشکر از اين که گرگم رو به من ياد آوري کردي آقاي مشيري عزيز


hamid -[1391/11/20 12:21:0 ق.ظ]

marekeh zibast harf nadasht


morteza -[1391/9/15 9:34:23 ق.ظ]

پر از مفهوم....درود بر شما


عادل -[1391/8/6 3:21:14 ب.ظ]

ممنون از پاس داران پارسی


نرگس -[1391/7/24 9:59:5 ق.ظ]

واقعا فوق العادست بسیار سپاس


reza -[1390/1/17 5:37:22 ق.ظ]

مرسي از اين شعر زيبا.قشنگ ترين شعري بود كه تا حالا شنيدم


-[1390/1/17 3:55:48 ق.ظ]

حالا چرا رنگين کمون درست کردين؟ يعنی ما اينقدر نافهميم؟

نظر شما درباره ی این مطلب
نام:
متن:
ایمیل:
ارسال این مطلب به دوستان
نام و نام خانوادگی فرستنده:
ایمیل گیرنده:

استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع است
درباره ما   تماس با ما