"غدیر"و"کهنگی تاریخی"، دو مفهوم متضاد!

از دیر زمان، غدیر از بحث بر انگیزترین حوادث تاریخ اسلام در حوزه‏ ی کلام و اعتقادات اسلامی بوده است. این امر ناشی از حساسیت و سرنوشت ساز بودن این روز در مسأله‏ ی امامت و خلافت است.
جانشینی رسول خداصلی الله وعلیه وآله نقطه‏ ی اصلی اختلاف میان دو گروه اصلی مسلمانان است، شیعیان جانشینی را امری الاهی می‏ دانند که با وجود نصوص صریح رسول خداصلی الله وعلیه وآله به امت واگذار نشده است؛ اما اهل سنت به تعیین الاهی امام از جانب پیامبر باور ندارند و معتقدند این امر حساس بعد از آن حضرت به اختیار و انتخاب مسلمانان وانهاده شده است.
در این میان گروهی نیز پرداختن به بحث غدیر و خلافت را بحثی صرفاً تاریخی می‏ دانند و معتقدند در حال حاضر، روشن شدن زوایای تاریخی این بحث ضرورتی ندارد و حل و فصل این دعوای تاریخی ضرر و نفعی به حال اسلام و مسلمانان نخواهد داشت. این گروه حتی این گونه مباحث را دامن زدن به اختلافات و تفرقه افکنی و شق عصای امت تلقی می‏ کنند.
در این نوشتار، به نقد و بررسی این نظر با تکیه بر منابع تاریخی و روایی معتبر خواهیم پرداخت. اگر قدری در متون روایی محدثان سنی تفحص کنیم، رد پای حدیث غدیر در جای جای این منابع به وضوح به چشم می‏ خورد. اخبار بسیاری از غدیر و حوادث پیرامونی آن، به خصوص خطبه‏ ی رسول خداصلی الله وعلیه وآله، حتی در منابع غیر شیعی موجود است و حدیث <ألست أولی بکم من أنفسکم؟... فمن کنت مولاه فعلی مولاه؛ اللهم وال من والاه و عاد من عاداه...> از نظر قواعد علم حدیث، جزو احادیث متواتر و بلکه فراتر از آن است که از بیش از ۱۱۰ صحابی و ۸۵ تابعی نقل شده است.(۱)
ضیاء الدین مقبلی از علمای سنی (م ۱۱۰۸) می‏ گوید: <اگر بنا باشد حدیث غدیر را (با این همه مدارک) محرز و مسلم ندانیم، باید قبول کنیم که هیچ واقعه ‏ای در دین اسلام قابل اثبات نیست.>(۲)
شمس الدین جزری (م۷۳۹) نیز منکران حدیث غدیر را بی‏ اطلاع قلمداد می‏ کند.(۳)
از یک سو، قراین بی‏شماری که در تاریخ و در متن خطبه موجود است، دلالت این حدیث بر خلافت و جانشینی بلافصل امیر مؤمنان را محرز می‏ کند و از سوی دیگر - به موجب آیاتی که در این روز نازل شده است(۴)
- خداوند ثمردهی تلاش ۲۳ ساله‏ ی پیامبر و اصحاب راستینش را منوط به نصب و معرفی امیرالمؤمنین علیه ‏السلام به مقام خلافت و امامت و پیروی مردم از آن حضرت می‏ داند. یعنی دینی تمام و کامل و مورد رضای خداوند است که همراه با ولایت علی علیه ‏السلام باشد.
از این رو شیعه به ماجرای غدیر تنها به دیده ‏ی واگذاری خلافت و به عنوان یک مسأله‏ ی تاریخی نمی ‏نگرد؛ که به نص صریح قرآن، اسلام را بدون ولایت ا یمه‏ علیهم ‏السلام، دینی ناقص می‏ داند.
آیه‏ ی اکمال نشان می‏ دهد همان طور که در قیامت، تنها دین اسلام از بندگان پذیرفته خواهد شد، اسلام کسانی نیز که ولایت حضرت علی را (به معنای صحیح آن) قبول ندارند، کامل نخواهد بود و این دین ناقص، مورد پذیرش و رضای خداوند متعال نیست.
از نظر شیعه امامت هرگز به زمامداری محدود نیست و این تنها یکی از شؤون امامت است؛ بلکه لازمه‏ ی امامت پذیرش مقام علمی اهل بیت‏ علیهم ‏السلام به عنوان یگانه عالم به علوم قرآن و سنت نبوی است؛ یعنی تنها اهل بیت ‏اند که قرآن و سنت را بی کم و کاست می‏ شناسند و به دیگران نیز به درستی می ‏آموزند. لذا تمامی مردم موظف اند به ایشان مراجعه کنند؛ دین را از ایشان بیاموزند و از آنان به طور کامل فرمان برند؛ اما در عمل بسیاری از مسلمانان راه اهل بیت‏ علیهم ‏السلام را دنبال نکردند و پیروی از دیگران را به تبعیت از اهل بیت‏ علیهم ‏السلام ترجیح دادند.
پیامدهای شوم و ناگوار پیروی از خلفای غیر الاهی و عدم اتخاذ دین از منبع صحیح آن - که پیروی نکردن از سنت پیامبر را به دنبال داشت - همواره گریبان‏ گیر امت اسلام بوده است.
و به راستی! آیا رها کردن باب علم نبوی و مخزن علم الاهی و جداکننده ‏ی حق از باطل و پیروی از جویندگان قدرت و ثروت و غاصبان مقام خلافت، حاصلی جز تفرقه و گمراهی دارد؟
خلیفه ‏ای که فرمان تهاجم به خاندان پیامبر را صادر می‏ کند(۵) و بر فراز منبر، دخت پیامبر گرامی اسلام، حضرت زهراعلیها السلام را دروغ‏گو! می‏ شمارد(۶) و در حالی که خود معنی بعضی کلمات قرآن را نمی‏ داند، آن را به رأی خود تفسیر می ‏کند(۷) یا کسی که با جماعتی به سوی خانه‏ ی حضرت علی بن ابی طالب‏ علیه ‏السلام به راه می ‏افتد و حرمت دخت پیامبر را پاس نمی‏ دارد و آتش برمی‏ افروزد و پیشوای پرهیزگاران را به قتل تهدید می‏ کند تا برای خلیفه‏ ی سقیفه بیعت بگیرد(۸) یا آن کسی که نقل حدیث از پیامبر را نهی می‏ کند تا به زعم او، مردم قرآن را رها نکنند(!)(۹) و به همین دلیل، در زمان خلافت خود، عبدالله بن مسعود و عده‏ ای دیگر را به دلیل کثرت نقل احادیث پیامبر، در مدینه زندانی می‏ کند(۱۰) و یا آن خلیفه ‏ای که ابوذر را - که در برابر چپاول‏ های او از بیت المال تاب نیاورد - به ربذه تبعید می ‏کند(۱۱)... به راستی، آیا این گروه با خاندان وحی قابل مقایسه ‏اند و آیا شایسته است که رفتارشان الگوی هدایت دینی مسلمانان قرار گیرد؟(۱۲)
بعد از آن نیز معاویه - که سوگند یاد کرده بود نام پیامبر را دفن کند(۱۳)
- جعالان حدیث را به کاخ خود فرا خواند تا با پول او تاریخ زندگانی و سنت پیامبر تحریف گردد و احادیث دروغین در منقبت خلفا ساخته شود(۱۴) و در اثر کج اندیشی و فهم نادرست از دین، چه بسیار زهاد و صلحای مکتب اهل سنت که برای رضای خدا به جعل حدیث رو آوردند!(۱۵)
به این ترتیب، کتب بسیاری در زمینه‏ های مختلف بر پایه‏ ی همان روایات دروغین ساخته شد و رفته رفته مذاهب ساختگی یکی پس از دیگری ظهور یافت و مسلمانان را - که از صراط مستقیم به دور مانده بودند - دچار تفرق بیشتری کرد و روز به روز پایه‏ های اتحاد اسلامی متزلزل‏ تر شد؛ در حالی که طبق فرموده ‏ی قرآن تنها راه رستگاری و ایجاد اتحاد، اعتصام به حبل المتین الاهی، حضرت علی علیه ‏السلام است: <واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرقوا(۱۶).> و پیامبر اکرم‏ صلی الله وعلیه وآله در تفسیر این آیه فرمود: <ریسمان خدا که باید به آن تمسک بجویید، علی‏ علیه‏ السلام و اهل بیت اویند.>
(۱۷) در جای دیگر نیز حضرت علی‏ علیه ‏السلام خدمت رسول اکرم ‏صلی الله وعلیه وآله عرض کرد: <ای رسول خدا! فرقه نجات یابنده کدام است؟> فرمودند: <آنهایی که روش تو و یاران تو را دارند و به آن تمسک می‏ جویند.>(۱۸)
از این رو، شیعه توجه به غدیر را توجه به قرآن و سنت نبوی و کامل کننده ‏ی اسلام راستین می داند، بلکه تا از اسلام اسم و رسمی باقی است و مسلمانان را دغدغه سعادت و هدایت است، پیام غدیر که همانا دعوت به صراط مستقیم و خواندن به تنها راه نجات امت است زنده و جاوید است.

پی نوشت ها
۱- ر.ک. عبقات الانوار اثر مرحوم میرحامد حسین هندی؛ و الغدیر اثر علامه‏ ی امینی
۲- الغدیر۱/۳۰۷
۳- أسنی المطالب ۴۸/
۴- آیه‏ ی اکمال (سوره مایده۳/) و آیه‏ ی ابلاغ (سوره مایده۶۷/)
۵- تاریخ أبی‏ الفداء ۱/۱۵۶، العقد الفرید ۲/۲۵۳.
۶- شرح نهج البلاغه ‏ی ابن أبی ‏الحدید ۴/۸۰(چاپ قدیم).
۷- سنن دارمی ۲/۳۶۵؛ سنن بیهقی ۶/۲۲۳؛ تفسیر ابن کثیر ۱/۴۶۰
۸- تاریخ أبی ‏الفداء ۱/۱۵۶؛ الامامه و السیاسه ۱/۱۲؛ تاریخ طبری ۳/۱۹۸؛ شرح نهج البلاغه ۱/۱۳۴؛ أنساب الاشراف ۱/۵۸۶
۹- سنن دارمی ۱/۸۵؛ مستدرک الصحیحین ۱/۱۰۲.
۱۰- مستدرک ۱/۱۱۰؛ تذکره الحفاظ ۱/۷؛ مجمع الزواید ۱/۱۴۹
۱۱- صحیح بخاری ۳/۷، کتاب الزکاه؛ أنساب الاشراف ۵/۵۴-۵۲؛ فتح الباری ۳/۲۱۳؛ کامل ابن اثیر ۳/۴۳
۱۲- در کتاب الغدیرج ۹-۶ از طریق اهل سنت، بسیاری از مطاعن، الگوهای دینی اهل سنت و بدعت‏ های آنان، مورد بررسی قرار گرفته و فضایلی که برای آنان جعل شده نقد شده است.
۱۳- مروج الذهب ۲/۳۴۲-۳۴۱؛ الاخبار الموفقیات ۵۷۶/؛ الغدیر ۱۰/۲۸۳.
۱۴- شرح نهج البلاغه ۱/۳۸۵(چاپ قدیم)؛ الغدیر ۱۱/۷۳.
۱۵- صحیح مسلم ۱/۱۳؛ تاریخ بغداد ۲/۹۸.
۱۶- سوره آل عمران(۱۳۰(۳/.
۱۷- الصواعق المحرقه ۹۳/
۱۸- الاصابه فی تمییز الصحابه ۲/۱۷۴



سایت فطرت